استاد زنجیرزن حسینی:

نفس رحمانی در بسم الله الرحمن الرحیم

استاد میثم زنجیرزن حسینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نفس رحمانی در بسم الله الرحمن الرحیم» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه  در ابتدای گفتگو ضمن اشاره به جزو سوره بودن بسم الله الرحمن الرحیم در نگاه علمای شیعه، خاطرنشان کرد: بسم الله الرحمن الرحیم جمله تام نیست؛ بلکه شبه جمله است. و تمام آیات قرآن و تمام سور باید تحت کلمه بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر بشوند. .در تفسیر آیات قرآن کریم باید بگوییم بواسطه اسم الله کذا و کذا. یعنی ذیل کلمه بسم الله الرحمن الرحیم معنا بشود. یعنی تحت هیمنه «ولایت» از این جهت تمام قرآن می شود تفسیر «ولایت». به دیگر سخن می توانیم بگوییم رابطه بسم الله الرحمن الرحیم با سوره ذیلش رابطه لفّ و نشر است. یعنی بسم الله الرحمن الرحیمِ سوره بقره اجمالا تمام معارف سوره بقره در آن خلاصه شده است؛ به نحو لفّ و بسیط. همین بسم الله الرحمن الرحیمِ سوره بقره اگر بخواهد ظهور تفصیلی پیدا کند، می شود نشر. بنابراین تمام سوره ذیل می شود تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم.

 

وی افزود: هر کدام از این بسم الله الرحمن الرحیم هر سوره یک کارایی دارد. از همین باب است که اهل معرفت می گویند با بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمد انسان می تواند کن فیکون کند و در ماده کائنات تصرف کند؛ نه با هر بسم الله الرحمن الرحیم. هر بسم الله الرحمن الرحیم هر سور یک آثار دارد؛ چرا که بسم الله الرحمن الرحیم سوره بقره غیر از بسم الله الرحمن الرحیم سوره آل عمران و دیگر سور است. بسم الله الرحمن الرحیم سوره بقره منصبغ و رنگ پذیرفته از سوره بقره است.

 

استاد زنجیرزن حسینی در ادامه بیان کرد: باید قرآن را بشناسیم تا به واسطه هر کدام از بسم الله الرحمن الرحیم ها انسان بتواند تصرف بکند. به بیان علامه حسن زاده آملی اعلی الله مقامه: «به بسم الله رحمان الرحیم است -- که عارف در مقام «کن» مقیم است» مقام کن یعنی مقام تصرف. و در پیرامون خود تصرف کند. ولی این تصرف بحسبه می باشد. تا انسان بخواهد در چه تصرف کند. اگر می خواهد مریضی شفا بدهد، اگر می خواهد بارانی نازل بشود، هر کدام ساحتش فرق می کند. پس «به واسطه اسم الله، که رحمان و رحیم است» شبه جمله است و متعلقش را در ذیل هر آیه و در ذیل هر سوره معنا بکنیم.

 

وی اظهار داشت: در الرحمان و الرحیم دو احتمال وجود دارد دارد. اول  آنکه این دو صفت برای الله باشد یا صفت برای اسم الله است. (البته می تواند صفت برای هر دو باشد.) به واسطه اسم الله که حقیقت ولایت است، آن حقیقت ولایت رحمان و رحیم است. رحمت رحمانیه یعنی مسبوق به استعداد نیست؛ ولو آنکه استحقاقش را هم نداشته باشد، آن رحمت تجلی پیدا می کند؛ یعنی ولو برای کفار باشد. در صحیفه سجادیه می بینیم که یکی از دعاهای حضرت برای دشمنان خود است. این رحمت، رحمت رحمانیه است و مسبوق به استعداد و استحقاق نیست. این است رحمت رحمانیه که جزو اوصاف ولایت است.  یک رحمت هم رحمت رحیمیه است؛ که مسبوق به استعداد است و باید ایجاد بشود تا این رحمت تجلی پیدا کند. اسم الله که حقیقت ولایت باشد، هم دارای رحمت رحمانیه است و هم رحیمیه. اگر آن دو را صفت الله بگیریم، یعنی رحمت و رحمان برای الله است بالذات؛ و بالعرض برای اسم الله بشود. وقتی اسم الله آینه الله شد، اللهی که رحمان و رحیم شد بالذات، شامل اسم الله هم می شود. البته اگر رحمان و رحیم را صفت بگیریم.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: البته بحثی است که برخی قابل هستند رحمان نعت و صفت برای الله نیست و «بدل» است. می دانیم که بدل می تواند جای مبدل منه بنشیدند که الله است. به واسطه اسم الله می تواند جای الله بنشیند که همان رحمان است و دیگر صفت الله نیست. یعنی چه الله را بخوانید و چه رحمان را بخوانید. بدل باشد. چون بدل می تواند اسم ذات باشد و اسم معنا نیست که صفت واقع بشود. بلکه در خودش ذات دیده می شود. وقتی این شد می تواند بدل باشد. این رحمان هم می تواند بدل از الله باشد و هم بدل از اسم الله باشد. یعنی حقیقت ولایت همان رحمان است.

