استاد اسماعیل نوری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «آیاتی از فضایل امیر مؤمنان علیه السلام» پرداخت.
/270/260/20/
فضایل مشترک و مختصّ امیرمؤمنان
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: فضایل حضرت علی علیه السلام به دو نوع (مشترک و مختص) تقسیم می شود و در اینجا به ذکر برخی از آیات مربوط به فضایل اختصاصی وی اکتفا می کنیم. البته ممکن است برخی از آیاتی که ذکر می شود، به امامان دیگر، یا به بعضی از مؤمنان نیز شامل بشود، ولی علی علیه السلام در رأس همه قرار دارد.
نمونه هايی از آيات مربوط به فضايل علی علیه السلام
1. وی افزود: با توجه به اينكه بنای ما بر اختصار است، از ذكر تمام آيات مربوط به فضائل مولای متقيان علی بن ابی طالب علیه السلام صرف نظر کرده، و فقط به چند نمونه از آنها اشاره مي کنیم: در سورۀ بقره، آیۀ 207 در «لیلة المبيت» به پاس فداكاري آن حضرت نازل شده است. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» (بقره: 207)
2. این استاد درس خارج حوزه افزود: سورۀ عاديات، مربوط به پيروزی لشكر اسلام در «ذات السّلاسل» به فرماندهی علی علیه السلام است. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً (1) فَالْمُورِياتِ قَدْحاً (2) فَالْمُغيراتِ صُبْحاً (3) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً (4) فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً (5) إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ (6) وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهيدٌ (7) وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَديدٌ (8) أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ (9) وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ (10) إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبيرٌ (11)»
3 . وی در ادامه بیان کرد: در سورۀ مائده، آيه 55 به پاس اعطای انگشتر توسط حضرت اميرمؤمنان علیه السلام به سائل در حال ركوع، نازل شده است. «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» (مائده: 55)
4. استاد نوری خاطرنشان کرد: در سورۀ مائده، آيه 67 آیه ای است که به «آيۀ تبليغ» معروف است؛ همان آیه ای كه در هيجدهم ذي الحجه (روز غدير خم) نازل شد: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه»؛ و پيامبر اسلام را مأمور ابلاغ ولايت امير مؤمنان علي نمود و پيامبر نيز در همان روز به اين مأموريت عمل كرد.
5. وی اضافه نمود: پس از نصب امیرمؤمنان بر ولایت، آیۀ 3 سورۀ مائده نازل شد: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا» و به عنوان «آيۀ اكمال دين» نام گرفته است.
6. این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در سورۀ معارج، آيۀ 1 ـ 3 كه می فرمايد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ * لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ * مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ» نيز پس از واقعۀ غدير نازل شده و خبر از هلاكت و گرفتار عذاب شدن كسی میدهد كه منكر ولايت امير مؤمنان علی علیه السلام بود.
7 . استاد نوری افزود: درسورۀ حمد (فاتحة الكتاب)، آيه 6 و 7 می فرمايد: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ * صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ»؛ ما را به راه راست هدايت كن، راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى نه كسانى كه بر آنان غضب كرده اى و نه گمراهان»
وی خاطرنشان کرد: فرات بن ابراهيم كوفی با چند واسطه از رسول خدا روايت كرده كه در تفسير «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» فرموده: «دِينُ اللَّهِ الَّذِی نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ عَلَى مُحَمَّدٍ؛ يعنی (در نماز، به خدا عرض مي كنیم) خدايا! ما را به آن دينی كه جبرئيل علیه السلام به محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل كرده، راهنمايي كن.»
