استاد سید محمد شفیعی دارابی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «غرب گرائی و حجاب اسلامی» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در قرآن کریم، سوره احزاب می خوانیم: ای پیامبر! به همسرانت ، دخترانت و همسران مؤمنان بگو: در برابر نا محرمان ،مقنعه گشاد و بلند یا چادرهای شان را بپوشند [تا بدن ، سر و موهای شان ، آرایش و زیورهایشان در برابر دید نامحرمان قرار نگیرند.] «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًاحرَحِيمًا» (احزاب – 59)
وی افزود: علامه زمخشری در تفسیر کشاف (ج 3 ص 559)در ذیل آیه 57 سوره احزاب می نویسد: «الجلباب ثوب واسع اوسع من الخمار و دون الرداء تلویه المرئه علی راسها و تبقی منه ما ترسله علی صدرها- عن ابن عباس رضی الله عنهما -الرداء الذی یستر من فوق الی اسفل قیل الملحفه و کل ما یستتربه من کساء او غیره»
استاد شفیعی دارابی در ادامه بیان کرد: دقت در نوع حجاب مورد نظراسلام، نشان می دهد که همه اندام زن در برابر چشمان نامحرمان باید پوشیده بماند (مگر آن قسمت هائی که توسط خود شارع استثناء شده اند) که غالبا لباس معمولی زنان اکثریت قامتشان را پوشش می دهد؛ البته لباسی که بدن نما یا چسبان و تنگ نباشد؛ ولی قسمت سر و موی و گوش ها و گردن زن غالباً توسط لباس اندام زن پوشیده نمی شوند. از این رو سخن از حجاب از نوع مقنعه و جلباب است. جلباب را صاحب نظران نوعی مقنعه گشاد و بلند تفسیر کردند و بعضی نیز آن را پارچهای بسیار وسیع (چادرایرانی، یا به گونه عبا دوخته می شود) که سراسر بدن زن را فرا می گیرد، دانستند؛ بنابراین آنچه که در عرف زنان ایرانی چادر گفته می شود میتواند از مصادیق جلباب باشد؛ در عین حال زنان می توانند با چادر خود حجاب مورد نظر دین خود را تامین کنند یا با جلباب از نوع مقنعه بلند و گشاده حجاب مورد نظر اسلام را رعایت نمایند.
اعتراض تاریخی به حجاب اسلامی
این استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: البته اعتراض به حجاب یک مسئله جدیدی نیست؛ بلکه دیرینه ای تاریخی دارد؛ حتی درروز فتح مکه سال هشتم هجرت «یوم الفتح» پیامبر از خانم هند مادر معاویه همسر ابوسفیان پرسید: اسلام مرا چگونه دیدی او پاسخ داد «بابی امی ما احسنه» پدر و مادرم فدایت باد چقدر آیین جالبی است؛ ولی دارای ۳ مورد اعتراض و اشکال در کار است که عبارتند از اینکه دارای «خمار» است؛ نیز دارای «تجبیه» است؛ و نیز اجازه می دهد بالای کعبه شخص سیاه پوستی اذان بگوید --- اگر این سه مورد را نداشته باشد دین جذاب و قابل قبولی است -- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هر سه مورد ب را برای خانم هند تبیین کرد و تاکید ورزید که باید چنین باشد و سپس فرمود: اما تجبیه که همان رکوع نمودن باشد که جزء نماز است و نماز بدون رکوع نمی شود و اما اذان گفتن آن سیاه پوست در بالای کعبه او مرد محبوب خداست (منظور بلال بود) اما سومی که خمار باشد، منظور آن است که موهای سرزن، گردن زن گوش های زن از زیبایی های او حکایت دارند؛ و باید برابر نامحرمان تحت پوشش قرار گیرند؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او توجه داد که زن باید دارای پوشش باشد و بهترین پوشش همین مسئله خمار است. خمار کنایه از حجاب اسلامی است (کتاب مختصر تاریخ دمشق نوشته ابن عساکر که توسط عالم دیگری از اهل سنت یعنی ابن منظور تلخیص شده است؛ جلد ۲۷ صفحه ۱۹۰)
ییام ها:
استاد سید محمد شفیعی مازندرانی خاطرنشان کرد: از آیه شریفه می توان پیام هایی برداشت کرد:
1- کسانی که در باب محدوده حجاب اسلامی تردید دارند، در خود مفهوم و مصداق خمار و جلباب دقت کنند، تردیدشان رفع می گردد.
2- حجاب یک امر قرآنی است و متخصصان فقه و فقاهت را توان ورود به این عرصه تخصصی است؛ گرچه این روزها خیلی ها تلاش دارند تا اسلام را غرب پسند جلوه دهند و بدانند حقیقت اسلام جاذبه های لازم را دارد تا هر عاقل بی طرف را جذب کند و معشوق دلش سازد.
3- از آغاز حضور اسلام تا کنون همواره به اشکالات و اعتراضات در این باره پاسخ داده شده است کمتر کسی یافت می شود که بگوید من به نظر اسلام در باب حقیقت حجاب دست نیافته ام مگر بیماردلان و شبهه افکنان و شرق یا غربگرایان که گاهی مأموریت خاص دارند (به کتاب حجاب در فرهنگ اسلامی همراه استفتائات از مراجع عظام تقلید نوشته سید محمد شفیعی مراجعه شود.)
وی افزود: علاّمه اقبال لاهوري در باب غربگرائی در اشعار نغز خود، چنين مي سرايد:
بايد اين اقوام را تنقيد غرب شرق را از خود برد تقليد غرب
ني ز رقص دختران بي حجاب قوت مغرب نه از چنگ و رباب
ني زعريان ساق و ني از قطع موست ني زسحر ساحران لاله روست
از همين آتش چراغش روشن است قوّت افرنگ از علم و فن است
مغز مي بايد نه ملبوس فرنگ علم و فن را اي جوان شوخ و شنگ
علم و فن غرب را کن آرزوی نی فسوق ظاهر بی آبروی
آفتاب علم و صنعت را نگر نی تن عریان و موی و رنگ و روی
ای اولوا الاباب چشمان بر گشای در ثرِّیا گر بُوَد دانش بجوی
بی حیائی ، بی حجابی و گناه امتیازی نیست بهرت، نیک روی
تانوانی، خود کفائی پیشه کن راه های علم و دانش را بپوی
تا شوی مستغنی از هر شرق و غرب وین بود بر مومنان جام و سبوی