استاد نوری مطرح کرد؛

فضایل مختصّ امیرمؤمنان علی (ع)

استاد اسماعیل نوری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «فضایل مختصّ امیرمؤمنان علی (ع)» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: فضایل حضرت علی (ع) نیز مثل فضایل حضرت فاطمه (ع) به دو نوع «مشترک و مختص» تقسیم می شود. همۀ آیاتی که در فضایل مشترک فاطمۀ زهراء (س) ذکر شد، دربارۀ علی (ع) نیز صدق می کند. از این رو به ذکر برخی از آیات مربوط به فضایل اختصاصی وی اکتفا می کنیم. البته ممکن است برخی از آیاتی که ذکر می شود، به امامان دیگر، یا به بعضی از مؤمنان نیز شامل بشود، ولی علی (ع) در رأس همه قرار دارد.

 

نمونه ‌هايی از آيات مربوط به فضايل علی علیه السلام

1. استاد اسماعیل نوری افزود: به نمونه هایی از آیات در فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره می کنیم. در سورۀ بقره، آیۀ 207 در «لیلة المبيت» به پاس فداكاري آن حضرت نازل شده است. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ و از مردم كسى است كه جانش را براى خشنودى خدا مى ‏فروشد [مانند اميرالمؤمنين عليه السلام‏] و خدا به بندگان ‏مهربان است.» (بقره: 207)

 

2 و 3. وی ابراز داشت: سورۀ عاديات، مربوط به پيروزی لشكر اسلام در«ذات السّلاسل» به فرماندهی علی امیرالمؤمنین علیه السلام است. درسورۀ مائده، آيه 55 به پاس اعطای انگشتر توسط حضرت اميرمؤمنان علیه السلام به سائل در حال ركوع، نازل شده است. « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ؛ سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانى [مانند على بن ابى ‏طالب‏اند] كه همواره نماز را برپا مى ‏دارند و در حالى كه در ركوعند [به تهيدستان‏] زكات مى‏ دهند.» (مائده: 55)

 

4. این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: آیه 67 در  سورۀ  مبارکه مائده، به «آيۀ تبليغ» معروف است كه در هيجدهم ذي الحجه (روز غدير خم) نازل شد: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه»؛ و پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را مأمور ابلاغ ولايت امير مؤمنان علي علیه السلام نمود و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نيز در همان روز به اين مأموريت عمل كرد.

 

5. وی تصریح نمود: پس از نصب امیرمؤمنان  علی علیه السلام بر ولایت، آیۀ 3 سورۀ مائده نازل شد: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا» و به عنوان «آيۀ اكمال دين» نام گرفته است.

 

6. استاد نوری اظهار داشت: در سورۀ معارج، آيۀ 1 ـ 3 كه می ‌فرمايد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ * لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ * مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ» نيز پس از واقعۀ غدير نازل شده و خبر از هلاكت و گرفتار عذاب شدن كسی می‌دهد كه منكر ولايت امير مؤمنان علی علیه السلام بود.

 

7. وی در ادامه بیان کرد: در سورۀ حمد (فاتحة الكتاب)، آيه  6 و 7 می‌ فرمايد: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ * صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ»؛ ما را به راه راست هدايت كن، راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى نه كسانى كه بر آنان غضب كرده‏اى و نه گمراهان. فرات بن ابراهيم كوفی با چند واسطه از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روايت كرده كه در تفسير «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» فرموده: «دِينُ اللَّهِ الَّذِی نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ عَلَى مُحَمَّدٍ؛ يعنی (در نماز، به خدا عرض مي‌كنیم) خدايا! ما را به آن دينی كه جبرئيل ‌به محمد نازل كرده، راهنمايي كن.»‏

 

وی افزود: در تفسير «صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ» فرموده: «شِيعَةِ عَلِیٍّ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ بِوَلايَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی‏طَالِب علیه السلام لَمْ تَغْضِبْ عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يَضِلُّوا؛ [خدايا] شيعه علی علیه السلام كساني هستند كه به بركت ولايت علی بن ابی طالب علیه السلام بر آنان نعمت داده‌ ای، بر ايشان غضب نكرده‌ای و گمراه نشده ‌اند»

