استاد علی فاضلی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «اهمیت تقویت عقل» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: می توان عقل را شکوفا کرد. ولی باید زمینه های رشد آن را فراهم نمود. عقل یک استعداد و یک نیروست که باید پرورش یابد. این نیروی درونی همانند دیگر استعدادها در انسانهای مختلف با تفاوت یافت میشود و عقل مطبوع نامیده می شود. توجه شود که عقل طبیعی در حد یک استعداد است و زمانی کارآیی دارد که شکوفا گردد. شکوفایی آن به وسیله علم و تجربه بوده و عقل مسموع نامیده میشود. علی علیه السلام میفرماید: عقل بر دو قسم است. عقل مطبوع و عقل مسموع. عقل مسموع بدون عقل مطبوع کارآیی ندارد.
وی افزود: نکتهای که حتما باید مورد توجه قرار داد این است که عقل با گذر سن به شکل طبیعی رشد یافته و شکوفا میگردد. دیدهها و شنیدهها آن را به فعلیت رسانند. ولی این مقدار از رشد کافی نیست. رشد عقل در این جهت همانند رشد گیاهی و جسمی است. درختی که خود بخود بزرگ میشود، آفت گرفته و رشد کافی نخواهد داشت. رشد جسم انسان نیز چنین است. اگر با تغذیه مناسب و لازم رشد نیابد دچار مشکل خواهد شد. استخوان پوسیده و پوست چرکیده و زخم معده اثر آن خواهد بود. دو پسر دوقلو را در نظر بگیرید که یکی به مکتب میرود و دیگری نمیرود. روانشناسان میگویند: نموی که از راه رشد حاصل میشود غیر از نموی است که از راه تجربه بدست میآید. مانند کوچکی و بزرگی عضله که به ورزش مربوط میشوند. رشد صحیح و تقویت درست عقل در سایه سه عامل میباشد. یادگیری، تجربه و رفتار صحیح. علی علیه السلام فرمود: عقل یک غریزه است که با دانش و تجربه زیاد میشود. «العَقْلُ غَرِيزَةٌ تَزِيدُ بِالْعِلْمِ بِالتَّجَارُب.» (تصنيف غرر الحكم، ص 53)
استاد فاضلی در ادامه بیان کرد: اهل بیت علیهم السلام به یادگیری تشویق زیادی نمودهاند. علی علیه السلام میفرماید: دانش بیاموزید تا برایتان زندگی بیاورد.« اكْتَسِبُوا الْعِلْمَ يُكْسِبْكُمُ الْحَيَاةَ.» و فرمود: اگر در کودکی نیاموزید در بزرگی پیشتاز نخواهید بود. اگر از دانشمندان نشنوید عقلتان خواهد مرد. دانش در جوانی همانند رسم بر سنگ است. ای جوانان، آبرویتان را با ادب و دینتان را با علم محافظت نمایید. امام صادق علیه السلام فرمود: دوست ندارم جوانی از شما را مگر در دو حالت: یا دانشمند یا دانشجو. اگر دنبال علم نباشید کوتاهی کردهاید. کوتاهی زیانآور و این زیان گناه است و جای گناهکار در آتش. قسم به خدای محمد ص چنین است. و فرمود: بدانید که عقل با دانش شکوفا میگردد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: راهی که به علم میرسد راه بهشت است. فرشتگان بال خود را زیر پای طالب علم میگشایند. همگان حتی ماهیان دریا بر او آمرزش تقاضا میکنند. عالم بر عابد برتری دارد و پیامبران علم به یادگار گذاشتند.
وی افزود: در این باره باید به نکاتی توجه نمود:
1. انگیزه دانشآموزی مهم است. این انگیزه سبب توفیق میباشد. امام صادقع فرمود: آنکه به انگیزه الهی بیاموزد و یاد دهد در جهان ملکوت او را به بزرگی یاد میکنند. « مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِيَ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِيماً فَقِيلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ» (كافي، ج 1، ص 35)
2. مقصود از علم تنها علوم طبیعی و ریاضی نیست. علم باید رفاه دنیا و آخرت را توأمان بیاورد. عقل عملی را علوم انسانی مانند تاریخ، فلسفه، کلام، فقه و جامعه شناسی بارور میکنند.