و در تفسير «صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ» فرموده: «شِيعَةِ عَلِیٍّ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ بِوَلايَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ علیه السلام لَمْ تَغْضِبْ عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يَضِلُّوا؛ [خدايا] شيعه علی علیه السلام كساني هستند كه به بركت ولايت علی بن ابی طالب علیه السلام بر آنان نعمت داده ای، بر ايشان غضب نكرده ای و گمراه نشده اند» (تفسير فرات، ص 51، ح 10؛ بحار الانوار، ج 36، ص 128، ح 71)
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: در حديثي از امام صادق علیه السلام روايت شده كه در تفسير «صراط مستقيم» فرموده: «الطَّرِيقُ وَ مَعْرِفَةُ الإِمَامِ؛ [منظور،] راه و شناخت امام است.» (تفسير قمي، ج 1، ص 28)
وی افزود: در حديث ديگر از آن حضرت آمده: «هُوَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ وَ مَعْرِفَتُهُ؛ منظور از صراط مستقيم، امير مؤمنان و شناخت او است.» (همان، و تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 21، ح 90)
استاد اسماعیل نوری خاطرنشان کرد: در حديث ديگر از همان امام علیه السلام میخوانیم: «وَ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيم؛ به خدا سوگند، صراط مستقيم، ما هستيم.» (تفسير نور الثقلين، حويزي، ج 1، ص 21، ح 89)
وی خاطرنشان کرد: روشن است كه ميان اين روايات، هيچگونه منافاتی وجود ندارد، زيرا آنگونه كه از آيات قرآن استفاده می شود: صراط مستقيم همان آيين خداپرستی، دين حق و پايبند بودن به دستورات خدا می باشد. (ر.ك: انعام، آيه 61؛ يس، آيه 60 و 61؛ آل عمران، آيه 101) و مسلّم است كه حضرت علی علیه السلام و امامان ديگر و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم همه به همان دين حق دعوت میكردند، لذا هم رهرو و هم راهنمای «صراط مستقيم» می باشند. (تفسير نمونه، ج 1، ص 77 و 78) و ما نيز بايد از آنان پيروی كرده و رهرو همان راه باشيم.
8 . استاد اسماعیل نوری خاطرنشان کرد: در سورۀ يس، آيه 12 می فرمايد: «وَ كُلَّ شَیْءٍ أَحْصَيْناهُ فِی إِمامٍ مُبِين»؛ «و همه چيز را در «امام مبين» برشمردهايم.» غالب مفسران «امام مُبِين» را در اين آيه به عنوان «لوح محفوظ» همان كتابی كه همۀ اعمال و همۀ موجودات و حوادث اين جهان در آن ثبت و محفوظ است، تفسير كرده اند. (ر.ک: الميزان، ج 17، ص 67؛ تفسير نمونه، ج 18، ص350)
وی افزود: رواياتي از طرق اهل بيت علیهم السلام وارد شده كه در آنها «اِمام مُبين» به امير مؤمنان علی علیه السلام تفسير شده است كه به دو مورد از آنها اشاره می كنيم:
الف) از امام باقر علیه السلام روايت شده كه از پدرش از جدش نقل فرموده: «هنگامی كه اين آيه نازل شد، ابوبكر و عمر برخاستند و عرض كردند: ای رسول خدا! آيا منظور از «امام مبين» تورات است؟ فرمود: نه، گفتند: اِنجِيل است؟ فرمود: نه، عرض كردند: قرآن است؟ فرمود: نه، در اين حال امير مؤمنان علیه السلام به سوی آنان میآمد هنگامی كه چشم پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او افتاد فرمود: «هُوَ هَذَا! إِنَّهُ الإِمَامُ الَّذِي أَحْصَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهِ عِلْمَ كُلِّ شَيْءٍ؛ امام مبين، همين مرد است! كه خدای متعال علم همه چيز را در او اِحصا فرموده است.» (معاني الاخبار، شيخ صدوق، ص 95؛ نور الثقلين، ج 4، ص 397، ح 27)
