به مناسبت سالگرد ارتحال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم استاد سید محمد تقی قادری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «راز سیدالمرسلین بودن پیامبر (ص)» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: از بین خصایص ملکوتی و قدسی رسول الله صلی الله علیه وآله که آن حضرت را افضل وَ سرآمد همه انبیاء قرار داده است، یکی از آنها «سید المرسلین» است، در اینکه چه خصوصیت ویژه ای در پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وجود داشته است، که در چنین منزلت ویژه قرار گرفته است، در صورتی می توان به راز آن پی برد که چند نکته مهم عرفانی و کلامی به درستی تبیین و تحلیل شود.
نکته اول:
استاد قادری افزود: ارباب معرفت و عرفان در یک تقسیم صفات حق تعالی را به دو دسته تقسیم می کنند که در ادامه به آن اشاره می کنیم.
وی اظهار داشت: دسته اول از صفات حق تعالی (صفات جمالیه) است. مقصود از صفات جمالیه آن دسته از صفاتی است که حکایت گر از لطف و رحمت بیکران خداست، لطف و رحمتی که بشر را به اعجاب و شگفتی وا می دارد چون (تواب، غفار، ستار، رزاق، رحمان، رحیم و...) بودن ذات اقدس الهی که با وجود اینکه می تواند عبد و بنده سرکش را به دلیل معصیت توبه اش را نپذیرد، پنهانکاریش را آشکار کند و انگشت نمایش نماید و از روزی اش محروم نماید با داشتن چنین حقی و قدرتی با بنده سرکش خود مهربانانه برخورد می کند و خطاب به وی می گوید: «إِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (54 انعام)
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در کریمه ای دیگر می فرماید: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»
وی افزود: در جای دیگر از قرآن کریم می خوانیم: «هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ» (شوری: 25) بلکه معامله حق تعالی با بندگان توابش اینگونه است: «إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً» (فرقان: 70)
استاد قادری در ادامه بیان کرد: دسته دوم: از صفات حق تعالی صفات (جلالیه) است۰ مقصود از صفات جلالیه صفاتی است که حکایتگرعظمت، کبریایی و بزرگی حق تعالی است، چون (منتقم، قهار، عزیز، متکبر) بودن حق تعالی که وقتی عارف و سالک الی الله حقیقت این دسته از صفات راه پیدا می کند، می رود که ازخشیت و خوف در برابر آن قالب تهی کند و آرام و قرار خویش از دست بدهد، از همین رو حق تعالی خود را در سوره الرحمن این چنین توصیف می کند: «كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ (26) وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ» (27)
نکته دوم:
استاد سید محمد تقی قادری خاطرنشان کرد: اولیاء الهی و انبیاء عظام در سلوک باطنی و راه یابی با این دو دسته صفات جمالیه و جلالیه به سه دسته تقسیم می شوند.
وی افزود: دسته اول از انبیاء و اولیاء الهی کسانی اند که با صفات جلالیه حق تعالی ارتباط برقرار می کنند محو و فانی در این صفات می شوند، همچون موسی بن عمران و شعیب پیغمبر که آن چنان حضرت شعیب فانی و محو در این صفات شده بود که در توصیف حالت عارفانه آن حضرت است از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: حضرت: شعیب علیه السلام به عشق خدا آنقدر گریه کرد تا نابینا شد، خداوند او را بینا کرد، باز آنقدر گریست تا نابینا شد، باز خداوند او را بینا کرد، برای بار سوم نیز آنقدر به عشق الهی گریست که نابینا شد، خداوند باز او را بینا کرد، در مرتبه چهارم خداوند به او چنین وحی کرد: «ای شعیب! تا کی به این حالت ادامه میدهی؟ اگر گریه تو از ترس آتش دوزخ است، آن را بر تو حرام کردم، و اگر از شوق بهشت است، آن را برای تو مباح نمودم». شعیب علیه السلام عرض کرد: «اِلهِی وَ سَیدِی اَنْتَ تَعْلَمُ اَنِّی ما بَکَیتُ خَوْفاً مِنْ نارِکَ وَ لا شَوْقاً اِلی جَنَّتِکَ، وَ لکِنْ عُقِدَ حُبُّکَ عَلی قَلْبِی فَلَسْتُ اَصْبِرُ اَوْ اَراکَ؛ ای خدای من و ای آقای من! تو میدانی که من نه از خوف آتش دوزخ تو گریه میکنم، و نه به خاطر اشتیاق بهشت تو، بلکه حبّ و عشق تو در قلبم گره خورده که قرار و صبر ندارم تا تو را (با چشم دل) بنگرم و به درجه نهایی عرفان و یقین برسم و مرا به عنوان حبیب درگاهت بپذیری.» (بحار الانوار، ج 12، ص 381)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: دسته دوم: انبیاء و اولیاء الهی اند که در سلوک باطنی و عارفانه و عاشقانه خویش با صفات (جمالیه) حق تعالی ارتباط برقرار می کنند، محو وفانی در این دسته ازصفات می شوند همچون عیسی بین مریم (ع) که هم خود سخت دل بسته به رحمت و لطف بیکران حق تعالی بود وهم امت خويش را نیز امیدوار و دل بسته به رحمت حق تعالی نموده است.
