استاد سید موسی موسوی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نگاهی به خطبه های امام حسین علیه السلام» پرداخت.
/270/260/20/
این خطیب توانمند در ابتدای گفتگو ضمن تسلیت ایام عزای آل الله علیهم السلام خاطرنشان کرد: در خطبه ای از امام حسین علیه السلام می خوانیم:
«6- وَ خَطَبَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ نَافِسُوا فِي الْمَكَارِمِ، وَ سَارِعُوا فِي الْمَغَانِمِ (وَ لَا تَحْتَسِبُوا بِمَعْرُوفٍ) لَمْ تُعَجِّلُوهُ، وَ اكْتَسِبُوا الْحَمْدَ بِالنُّجْحِ، وَ لَا تَكْتَسِبُوا بِالْمَطْلِ ذَمّاً، فَمَهْمَا يَكُنْ لِأَحَدٍ عِنْدَ أَحَدٍ صَنِيعَةٌ لَهُ رَأَى أَنَّهُ لَا يَقُومُ بِشُكْرِهَا فَاللَّهُ لَهُ بِمُكَافَاتِهِ، فَإِنَّهُ أَجْزَلُ عَطَاءً وَ أَعْظَمُ أَجْراً.
[وَ] اعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَحُوزُوا نِقَماً، وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْمَعْرُوفَ يَكْسِبُ حَمْداً، وَ يُعَقِّبُ أَجْراً، فَلَوْ رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ رَجُلًا رَأَيْتُمُوهُ حَسَناً جَمِيلًا يَسُرُّ النَّاظِرِينَ وَ يَفُوقُ الْعَالَمِينَ، وَ لَوْ رَأَيْتُمُ اللُّؤْمَ رَجُلًا رَأَيْتُمُوهُ سَمِجاً مُشَوَّهاً تَتَنَفَّرُ مِنْهُ الْقُلُوبُ وَ تُغَضُ دُونَهُ الْأَبْصَارُ أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ جَادَ سَادَ، وَ مَنْ بَخِلَ رَذِلَ، وَ إِنَّ أَجْوَدَ النَّاسِ مَنْ أَعْطَى مَنْ لَا يَرْجُوهُ، وَ إِنَّ أَعْفَى النَّاسِ مَنْ عَفَا عِنْدَ قُدْرَتِهِ، وَ إِنَّ أَوْصَلَ النَّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْقَطَعَهُ، وَ الْأُصُولُ عَلَى مَغَارِسِهَا، بِفُرُوعِهَا تَسْمُو.
فَمَنْ تَعَجَّلَ لِأَخِيهِ خَيْراً وَجَدَهُ إِذَا قَدِمَ عَلَيْهِ غَداً، وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِالصَّنِيعَةِ إِلَى أَخِيهِ كَافَأَهُ بِهَا فِي كُلِّ وَقْتٍ حَاجَةً وَ صَرَفَ عَنْهُ مِنْ بَلَاءِ الدُّنْيَا مَا هُوَ أَكْثَرُ مِنْهَا، وَ مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ كُرَبَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مَنْ أَحْسَنَ أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْهِ، «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (حلوانى، حسين بن محمد بن حسن بن نصر، نزهة الناظر و تنبيه الخاطر - قم، چاپ: اول، 1408 ق؛ ص 81)
وی در ادامه بیان کرد: در فقره ابتدایی این خطبه نورانی می خوانیم: اي مردم! در کارهای نیک با يکديگر رقابت کنيد و در به دست آوردن سود نيکوکاري بشتابيد. چنانچه در کار خير عجله نداشته باشيد، آن را خير و معروف ندانيد، و با انجام معروف سپاس ديگران را نسبت به خود به دست آوريد، و در اثر سستي در کار نيک، زبان مردم را به مذمت و بدگويي نگشاييد. اگر ناتواني را توان بخشيديد، و او محبت شما را سپاس نگفت، غمگين نشويد؛ زيرا خداوند کريم است و بزرگ ترين پاداش ها را به شما عنايت خواهد فرمود و يقينا پاداش خداوند باارزش تر و بزرگتر است.