3. یادگیری باید تدریجی و مناسب سن افراد باشد. علی علیه السلام فرمود: اگر از توان حاضر استفاده نکنید از توان غایب استفاده نخواهید برد. «مَنْ عَجَزَ عَنْ حَاضِرِ لُبِّهِ فَهُوَ عَنْ غَائِبِهِ أَعْجَز.» (تصنيف غرر الحكم، ص 448)
4. یادگیری باید عمیق باشد. علی علیه السلام فرمود: فکر و فهم پر فایدهتر از تکرار درس است. «فَضْلُ فِكْرٍ وَ تَفَهُّمٍ أَنْجَعُ مِنْ فَضْلِ تَكْرَارٍ وَ دِرَاسَة.» (تصنيف غرر الحكم، ص 57) امام صادق فرمود: یک سخن را بفهمید بهتر از هزار سخن است که نقل میکنید. زمانی فقیه میشوید که نکات سخن ما را دریابید. «حَدِيثٌ تَدْرِيهِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفٍ تَرْوِيهِ وَ لَا يَكُونُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ فَقِيهاً حَتَّى يَعْرِفَ مَعَارِيضَ كَلَامِنَا وَ إِنَّ الْكَلِمَةَ مِنْ كَلَامِنَا لَتَنْصَرِفُ عَلَى سَبْعِينَ وَجْهاً لَنَا مِنْ جَمِيعِهَا الْمَخْرَجُ.» (بحار الأنوار، ج 2، ص 184)
روانشناسان تربیتی مینویسند: تفکر محور آموزش و پرورش است. روشهای آن باید مبتنی بر جریان تفکر باشد. هر روشی که کودک را به تفکر وا دارد با ارزش خواهد بود. (کتاب جوان، ج1، ص180 به نقل از مقدمه ای بر فلسفه آموزش و پرورش، ص 121)
5. علم به غیر از حدس و گمان است. در هر دانشی باید کتابهای متخصصان آن علم را خواند. علی علیه السلام میفرمود: دانشی که عقل آن را تایید نکند گمراهی است. «كُلُّ عِلْمٍ لَا يُؤَيِّدُهُ عَقٌلَ مَضَلَّة» (تصنيف غرر الحكم، ص 53) شهریار شاعر شهیر تبریزی به شاعران جوان توصیه میکند: شعر متوسط نخواند. چون سطح شعر شما همان مقدار باقی می ماند.
6. هوش و قدرت تحلیل بسیار مهم است. از این رو علم منطق و مغالطات بسیار مهمند.
7. باید بویژه در مراحل ابتدایی از علوم غیر مفید، رمانهای افسانهای و فیلمهای تخیلی پرهیز کرد. علی علیه السلام میفرمود: اگر به دانش زاید مشغول شوید از دانش لازم باز خواهید ماند. تباهی عقل با دانشهای غیر لازم است. «مَنِ اشْتَغَلَ بِالْفُضُولِ فَاتَهُ مِنْ مُهِمَّةِ الْمَأْمُول. ضِيَاعُ الْعُقُولِ فِي طَلَبِ الْفُضُولِ.» (تصنيف¬غرر¬الحكم، ص 477 و 476) از دعاهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این است: خدایا، از دانش بیسود، قلب بیخضوع، نفس حریص و دعای شنیده نشده به تو پناه میبرم. «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ مِنْ عِلْمٍ لَايَنْفَعُ، وَ مِنْ قَلْبٍ لايَخْشَعُ، و من نَفْسٍ لَايَشْبَعُ وَ مِنْ دعوة لَاتستجاب.» (الترغیب، ج 1، ص 124) علی علیه السلام در توصیف اهل تقوی میفرماید: آنان چشمشان را از حرام و گوششان را از دانش بیمنفعت باز میدارند. « غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُم.» (نهج البلاغة، ص 303) روزی پیامبر داخل مسجد شد. گروهی پیرامون یک مرد جمع بودند. پرسید او کیست؟ گفتند او علامه است. فرمود: چه میداند؟ گفتند: تمام انساب عرب، حوادث و روزهای مهم جاهلیت را میشناسد. فرمود: اینها دانشی است که اگر کسی نداند به زیانش نخواهد بود. دانش در سه چیز است. اعتقادات، فقه و اخلاق. «ذَاكَ عِلْمٌ لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ ص إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ.» (كافي، ج 1، ص 32) در علم روانشناسی میخوانیم: اگر سوابق ذهنی و عواطف ما در دانش ما راه یابد آن دانش کم اعتبار خواهد بود. بلکه تصحیح آن دشوار میگردد. از این رو سقراط میگفت وقوف به جهل مقدمه دانش است و دکارت میگفت: شک مقدمه یقین است. (مقدمه ای بر فلسفه آموزش و پرورش، ص 137)
استاد فاضلی خاطرنشان کرد: یک عامل پرورش عقل، تجربه است. یعنی با چشم باز به حوادث نگاهکردن، تجزیه و تحلیل درست داشتن و از زحمت دیگران استفاده کردن. گذشته چراغ راه آینده است. گذشتهِ زندگی خود و دیگران عوامل موفقیت و شکست را به ما نشان میدهد. تجربه یعنی. فرض کنید زمینی را کاشتهاید و بعد از اتلاف سرمایه متوجه شوید این کاشت مناسب نبوده است، و نیز فرض کنید دیگری این کار را کرده و شما بدون اتلاف زمان یا سرمایه متوجه آن شدهاید. به نکاتی توجه کنیم:
1.ارزش تجربه: تجربه یعنی چند بار عمر کردن، یعنی دیگران رفتهاند، سختی کشیدهاند، زخمی شدهاند و محصول آن را در اختیار آیندگان قرار دادهاند. طلاقها، زندانها، مریضیها و دعواها بسیار زخم زدهاند ولی سرمایه بسیار ارزشمندی هستند. علی علیه السلام در بحبوحه جنگ صفین نامهای به فرزندش امام حسن علیه السلام دارد و مینویسد: من چون سرگذشت گذشتگان را مطالعه کردهام، همانند کسی هستم که چند هزار سال زندگی کرده است. من محصول تلاش چندین هزار سال را برای تو مینویسم.
و میفرمود: اگر عبرت بگیرید بینا میشوید. اگر بینا شوید میفهمید. اگر بفهمید میتوانید صاحب دانش شوید. «مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ وَ مَنْ خَافَ أَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِم.» (نهج البلاغة، ص 506)
و میفرمود: تجربه دانش جدید است. تجربهها تمام نشدنی هستند. تصمیم انسان به مقدار تجربهاش درست خواهد بود. تجربه را جدی بگیرید تا از برخوردهای نادرست در امان بمانید. «التَّجَارِبُ لَا تَنْقَضِي وَ الْعَاقِلُ مِنْهَا فِي زِيَادَةٍ. رَأْيُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ تَجْرِبَتِهِ. حِفْظُ التَّجَارِبِ رَأْسُ الْعَقْل. مَنْ أَحْكَمَ التَّجَارِبَ سَلِمَ مِنَ الْمَعَاطِبِ.» (تصنيف غرر الحکم، ص 445)
امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن کمهزینه است. زیرا در زندگی تدبیر میکند و از یک سوراغ دو بار گزیده نمیشود. «الْمُؤْمِنُ حَسَنُ الْمَعُونَةِ خَفِيفُ الْمَئُونَةِ جَيِّدُ التَّدْبِيرِ لِمَعِيشَتِهِ لَا يُلْسَعُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَيْن». (كافي، ج 2، ص 241) یعنی مؤمن اهل تجربه است.