«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ. صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ‏ قَالَ حَدَّثَنَا فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ بْنُ كَثِيرٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَرْوَانَ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ مِهْرَانَ الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ‏ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ [فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏ دِينَ اللَّهِ الَّذِي نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ ع عَلَى مُحَمَّدٍ ص‏] صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ‏ قَالَ شِيعَةِ عَلِيٍّ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع لَمْ تَغْضَبْ عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يَضِلُّوا» (كوفى، فرات بن ابراهيم، تفسير فرات الكوفي، 1جلد، وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامي، مؤسسة الطبع و النشر - ايران - تهران، چاپ: 1، 1410 ه.ق. ص: 51)

 

این استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: در حديثي از امام صادق علیه السلام روايت شده كه در تفسير «صراط مستقيم» فرموده: «الطَّرِيقُ وَ مَعْرِفَةُ الإِمَامِ؛ [منظور،] راه و شناخت امام است.» و در حديث ديگر از آن حضرت آمده:‌ منظور از صراط مستقيم، امير مؤمنان و شناخت او است.  «قَالَ وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ فِي قَوْلِهِ‏ الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏ قَالَ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ مَعْرِفَتُهُ- وَ الدَّلِيلُ عَلَى أَنَّهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين‏» (قمى، على بن ابراهيم، تفسير القمي، ج ‏1؛ ص: 28) و در حديث ديگر از همان امام می ­خوانیم: «وَ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيم؛ به خدا سوگند، صراط مستقيم، ما هستيم.» (تفسير نور الثقلين، حويزي، ج ‏1، ص‏ 21، ح 89)

 

وی افزود: روشن است كه ميان اين روايات،‌ هيچگونه منافاتی وجود ندارد، زيرا آنگونه كه از آيات قرآن استفاده می‌شود: صراط مستقيم همان آيين خداپرستی، دين حق و پايبند بودن به دستورات خدا می‌باشد. (ر.ك: انعام، آيه 61؛ يس، آيه 60 و 61؛ آل عمران، آيه 101) و مسلّم است كه حضرت علی علیه السلام و امامان ديگر و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم همه به همان دين حق دعوت می‌ كردند، از این رو هم رهرو و هم راهنمای «صراط مستقيم» می‌ باشند. (تفسير نمونه، ج‏ 1، ص‏ 77 و 78) و ما نيز بايد از آنان پيروی كرده و رهرو همان راه باشيم.

 

8 . استاد اسماعیل نوری خاطرنشان کرد: در سورۀ يس، آيه 12 می ‌فرمايد: «وَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِی إِمامٍ مُبِين»؛ و همه چيز را در «امام مبين» برشمرده‌ايم.» غالب مفسران «امام مُبِين» را در اين آيه به عنوان «لوح محفوظ» همان كتابی كه همۀ اعمال و همۀ موجودات و حوادث اين جهان در آن ثبت و محفوظ است، تفسير كرده‌اند. (ر.ک: الميزان، ج ‏17، ص‏67؛ تفسير نمونه، ج‏ 18، ص‏350)

 

وی افزود: رواياتي از طرق اهل بيت علیهم السلام وارد شده كه در آنها «اِمام مُبين» به امير مؤمنان علی علیه السلام تفسير شده است كه به دو مورد از آنها اشاره می‌ كنيم.

 

الف) این استاد درس خارج حوزه تصریح نمود: از امام باقر علیه السلام روايت شده كه از پدرش از جدش نقل فرموده: «هنگامی كه اين آيه نازل شد، ابوبكر و عمر برخاستند و عرض كردند: ای رسول خدا! آيا منظور از «امام مبين» تورات است؟ فرمود: نه، گفتند: اِنجِيل است؟ فرمود: نه، عرض كردند: قرآن است؟ فرمود:‌ نه، در اين حال امير مؤمنان علیه السلام به سوی آنان می‌آمد هنگامی كه چشم پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او افتاد فرمود: «هُوَ هَذَا! إِنَّهُ الإِمَامُ الَّذِي أَحْصَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهِ عِلْمَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ؛ امام مبين، همين مرد است!‌ كه خدای متعال علم همه چيز را در او اِحصا فرموده است.» (معاني الاخبار، شيخ صدوق، ص ‏95؛ نور الثقلين، ج ‏4، ص‏ 397،‌ ح 27)

