استاد نظری منفرد مطرح کرد؛

گذاری بر رویدادهای تاریخی در زمان حیات امام سجاد علیه السلام

به مناسبت فرا رسیدن بیست و پنجم محرم، سالگرد شهادت امام زین العابدین السجاد علیه السلام، استاد علی نظری منفرد از خطبای توانمند و از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «گذاری بر رویدادهای تاریخی در زمان حیات آن امام همام» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو اظهار داشت: در روایتی از امام زین العابدین علیه السلام می خوانیم: «,۱۱۰۴۷.الاختصاص : عن الإمام زين العابدين عليه السلام: مِسكينٌ ابنُ آدَمَ! لَهُ في كُلِّ يَومٍ ثلاثُ مَصائبَ لا يَعتَبِرُ بواحِدَةٍ مِنهُنَّ، و لو اعتَبَرَ لَهانَت علَيهِ المَصائبُ و أمرُ الدنيا،

فأمّا المُصيبَةُ الاُولى : فاليَومُ الذي يُنقَصُ مِن عُمرِهِ، و إن نالَهُ نُقصانٌ في مالِهِ اغتَمَّ بهِ ، و الدِّرهَمُ يُخلَفُ عَنهُ و العُمرُ لا يَرُدُّهُ شَيءٌ .
و الثانيةُ: أنّهُ يَستَوفِي رِزقَهُ، فإن كانَ حَلالاً حُوسِبَ علَيهِ، و إن كانَ حَراما عُوقِبَ علَيهِ .

و الثالثةُ: أعظَمُ مِن ذلكَ . قيلَ : و ما هِي ؟ قالَ : ما مِن يَومٍ يُمسِي إلاّ و قد دَنا مِنَ الآخِرَةِ مَرحَلةً لا يَدرِي على الجَنَّةِ أم على النارِ» (الإختصاص: ۳۴۲)

 

پاسخ به شبهه یکی از علمای عامه درباره ازدواج امام حسین علیه السلام با شهربانو

استاد نظری منفرد خاطرنشان کرد: امام سجاد علیه السلام در سال 38 ه. ق به دنیا آمدند. یکی از ائمه جمعه عامه در همین سال های اخیر، بحثی زشتی را درباره ازدواج امام حسین علیه السلام مطرح کرده بود. خوب است درباره آن صحبت کنیم. در سال 16 ه.ق مسلمانان به سرکردگی سعد بن ابی وقاص تا نهاوند، نزدیک همدان و تویسرکان را فتح کردند. حتی زمان شاه در نزدیک نهاوند تابلویی زده بودند که این تنگه سعد بن ابی وقاص است. و البته آقایان آن تابلو را کندند. یزدجرد در این جنگ خانواده خود را در محل امنی قرار داده بود. جنگ بعدی میان اعراب و ایران، بیشتر در قسمت جنوب کرمان و در قسمت سیرجان و بردسیر اتفاق افتاد. طبری و ابن اثیر در کتاب تاریخ خود آن را بیان کرده اند. آمده است برخی از مسلمانان اهل مدینه و مکه که با گرمای حجاز خو گرفته بودند، نتوانستند زمستان سرد جنوب کرمان و منطقه بردسیر را تحمل کنند و بعضا تلف شدند. به هر حال یزدجرد در سال 33 ه.ق کشته شد. حال سؤالی که از آن عالم عامه دارم آن است که چگونه ممکن است دختر یزدجرد حضرت شهربانو چگونه در سال 16 به عقد حضرت امام حسین علیه السلام در آمده باشد. بین سال 16 تا 38 و زمان ولادت امام سجاد علیه السلام 22 سال فاصله است. یعنی حضرت شهربانو 22 سال همسر امام حسین بوده و بعد از آن حضرت سجاد متولد شده است؟! تاریخ در این قضیه خیلی ابهام دارد.