ب) ابن عباس از اميرمؤمنان علیه السلام روايت كرده كه فرمود: «أَنَا وَ اللَّهِ الإِمَامُ الْمُبِينُ أُبَيِّنُ الْحَقَّ مِنَ الْبَاطِلِ وَرِثْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم ؛ به خدا سوگند، امام مبين، من هستم كه حق را از باطل آشكار میسازم، اين علم را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ارث برده ام (آموخته ام)» (تفسير قمي، ج 2، ص 212؛ نور الثقلين، حويزي، ج 4، ص 379، ح 28)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علامه طباطبايي رحمت الله علیه پس از نقل دو حديث فوق مي گويد: مضمون اين دو حديث، اگر سندشان صحيح باشد، مربوط به تفسير آيه نيست؛ بلكه مربوط به باطن قرآن و اِشارات آن است. و هيچ مانعي ندارد كه خدای تعالی به بندهاش كه دارای اعتقاد كامل به توحيد و عبوديّت خالص برای اوست، علم به همۀ معلوماتی كه در «كِتاب مُبين» است عطا نمايد، در حالی كه امير مؤمنان علی علیه السلام پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم «سَيّد المُوَحِّدِين» است. (الميزان، ج 17، ص 70)
استاد نوری گفت: در تفسير نمونه پس از نقل دو حديث مزبور مي نويسد: گر چه بعضي از مفسران، همچون «آلوسی» از نقل اينگونه روايات از طريق شيعه وحشت كرده، و آن را به نادانی و بی خبری از تفسير آيه نسبت داده اند، ولی با كمی دقّت روشن می شود: اين گونه روايات، منافاتی با تفسير «امام مبين» به لوح محفوظ ندارد؛ زيرا قلب پاك پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در درجۀ اول، و قلب وسيع جانشين او در درجۀ بعد، آئينه هايی است كه لوح محفوظ را منعكس مي كند، و قسمت عظيمی از آنچه در لوح محفوظ است، از سوی خدا به آن الهام میگردد، به اين ترتيب، نمونهای از «لوح محفوظ» میباشد، و بنابراين اطلاق «امام مبين» بر آن، مطلب عجيبي نيست، چرا كه فرعی است كه از آن اصل گرفته شده، و شاخه ای است كه به آن ريشه باز می گردد. (تفسير نمونه، مكارم شيرازي و همكاران، ج 18، ص 355)
وی در ادامه خاطرنشان کرد: جالب است بدانيم كه «آلوسي» (از علمای متعصّب اهل سنت) پس از نقل «تفسير امام مبين به علی علیه السلام از بعضی از شيعه و نسبت دادن غلوّ و نادانی به آنان، گفته است: ممكن است گفته شود كه در اصطلاح شيعيان عنوان «كتاب مبين» بر انسان كامل نيز اطلاق میگردد، در اين صورت اين مطلب (تفسير امام مبين به علي علیه السلام) قابل قبول خواهد بود، زيرا كمال علی علیه السلام به گونهای است كه جز افراد ناقص العقل بیدين كسی نمیتواند انكار نمايد (و كمال عليّ كرّم الله تعالي وجهه لا يُنكِره اِلاّ ناقص العقل عَدِيم الدِّين) (روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج 11، ص 392.) آلوسی با این بیان، به کمال علی علیه السلام اعتراف کرده است.
9. این استاد حوزه علمیه قم افزود: درسورۀ رعد، آيه 43 می فرمايد: «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»؛ «آنها كه كافر شدند میگويند: تو پيامبر نيستی. بگو: كافی است كه خدا، و كسی كه علم كتاب نزد او است، ميان من و شما گواه باشند.»