 

ب) وی افزود: ابن عباس از اميرمؤمنان علیه السلام روايت كرده كه فرمود: «أَنَا وَ اللَّهِ الإِمَامُ الْمُبِينُ أُبَيِّنُ الْحَقَّ مِنَ الْبَاطِلِ وَرِثْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم؛ به خدا سوگند، امام مبين، من هستم كه حق را از باطل آشكار می‌سازم، اين علم را از رسول خدا ارث برده‌ام (آموخته ‌ام)» (تفسير قمي، ج ‏2، ص‏ 212؛ نور الثقلين، حويزي، ج ‏4، ص ‏379، ح 28)

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: علامه طباطبايی رحمت الله علیه پس از نقل دو حديث فوق مي‌ گويد: مضمون اين دو حديث، اگر سندشان صحيح باشد، مربوط به تفسير آيه نيست، بلكه مربوط به باطن قرآن و اِشارات آن است. و هيچ مانعي ندارد كه خدای تعالی به بنده‌اش كه دارای اعتقاد كامل به توحيد و عبوديّت خالص برای اوست، علم به همۀ معلوماتی كه در «كِتاب مُبين» است عطا نمايد، در حالی كه امير مؤمنان علی علیه السلام پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم «سَيّد المُوَحِّدِين» است. (الميزان، ج‏ 17، ص‏ 70)

 

وی افزود: در تفسير نمونه پس از نقل دو حديث مزبور مي ‌نويسد: گرچه بعضي از مفسران،‌ همچون «آلوسی» از نقل اينگونه روايات از طريق شيعه وحشت كرده، و آن را به نادانی و بی‌خبری از تفسير آيه نسبت داده‌اند، ولی با كمی دقّت روشن می‌شود: اين گونه روايات، منافاتی با تفسير «امام مبين» به لوح محفوظ ندارد؛ زيرا قلب پاك پيامبر در درجۀ اول، و قلب وسيع جانشين او در درجۀ بعد، آئينه ‌هايی است كه لوح محفوظ را منعكس مي ‌كند، و قسمت عظيمی از آنچه در لوح محفوظ است، از سوی خدا به آن الهام می ‌گردد، به اين ترتيب،‌ نمونه ‌ای از «لوح محفوظ» می‌ باشد، و بنابراين اطلاق «امام مبين» بر آن، مطلب عجيبي نيست، چرا كه فرعی است كه از آن اصل گرفته شده،‌ و شاخه ‌ای است كه به آن ريشه باز می ‌گردد. (تفسير نمونه، مكارم شيرازي و همكاران، ج ‏18، ص 355)

 

استاد نوری اظهار داشت: جالب است بدانيم كه «آلوسي» (از علمای متعصّب اهل سنت) پس از نقل «تفسير امام مبين به علی علیه السلام از بعضی از شيعه و نسبت دادن غلوّ و نادانی به آنان، گفته است: ممكن است گفته شود كه در اصطلاح شيعيان عنوان «كتاب مبين» بر انسان كامل نيز اطلاق می ‌گردد، در اين صورت اين مطلب (تفسير امام مبين به علی علیه السلام)‌ قابل قبول خواهد بود، زيرا كمال علی علیه السلام ‌به گونه ‌ای است كه جز افراد ناقص العقل بی‌ دين كسی نمی‌ تواند انكار نمايد «و كمال عليّ كرّم الله تعالي وجهه لا يُنكِره اِلاّ ناقص العقل عَدِيم الدِّين» (روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏ 11، ص‏ 392) آلوسی با این بیان، به کمال علی (ع) اعتراف کرده است.

 

9. استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: در سورۀ رعد، آيه 43 می ‌فرمايد: «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ؛ آنها كه كافر شدند می‌گويند: تو پيامبر نيستی. بگو: كافی است كه خدا، و كسی كه علم كتاب نزد او است، ميان من و شما گواه باشند.»