برداشت هایی از خطبه
استاد موسوی در ادامه بیان کرد: از این کلام حضرت علیه السلام می توان به نکاتی دست یافت:
1- خطاب حضرت، عام است؛ نه فقط مسلمانان و مومنان "یا ایها الناس"
2- نافسوا به معنای سابقوا است. از این رو برداشت می شود که در کار خیر باید بر دیگران سبقت گرفت.
3- سرعت و سبقت در کار خیر هر دو ممدوح است "نافسوا .. سارعوا"
4- سرعت، یعنی تلاش مضاعفی بدون ملاحظه کار دیگران؛ و سبقت، یعنی تلاش مضاعفی که ملاحظه دیگران هم می شود که از آنها جلوتر زد.
5- عجله در کار خیر ممدوح است؛ ولی در سایر کارها ممدوح نیست.
6- سستی در کار خیر موجب مذمت است.
7- پاداش کار خیر را از خدا انتظار داشته باشیم؛ نه دیگران.
8- ناسپاسی دیگران نباید موجب اندوه خیّرین شود.
9- پاداش الهی برای امر خیر، قطعی است.
وی افزود: در شب عاشوا بعد از سخنان حضرت سیدالشهدا علیه السلام، در هر کدام از خیمه های صحابه و خیمه های بنی هاشم، دعوت به سبقت به شهادت از جانب حبیب بن مظاهر و ابوالفضل عباس انجام می شد.
حکایت:
استاد موسوی در ادامه بیان کرد: روزی پادشاهی با اطرافیانش به شکار رفتند. وقتی حیوانی یافتند، شاه به اطرافیانش گفت: دوست دارم خودم به تنهائی آن را شکار کنم؛ دنبال من نیایید؛ و خودش دنبال شکار رفت؛ اما در بیابان گم شد و دیگر نتوانست راه را بیابد و کم کم تشنه و گرسنه گشت و نزدیک بود بمیرد؛ ناگهان از دور چشمش به خیمه ای افتاد و به سوی آن رفت و پیرمرد و پیرزنی را در آن دید که از همه ی دنیا تنها بزی داشتند. آن دو از شاه پذیرائی کرده و تنها بز خود را برای او ذبح و طبخ کردند. شاه هنگام بازگشت به آنان گفت: من در شهر وضع خوبی دارم؛ اگر مشکلی برایتان پیش آمد نزد من بیائید تا کمکتان کنم. مدتی بعد آن مرد و زن که کاملاً بی چیز شده بودند، به شهر رفتند تا از آن مهمانشان کمکی بگیرند و تازه در شهر دانستند که او پادشاه است! به کاخش رفتند و پادشاه آن دو را احترام کرده و نزدیک خود نشاند و داستان گم شدن خود و پذیرائی آن دو را برای اطرافیانش تعریف کرد و سپس از اطرافیانش پرسید: اکنون چگونه می توانم لطف این دو نفر را جبران کنم؟
یکی از وزیران گفت: یک گوسفند برایت ذبح کردند، تو هم یک گوسفند به آنان بده؛ دیگری گفت: یک گله گوسفند به آنان بده؛ شخص دیگری گفت: مزرعه ی بزرگی به آنان ببخش؛ دیگری گفت: جواهرات و پول فراوانی به آن دو بده.
اما خود پادشاه گفت: شما همگی اشتباه می کنید! اینها تمام هستی خود را برای من خرج کردند. این دو نفر جان مرا نجات دادند و حق حیات بر من دارند؛ یعنی من بقیه ی سلطنتم را بدهکار اینان هستم و حق آنان این است که پادشاهی خودم را به آنان بدهم، تازه اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل کرده ام، چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند من هم باید هرچه دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود.