وی افزود: مفسران قرآن، در بيان مراد جملۀ «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» چند قول دارند:
الف) بعضي گفتهاند: منظور از كتاب، «لوح محفوظ» و منظور از «مَنْ عِنْدَهُ» خداست. «زمخشری» اين نظر را از «حَسَن» نقل و تأييد نموده است. (الكشّاف عن حقائق غوامض التنزيل، محمود زمخشري، ج 2، ص 536)
آلوسی نيز اين قول را از «حسن» و «زجاج» نقل كرده است. (روح المعاني، ج 7، ص 166)
ب) بعضی ديگر گفته اند: مقصود از «كتاب»، «لوح محفوظ» و مقصود از «مَنْ عِنْدَهُ» «جبرئيل» است؛ آلوسی اين نظر را از «ابن ابی حاتم» و از «سعيد بن جبير» نقل و ردّ كرده است. (همان)
ج) و بعضی گفتهاند: مراد از «كتاب»، تورات و انجيل است و مراد از «مَنْ عِنْدَهُ» دانشمندان اهل كتاب است كه نشانههای پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در كتب آسمانی خود خوانده بودند، و از روی آگاهی و علاقه به او ايمان آوردند. (همان، ص165)
اين قول نيز ردّشده است، به اين دليل كه اين سوره (رعد) در مكه نازل شده و در آن زمان هنوز دانشمندان اهل كتاب ايمان نياورده بودند و پس از هجرت ايمان آوردند، بنابراين، مضمون اين آيه كه در مكه نازل شده، قابل تطبيق بر آنان نمیباشد. (همان، ص 165 و 166؛ الميزان، طباطبايي، ج 11، ص 385؛ مجمع البيان، طبرسي، ج 6، ص 462)
د) قول ديگر اين است كه: منظور از «كتاب»، قرآن كريم است، و مضمون اين قسمت از آيه چنين ميشود: هر كس كه اين كتاب (قرآن) را فرا گرفته و بر آن عالِم گشته و متخصّص در آن میباشد، او گواه است بر اين كه آن (قرآن) از ناحيۀ خدا است،و من (پیامبر) هم كه آورندۀ قرآنم، رسول خدا هستم. در نتيجه، پايان اين سوره با آغاز و اواسط آن ارتباط پيدا ميكند؛ زيرا در آيۀ اول فرمود: «تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُون»؛ و در آيه 19 فرمود: «أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْباب» (ر.ك: الميزان، ج 11، ص386.)
وی افزود: در روايات بسياری آمده است كه منظور از «مَنْ عِنْدَهُ، وجود مقدس علی بن ابی طالب علیه السلام است. چرا چنين نباشد در حالی كه به اعتراف دوست و دشمن و طبق روايات صحيح و متواتر، علی علیه السلام از همۀ امّت عالمتر و آشناتر به كتاب خدا بوده است. آلوسي، با آن تعصّب شديدی كه دارد، پس از نقل اين قول از محمدبن حنفيه و امام باقر علیه السلام ، میگويد: «و لعمری أنّ عنده رضیالله تعالی عنه عِلمُ الكتاب كَمُلاً، لكن الظاهر أنّه كرّم الله وجهه غيرُ مُراد؛ به جان خودم سوگند، علم كتاب به طور كامل، نزد علي علیه السلام است، ولی ظاهر اين است كه مقصود اين آيه، آن حضرت نمي باشد.» (روح المعاني، آلوسي، ج 7، ص166)
استاد نوری تأکید کرد: ملاحظه می فرماييد كه اين عالم متعصّب نيز به كمال علم علی علیه السلام و آشنايی كامل او به قرآن، اعتراف كرده! اگرچه در پايان كلام خود شمول آيه به آن حضرت را قبول نكرده و هيچ دليلی بر اين عدم قبول ارائه نكرده است! در حالی كه علی رغم ميل آقای آلوسی، روايات بسياری ـ در حدّ تواتر معنوی ـ از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام به دست رسيده است كه اثبات میكند: مقصود اين آيه، وجود مقدّس مولای متقيان امير مؤمنان علی علیه السالم است؛ مرحوم سيد هاشم بحرانی بيست وپنج مورد از آنها را در تفسير آيه مورد بحث، نقل كرده است. (البرهان، ج3، ص272 ـ 277.)
وی افزود: علامه طباطبايي نيز در تفسير اين آيه، هشت حديث نقل كرده و در ضمن نقل آنها به بيست حديث ديگر نيز اشاره نموده است. (الميزان، ج11، ص387 ـ 389.) همچنين علامه مجلسي، نوزده حديث در اين باره نقل كرده است. (بحار الانوار، ج35، ص429 ـ 434.)