 

وی افزود: این جریان اعتراض می کنند که روایت در کافی نقل شده است. قبول داریم که در اصول کافی است؛ اما از امام نقل نشده است. کلینی دو یا سه مطلب در کافی نقل کرده که روایت از معصوم نیست و یکی از آنها همین جریان است. یکی دیگر از این دست مطالب، جریان شیر فضه است که می گوید در کربلا هم حضور داشته است. این مطلب هم روایت معصوم علیه السلام نیست. و روایت معصوم است که برای ما حجت است؛ و الا اینکه کلینی هر مطلبی را در کافی نقل کرده باشد، نمی تواند برای ما حجت باشد. اما آنچه که به نظر می رسد و درست است و صحیح است، مطلبی است که شیخ مفید در الارشاد نقل کرده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مردم در سال 35 ه.ق به حسب ظاهر بعد از عثمان با حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه بیعت کردند. باید گفت بیعت حقیقی مردم بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیعتشان با امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود. و الا به گفته عمر، بیعت سقیفه فلته ای بود؛ عمر را هم خود ابوبکر تعیین کرده بود. عثمان را هم شورایی تعیین کرد که عمر ترتیب آن را داده بود. بنابراین تنها کسی که به حسب ظاهر با او بیعت شده بود حضرت امیر علیه السلام است. آن هم به نحوی که در خطبه شقشقیه حضرت می فرماید به قدری برای بیعت با من هجوم آوردند که نزدیک بود بچه های من حسن و حسین زیر دست و پا از بین بروند؛ و عبای من را پاره کردند.

 

وی اظهار داشت: مرحوم شیخ مفید در ارشاد در باب (6) در بيان امام پس از حسين بن على عليهما السّلام آورده است: (بدان كه) امام پس از حسين بن على عليهما السّلام فرزندش ابو محمد على بن الحسين زين العابدين عليهما السّلام بود و كنيه ديگرش ابا الحسن است. و مادرش شاه زنان دختر يزدجرد پادشاه ايران بود، و برخى گفته‏ اند نام آن زن شهر بانويه بوده، و امير المؤمنين عليه السّلام حريث بن جابر حنفى را در سمت مشرق حكومت جايى بداد، پس حريث دو تن از دختران يزدجرد را براى آن حضرت فرستاد، پس آن جناب شاه زنان را بپسرش حسين عليه السّلام بخشيد و آن زن زين العابدين عليه السّلام را براى حسين بزائيد، و ديگرى را بمحمد بن ابى بكر بخشيد و آن زن قاسم پسر محمد بن ابى بكر را بزائيد پس قاسم و على بن الحسين پسر خاله بودند. ولادت على بن الحسين عليهما السّلام در مدينه سال سى و هشت از هجرت بود، پس با جدش امير المؤمنين عليه السّلام دو سال بود و با عمويش حسين عليه السّلام دوازده سال و با پدرش حسين علیه السلام بيست‏ و سه سال، و پس از پدرش سى و چهار سال زنده بود، و در سال نود و پنج هجرى در مدينه از دنيا رفت، و در آن روز پنجاه و هفت سال از عمر شريفش گذشته بود. امامت آن جناب سى و چهار سال بود، و در بقيع كنار قبر عمويش حسن بن على عليهما السّلام دفن شد.

«[فصل في تاريخ ولادة الإمام السجاد ع و شهادته و النص على إمامته‏] (بَابُ ذِكْرِ الْإِمَامِ بَعْدَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ تَارِيخِ مَوْلِدِهِ وَ دَلَائِلِ إِمَامَتِهِ وَ مَبْلَغِ سِنِّهِ وَ مُدَّةِ خِلَافَتِهِ وَ وَقْتِ وَفَاتِهِ وَ سَبَبِهَا وَ مَوْضِعِ قَبْرِهِ وَ عَدَدِ أَوْلَادِهِ وَ مُخْتَصَرٍ مِنْ أَخْبَارِهِ)

