به مناسبت سالگرد شهادت امام زین العابدین علیه السلام، استاد مهدی غروی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «امام سجاد علیه السلام، دعا، جهاد» پرداخت.
/270/260/20/
اهمیت دعا
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در روایتی وجود نازنین پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرموده است: «الدُّعا سِلاحُ الْمُؤْمِنِ وَ عَمُودُ الدّینِ وَ نُورُ السَّماواتِ وَ الْارْضِ»؛ دعا و راز و نیاز به درگاه خداوند، اسلحه انسان با ایمان و ستون (خیمه) دین و نور آسمان ها و زمین است. دعا به عنوان یک سلاح، ابزاری است که اهل تقوا از آن برای مقابله با سختیها و موانع در مسیر زندگی استفاده می کنند. این سلاح، باطن انسان را تقویت نموده، او را در برابر وسوسه ها و گناهان مقاوم می سازد.
موانع تحقق وعده های نصرت الهی
استاد غروی با اشاره به سالگرد شهادت امام سجاد علیه السلام در بیست و پنجم محرم، خاطرنشان کرد: امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه، با زبانی که ریشه در قرآن دارد، به بیان باورهای الهی و دغدغه های اجتماعی پرداخته اند. ایشان در این دعاها، انسان را به انس با دعا دعوت می کنند و تأکید دارند که جبهه حق همواره با دعا و ارتباط با خدا تقویت می شود. این نکته در آیات قرآن کریم نیز به وضوح دیده می شود. دعا، سلاحی معنوی برای جبهه حق است که پیروزی را به ارمغان می آورد. امام سجاد علیه السلام نیز با تأسی به این حقیقت قرآنی، در صحیفه سجادیه، جامعه اسلامی را به انس با دعا دعوت کرده اند تا از این طریق، ارتباط با خدا تقویت شده و نصرت الهی نصیب مومنان شود. امام سجاد علیه السلام با دعا بیست و هفتم، به مؤمنان می آموزند که در برابر جبهه باطل، باید به دعا و ارتباط با خدا پناه برد. این دعا، به ویژه در شرایط کنونی، برای مرزداران و مدافعان اسلام، پیامی الهام بخش است که با تکیه بر خدا، میتوان در برابر دشمنان پیروز شد. امام سجاد علیه السلام با صحیفه سجادیه، به ما آموختند که در هر شرایطی، از خفقان سیاسی تا پیروزی های بزرگ، باید به خدا پناه برد و با دعا، نصرت الهی را طلب کرد. این دعاها، برای همه دوران ها و نسل ها، راهنمایی روشن و الهام بخش است. در مجموع، دعاهای امام سجاد علیه السلام نشان می دهد که ایشان به شدت به وعده های الهی اعتماد داشتند و این اعتماد، پایه و اساس سلوک و زندگی ایشان بود. ایشان معتقد بودند که خداوند به وعده های خود عمل خواهد کرد و با فضل و رحمت خود، بندگان را مورد لطف قرار خواهد داد. بنابراین، باور و یقین به وعده های الهی، یکی از مهمترین ابعاد سلوک و زندگی امام سجاد علیه السلام بود که در دعاهای ایشان به خوبی منعکس شده است. خدای متعال هشدار می دهد: مبادا در مواجهه با کسانی که یقین به وعده های خدا ندارند خشمگین، عصبانی، مضطرب و احساس تحقیر و سبکی کنی! در مسیرت استوار و محکم بایست، چرا که آنها یقین ندارند و تو کانون یقین و ایمانی.
وی در ادامه اظهار داشت: آیا این وعده های صادق، همیشه برای ما محقق می شوند؟ پاسخ به این پرسش، در بررسی دقیق آیات قرآن و تاریخ صدر اسلام، به ویژه ماجرای جنگ اُحد، نهفته است. این نبرد، که در سال سوم هجری رخ داد، درس های عمیقی درباره شرط مانایی وعده های الهی به ما می آموزد. سه خطای کلیدی از سوی برخی مسلمانان، مانع تداوم این نصرت الهی شد:
۱. فَشِلْتُمْ (سستی کردید)
۲. تَنَازَعْتُمْ (با هم اختلاف کردید)
۳. عَصَیتُمْ (نافرمانی کردید)
تاریخ، آینه امروز و آینده است. ماجرای اُحد، امروز نیز می توانند تکرار شوند، مگر اینکه با مراقبت از آنها پرهیز کنیم. باید از دنیاطلبی، سستی، اختلاف و نافرمانی دوری کنیم تا نعمت های الهی را حفظ کنیم. اطاعت از رهبر، چه در زمان حضور معصوم علیهم السلام و چه در زمان غیبت، شرط اساسی بهرهمندی از نصرت الهی است. جایگزین کردن تحلیل های شخصی یا غُر زدن به جای تبعیت، همان خطایی است که در اُحد رخ داد. امروز نیز، بی توجهی به رهنمودهای رهبری دینی و الهی می تواند ما را از مسیر نصرت دور کند.
این استاد حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: در قرآن کریم می خوانیم: «لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا» (احزاب: 60) اگر منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری [ضعف ایمان] است و آنانکه در مدینه شایعه های دروغ و دلهره آور پخش می کنند [از رفتار زشتشان] باز نایستند، تو را بر ضد آنان بر می انگیزیم [که یا تبعیدشان کنی یا با آنان بجنگی]، آنگاه در این شهر جز اندکی [که خالص و پاک هستند] در کنار تو نخواهند ماند.