قران داستان گذشتگان را تنها برای عبرت گرفتن و اندیشه کردن بازگو میکند. از این رو، این داستانها از هر گونه اطلاعات غیر لازم خالی هستند و بیوگرافی نیستند. «ذلِك مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون»
جریان قلعه عموریه، جوان، ج1، ص225
2. نادیده گرفتن تجارب: زمانه برای انسان بینا روشن است و با تجارب خویش انسان را یاری میکند. آری، زمانه برای نابینا تاریک و خشن همانند چاهی خطرناک در تاریکی است. علی علیه السلام فرمود: بر زمانه خورده نگیرید که دشواری خود را طولانی کردهاید، سعی کنید آن را بشناسید. با زمانه دشمنی نکنید که شما شکست میخورید و نه آن. «مَنْ عَتَبَ عَلَى الزَّمَانِ طَالَتْ مَعْتَبَتُه. مَنْ عَانَدَ الزَّمَانَ أَرْغَمَهُ وَ مَنِ اسْتَسْلَمَ إِلَيْهِ لَمْ يَسْلَم. (بحار الأنوار، ج 74، ص: 384 و تصنيف غرر الحكم، ص 129)
باید هر زمانی را شناخت. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر زمان خود را نشناسید دچار اشتباهات زیادی میشوید. علی علیه السلام فرمود: وقتی زمانه خود را شناختهاید که از حوادث آن تعجب نکنید. «وَ الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِسُ. أَعْرَفُ النَّاسِ بِالزَّمَانِ مَنْ لَمْ يَتَعَجَّبْ مِنْ أَحْدَاثِه.» (کافي، ج1، ص27 و تصنيف غرر الحكم، ص 480)
3. مغرور نشدن به خود: قوانین نظام هستی تخلف نمیپذیرند و میان شما و دیگران فرقی نمیگزارند. نباید مغرور شد و خود را فردی جدا بافته شمرد. باید اصول زندگی را شناخت و بر اساس آن تدبیر کرد. پیروزی در گرو شناخت است. در علومی مانند پزشکی همه در تلاشند تا ساز و کار بدن را بشناسند. هیچ کسی قادر نیست آن را تغییر دهد. اصول زندگانی نیز چنین است. مثلا ازدواج موفق آن است که با استفاده از تجارب راه درست همزیستی را پیدا نمود. نمیتوان به زندگانی درس آموخت.
علی علیه السلام میفرماید: ظاهر دنیا خیانتکار است، آن را بزرگ نشمارید که وعدههای واهی میدهد. ولی بر واقعیتهای دنیا نیز نشورید، تسلیم آن شوید تا سالم بمانید. «مَنْ أَمِنَ¬الزَّمَانَ خَانَهُ ومَنْ¬تَعَظَّمَ عَلَيْهِ أَهَانَهُ و¬مَنْ تَرَغَّمَ عَلَيْهِ أَرْغَمَهُ ومَنْ لَجَأَ¬إِلَيْهِ أَسْلَمَه». (تحف¬ العقول، ص 85) گمان نکنید به تنهای می توانید بر همه مشکلات چیره شوید. آنکه عبرت نگیرد پیروز نخواهد شد. «مَنْ لَمْ يَعْتَبِرْ بِغِيَرِهِ لَمْ يَسْتَظْهِرْ لِنَفْسِهِ». (تصنيف غرر الحكم، ص 473)
استاد فاضلی خاطرنشان کرد: رفتار انسان نمود عقل اوست و از طرف دیگر آن را کامل و شکوفا میکند. رفتارهای درست مکمّل عقل میباشند. سخت ترین پابند عقل هوس میباشد و عقل برای عِقال خشم و هوس آمده است. ولی آن دو گاهی عرصه را بر عقل تنگ میکنند و چون تار عنکبوت بر او میپیچند. علی علیه السلام که امیر علم، حکمت و ایمان بود در این جمله کوتاه چه کرده است؟!: چه بسیار عقلهایی که اسیر نفس امارهاند. «كَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِيرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِيرٍ.» (نهج البلاغه، ص506)
علی علیه السلام فرمود: عقل و شهوت ضد هم میباشند. هوسها شهوات را تحریک میکنند. آنکه درگیر بازی و سرگرمی باشد عقل خود را بکار نگرفته است. «الْعَقْلُ وَ الشَّهْوَةُ ضِدَّانِ وَ مُؤَيِّدُ الْعَقْلِ الْعِلْمُ وَ مُزَيِّنُ الشَّهْوَةِ الْهَوَى وَ النَّفْسُ مُتَنَازَعَةٌ بَيْنَهُمَا فَأَيُّهُمَا قَهَرَ كَانَتْ فِي جَانِبِه. لَمْ يَعْقِلْ مَنْ وَلِهَ بِاللَّعِبِ وَ اسْتَهْتَرَ بِاللَّهْوِ وَ الطَّرَب». (تصنيف غرر الحكم، ص53 و 64)