وَ الْإِمَامُ بَعْدَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع ابْنُهُ أَبُو مُحَمَّدٍ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ زَيْنُ الْعَابِدِينَ ص وَ كَانَ يُكَنَّى أَيْضاً أَبَا الْحَسَنِ وَ أُمُّهُ شَاهْ زَنَانُ بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ بْنِ شَهْرِيَارَ بْنِ كِسْرَى وَ يُقَالُ إِنَّ اسْمَهَا شَهْرَبَانُو وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَلَّى حُرَيْثَ بْنَ جَابِرٍ الْحَنَفِيَّ جَانِباً مِنَ الْمَشْرِقِ فَبَعَثَ إِلَيْهِ بِنْتَيْ يَزْدَجَرْدَ بْنِ شَهْرِيَارَ بْنِ كِسْرَى فَنَحَلَ ابْنَهُ الْحُسَيْنَ ع شَاهْ‏زَنَانَ مِنْهُمَا فَأَوْلَدَهَا زَيْنَ الْعَابِدِينَ ع وَ نَحَلَ الْأُخْرَى مُحَمَّدَ بْنَ أَبِي بَكْرٍ فَوَلَدَتْ لَهُ الْقَاسِمَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ فَهُمَا ابْنَا خَالَةٍ. وَ كَانَ مَوْلِدُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع بِالْمَدِينَةِ سَنَةَ ثَمَانٍ وَ ثَلَاثِينَ مِنَ الْهِجْرَةِ فَبَقِيَ مَعَ جَدِّهِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع سَنَتَيْنِ وَ مَعَ عَمِّهِ الْحَسَنِ عَشْرَ سِنِينَ وَ مَعَ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ ع إِحْدَى عَشْرَةَ سَنَةً وَ بَعْدَ أَبِيهِ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَةً وَ تُوُفِّيَ بِالْمَدِينَةِ سَنَةَ خَمْسٍ وَ تِسْعِينَ لِلْهِجْرَةِ وَ لَهُ يَوْمَئِذٍ سَبْعٌ وَ خَمْسُونَ سَنَةً. وَ كَانَتْ إِمَامَتُهُ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَةً وَ دُفِنَ بِالْبَقِيعِ مَعَ عَمِّهِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع.» (الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ ج ‏2؛ ص 137)

 

استاد نظری منفرد خاطرنشان کرد: از عجایب در تاریخ آن است به مجرد اینکه این دو خواهر وضع حمل کردند، در دم نفاس از دنیا رفتند. یعنی مادر حضرت سجاد علیه السلام و مادر قاسم بن محمد بن ابی بکر هم در دم نفاس از دنیا رفت. قضیه این است؛ نه آن چیزی که آن آقا گفته که عمر دختر یزدجرد را بخشید به امام حسین علیه السلام؛ اینها هیچ اساس و پایه ای ندارد و اگر آقایان می خواهند این مسأله را بهتر ببینند، ذیل همین روایت در مرآة العقول که شرح کافی است، (علامه مجلسی) ملاحظه بفرمایید این روایت هیچ سندی ندارد و مرسله است و صحیح، همان است که ما بیان کردیم. آنها که این شبهه ها را بیان می کنند، تاریخ بلد نیستند؛ حرفی می پرانند تا از مکتب و مرام خودشان دفاع کنند.

 

واقعه حره

این خطیب توانمند در ادامه بیان کرد: عمر مبارک امام سجاد علیه السلام، همانند سن پدر بزرگوارشان امام حسین علیه السلام، 57 سال بوده است؛ که 23 سال با پدر بزرگوارش بودند؛ 12 سال با عمویشان امام حسن مجتبی علیه السلام بودند که داماد عمویشان هم هستند. 2 سال با جدشان امیرالمؤمنین علیه السلام بودند. 34 سال دوران امامتشان بوده است؛ دوران امامت حضرت سجاد علیه السلام دوران پرماجرایی است. بعد از شهادت امام حسین علیه السلام واقعه حرّه اتفاق افتاد که به قول تاریخ نویسان، حرّه و ما ادراکم ما الحره. قتل عام مردم مدینه توسط یزید اتفاق افتاد. من نمی دانم برخی از علمای عامه که حکومت یزید را هنوز مشروع می دانند، چه پاسخی برای حرّه دارند. بعضی از علمای عامه می گویند حق ندارید یزید را لعنت کنید؛ چون یزید مسلمان بوده است و بعد از حادثه کربلا استغفار کرده و خدا هم او را بخشیده است! من نمی دانم با حدیث نبوی صلی الله علیه و آله و سلم که مسلم در کتاب صحیح خود نقل کرده، چه می کنند «من اخاف اهل المدینة اخافه الله و علیه لعنة الله». شعری می گویند که در قافیه اش می مانند. یزید بالاتر از خوف انجام داده و مردم مدینه را قتل عام کرده است.