وی خاطرنشان کرد: دسته سوم از اولیاء الهی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و نیز اهل بیت عصمت و طهارت که از سنخ وجود نوری پیامبر (ص) می باشند که همین موجب شده است هر خصوصیت قدسی که پیامبر داشته آنان نیز داشته باشند و آن این که دارای مقام (جمع الجمع اند)، به این معنا، تفاوت پیامبر گرامی اسلام (ص) و اهل بیتش (ع) با همه انبیاء در این است که آنان دریافت عارفانه و عاشقانه خویش از کنه و حقیقت صفات جمال و نیز از کنه و حقیقت صفات جلال را دریافت و مشاهده می کردند، به عبارت دیگر از صفات جمال به جلال، و از صفات جلال به جمال می رسیدند.
استاد قادری تأکید کرد: از همین رو از رسول گرامی صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمود: خداوند برادرم عيسي را رحمت کند، چشم چپ او نابينا بود. خداوند برادرم موسي را رحمت کند، چشم راست او نابينا بود، اما من هر دو چشمم بيناست. «رحم الله اخي عيسي کان عينه اليسري عمياء، رحم الله اخي موسي کان عينه اليمني عمياء. انا ذو العينين» (فتوحات مکیه، ج 3، ص 14)
وی افزود: البته می تواند این کلام رسول الله صلی الله علیه و آله ناظر به تفاوت دیگر از جمع الجمع باشد، که جمع بین (وجه الخلقی) و (وجه اللهی) است. به این معنا موسی بن عمران دنیا مادیات را بیشتر می دید و توجهش به خلق بیشتر بود و عیسی آخرت بین بود و توجهش به وجه اللهی بیشتربود؛ ولی من دنیا و آخرت را با هم می بینم، از همین رو حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در تفسیرسوره حمد در ذیل تفسیر «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَ لَا الضَّالِّینَ» می فرمایند: «در یک روایتی هست- من نمی دانم وارد است یا نه- هست؛ نقل می کنند که قضیه مغضوب علیهم- به حَسَب قول مفسرین- عبارت از یهود است و ضالین عبارت از نصارا. (مجمع البیان، ج1، ص30). در یک روایتی نقل می کنند- من نمی توانم تصدیق کنم، من نقل می کنم از آنهایی که نقل کرده اند- که رسول الله- مثلًا فرموده است: کانَ اخی مُوسی عَینُهُ الیُمنی عَمیاء و اخی عیسی عَینُهُ الیُسری عَمیاء وَ انَا ذُو العَینَینِ (فتوحات مکه، ج3، ص14) آنهایی که می خواهند تاویل کنند، می گویند: چون تورات بیشتر توجه به مادیات و امور سیاسی و دنیوی داشته است- یهود هم که می بینید دو دستی چسبیده اند و دارند می خورند دنیا را و باز هم بسشان نیست، آمریکا هم آنها دارند می خورند، ایران هم الآن آنها دارند [می خورند] باز هم بسشان نیست، همه جا و همه را می خواهند- و در کتاب حضرت عیسی [علیه السلام ] توجه به معنویات و روحانیت بیشتراست.»
استاد سید محمد تقی قادری دربخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: با توجه به این توضیحات و این که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دارای چنین مقام قدسی (جمع الجمع بین صفات جمال وجلال و نیز وجه اللهی و وجه الخلی) اند، دارای مقام و مرتبه (سید المرسلین) شدند و همه انبیاء هم فخرشان به این است که چنین (سید) و آقایی را در بین خود دارند که از چنین منزلت و افضلیت و کمال قدسی و ملکوتی برخوردار است؛ و به راستی باید از زبان خدایش گفت: «وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا» (مریم: 15)