استادعلی فرحانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «انسان شناسی در مقتل اباعبدالله الحسین علیه السلام» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو اظهار داشت: همه انسان ها در مقابل حسین علیه السلام عبد هستند؛ چرا که حضرت، امام همه است. و اوست همان که «اولی بالمؤمنین من أنفسهم» چه برسد به «اموالهم» امام حسین علیه السلام حتی برای اصحابی که در کربلا حضور داشتند، سلوک ولایی داشت.
وی افزود: اگر کسی با دید انسان شناسی مقاتل را ببیند، شگفت زده می شود. بعد از آن که علی اکبر علیه السلام از پدر اذن میدان گرفت، بعد از آن، به خیمه امام زین العابدین علیه السلام می رود. حضرت می فرماید من بیهوش بودم «اذ شعرت انّ رجلا واقع علی اقدامی» دیدم یک مردی روی دو تا پاهایم افتاده است. «و قبّل رجلیّ» دارد پاهای من را می بوسد. «فرأیت اذن هو علی بن الحسین» دیدم که علی اکبر است. گفتم چرا این کار را می کنی. گفت آمدم وداع کنم. «انّ أبی بقی فریداً وحیداً قد أحاط به عدوّ الله» دشمن دُورَش را گرفته است. اما نکته ای که باید روی آن اندیشید، آن است که چرا علی اکبر از نزد پدر به خیمه امام زین العابدین علیه السلام می آید. پس برخی هستند که بفهمند قرار است چه اتفاقی بیفتد. بحث اخوّت و رفاقت نیست؛ بلکه بحث از «ولایت» است. تعبیر این است که «و عند اذ کان تکلم مع اخیه» زمانی که داشت با برادرش تکلم می کرد، «سمع صاحت علیه النساء» شنید که زن ها دارند از نگرانی برای علی اکبر جیغ می زنند؛ از این رو علی اکبر به خیمه ها برگشت. یعنی علی اکبر علیه السلام نخست به محضر امام حسین علیه السلام می رود و سپس به محضر امام زین العابدین علیه السلام می رود و بعد از آن است که نوبت به مادر و زن و بچه و اهل می رسد. که این ناشی از درک ولایت است.
استاد علی فرحانی در ادامه بیان کرد: امام حسین علیه السلام هر چه دارد، در راه حق فدا می کند؛ جان، مال، عیال، اصحاب، اولاد و حتی طفل شیرخوار را، و در گودال قتلگاه چنین می گوید: ای خدا! از همه کس، از همه چیز در راه تو گذشتم و برای ملاقات تو از همه وابستگان چشم پوشیدم. ای خدا! اگر در راه محبت تو پاره پاره شوم دل من به سوی غیر تو تمایل نخواهد کرد.
ترکت الخلق طرّا فی هواکا و ایتمت العیال لکی أراکا
و لو قطعتنی فی الحب اربا لماحن الفؤاد الی سواکا
این است عرفان شیعی. «لکی أراکا» دیگر اینجا نمی گوید تکلیف بود و آمدم. بلکه «ما أصابک من حسنة فمن الله ما أصابک من سیئة فمن نفسک» این مطالب، معرفت، حرکت و فهم می خواهد؛ و البته تأسی، چرا که آیه «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة» اینجا را هم می گیرد.
وی افزود: اگر پدر، عالم باشد، تکالیفی دارد که ممکن است پسر آن تکالیف را نداشته باشد و البته تشخیص وظیفه فعلی مکلف، با خود مکلف است. اما وقتی پای امام زمان رسید، دیگر رابطه پدر فرزندی مطرح نیست. این از رابطه پدر فرزندی. چه رسد به سایر رابطه ها با استاد و رفیق. این نیست که گفته شود چون پدر من یا خویشاوند یا رفیق من است، ناراحت نشود. در اینجا ربّ العالمین انسان را با تکالیف تربیت می کند که روح این تکالیف هم «ولایت» است.
این استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: از آیت الله پهلوانی رحمت الله علیه نقلی است که اندوه و ناله حضرت زینب سلام الله علیها برای شهادت حسین علیه السلام به خاطر رابطه خواهر برادری صرف نیست؛ بلکه صحبت از ولایت است. شاهد در آنجاست که حضرت سلام الله علیها بر روی تلّ زینبیه شاهد به شهادت رسیدن اباعبدالله الحسین علیه السلام است و ناله ها دارد. و وقایع بعد از شهادت امام حسین علیه السلام سنگین تر است؛ تا آنجا که حتی قاتل او هم به گواه هلال بن نافع، با لرزه ها بر تن از قتله گاه بیرون می آید. اما در آن زمان، حضرت زینب سلام الله علیها خود را به خیمه امام سجاد علیه السلام می رساند؛ این حرکت، حکایت از آن دارد که نقطه عطف، بحث از «ولایت» است که «لولا الحجة لساخت الأرض بأهلها». آنکه در مراتب بالا رفته، باطن عالم را می بیند. می بیند که در لحظه انتقال ولایت، عالم به لرزه می افتد. او می دید که نور حقیقت ولایت از اباعبدالله الحسین علیه السلام به سمت زین العابدین علیه السلام رفت. از این رو خود را دوان دوان به خیمه امام سجاد علیه السلام رساند. ما طلبه ها باید مقتل بفهمیم تا عمل کنیم به این آیه که «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة»