استاد محمد ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «گوشه هایی از سیره عملی حاجی نورمحمد ابراهیمی، از عارفان گمنان دیار بشاگرد» پرداخت.
/270/260/20/
ساخت و نگه داری مسجد
استاد محمد ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از مستحباتی که در روایات به آن سفارش فروان شده، ساختن مسجد، تعمیر مسجد، تنظیف، نگهداری و خدمت به مسجد است.
وی افزود: امام باقر (ع) فرمود: کسی که یک مسجد بنا کند، (هرچند کوچک باشد)، خداوند یک خانه در بهشت برای او بنا می کند. «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) أَنَّهُ قَالَ مَنْ بَنَى مَسْجِداً كَمَفْحَصِ قَطَاةٍ بَـنَى اللَّهُ لَهُ بَیتاً فِی الْجَنَّة، الحدیث» (وسائل الشیعة، ج: 5، ص: 204)
این استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: رسول خدا (ص) فرمود: «هر کس دوست دارد قبرش تاریک و ظُلُمانی نباشد، مساجد را روشنایی دهد.» «قال رسول الله (ص): «مَنْ أَحَبَّ أَنْ لَایُظْلَمَ لَحَدُهُ فَلْیُنَوِّرِ الْمَسَاجِدَ» (مستدرک، ج 3، ص 385)
استاد ابراهیمی اظهار داشت: پیامبر اکرم (ص) فرمود: هر کس مسجدی را خاکروبی کند، خداوند پاداش آزاد کردن بنده ای را برایش می نویسد و اگر از این مسجد به اندازه خاشاکی که در چشم رود، غبار برگیرد، خداوند دو برابر رحمت خویش را به وی عطا می فرماید.
«قال رسول الله (ص): مَنْ قَمَّ مَسْجِداً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِتْقَ رَقَبَهٍ وَ مَنْ اَخْرَجَ مِنْهُ ما یَقْذی عَیْناً کَتَبَ اللَّهُ - عَزَّ وَ جَلَّ - لَهُکِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ» (بحار الانوار ج ۸۰؛ ص ۳۸۳)
وی افزود: ابن مسعود از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده که آن حضرت فرمود : در شبی که به معراج رفتم، دیدم بر برخی از درهای بهشت چنین نوشته بود: «من أحب أن لا تأكله الدیدان تحت الأرض فلیكنس المساجد؛ کسی که دوست دارد خوراک کرمهای زیر خاک نشود، مسجدها را نظافت کند» (الفضائل (لابن شاذان القمی)، ص: 153)
استاد محمد ابراهیمی خاطرنشان کرد: «حاجی» با توجه به علاقه فراوانی که به نماز و مسجد داشت، یک مسجد را با هزینه شخصی خود، و یک مسجد را با همکاری مردم، و یک مسجد را نیز با همکاری مردم و دولت ساخته بود. نکته مهم این بود که هزینه نگهداری آنها را نیز شخصا بر عهده داشت، و هیچ گونه دستمزدی نه از طرف دولت و نه از طرف مردم، دریافت نمی کرد. لازم به ذکر است که در ساخت سرویسهای بهداشتی برخی از این مساجد، از کمیته امداد و مرحوم حاج عبدالله والی کمک گرفته بود.