 

وی افزود: در این واقعه از مردم مدینه بیعت گرفته به عنوان عبد و برده یزیدً! ام سلمه زمانی که به تزویج رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در آمده، چند بچه داشته است. او نوه ای دارد. مسلم بن عقبه لعنت الله علیه او را احضار می کند. و می گوید بیعت کن به عنوان عبد یزید باشی. می گوید من عبد خدا هستم؛ چگونه عبد یزید باشم. گفت تا سرش را بزنید. گفت باشد می پذیرم به آن عنوان بیعت کنم. مسلم بن عقبه می گوید فایده ندارد و باید همان اول بیعت می کردی. سرش را گوش تا گوش می برند! در مدینه چنین وضعیتی اتفاق افتاده است.  امام سجاد علیه السلام 400 خانوار را که پدرانشان را از دست داده بودند، سرپرستی می کرد.

 

مروان، عبدالملک مروان، حجاج یوسف ثقفی

استاد نظری منفرد خاطرنشان کرد: دو سال از این ماجرا گذشت و در سال 65 مروان بن حکم علیه ما علیه، این آدم نانجیب سر کار آمد. عایشه به مروان بن حکم می گفت تو در صلب پدرت بودی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تو را لعنت کرد؛ و اینها شدند خلیفة المسلمین. بعد از مروان بن حکم، عبدالملک بن مروان بر سر کار آمد و 20 سال روی کار بود. جنایاتی کرد که قابل ذکر نیست. او حجاج بن یوسف ثقفی را بر مردم مسلط کرد و حجاج کسی است که یک روز در نزدیک کوفه 11 هزار نفر را گردن زد. آن روز به «یوم الزاویه» مشهور گردید. در آن واقعه سرها را جدا کردند و روی هم انداختند که به «تلّ الجماجم» یعنی تلّ جمجمه ها معروف گردید. حجاج علیه ما علیه جابر بن عبدالله انصاری، این صحابی رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم را کتک زد. اصحاب پیامبر خدا را به استذلال کشاند. حجاج بن یوسف نانجیب کسی است که آرزو می کرد «من کربلا بودم و با حسین بن علی علیهما السلام می جنگیدم». او در سال 86 برای آتش زدن خانه خدا منجنیق را بر کوه ابوقبیس سوار کرد. در جنگ با عبدالله بن زبیر پرده خدا را آتش زدند و کعبه، این خانه خدا را سنگباران کردند. ابن اثیر در کامل نقل می کند وقتی عبدالملک می خواست بمیرد، گفت پرده قصر را باز کنید. پرده را باز کردند. نگاه کرد به رودخانه دمشق؛ دید چوپانی دارد چند گوسفند خود را آب می دهد. گفت ای عبدالملک کاش چوپان بودی عبدالملک نبودی. ابن اثیر جزری غیر شیعی می گوید عبدالملک حق دارد این حرف ها را بزند؛ چون یکی از سیئات عبدالملک، حجاج است.