 

وی اظهار داشت: رحمت رحمانیه در لسان ارباب معرفت و اهل عرفان همان نفس رحمانی است. نفَس رحمانی آن است که از ذات اقدس پروردگار عالم قبل از آنکه این تعینات و مخلوقات صادر بشود، یک وجود لا تعینی صادر شد که تعین به یک مرتبه خاص نداشت. این را تشبیه می کنند به «نفس» وقتی از باطن خودمان می خواهیم این کلمات را استخراج کنیم، قبل از آنکه کلمات در حروف تعین پیدا کنند نفس از باطن انسان خارج می شود. نفس تعین خاصی ندارد. ولی به مخارج حروف در دهان می خورد، تعین پیدا می کند. این می شود «الف» آن می شود «باء» و ... همان جور که در مکمن غیب ما اگر بخواهد چیزی ظهور پیدا کند قبل از آنکه به حروف متعین سریان پیدا کند، باید یک نفس از انسان خارج می شود. این نفس، تعین ندارد. ذات اقدس پروردگار عالم هم همین طور است. قبل از آنکه تعینات وجودی مانند ملک و فلک و شجر و حجر و ... از او صادر بشود، چون وجود حق تعالی وجود لا تعینی است و تعین به مرتبه خاصی نیست بنابراین چیزی که از او صادر می شود وجود لا تعینی است که به آن نفس رحمانی می گویند. آن نفس رحمانی از صدر عالم تا ذیل عالم را پر کرده است. تعین به مرتبه خاصی ندارد که بگوییم در عالم بالا هست و در عالم پایین نیست. (حقیقت ولایت همان نفس رحمانی است. اگر بدل بگیریم.). به واسطه اسم الله همان رحمان است (اگر بدل بگیریم) رحمان همان نفس رحمانی است که سراسسر نظام هستی را پر کرده است و متعین به هیچ تعینی نیست. بنابراین با هر تعینی می تواند جمع بشود. از همین باب است که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «انا آدم أنا نوح أنا ابراهیم «انا موسی أنا عیسی أنا الدنیا أنا الآخرة آنا الصلاة ...» چون حقیقت ولایت تعین ندارد. حقیقت ولایت یک وجود لا تعینی است. از صدر نظام ستی تا ذیل نظام هستی را فرا گرفته است. هر موجودی را که در نظر بگیریم، تعین خاص دارد. ملائکة الله تعین خاص دارند در عالم عقل هستند و در عالم ماده نمی توانند باشند. جمادات تعین خاص دارند و در این عالم هستند و در عوالم علوی نیستند. ولی یک وجود در عالم هست که وجود لا تعینی است و هیچ تعین خاصی ندارد. از باب سنخیت بین علت و معلول است. وقتی علت (حضرت رب العالمین) شد یک وجود بی نهایت، باید از او یک امر بی نهایت صادر بشود. «قل کلّ یعمل علی شاکلته» هر کسی بر اساس شاکله وجودی خودش از او فعل صادر می شود. از این رو پروردگار عالم که بی نهایت است، فعل او هم باید بی نهایت باشد. تنها چیزی که از او صادر شده است، این نفس رحمانی و حقیقت ولایت است. در روایات هم وارد شد «اول ما خلق الله نوری». در تمام این تعینات، مانند جمادات و حیوانات و ... در واقع در حکم عرض بر جوهر هستند که بر این جوهر لاتعینی عارض شدند. این جوهر که نفس رحمانی باشد. کل هستی را او  پرکرده است.