اذان گفتن
این استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: یکی دیگر از مستحباتی که در روایات به آن سفارش شده، أذان گفتن است؛ رسول الله (ص) فرمود: «مؤذّن تا جایى كه صدایش مى رسد و نگاهش كار مى كند، به همان اندازه آمرزیده مى شود و هر خشك و ترى [گفته] او را تصدیق مى كند و به تعداد هر نفرى كه با اذان او نماز بگزارد، حسنه اى برایش منظور مى شود.» «یغْفَرُ للمؤذّنِ مَدُّ صَوتِهِ و بَصَرِهِ ، و یصدِّقُهُ كلُّ رطْبٍ و یابِسٍ، و له مِن كُلِّ مَن یصلّی بأذانِه حَسَنةٌ» (بحار الأنوار : ج 84 ص 104)
وی افزود: رسول خدا (ص) فرمود: «کسانی که أذان می گویند، در روز قیامت یک سر و گردن بلندتر از دیگران محشور می شوند؛ در حالی که صدا به لااله الله بلند می کنند.» «قَالَ رسول الله (ص) یحْشَرُ الْمُؤَذِّنُونَ یوْمَ الْقِیامَةِ أَطْوَلَ النَّاسِ أَعْنَاقاً ینَادُونَ بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ.» (دعائم الإسلام؛ ج 1؛ ص 144)
استاد محمد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: امام صادق (ع) از رسول الله (ص) روایت می فرماید: «کسی که یک سال در شهری از شهرهای مسلمانان أذان بگوید، بهشت بر او واجب میشود.» «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ أَذَّنَ فِی مِصْرٍ مِنْ أَمْصَارِ الْمُسْلِمِینَ سَنَةً وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ.» (وسائل الشیعة؛ ج 5؛ ص 371)
وی اضافه نمود: رسول خدا (ص) می فرماید: «کسی که به خاطر خدا أذان بگوید، خداوند متعال ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار صدیق به او عطا می کند و با شفاعت او چهل هزار گنهکار از امتم وارد بهشت می شود.» «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ أَذَّنَ مُحْتَسِباً یرِیدُ بِذَلِكَ وَجْهَ اللَّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ ثَوَابَ أَرْبَعِینَ أَلْفَ شَهِیدٍ وَ أَرْبَعِینَ أَلْفَ صِدِّیقٍ وَ یدْخُلُ فِی شَفَاعَتِهِ أَرْبَعُونَ أَلْفَ مُسِیءٍ مِنْ أُمَّتِی إِلَى الْجَنَّة» (وسائل الشیعة؛ ج 5؛ ص 376)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم تصریح کرد: «حاجی» در طول عمر خویش برای احیای مسجد و توجه دادن مردم به اوقات نماز، به صورت کاملا افتخاری و قربة الی الله، سه وعده در مسجد أذان میگفت و حتی در سخت ترین شرایط آب و هوایی، در تابستان و زمستان، در زیر بارش باران و تگرگ، از این تکلیف شانه خالی نمی کرد. صدای او به نحوی بود که حتی در زمانی که برق به روستا نیامده بود و بلندگویی در کار نبود، صدای او به دورترین نقطه میرسید؛ حتی چند نفر به حقیر گفتند که صدای أذان «حاجی» را (بدون بلندگو ) کیلومترها آن طرف تر از روستا شنیده اند.
گریه در نماز
استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از خصوصیات «حاجی» این بود که هنگام نماز، با توجه و حضور قلب در برابر خداوند متعال قرار می گرفت و بسیار احساس تذلل و خشوع می کرد، و چه بسا احساس تذلل او با گریه و اشک ریختن نیز همراه می شد؛ خصوصا در نیمه های شب و به هنگام نماز شب، همینطور در سایر نمازها. طبق نقل اهالی روستا یک بار در نماز عید قربان که به امامت «حاجی» برگزار شده بود، هنگام گفتن جمله «یا أهل التقوی و المغفرة» حالتی به ایشان دست داده بود که با صدای بلند گریه کرده بود، به طوری که بسیاری از جمعیت نیز با او به گریه افتاده بودند و به سختی نماز را به پایان رسانده بود.