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از ميان آن روايات، فقط به نقل سه مورد زیر اكتفا مي کنیم:
الف) ابو حمزه ثمالی میگويد: از امام باقر علیه السلام شنيدم در تفسير آيه ﴿قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِی وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾؛ میفرمود: «الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أبِی طَالِبٍ علیه السلام؛ آن كس كه علم كتاب نزد او است، علي بن ابی طالب علیه السلام است.» (البرهان، بحراني، ج 3، ص 274)
ب) فضيل بن يسار میگويد: امام باقر علیه السلام در تفسير اين آيه فرمود: «نَزَلَتْ فِی عَلِیٍّ علیه السلام إِنَّهُ عَالِمُ هَذِهِ الأُمَّةِ بَعْدَ النَّبِىِّ صلی الله علیه و آله و سلم؛ اين آيه در شأن علی علیه السلام نازل شده است؛ زيرا پس از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم او عالم اين امت است.» (همان، ص 275؛ تفسير عياشي، ج 2، ص 221؛ تفسير صافي، فيض كاشاني، ج 3، ص 77)
ج) ابو سعيد خدری میگويد: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دربارۀ آيه ﴿قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتاب)؛ سؤال كردم فرمود: «ذَاكَ وَصِیُّ أَخِی سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُد؛ او وصیّ و جانشين برادرم سليمان بن داود بود» عرض كردم: مقصود ازآيۀ ﴿قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِی وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾ كيست؟ فرمود: «ذَاكَ أَخِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ؛ او برادرم علی بن ابی طالب است.» (بحار الانوار، ج35، ص429؛ الميزان، ج 11، ص 387 و 388.)
البته اين روايات، دليل بر انحصار آيه در يك مصداق نمیباشد، زيرا مضمون «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب» قابل تطبيق بر هر كسی است كه آگاهی كامل بر قرآن داشته باشد، لذا بر بقيۀ امامان نيز شامل میشود، همچنان كه در دو روايت زير آمده است:
بريد بن معاويه عجلی میگويد: دربارۀ مراد آيه، از امام باقر علیه السلام سؤال كردم، فرمود: «إِيَّانَا عَنَى وَ عَلِیٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله و سلم؛ اين آيه، ما را قصد كرده (مراد آيه، ما هستيم) و علی علیه السلام اول و افضل ماست، و او بعد از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بهترين ما میباشد.» (تفسير عياشي، ج 2، ص 220؛ البرهان، ج 3، ص 272 و 273؛ الميزان، ج 11، ص 387؛ تفسير صافي، ج 3، ص 77.)
و عبد الله بن كثير میگويد: امام صادق علیه السلام دست بر سينۀ خود گذاشت و فرمود: «عِنْدَنَا وَ اللَّهِ عِلْمُ الْكِتَابِ كمُلاً؛ سوگند به خدا، علم و آگاهی كامل به كتاب، نزد ما (اهل بيت) است» (مجمع البيان، طبرسي، ج 6، ص 462)
10. استاد اسماعیل نوری خاطرنشان کرد: در سورۀ آل عمران آيه 103 می فرمايد: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»؛ «و همگي به ريسمان الهی چنگ بزنيد، و پراكنده نشويد.» دربارۀ اينكه منظور از «حَبلِ الله» چيست؟ مفسران قرآن، احتمالات مختلفی ذكر كردهاند: از جمله: قرآن، اسلام، پيامبر و علی و اولاد معصوم او علیهم السلام را ذكر كردهاند. (الميزان، ج 3، ص 369؛ تفسير نمونه، ج 3، ص 41) در رروايات معصومين علیهم السلام نيز برای «حَبلِ الله» معانی مختلف نقل شده، ولی بيشتر به ولايت علی علیه السلام تطبیق شده است كه سه روایت در این زمینه نقل میکنیم:
