استاد صبرآمیز مطرح کرد.

روایتی ذیل آیات سوره مبارکه شمس

استاد اکبر صبرآمیز از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «روایتی ذیل آیات سوره مبارکه شمس» پرداخت.

/270/260/22/

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه شسس می خوانیم: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏ وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها (1) وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها (2) وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها (3) وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها (4) وَ السَّماءِ وَ ما بَناها (5) وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها (6) وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها (7) فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (8) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها (9) وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (10)»

استاد اکبر صبرآمیز از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «روایتی ذیل آیات سوره مبارکه شمس» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه شسس می خوانیم: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏ وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها (1) وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها (2) وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها (3) وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها (4) وَ السَّماءِ وَ ما بَناها (5) وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها ...»

 

استاد صبرآمیز در ادامه بیان کرد: در ذیل این آیات شریفه روایتی از امام صادق علیه السلام را می خوانیم: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها، قَالَ: الشَّمْسُ رَسُولُ اللَّهِ ص أَوْضَحَ اللَّهُ بِهِ لِلنَّاسِ دِينَهُمْ قُلْتُ: وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها قَالَ ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع قُلْتُ: وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها قَالَ: ذَلِكَ أَئِمَّةُ الْجَوْرِ الَّذِينَ اسْتَبَدُّوا لِلْأَمْرِ- دُونَ آلِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ جَلَسُوا مَجْلِساً كَانَ آلُ رَسُولِ اللَّهِ ص أَوْلَى بِهِ مِنْهُمْ، فَغَشُّوا دِينَ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ- وَ هُوَ قَوْلُهُ: وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها، قَالَ: يَغْشَى ظُلْمُهُمْ ضَوْءَ النَّهَارِ، قُلْتُ: وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها قَالَ: ذَلِكَ الْإِمَامُ مِنْ ذُرِّيَّةِ فَاطِمَةَ ع يُسْأَلُ عَنْ دِينِ رَسُولِ اللَّهِ فَيُجَلِّي لِمَنْ يَسْأَلُهُ، فَحَكَى اللَّهُ قَوْلَهُ: وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها

وَ قَوْلُهُ: وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها قَالَ: خَلَقَهَا وَ صَوَّرَهَا- وَ قَوْلُهُ: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها أَيْ عَرَّفَهَا وَ أَلْهَمَهَا ثُمَّ خَيَّرَهَا فَاخْتَارَتْ‏ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها يَعْنِي نَفْسَهُ طَهَّرَهَا وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها أَيْ أَغْوَاهَا» (قمى، على بن ابراهيم، تفسير القمي - قم، چاپ: سوم، 1404ق، ج ‏2، ص: 424)

 

وی افزود: آسمان، خورشید و ماه و ستارگان دارد. بگوییم خورشید مدینه پیامبر است؛ امیرالمؤمنین در نجف ماه است. و ستارگان هم اصحاب صالح آن بزرگواران هستند. اگر به کربلا برویم، خورشید امام حسین علیه السلام است و ماه، قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس است. و شهدای کربلا ستارگان آنجا هستند. اگر به قم نگاه کنیم، خورشید، صاحب مسجد مقدس جمکران است. ماه آنجا حضرت معصومه سلام الله علیها است. ستارگان هم علمایی که در آنجا در قید حیات هستند یا مدفون در آن دیار هستند.

 

استاد صبرآمیز در ادامه بیان کرد: هه اهل بیت علیهم السلام خورشید فروزان هستند. و خورشید برای آن است که حقایق عالم بر همه روشن بشود. در سوره مبارکه شمس نیز باید به این نکته توجه کرد که ضمیرها ناظر به شمس هستند. چه اینکه در روایت است «اول ما خلق الله نوری» و اول تعین خداوند را حقیقت محمدیه می دانیم. قسم به ماه که در پی خورشید طلوع می کند. که مقصود، خلیفه بلافصل پیامبر خدا در معنویات و امامت، یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام است. قسم به روز که خورشید را آشکار می کند. مقصود یعنی قسم به امام زمان که گل سرسبد موجودات، یعنی پیامبر خدا را این قرآن انفسی را تفسیر می کند. که ما ینطق عن الهوی. البته این آیینه تمام نمای الهی را به قدر استعدادمان می شناسیم. بزرگترین ظلم به بشریت آن است که مانع شدند تا ما بتوانیم این مفسر بزرگ قرآن کریم را بشناسیم؛ آقایی که زنده هم هستند و ما از درک حضورش محرومیم.

 

وی افزود: شمس الشموس امام رضا علیه السلام است. از علامه پرسیدم چگونه به زیارت امام رضا بروم. گفتند فکر کن به زیارت خدا می روی. از این کلام استاد بر می آید آنها که پیاده روی کربلا می روند، پیاده روی آنها به سوی خداست. از آیت الله معزی شنیدم که گفت به آیت الله بهجت رحمت الله علیه عرض کردم چه کنم امام رضا را ببینم. فرمود تنها حرم برو. خودت را نبر. به استادم عرض کردم به مشهد می روم چه بگویم. گفت

روی بنما و وجود خودت از یاد ببر                   خرمن سوختگان را همه گو یاد ببر

خوش ذوقی گفت الهی بروی که برنگردی. یعنی در بی خودی برگردی

 

چ, 05/01/1404 - 13:05