استاد سید موسی موسوی خاطرنشان کرد: حضرت سیدالشهداء علیه السلام هرچه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت، همه را در راه خدا داد؛ پس اگر خداوند به زائرین و گریه کنندگان آن حضرت این همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب کرد؛ چون هر کاری که می تواند در حق ابا عبدالله علیه السلام انجام می دهد؛ یعنی با صرف نظر از مقامات عالی خود امام حسین علیه السلام به زوّار و گریه کنندگان آن حضرت هم درجاتی عنایت می کند.
وی اظهار داشت: در فقره دیگری از خطبه امام حسین علیه السلام می خوانیم: «اِعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ اَلنَّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اَللَّهِ عَلَيْكُمْ فَلاَ تَمَلُّوا اَلنِّعَمَ فَتحور نِقماً» بدانید که نیازمندی های مردم به شما، از نعمت های الهی بر شماست. پس از این نعمت ها خسته نشوید که به نقمت تبدیل می شود.
این خطیب توانمند افزود: سه قسم از اقسام رفع حوائج مردم را بیان می کنیم: خدمت مالی، گره گشایی غیر مالی، و دفاع از مظلوم است. می توان به بعضی از مستندات قرآنی حول محور لزوم رفع حوائج اشاره کرد:
1- «... وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ» و يكديگر را بر انجام كارهاى خير و پرهيزكارى يارى نماييد، و يكديگر را بر گناه و تجاوز يارى ندهيد؛ و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت كيفر است. (مائده: 2)
2- «وَ أَنفِقُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَا تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلىَ التهَّْلُكَةِ وَ أَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ يحُِبُّ الْمُحْسِنِينَ» و در راه خدا انفاق كنيد و [با ترك اين كار پسنديده، يا هزينه كردن مال در راه نامشروع] خود را به هلاكت نيندازيد، و نيكى كنيد كه يقيناً خدا نيكوكاران را دوست دارد. (بقره: 195)
3- «... وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ» و از آنچه به آنان روزى دادهايم، انفاق مى كنند (بقره: 3)
4- « لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ وَ مَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا ءَاتَئهُ اللَّهُ لَا يُكلَِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا ءَاتَئهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا» بر توانگر است كه از توانگرىاش [همسر بچه دارش را در ايام عدّه] هزينه دهد، و هر كه رزق و روزى اش تنگ باشد از همان كه خدا به او عطا كرده هزينه دهد. خدا هيچ كس را جز به اندازه رزقى كه به او عطا كرده است، تكليف نمى كند. خدا به زودى پس از سختى و تنگنا فراخى و گشايش قرار مى دهد (طلاق: 7)
نمونه ای از روایات در این باب
استاد موسوی در ادامه بیان کرد: در این باب، روایاتی است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1- ابان بن تغلب می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: هر کس خانه خدا را طواف کند، خداوند ۶۰۰۰ حسنه برای او می نویسد و ۶۰۰۰ گناه از او می آمرزد و ۶۰۰۰ درجه به وی عطا می فرماید و ۶۰۰۰ حاجت از او برآورده می سازد. سپس فرمودند: گره گشایی از کار یک مۆمن، ده برابر این طواف فضیلت دارد! «قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُۆْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ حَتَّى عَدَّ عَشْراً» (الکافی، ج ۲، ص ۱۹۴)
2- امیرالمومنین علیه السلام در راه، به یک پیرمرد مسیحی برخوردند که گدایی می کرد. حضرت به او کمک کردند و او را از گدایی نجات دادند. سپس با یک تشری به مردم فرمودند: وقتی جوان بود از جوانی او کار کشیدید و حالا کار رسیده به جایی که گدایی می کند؟
3- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اگر مى خواهید خدا به شما کمک کند شما هم کمک مردم باشید. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عَوْنِ الْمُۆْمِنِ مَا کَانَ الْمُۆْمِنُ فِی عَوْنِ أَخِیهِ الْمُۆْمِنِ»
4- قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه: «مَنْ قَضَى لِأَخِیهِ الْمُۆْمِنِ حَاجَةً کَانَ کَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً»
5- «إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً فِی الْأَرْضِ یَسْعَوْنَ فِی حَوَائِجِ النَّاسِ هُمُ الْآمِنُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ» یعنى اگر کسى به مسلمانان خدمت کند در روز قیامت در امان است.