امامت جماعت
وی افزود: «حاجی» با اینکه فردی عامی و معمولی بود، ولی تقوا و خلوص او به حدی بود که مورد اعتماد مردم واقع شده بود و مردم از او در خواست إقامه نماز جماعت کرده بودند، ایشان ابتدا قبول نکرده بود ولی اصرار مردم سبب شده بود به حضور امام جمعه وقت شهرستان میناب رسیده و این مساله را با او در میان بگذارد؛ و ایشان پس از اطمینان از صحت قرائتش، او را تشویق به برگزاری نماز جماعت کرده بود و بدین وسیله امامت جماعت ایشان (حاجی) آغاز شده بود و تا اواخر دهه نود هجری شمسی، ادامه داشت.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در منطقه بشاگرد، تنها جایی که مردم به یک فرد عامی (غیر روحانی) اقتدا میکردند مسجد ایشان بود. آنقدر ایشان مورد اعتماد بود که گاهی برخی از روحانیون نیز که ایشان را می شناختند، مخفیانه به او اقتدا میکردند؛ با این حال اگر متوجه شود یک روحانی در مسجد حضور دارد، به احترام او هرگز پیشنماز نمی شد؛ حتی این حقیر که فرزند ایشان بودم، بعد از اینکه چند سال در حوزه علمیه درس خوانده بودم، هر وقت به روستا می آمدم، مرا مقدم می کرد و اجازه نمی داد به ایشان اقتدا کنم. نکته مهم دیگر اینکه ایشان دقت زیادی در قرائت حمد و سوره داشت، و گاهی به حقیر نیز تذکر می داد که مثلا در تلفظ فلان حرف باید دقت بیشتری شود.
تقید به روزههای مستحبی
وی خاطرنشان کرد: یکی از ویژگیهای دیگر «حاجی» این بود که خود را مقید به روزههای مستحبی، به ویژه در ماه رجب، و شعبان میدانست و هر سال سه روز اول و سه روز وسط و سه روز آخر ماههای رجب و شعبان و روز عید غدیر خم را روزه میگرفت، و نکته قابل توجه این بود که حتی در سخت ترین شرایط، و گرمای شدید تابستان نیز حاضر نبود این روزههای مستحبی را ترک کند.
روزه گرفتن در شرایط سخت و طاقت فرسا
استاد محمد ابراهیمی اظهار داشت: سالی که در منطقه بشاگرد زلزله آمده بود و بسیاری از خانه های روستا را کاملا تخریب کرده بود، مصادف بود با گرمای شدید تابستان، و از طرفی روز دوم زلزله مصادف شده بود با اول ماه رجب؛ در آن شرایط بحرانی که آب و برق روستا قطع شده بود و مردم زیر چادرها در گرمای سوزان به سر میبردند، ایشان آن روز را روزه گرفته بود، و هر چه اصرار کرده بودند که امروز را با این شرایط روزه نگیرد قبول نکرده بود.
مداومت بر غسل جمعه
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ابراز داشت: یکی از مستحباتی که در روایات به آن سفارش شده، غسل نمودن در روز جمعه است که جهت نمونه یک روایت ذکر میشود: پیامبر خدا (ص) میفرمایند: کسی که روز جمعه غسل کند تمام گناهان و خطاهایش محو و نابود میگردد». «قال النبی (ص): «مَنِ اغْتَسَلَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ مُحِیَتْ ذُنُوبُهُ وَ خَطَایَاهُ» (بحارالانوار، ج 78، ص 127)
وی افزود: «حاجی» خود را مقید به این مستحب اکید میدانست، و غسل جمعه او ترک نمی شد. معروف است که هر کس مقید به غسل جمعه باشد، بدن او در قبر سالم میماند و در همین زمینه حدیثی را به پیامبر اکرم (ص) نسبت میدهند که هر کس موفق شود چهل جمعه پشت سر هم غسل کند، بدن او در قبر متلاشی نشده و نخواهد پوسید. حقیر چنین روایتی را در منابع دینی پیدا نکردم، ولی قضایای زیادی از علما و مومنین نقل شده که بدن آنها بعد از سالها در قبر سالم مانده است؛ حقیر نیز قضیهای را در همین خصوص از «حاجی» شنیدم که آن را نقل می کنم.