قاتلان امید و عزم ملی
وی افزود: مرجفون افرادی هستند که با سخنان، شایعه پراکنیها، موضعگیریها و اظهارنظرهای خود، جو عمومی جامعه را به سمت تشنج و آشوب روانی سوق میدهند. آنها در ظاهر ممکن است لباس نقد یا تحلیل به تن کنند، اما در باطن، مأموریتی جز تزریق ترس، ناامیدی و بیاعتمادی به جامعه ندارند. مرجف نه صراحت دشمن را دارد و نه صداقت دوست را.
استاد غروی تأکید کرد: جریان مرجفون برای پیشبرد اهداف خود، به دو مغالطه اصلی متوسل میشود: «آزادی بیان» و «عقلانیت». آنها ادعا می کنند که سخنانشان در چارچوب آزادی بیان و تحلیل عقلانی مطرح می شود، اما این ادعاها تنها پوششی برای پنهان کردن نیت واقعی آنهاست. آزادی بیان، ارزشی والاست که برای رشد افکار و پیشرفت جامعه ضروری است، اما این آزادی، مرزهایی دارد. یکی از این مرزها، جلوگیری از ایجاد تشنج و اضطراب عمومی در جامعه است. سخنانی که به جای اصلاح و پیشرفت، به تخریب و ناامیدی منجر شوند، نمی توانند تحت لوای آزادی بیان توجیه شوند. از سوی دیگر، مرجفون ادعای عقلانیت دارند، اما عقلانیت واقعی با ترس و ناامیدی سازگار نیست. عقلانیت به معنای محاسبه درست و تصمیمگیری مبتنی بر منطق و واقعیت است، نه فرار از میدان و ترویج ترس.
دوران طلایی مبارزه حق علیه باطل
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امروز در برهه ای مهم از تاریخ قرار داریم، جایی که جبهه حق و جبهه باطل در تقابلی بسیار کمسابقه رودرروی یکدیگر ایستاده اند. این مبارزه نه تنها از نظر شدت و گستردگی کم نظیر است، بلکه به دلیل توانمندی جبهه حق و مقبولیت آن در میان ملت ها، دورانی طلایی محسوب می شود. در طول تاریخ، هرگز جبهه حق به این میزان از توان داخلی و اقتدار جهانی برخوردار نبوده است. از سوی دیگر، جبهه باطل که متشکل از قدرت های غربی است، با تمام توان خود به مقابله با جبهه حق برخاسته، اما نشانههای شکست آنها در میدان های مختلف نمایان شده است.
وی در ادامه بیان کرد: یکی از عوامل کلیدی که این دوران را طلایی کرده، توانمندی بیسابقه جبهه حق است. جمهوری اسلامی ایران به تنهایی در برابر این جبهه عظیم ایستاده و نیازی به استفاده عملیاتی از متحدان خود نداشته است. این استقلال عملیاتی نشاندهنده قدرت داخلی و خودکفایی جمهوری اسلامی در حوزههای نظامی، سیاسی و راهبردی است. وظیفه اصلی جبهه حق، تبیین و فراخوان به سوی حق است. جمهوری اسلامی، به تبعیت از سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام، هرگز آغازگر جنگ نبوده و همواره بر تبیین حقیقت و همراه سازی ملت ها تأکید داشته است. نامه های رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکا، نمونه ای از این تلاش برای اصلاح تصویر تحریف شده ای است که جبهه باطل از ایران و جبهه مقاومت ارائه کرده است. این اقدامات، همراه با پیروزی های میدانی، نشان دهنده برتری جبهه حق در هر دو عرصه نظامی و دیپلماتیک است.
جهاد دیپلماسی
استاد غروی اظهار داشت: جنگ امروز دیگر تنها در میدان های نظامی خلاصه نمی شود. دیپلماسی، حقوق بینالملل، رسانه، اقتصاد و افکار عمومی، همگی جبهههایی هستند که دشمن در آنها بهصورت ترکیبی عمل میکند. در این جنگ چندوجهی، غیبت در هر یک از این میدانها به معنای واگذاری ابتکار عمل به دشمن است. اگر ایران در مذاکرات حضور نداشته باشد، تنها صدای دشمن است که در فضای جهانی طنینانداز خواهد شد. ایران در شرایطی که سایه مکانیسم «اسنپ بک» و تهدید بازگشت تحریم های شورای امنیت از سوی غرب بر مذاکرات سنگینی می کند، رویکردی هوشمندانه در پیش گرفته است. تهران نه تنها میدان مذاکره را ترک نکرده، بلکه آن را به ابزاری برای مدیریت فشارهای خارجی تبدیل کرده است. با حفظ پایبندی ظاهری به مذاکرات و در عین حال ایستایی بر موضع استیفای حق مردم ایران، مذاکره را ابزار مهار تهاجم دشمن، خرید زمان و افزایش هزینههای تحرکات خصمانه دشمن نموده است؛ تا اجماع سازی جدید علیه خود را دشوار و فشارهای دیپلماتیک غرب را خنثی نماید.
این استاد حوزه علمیه قم در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: افکار عمومی و فعالان رسانه ای باید این حقیقت را درک کنند که مذاکره، نه نشانه ضعف، بلکه نمایانگر قدرت و هوشمندی ایران در برابر فشارهای جهانی است. در این جنگ ترکیبی، حضور فعال در همه میدان ها، از دیپلماسی تا رسانه، کلید پیروزی است. ایران با این رویکرد، نه تنها از منافع ملی خود دفاع می کند، بلکه جایگاه خود را به عنوان بازیگری مؤثر و مشروع در عرصه جهانی تثبیت می کند.