 

وی افزود: مفسران قرآن، در بيان مراد جملۀ «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» چند قول دارند:‌

الف) بعضي گفته‌اند:‌ منظور از كتاب، «لوح محفوظ» و منظور از «مَنْ عِنْدَهُ» خداست. «زمخشری» اين نظر را از «حَسَن» نقل و تأييد نموده است. (الكشّاف عن حقائق غوامض التنزيل، محمود زمخشري، ج ‏2، ص‏536) آلوسی نيز اين قول را از «حسن» و «زجاج» نقل كرده است. (روح المعاني، ج ‏7، ص ‏166)

ب) بعضی ديگر گفته‌اند: مقصود از «كتاب»، «لوح محفوظ» و مقصود از «مَنْ عِنْدَهُ» «جبرئيل» است؛ آلوسی اين نظر را از «ابن ابی حاتم» و از «سعيد بن جبير» نقل و ردّ كرده است. (همان)

ج) و بعضی گفته‌اند: مراد از «كتاب»،‌ تورات و انجيل است و مراد از «مَنْ عِنْدَهُ» دانشمندان اهل كتاب است كه نشانه‌های پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در كتب آسمانی خود خوانده بودند، و از روی آگاهی و علاقه به او ايمان آوردند. (همان، ص‏ 165) اين قول نيز ردّ‌شده است،‌ به اين دليل كه اين سوره (رعد) در مكه نازل شده و در آن زمان هنوز دانشمندان اهل كتاب ايمان نياورده بودند و پس از هجرت ايمان آوردند، بنابراين، مضمون اين آيه كه در مكه نازل شده، قابل تطبيق بر آنان نمی‌ باشد. (همان، ص ‏165 و 166؛ الميزان، طباطبايي، ج ‏11، ص ‏385؛ مجمع البيان، طبرسي، ج‏ 6، ص‏ 462)

د) قول ديگر اين است كه: منظور از «كتاب»، قرآن كريم است، و مضمون اين قسمت از آيه چنين مي‌شود: هر كس كه اين كتاب (قرآن) را فرا گرفته و بر آن عالِم گشته و متخصّص در آن می ‌باشد، او گواه است بر اين كه آن (قرآن) از ناحيۀ خدا است،‌و من (پیامبر) هم كه آورندۀ قرآنم، رسول خدا هستم. در نتيجه، پايان اين سوره با آغاز و اواسط آن ارتباط پيدا مي‌كند؛ زيرا در آيۀ اول فرمود: «تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُون»؛ و در آيه 19 فرمود: «أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى‏ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْباب» (ر.ك: الميزان، ج 11، ص 386)

 

استاد نوری خاطرنشان کرد: در روايات بسياری آمده است كه منظور از «مَنْ عِنْدَهُ، وجود مقدس علی بن ابی طالب علیه السلام است. چرا چنين نباشد در حالی كه به اعتراف دوست و دشمن و طبق روايات صحيح و متواتر، علی از همۀ امّت عالم‌تر و آشناتر به كتاب خدا بوده است.

 

وی افزود: آلوسي، با آن تعصّب شديدی كه دارد، پس از نقل اين قول از محمد بن حنفيه و امام باقر علیه السلام، می ‌گويد: «و لعمری أنّ عنده رضی­الله تعالی عنه عِلمُ الكتاب كَمُلاً، لكن الظاهر أنّه كرّم الله وجهه غيرُ مُراد؛ به جان خودم سوگند، علم كتاب به طور كامل، نزد علی علیه السلام است،‌ ولی ظاهر اين است كه مقصود اين آيه، آن حضرت نمي‌باشد.» (روح المعاني، آلوسي، ج ‏7، ص‏ 166)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اين عالم متعصّب نيز به كمال علم علی علیه السلام و آشنايی كامل او به قرآن، اعتراف كرده! اگر چه در پايان كلام خود شمول آيه به آن حضرت را قبول نكرده و هيچ دليلی بر اين عدم قبول ارائه نكرده است! در حالی كه علی رغم ميل آقای آلوسی، روايات بسياری ـ در حدّ تواتر معنوی ـ از رسول خدا وامامان معصوم علیهم السلام به دست رسيده است كه اثبات می‌كند: مقصود اين آيه، وجود مقدّس مولای متقيان امير مؤمنان علی علیه السلام است؛ مرحوم سيد هاشم بحرانی بيست وپنج مورد از آنها را در تفسير آيه مورد بحث، نقل كرده است. (البرهان، ج ‏3، ص ‏272 ـ 277)