 

هشام بن اسماعیل، استاندار مدینه

این استاد درس خارج حوزه اظهار داشت: عبدالملک استانداری را در مدینه گذاشته بود به نام هشام بن اسماعیل. این فرد، امام زین العابدین علیه السلام را بسیار بسیار اذیت کرد. وقتی در سال 86 ولید بن عبدالملک بر سر کار آمد، استاندار مدینه را عوض کرد و عمر بن عبدالعزیز، که پسرعموی ولید، و پسر برادر عبدالملک بود را برای استانداری مدینه فرستاد. ولید به او گفت به مدینه می روی، هشام بن اسماعیل را در مسجدالنبی کنار باب جبرائیل نگاه می داری، در شهر مدینه اعلام می کنی کسانی که این شخص به او ظلم کرده است، بیایند و حقّشان را طلب کنند. یک روز صبح تا غروب ایشان را کنار مسجد مدینه نگاه داشتند. همه مردم مدینه می دانستند کسی که باید دادخواهی و اظهار تظلم کند، امام سجاد علیه السلام است. حضرت سلام الله علیه تشریف آوردند می خواستند وارد مسجد مدینه بشوند. همه مردم منتظر هستند و نگاه می کنند که حضرت چه می کند. حضرت داخل مسجد رفتند. هشام بن اسماعیل به حضرت نگاه می کرد. وقتی دید حضرت عبور کرد و اعتنایی و اعتراضی و هیچ تظلم خواهی از او نکرد، فریاد زد (این شخص که تا دیروز حاکم مدینه بود، فریاد زد) یا علی بن الحسین «الله اعلم حیث یجعل رسالته»

 

وی افزود: این رفتار امام سجاد علیه السلام برای ما درس است. در زندگی گاه با مشکلاتی مواجه می شویم؛ اما چون ظرفیت نوع ما کم است، نمی توانیم طاقت بیاوریم. از خدا باید بخواهیم که ظرفیت ما زیاد بشود. یکی از دعاهای شب نیمه ماه شعبان به افزایش ظرفیت اشاره دارد. دعایی چند خطی است که از رسول خدا نقل شده است؛ و محدث قمی می گوید خوب است انسان آن را همیشه بخواند. بخشی از دعا آن است که خدایا به ما ظرفیت عطا بفرما. خدایا یقینی به ما بده که مصیبت های دنیا برای ما آسان بشود. «وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ يَدْعُو فِيهَا فَيَقُولُ اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْيَتِكَ مَا يَحُولُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ مَعْصِيَتِكَ وَ مِنْ طَاعَتِكَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِ مِنْ رِضْوَانِكَ وَ مِنَ الْيَقِينِ مَا يُهَوِّنُ عَلَيْنَا بِهِ‏ مُصِيبَاتِ‏ الدُّنْيَا اللَّهُمَّ مَتِّعْنَا بِأَسْمَاعِنَا وَ أَبْصَارِنَا وَ قُوَّتِنَا مَا أَحْيَيْتَنَا وَ اجْعَلْهُ الْوَارِثَ مِنَّا وَ اجْعَلْ ثَارَنَا عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى مَنْ عَادَانَا وَ لَا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنَا فِي دِينِنَا وَ لَا تَجْعَلِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّنَا وَ لَا مَبْلَغَ عِلْمِنَا وَ لَا تُسَلِّطْ عَلَيْنَا مَنْ لَا يَرْحَمُنَا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.» (إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏ 2، ص: 700)

 

استاد علی نظری منفرد خاطرنشان کرد: امام سجاد علیه السلام دوران بسیار صعب و مشکلی را سپری کردند. حتی در زمان عبدالملک، حضرت علیه السلام را گرفتند و زنجیر کردند. با وجود آن مشکلات عدیده، اقیاوس آرام امام سجاد علیه السلام را در «صحیفه سجادیه»، در «صحیفه زهد»، در «دعای مکارم الاخلاق» در «رسالة الحقوق» که بیانات و کلمات حضرت سلام الله علیه است، می بینیم. ائمه علیهم السلام اقیانوسی بودند از مطالب و حرف های خوب و حکمت آمیز. باید اینها را به مردم بیان کنیم؛ چرا که فرمودند: «ان الناس لو عرفوا محاسن کلامنا لاتبعونا»

ش, 04/28/1404 - 21:25