حضرت آیت الله جوادی آملی:

ما نیامدیم که بپوسیم آمده ایم از پوست درآییم

اگر مرگ نابودی بود افسردگی می آورد اما مرگ معبر است و انسان را فعال می کند اگر کسی یاد مرگ داشته باشد طوری درس می خواند که استاد شود و اگر کسی درس بخواند و استاد نشود درس را هدر داده و روز قیامت مسئول است.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، حضرت آیت الله جوادی آملی در ادامه درس اخلاق خود که پنج شنبه ها بعد از نماز ظهر و عصر در موسسه علوم وحیانی اسراء برگزار می شود مباحثی درباره معاد بیان فرمودند.

 

ایشان بیان داشتند: در مباحث اخلاقی به این رسیدیم که یاد معاد بهترین عامل متخلق شدن به اخلاق اسلامی است اگرچه مبدا و وحی و نبوت و غیره نیز بسیار مهم است اما مهمترین عامل یاد مرگ است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بسیار از قیامت سخن می گفتند. جریان قیامت کبری زمانش مشخص نیست اما جریان قیامت صغری که همان مسئله برزخ است هر روز مطرح است چون کسی که می میرد قیامت صغرای او قیام می کند.

 

ایشان ادامه دادند: مرگ گودال نیست مرگ پلی است از جهانی به جهان دیگر. ابن ابی الحدید می گوید من این خطبه (212 نهج البلاغه) را از پنجاه سال پیش بسیار خوانده ام و بسیار متنبه شده ام. این یعنی چه که انسان هر زمان بمیرد چه شب چه صبح از زمان خارج می شود اگر بدن بود چون متمکن است لازم است تا جغرافیا داشته باشد اما مسأله ما روح است، روح را نمی توان در شرق یا در غرب یافت، اگر «نفخت فیه من روحی» می آید روح از جنس ملکوت است نه ملک تا نیازمند مختصات باشد. شیخ مفید می فرمایند زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از قیامت سخن می گفت «تحمار وجناته کانه منذر جیش» یعنی گویا فرمانده لشکری که از حمله یک دشمن بخواهد خبر دهد.

 

استاد برجسته تفسیر قرآن افزودند: این طور نیست که عالم قیامت با عالم برزخ و حتی عالم دنیا قابل قیاس باشد آنجا هیچ کس، کسی را نمی شناسد تا بدو کمک کند بلکه هر کس همان را دارد که با خود برده باشد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «بعثت انا و الساعة کهاتین او کالسبابتین» عرب زمانی که بخواهد تقارن دو شی با یکدیگر را با فاصله برساند به هاتین با چسباندن انگشت سه و چهار یک دست به هم آنرا نشان می دهند اما وقتی می خواهد همراهی دو شی بدون فاصله را نشان دهد با چسباندن انگشتان سبابه  دستانش به یکدیگر آن را نشان می دهد.

 

ایشان بیان داشتند: امام حسین علیه السلام در روز عاشورا خطاب به یاران خود فرمود مرگ پل است و شما با مرگ به زندگی جاودان منتقل می شوید. اگر مرگ نابودی بود افسردگی می آورد اما مرگ معبر است و انسان را فعال می کند اگر کسی یاد مرگ داشته باشد طوری درس می خواند که استاد شود و اگر کسی درس بخواند و استاد نشود درس را هدر داده و روز قیامت مسئول است.

 

معظم له ادامه دادند: بعضی از مرگ می ترسند در حالی که این اشتباه است حکیم سنائی جمله ای در این باره دارد که می فرماید: از این زندگی ترس که اکنون درآنی. مرگ فقط آن نیست که فرد جان دهد بلکه اگر کسی محصولی نداشته باشد نیز مرده است. حضرت علی علیه السلام در خطبه هشتاد و شش می فرمایند: «الصورة صورة الانسان و القلب قلب الحيوان و ذلك ميت الاحياء.»

 

حضرت آیت الله جوادی آملی بیان داشتند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یاد مرگ بهترین راه برای پویایی یک ملت است. خداوند عزوجل در قرآن چنین می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله....» (آیه 24 سوره انفال) و در توضیح همین آیه است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود اگر راه مرا بیایید «لصافحتکم الملائکة» لزومی ندارد انسان همیشه نصیحت کند بلکه با منش خود می تواند مردم را هدایت کند و خدا در سوره انفال آیه 122 به همین مطلب اشاره دارد.

 

استاد برجسته تفسیر قرآن خاطرنشان کردند: اگر مرگ را پلی دانستی نه گودال در آن صورت این فرشتگانند که با «فادخلوها خالدین» تو را به بهشت رهنمون می شوند، یا باید چشم و گوش داشته باشیم تا حرف اموات را بشنویم یا از اهل بیت علیهم السلام پیروی کنیم، چرا که آنان مستقیما با خدا در ارتباط اند و اینها را می دانند. یکی از بزرگان نجف را در راه برگشت از قبرستان وادی السلام دیدند از وی پرسیدند چه دیدی وی گفت همه قبرهای تازه و کهنه را دیدم و پرسیدم ما از بزرگان شنیده بودیم که در قبرها مار و عقرب هست شما که مار و عقربی ندارید؟ قبرها گفتند هر چه هست خودشان می آورند و از همین رو است که مفید رحمه الله آن روایت را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند، با مار و عقرب دنیا می شود کنار آمد اما با مار آن دنیا خیر. «چه سازم به خاری که در دل نشیند» چرا که این مار علت کار خودمان است و همیشه همراه ما خواهد بود.

 

ایشان در خاتمه افزودند: ما نیامدیم که بپوسیم آمده ایم، از پوست درآییم. در شرق و غرب می گویند بعد از این دنیا ما می پوسیم اما آنچه خدا می فرماید آن است که «کل نفس ذائقة الموت» پس ما مرگ را می میرانیم نه او ما را چرا که نفرمود «کل نفس مذوق الموت» پس ما هستیم و هستیم و هستیم اگر جامعه در این باره درست حرکت کند می تواند به پویندگی برسد چون در جریان مرگ این انسان است که مرگ را می میراند./240/32/20

 

ج, 12/08/1393 - 20:23

دیدگاه جدیدی بگذارید