امام صادق فرمود: هیچ چیز به اندازه پاکدامنی شما را نیرومند نمیسازد. «مَا اعْتَصَمَ أَحَدٌ بِمِثْلِ مَا اعْتَصَمَ بِغَضِّ الْبَصَرِ فَإِنَّ الْبَصَرَ لَا يُغَضُّ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ إِلَّا وَ قَدْ سَبَقَ إِلَى قَلْبِهِ مُشَاهَدَةُ الْعَظَمَةِ وَ الْجَلَال» (بحار الأنوار، ج 101، ص 41)
علی علیه السلام خود نیز مدام مواظب رفتار خویش بود و میفرمود: عقلم را از دست نخواهم داد. روزی ابوهریره از ایشان کمک خواست و حضرت یاریش نمود. یارانش گفتند: او همیشه با شما دشمنی کرده است! همین دیروز بود با شما به درشتی سخن گفت. امام فرمود: نمیخواهم نادانی او بر دانش من، گناهش بر گذشت من و درخواستش بر بخشش من چیره شود. «إِنِّي لَأَسْتَحْيِي أَنْ يَغْلِبَ جَهْلُهُ عِلْمِي وَ ذَنْبُهُ عَفْوِي وَ مَسْأَلَتُهُ جُودِي.» (بحار الأنوار، ج 41، ص 49)
وی افزود: برای روشن شدن رفتارهای مکمل عقل، می توان به روایاتی اشاره کرد: علی علیه السلام فرمود: با جاهل رفتار مناسب داشته باشید. چیزی به این اندازه عقل را کامل نمیکند. «مِنْ أَوْكَدِ أَسْبَابِ الْعَقْلِ رَحْمَةُ الْجَاهِل.» (تصنيف غرر الحكم، ص450)
امام صادق علیه السلام فرمود: عاقل شمرده نمیشوید مگر اینکه سه رفتار را کامل کنید: در حال خشم و رضا حقمدار باشید. آنچه برای دیگران میپسندید برای خود نیز بپسندید. به هنگام خطاها حلیم باشید. «لا يُعَدُّ الْعَاقِلُ عَاقِلًا حَتَّى يَسْتَكْمِلَ ثَلَاثاً إِعْطَاءَ الْحَقِّ مِنْ نَفْسِهِ عَلَى حَالِ الرِّضَا وَ الْغَضَبِ وَ أَنْ يَرْضَى لِلنَّاسِ مَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ وَ اسْتِعْمَالَ الْحِلْمِ عِنْدَ الْعَثْرَة.» (تحف العقول، النص، ص 318)
امام حسین علیه السلام فرمود: عقل کامل نمیگردد مگر با پیروی از حق و حقیقت. «لا يَكْمُلُ الْعَقْلُ إِلَّا بِاتِّبَاعِ الْحَق.» (بحار الأنوار، ج 75، ص 128)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هیچ عبادتی با ارزشتر از عقل ورزیدن نیست. مؤمن عاقل نمیشود مگر اینکه ده ویژهگی را در خود پدید آورد. از او امید خیر انتظار رود، همگان از شر او در امان باشند، کارهای نیک خود را کم بشمارد، کار کم دیگران را بزرگ بداند. هیچوقت از طلب دانش خسته نشود، از آنان که نیاز بر او آوردهاند دلگیر نباشد، خواری را عزت و فقر را بر ثروت بپسندد. از دنیا به کفاف اکتفا کند. هر کس را ببیند بگوید او از من بهتر است. «لَمْ يُعْبَدِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ وَ لايَكُونُ الْمُؤْمِنُ عَاقِلًا حَتَّى يَجْتَمِعَ فِيهِ عَشْرُ خِصَالٍ الْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ يَسْتَكْثِرُ قَلِيلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ وَ يَسْتَقِلُّ كَثِيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ وَ لايَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ عُمُرِهِ وَ لايَتَبَرَّمُ بِطُلَّابِ الْحَوَائِجِ قِبَلَهُ الذُّلُّ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ وَ الْفَقْرُ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنَى نَصِيبُهُ مِنَ الدُّنْيَا الْقُوتُ وَ الْعَاشِرَةُ وَ مَا الْعَاشِرَةُ لايَرَى أَحَداً إِلَّا قَالَ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ أَتْقَى». (خصال، ج 2، ص 433)