 

این استاد درس خازج حوزه خاطرنشان کرد: کلمه بسم الله الرحمن الرحیم را بیشتر بشناسیم. نسبت نفس رحمانی به تعینات، نسبت دریا به موج دریا است. در دریا هر چه می بینیم، آب می بینیم. آب تعین خاص ندارد. در هر ظرفی متعین آن مرتبه می شود و در این دریا شما شکن های آب را می بینید و موج ها را و تعینات را می بینید. تمام ما آن شکن های آن آب هستیم. آن چیزی که واقعا موجود است، آن آب لا تعینی است. هر چه می بینیم، آن را می بینیم. این است اگر دید عرفانی انسان باز بشود. از همین رو است که «فأینما تولوا فثم وجه الله» هر چه پیرامون خود می بینید، وجه الله است. وجه الله در دعای ندبه بیان شد «این وجه الله الذی الیه یتوجه الاولیاء» یعنی هر چه می بیند، حقیقت ولایت می بیند. چه آن نفس رحمانی تمام عالم را پر کرده است مانند آن آب که هر چه در دریا می بینیم، آب می بینیم و امواج و تعینات خاص و موج و کف دارد. آنچه می ماند وجه الله می ماند.

 

وی در ادامه بیان کرد: در باب کلمه بسم الله الرحمن الرحیم گفتیم

. اسم الله شد حقیقت ولایت

. رحمان و رحیم می تواند صفت باشند؛ یا برای اسم الله یا برای  خود الله.

. خود رحمان می تواند بدل باشد. یا بدل از الله، (چه الله را بخوانیم چه رحمان را) یا بدل از اسم الله. (یعنی وقتی از اسم الله و حقیقت ولایت می پرسیم چه چیزی است و چه کسی است) می گوییم همان نفس رحمانی است که کل نظام هستی را فرا گرفته است و ما همه تعینات وجودی آن نفس رحمانی هستیم. در حدیث معرفت به نورانیت حضرت امیر علیه السلام آمده است من کسی هستم که به صور متعدده جلوه گری می کنم. به بیان آن شاعر شیرین سخن که می گوید: «هر دم بت عیار به شکلی به در آمد دل برد و نهان شد» هر چه می بینیم، تعینات این نفس رحمانی است که مساوق با حقیقت ولایت است. تمام عالم را نور ولایت پر کرده است اگر حجاب برداشته بشود.

 

استاد میثم زنجیرزن حسینی افزود: این همه که می گوییم امام زمان کو، اگر چشم ما باز بشود غیر از ولایت در نظام هستی نمی بیند. در کتاب القطره علامه مستنبط روایت کرده است شخصی خدمت امام صادق علیه السلام می گوید من می خواهم به شما معرفت نورانی پیدا کنم. حضرت فرمود در طاقت وجود شما نیست. اصرار می کنند. در کنار آب بودند فرمود تا دست و پای او را ببندند و در آب بیاندازند. عن قریب بود که از دنیا برود؛ می فرمایند او را نجات بدهید. وقتی بالا می آید، خود را به پای حضرت می اندازد و شروع به گریه کردن می کند و می گوید چیزی از معرفت نورانیت فهمیدم. اصحاب از او سؤال می کنند وقتی عن قریب بود که از دنیا بروم، تمام تعلق های دنیا و حجاب ها از پیش چشم من برداشته شد. چون در زمان احتضار، پرده ها برداشته می شود. وقتی آن شد، دیدم از مشرق عالم تا مغرب عالم کأنه تمام عالم ید و بیضای امام صادق علیه السلام است و نور حضرت تمام هستی را فرا گرفته است.

 

وی افزود: ما چگونه جانی داریم که این جان واحد تمام پیکره وجود ما را و تمام سلول های ما را تدبیر می کند. جان این عالم می شود حقیقت ولایت. این عالم را که از عالم ماده در نظر بگیریم، از عالم برزخ در نظر بگیریم، از عالم عقل و فوق عالم عقل در نظر بگیریم، کأنه نسبت بدن به ولایت است. این ولایت است که در همه عالم تصرف می کند. بلکه تمام عالم تعینات و جلوه و رشحه ای از ولایت است به اندازه خودش. بحث جداگانه ای است که آیا انسان های شرور چه می شوند. آنها امور عدمی هستند. بنابراین بسم الله الرحمن الرحیم به واسطه اسم الله که همان حقیقت ولایت باشد، که اینچنین صفت دارد که رحمان و  رحیم است. یا اینکه بدل این اسم الله که رحمان باشد که نفس رحمانی است که تمام عالم را و تعینات وجودی عرضی بر جوهر نفس رحمانی باشند.

ي, 05/05/1404 - 15:53