سالم ماندن جسد یک بانوی مومنه بشاگردی بعد از پنجاه سال
استاد ابراهیمی اضافه نمود: «حاجی» نقل می کرد که در بشاگرد زن پاک و مومنه ای بود به نام « خانیِ حسین» (خانی فرزند حسین)؛ بعد از گذشت حدود پنجاه سال از دفن او بخاطر یک قضیه ای، اشتباهی قبر او را نبش کرده بودند، ولی با کمال تعجب دیده بودند بدن و کفن او کاملا سالم مانده است. یکی از نوههای این بانو که بسیار متدین و مورد وثوق است، نحوه نبش قبرِ اشتباهی این بانو را اینگونه برای حقیر شرح داد (ایشان حتی اسامی اشخاص را برای حقیر ذکر کرد که به جهت مصالحی از ذکر آن خودداری میشود.) که یکی از بستگان این بانو که خانمی بوده، به شدت مریض میشود و هر کاری میکنند، خوب نمی شود، تا اینکه پیش شخصی که در علوم غریبه تبحر داشته، می روند و او میگوید مریضی او به خاطر این است که موکل دارد و موکل او فلان خانم است که حدود بیست سال قبل از دنیا رفته؛ این خانم دختر همان بانوی مومنه یعنی «خانیِ حسین» بوده که سی سال بعد از او از دنیا رفته بود و کنار قبر مادرش (خانی حسین) دفن شده بود و گفته بود چاره کار این است که چهار طلسم بنویسم و باید قبر آن خانم (یعنی دختر آن بانوی مومنه که به عنوان موکل معرفی کرده بود) را نبش کنید و این چهار طلسم را بالای سر، پایین پا، سمت راست، و سمت چپ او دفن کنید؛ طلسمها را مینویسد و آنرا به چند نفر میدهند تا شبانه آنها را در قبر آن خانم که گفته بود دفن کنند؛ آنها شبانه میروند و قبر را نبش میکنند، ولی اشتباهی بجای اینکه قبر دختر را نبش کنند، قبر مادر او که کنار او بوده یعنی همان بانوی مومنه را نبش میکنند و در کمال تعجب میبینند کفن و بدن او(بعد از حدود پنجاه سال) سالم مانده است، انگار که همین امروز دفن شده باشد؛ طلسم ها را دفن می کنند و بر می گردند و به کسی که آنها را فرستاده بود می گویند ما چیز عجیبی دیدیم و قضیه را نقل می کنند و او شک می کند و می آید و بررسی می کند و متوجه می شود که قبر را اشتباهی نبش کرده و طلسم ها را بجای اینکه در قبر دختر دفن کنند در قبر مادر او(خانی حسین) دفن کرده اند.
دوباره میروند پیش شخصی که طلسمها را نوشته بود و قضیه را میگویند؛ او میگوید آن طلسمها باطل شد و باید از اول نوشته شود و در قبر مورد نظر دفن شود و همین کار را میکنند؛ ولی وقتی قبر آن خانم (دختر «خانیِ حسین» که حدود بیست سال بعد از او دفن شده بود) را باز میکنند میبینند بدن او را خاک خورده و فقط استخوانهای او باقی است و طلسمها را دفن میکنند و قبر را میپوشانند.
وی افزود: این قضیه را حقیر هم از «حاجی» شنیدم، و هم از افراد مختلف دیگر، ولی جزئیات آن را از قول نوه آن بانوی مومنه نقل نمودم؛ و مقداری از ویژگیهای او را هم از قول نوه او که او را درک کرده بود و خود شاهد آنها بوده را نقل میکنم:
یکی از خصوصیات این بانوی مومنه این بوده که غسل جمعه او ترک نمی شد.
یکی دیگر از خصوصیات او این بوده که هر سال سه ماه رجب و شعبان و رمضان را پشت سر هم، و همینطور روزهای جمعه هر هفته را روزه میگرفت.
یکی دیگر از ویژگیهای او این بوده که شبها کمی میخوابید و بعد از آن بیدار میشد و تا صبح عبادت و راز و نیاز میکرده و بعد از آن میخوابید.