6- حدیث دیگر داریم که (کالمجاهد فى سبیل الله) یعنى کسى که به مردم خدمت کند مثل مجاهد فى سبیل الله است.
7- ابان بن تغلب نقل می کند که در خدمت امام صادق علیه السلام در خانه خدا طواف می کردم. یک نفر مرا صدا کرد و من جواب او را ندادم، در دور دوّم طواف مجدداً مرا صدا کرد و پاسخ او را ندادم. امام صادق علیه السلام فرمودند: مگر تو را صدا نمی زند؟ گفتم آری یابن رسول الله! گفتند: شیعه است؟ گفتم: آری شیعه است و از من درخواستی دارد. فرمودند: چرا درخواست او را اجابت نمیکنی؟ عرض کردم یابن رسول الله! درخدمت شما مشغول طواف هستم. فرمودند: طواف را رها کن و به سوی او برو.
سیره بزرگان
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه اظهار داشت: نمونه هایی از سیره بزرگان در این موضوع بیان می کنیم:
1- امام خمینى (ره) در وصیّتنامه اخلاقى خویش به فرزندشان فرمودهاند: «پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانى که خدمت به حق و در صورتِ خدمت به خلق است، شانه خالى مکن. »یکى از دغدغههاى همیشگى ایشان در زمان حیاتشان، رفع گرفتارى مردم بود و همواره مسئولان را بدین امر، فرا مى خواندند.
2- نقل شده که در نزدیکى خانه مرحوم قاضی طباطبایی، میوه فروش بى بضاعتى بوده است و مرحوم قاضى، همیشه میوه ها و سبزیجات پلاسیده وى را خریدارى و مصرف مى کرده است. روزى یکى از شاگردان وى که شاهد جدا کردن کاهوهاى نامرغوب توسط ایشان بوده، از علّت آن مى پرسد. ایشان مى گوید: «آقاجان! این مرد فروشنده، شخص بى بضاعت و فقیرى است. گاه گاهى به او کمک مى کنم و نمى خواهم به او چیزى بلاعوض داده شود تا عزّت و آبرویش از بین برود و در ضمن، خداى ناخواسته به مجّانى گرفتن هم عادت کند. براى ما هم فرقى نمى کند که کاهوى لطیف و نازک بخوریم یا از این کاهوها!».
3- یکى از علما مى گوید نزد شیخ انصارى رفتم و براى سیّد فاضلى که مستمند بود و همسرش بیمار شده بود، کمک خواستم. گفت: «چیزى ندارم، جز مبلغى براى نماز و روزه استیجارى. خوب است دو سال عبادت استیجارى به او بدهم». گفتم که فلانى از خانواده شریفى است و تاکنون چنین کارهایى نکرده است. شیخ، تأمّلى کرد و گفت: «پس من خودم دو سال عبادت به جا مى آورم و اُجرتش را به شما مى دهم به آن سیّد بدهید!»، و چنین کرد.
استاد سید موسی موسوی خاطرنشان کرد: شعیب بن عبدالرحمن خزاعی می گوید: «بعد از حماسه عاشورا، مردان قبیله بنی اسد - هنگامی که خواستند جسد مطهر حضرت سیدالشهداء علیه السلام را دفن کنند - بر دوش آن حضرت، اثر زخمی یافتند که کاملا از جراحت های جنگی متفاوت بود; زخم کهنه ای بود که هیچ شباهتی به زخم های روز عاشورا نداشت. از امام سجاد علیه السلام در این مورد سؤال کردند. آن حضرت در پاسخ فرمود: این زخم بر اثر حمل کیسه های غذا و به دوش کشیدن هیزم به خانه های بیوه زنان و یتیمان است.