 

استاد اسماعیل نوری خاطرنشان کرد: علامه طباطبايي نيز در تفسير اين آيه، هشت حديث نقل كرده و در ضمن نقل آنها به بيست حديث ديگر نيز اشاره نموده است. (الميزان، ج ‏11، ص‏387 ـ 389) همچنين علامه مجلسي، نوزده حديث در اين باره نقل كرده است. (بحار الانوار، ج ‏35، ص ‏429 ـ 434) از ميان آن روايات، فقط به نقل سه مورد اكتفا مي ‌کنیم.

الف) ابو حمزه ثمالی می ‌گويد: از امام باقر علیه السلام شنيدم در تفسير آيه «قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِی وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»؛ می‏فرمود: «الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أبِی طَالِب علیه السلام؛  آن كس كه علم كتاب نزد او است، علي بن ابی طالب علیه السلام است.» (البرهان، بحراني، ج‏ 3، ص‏ 274)

ب) فضيل بن يسار می ‌گويد: امام باقر علیه السلام در تفسير اين آيه فرمود: «نَزَلَتْ فِی عَلِیٍّ علیه السلام إِنَّهُ عَالِمُ هَذِهِ الأُمَّةِ بَعْدَ النَّبِىِ صلی الله علیه و آله و سلم؛ اين آيه در شأن علی علیه السلام نازل شده است؛ زيرا پس از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم او عالم اين امت است.» (همان، ص‏ 275؛ تفسير عياشي، ج 2، ص‏ 221؛ تفسير صافي، فيض كاشاني، ج ‏3، ص‏ 77)

ج) ‌ابو سعيد خدری می‌ گويد: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دربارۀ آيه «قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتاب» سؤال كردم فرمود: «ذَاكَ وَصِیُّ أَخِی سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُد؛ او وصیّ و جانشين برادرم سليمان بن داود بود» عرض كردم: مقصود ازآيۀ «قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِی وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» كيست؟ فرمود: «ذَاكَ أَخِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ؛ او برادرم علی بن ابی طالب است.» (بحار الانوار، ج ‏35، ص ‏429؛ الميزان، ج ‏11، ص ‏387 و 388)

 

وی افزود: البته اين روايات،‌ دليل بر انحصار آيه در يك مصداق نمی ‌باشد، زيرا مضمون «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب» قابل تطبيق بر هر كسی است كه آگاهی كامل بر قرآن داشته باشد، لذا بر بقيۀ امامان نيز شامل می‌شود، همچنان كه در دو روايت زير آمده است:

بريد بن معاويه عجلی می‌گويد: دربارۀ مراد آيه، از امام باقر علیه السلام سؤال كردم، فرمود: «إِيَّانَا عَنَى وَ عَلِیٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِی صلی الله علیه و آله و سلم؛ اين آيه،‌ ما را قصد كرده (مراد آيه، ما هستيم) و علی علیه السلام اول و افضل ماست،‌ و او بعد از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بهترين ما می‌ باشد.» (تفسير عياشي، ج ‏2، ص ‏220؛ البرهان، ج ‏3، ص 272 و 273؛ الميزان، ج‏ 11، ص‏ 387؛ تفسير صافي، ج ‏3، ص ‏77)

و عبد الله بن كثير می ‌گويد: امام صادق علیه السلام دست بر سينۀ خود گذاشت و فرمود: «عِنْدَنَا وَ اللَّهِ عِلْمُ الْكِتَابِ كمُلاً؛ سوگند به خدا، علم و آگاهی كامل به كتاب، نزد ما (اهل بيت) است» (مجمع البيان، طبرسي، ج‏ 6، ص‏ 462)

د, 07/28/1404 - 11:44