استاد سید احمد فاطمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نگاهی به آیه 72 سوره احزاب» پرداخت.
/۲۷۰/۲۶۰/۲۰/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه احزاب می خوانیم: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا» (الأحزاب: 72) ما امانتی را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم؛ و آنها با آن گستردگی و صلابت و برافراشتگی، از پذیرفتن امانت، ابا کردند؛ ولی به انسان که عرضه کردیم، و انسان این امانت را پذیرفت. نکته در این است که صحبت از «عرضه» است و «اجبار و تحمیل» در میان نیست.
وی افزود: در ادامه آیه بیان می شود انسان با این دو خصوصیتش خیانت کرد؛ «انّه کان ظلوما جهولا» پیوسته ظالم است و از حق خود تجاوز می کند و به حق و حدّ خود قانع نمی شود. از سوی دیگر نادان هم هست و پایبند به علم و آگاهی نیست. منظور از جهولا نفهمی نیست. نفهمی جرم نیست؛ چه اینکه ممکن است کسی استعدادش کم باشد و توانایی یادگیری ندارد، در این حال، جای ملامت شدن ندارد. اما جای ملامت آنجاست که می تواند آگاه باشد، ولی تلاش نمی کند وظیفه خود را بشناسد و به آن عمل کند.
استاد فاطمی در ادامه بیان کرد: باید اندیشید که آیا این آیه انسان را مذمت می کند یا کرامت و بزرگواری انسان را بیان می کند. به نظر می رسد که هر دو مورد است. صدر آیه می خواهد بفرماید که خدای حکیم و علیم، امانت را به آسمان و کوه و زمین از پذیرش آن ابا کردند؛ ولی انسان امانت را پذیرفت؛ معلوم می شود که وقتی امانت را پذیرفت، اینچنین نیست که هیچ فردی امانتداری نکند. معلوم است که اگر هیچ انسانی امانتداری نمی کرد، عرضه امانت بر انسان لغو می بود. از این رو معلوم می شود که انسان این قابلیت را دارد تا امانت را حمل کند؛ و مسلما مثال هایی از انسان ها وجود دارد که امانتداری کردند و بدون خیانتی آن را به محضر الهی تحویل دادند. این مدح و تکریم انسان است.
وی اضافه نمود: در انتهای آیه می خوانیم ««انّه کان ظلوماً جهولاً» ظلوم یعنی بسسیار ظلم کننده، ستمگر و متجاوز از حدّ خود. معلوم می شود چون انسان آزاد و موجودی سرنوشت ساز است، به سمت کمال رفتنش بر اساس آزادی و اختیار صورت می گیرد، طبیعتا با آزادی و اختیار، جمعی از انسان ها امانتدار خوب شده، به اوج قله کمال می رسند؛ و اکثر انسان ها خلاف آن عمل می کنند؛ چون سرنوشت به دست بودن انسان و عاقبت به خیری یا شقاوت انسان بر اساس آزادی و اختیار و اراده خود انسان رقم می خورد و سرنوشت خود را خودش تعیین می کند، او می تواند به اوج کمال برسد؛ آنچنان که فرشتگان نیز از او جا بمانند. البته ممکن است از آن آزادی سوء استفاده کند و آنقدر انحطاط پیدا نماید که از هر حیوانی حیوان تر و از هر گرگی درنده تر گردد. و از این رو است که «اکثرهم لا یعقلون» «اکثرهم لا یتذکرون» «اکثرهم لا یتدبرون» تدبر و عاقبت اندیشی نمی کنند و نمی فهمند در این دنیای فانی و زودگذر باید به فکر دنیای ابدیت بود. نمی اندیشند که ما برای ماندن به این دنیا نیامدیم و دنیا پل گذر است. این را می داند، اما پایبند نمی شود. اینها آخرت را به دید نسیه می بیند و دنیا را به دید نقد. آخرت را فراموش می کند و ارزش های آخرتی را زیر پا گذاشته، ارزش های دنیایی را به دست می گیرد، و به این ترتیب، تمام سرمایه های عمر را فدای دنیا می نماید، حتی دین و حتی تمام کرامت انسانی خود را.
استاد فاطمی تأکید کرد: اگر حرکت انسان درست باشد از فرشتگان بالاتر خواهد رفت، اما این کار را نمی کند و خصلت های حیوانی را جایگزین ارزش ها می نماید و در نتیجه انسانی که شایسته «فتبارک الله احسن الخالقین»، «لقد کرّمنا بنی آدم»، «خلق لکم ما فی الارض جمیعا» بود، همه اینها را زیر پا می گذارد و فدای هوا و هوس خود می کند. باید گفت اکثریت انسان ها با اختیار و اراده خود، اینچین عمل می کنند.
وی افزود: پیامبران با نهایت عصمت برای بیان سرنوشت انسان اعزام شدند، علاوه بر آنها عقل، به عنوان پیامبر داخلی به انسان عطا گردید، که «انّ لله علی الناس حجّتین حجة ظاهرة و حجة باطنه»، و وجدان، که فرمود: «لا اقسم بیوم القیامه و لا اقسم بالنفس اللوامه»
این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: اقوالی در مصداق «امانت» بیان شده است؛ از جمله اینکه امانت، تکلیف الهی است که بر گردن انسان گذاشته شده. برخی گفته اند منظور، خلافت و امامت است. امانت، همان جانشینی خدا بر زمین که جلوه گاه اخلاق و صفات الهی باشد. «تخلّقوا بأخلاق الله». به عبارتی خدا ظالم نیست؛ شما هم ظالم نباشید. خدا عدل و انصاف را دوست دارد و به عدل عمل می کند، شما هم اینچنین باشید. خداوند صادق است «و من اصدق من الله قیلا» شما هم دروغ نگویید و فریبکاری نکنید. خداوند به هیچ ظالمی کمک نمی کند، شما هم اینچنین باشید. خداوند یار مظلوم است و حقّ مظلوم را در هر حال می گیرد و با ظالم کنار نمی آید، ولو اینکه مدتی هم او را مهلت بدهد، شما هم خلیفة الله و اینچنین باشید. امانت ممکن است «ولایت» و سرسپردگی بر خدا و تسلیم محض خدا شدن باشد. که در تمام شؤون زندگی پایبند رضای خدا شدن است. مرحوم علامه طباطبایی (ره) در المیزان، بیشتر این معنا را انتخاب می کند؛ و از خدا می خواهیم که ما هم در این مسیر باشیم.
وی افزود: جمع کثیری از انسان ها به اعلای سرسپردگی رسیده اند؛ نمونه آن انبیای الهی علیهم السلام است. در کنار آنها هاجر سلام الله علیها که کنیزی بود، اما تسلیم امر الهی است و در سرزمینی که نه دارای آب است و نه زندگی، سکنی می گزیند و به فرمان الهی گردن می نهد و در اطاعت محض فرمان الهی است. اگر هاجر تسلیم امر الهی است و صبورانه و امیدوار به رحمت الهی، برای طفل تشنه خود، در بین صفا و مروه به دنبال آب می دود، خداوند متعال این عمل هاجر را به عنوان نماد بندگی در تاریخ بشریت، ماندگار می کند. ابراهیم و موسی و عیسی و پیامبر اسلام و علی علیهم السلام این عمل را انجام می دهند. این قابلیت در وجود انسان است؛ و خدای متعال می خواهد انسان آن را به فعلیت برساند و رو به سوی کمال بندگی حرکت نماید. قطعا هیچ فرشته ای نمی تواند به چنین بنده ای به او برسد.
استاد سید احمد فاطمی خاطرنشان کرد: آیه شریفه می فرماید: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا» (الأحزاب: 72) این آیه هم انسان را مذمت می کند و هم مدح. صدر آیه می گوید انسان چنین قابلیت را دارد که خداوند متعال چنین امانتی را بر دوش او قرار بدهد و انسان هم آن امانت را حمل کند؛ چه اینکه کثیری از انسان ها چنین کردند و به کمال رسیدند.
وی افزود: حضرت ابراهیم علیه السلام یک تنه در مقابل بت پرستان می ایستد و آنگاه که قرار است او را در آتش بسوزانند، فرشتگان برای کمک رساندن به نزد او می آیند، اما او می گوید خدا می بیند؛ اگر صلاح دانست، من در آتش می سوزم، و اگر صلاح دانست، نمی سوزم. کلام ابراهیم علیه السلام است که «علمه بحالی یکفی عن سؤالی» و این یعنی تسلیم محض الهی است. اسماعیل علیه السلام در مقابل قربانی شدن در راه خدا صبر پیشه می کند و تسلیم است. «يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرين»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان می کند: صدر آیه انسان را تکریم می کند؛ و مصداق لقد کرّمنا بنی آدم است؛ و ذیل آیه انسان را مذمت می کند که وجدان و عقل و دعوت انبیای الهی را که برای پیمودن راه کمال است را با اختیار و اراده خود، کنار می گذارد، و اینچنین انسانی «ظلوما جهولا» است.
وی افزود: انسان می تواند مظهر عفو، کرامت و عزت الهی باشد و فضایل اخلاقی مانند عفو را در خود بپروراند. در روایتی نبوی (ص) آمده است: «1792/ 5. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ جَهْمِ بْنِ الْحَكَمِ الْمَدَائِنِيِّ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ السَّكُونِيِّ: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: عَلَيْكُمْ بِالْعَفْوِ؛ فَإِنَّ الْعَفْوَ لَايَزِيدُ الْعَبْدَ إِلَّا عِزّاً، فَتَعَافَوْا يُعِزَّكُمُ اللَّهُ»
شکرانه ی بازوی توانمند
بگرفتن دست ناتوان است
استاد سید احمد فاطمی خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه آل عمران می خوانیم که جنت «اعدت للمتقین» و در ادامه به صفات متقین اشاره می شود: «وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ (133) الَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ (134) وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (135) أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلينَ (136)»