الف) شخصي به نام «ابن يزيد» میگويد: تفسير آيه را از ابو الحسن (امام كاظم علیه السلام) پرسيدم؟ فرمود: «عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ؛علیّ بن ابیطالب علیه السلام ريسمان محكم خداست.» (تفسير عياشي، ج 1، ص 194؛ البرهان، بحراني، ج 1، ص672،ح 7، نور الثقلين، ج 1، ص 377، ح 303)
ب) از امام سجاد علیه السلام روايت شده است: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به اصحاب خود كه در مسجد بودند، فرمود: مردی از اهل بهشت اكنون به مسجد میآيد و از مطلب مهمّی كه برای او ضروری است، سؤال خواهد كرد، پس مردی وارد شد كه شبيه مردم مصر بود، سلام داد، نشست و گفت: يا رسول الله! خدا فرموده است ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا﴾؛ منظور از «حَبلِ الله» كه ما موظّف به تمسّك به آن شدهايم، چيست؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم لحظهای سكوت كرد، بعد سرش را بلند كرد و به سوی علیّ بن ابی طالب علیه السلام اشاره نمود و فرمود: «هَذَا حَبْلُ اللَّهِ الَّذِی مَنْ تَمَسَّكَ بِهِ عُصِمَ فِی دُنْيَاهُ وَ لَمْ يَضِلَّ فِي آخِرَتِهِ؛ اين (علی) همان «حبل الله» است كه هر كس به او تمسّك كند، نسبت به دنيايش مصون میماند و نسبت به آخرتش گمراه نميشود.» آن مرد برخاست علی علیه السلام را در آغوش گرفت در حالی كه میگفت: «اِعْتَصَمْتُ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ حَبْلِ رَسُولِه؛ به ريسمان خدا و ريسمان پيامبرش تمسّك كردم.» سپس خداحافظی كرد و رفت، در اينجا «عمر» گفت: يا رسول الله! بروم از آن مرد بخواهم كه برای من استغفار كند؟ حضرت فرمود: برايت مفيد خواهد بود!
عمر با عجله رفت، به او رسيد و از او درخواست كرد كه برايش استغفار نمايد، آن مرد گفت: آيا فهميدی كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه فرمود و من چه گفتم؟ گفت: آری. مرد گفت: «إِنْ كُنْتَ مُتَمَسِّكاً بِذَلِكَ الْحَبْلِ فَغَفَرَ اللَّهُ لَكَ وَ إِلاَّ فَلا غَفَرَ اللَّهُ لَكَ؛ اگر تو، به آن حبل الهی تمسّك كردهای، خدا تورا بيامرزد، و گرنه، خدا تورا نيامرزد.» اين جمله را گفت و رفت. (بحار الانوار، مجلسي، ج36، ص15 و 16، ح 3؛ البرهان، بحراني، ج1، ص670.)
قريب به مضمون فوق، از امام صادق علیه السلام نيز روايت شده است. (همان، ص18 و 19، ح 11.)
ج) ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام روايت كرده كه فرمود: «نَحْنُ حَبْلُ اللَّهِ الَّذِي قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا؛ ما (اهل بيت) همان ريسمان الهی هستيم كه خدا فرموده است: و همگی به ريسمان الهی چنگ بزنيد و پراكنده نشويد.» (همان، ص19، ح 12؛ البرهان، ج1، ص672.)
احاديث بسياری وجود دارد كه اكثر آنها «حبل الله» را به ولايت علی علیه السلام و اولاد معصوم او تطبيق كردهاند. (ر.ك: تفسير نور الثقلين، حويزي، ج1، ص377 و 378؛ البرهان، ج1، ص668 ـ 672؛ بحارالانوار، ج36، ص15 ـ 20) ولی روشن است كه اين احاديث، با تفسير «حبل الله» به اسلام و قرآن يا پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم منافات ندارد، زيرا منظور از «حبلالله» هر گونه وسيلۀ ارتباط با ذات پاك خدای مهربان است، خواه اين وسيله، اسلام باشد، يا قرآن، يا پيامبر و يا جانشينان او كه علی علیه السلام و فرزندان پاك و معصوم او هستند، همۀ اين مصاديق، در مفهوم وسيع «ارتباط با خدا» كه از «حبل الله» استفاده مي شود، جمع است.