استاد باقریان ساروی مطرح کرد؛

حماسه سازی امیرالمؤمنین (ع) در حنین، به روایت امامزاده ناصرالحق

استاد احمد باقریان ساروی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «نبرد امیرالمؤمنین (ع) در غزوه حنین، به روایت امامزاده ناصرالحق» پرداخت.

/270/260/22/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: امامزاده ناصرالحق از علمای اعلام امامیه، از شاگردان امام هادی علیه السلام و راویان موثّق است که صدها روایت به ایشان انتساب دارد.

 

وی افزود: سید ابوطالب آملی در کتاب تیسیر المطالب روایت های بسیاری از این امامزاده واجب التعظیم روایت کرده، که نمونه ای از آن، نبرد تاریخی امیرالمؤمنین علی علیه السلام در غزوه حنین، با جلموز بن قرع، یل نامدار هوازن است؛ که امامزاده ناصرالحق آن را به زیبایی به تصویر می کشد.

 

استاد باقریان ساروی ابراز داشت: در کتاب تيسير المطالب في أمالي أبي طالب می خوانیم:

«وَ بِهِ قَالَ: أَخْبَرَنَا أبو الْحُسَيْنِ عَلِيٌّ بن إسْمَاعِيلَ الفَقِيهُ رحمه الله تعالى، قَالَ: أَخْبَرَنِي النَّاصِرُ لِلْحَقِّ الْحَسَنُ بن عَلِيٍّ رَضِيَ الله تَعَالَى عَنْهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الله بن مُحَمَّدٍ الْمَدَنِي، قَالَ: حَدَّثَنَا عُمَارَةُ بن زَيْدٍ، قَالَ:حَدَّثَنَا عُبَيْدُ الله بن الْمُعَلاَّ، عَنْ الْمُنْتَجِعِ بن قَارِطٍ النّهْدِي أَنَّ أَبِاهُ حَدَّثَهُ وَكَانَ جَاهِلِياً، قَالَ: شَهِدْتُ هَوِازِنَ حُنَيْنٍ وَكُنْتُ امْرَءاً نَدْباً فَسَوَّدَنِي قَوْمِي وَ لَقِينَا رَسُولَ الله صلى الله عليه وآله وسلم فَرَأَيْتُ فِي عَسْكَرِهِ يَوْمَ هَوَازِنَ رَجُلاً لاَ يَلْقَاهُ قِرْنٌ إلاّ دَهَاهُ، وَلاَ يَبْرُزُ عَلَيْهِ شُجَاعٌ إلاّ أَرْدَاهُ، فَصَمَدَ لَهُ وَ بَرَزَ إلَيْهِ الجُلْمُوزُ بن قُرَيْعٍ، وَ كَانَ وَاللهِ مَا عَلِمْتُهُ حُوشيّ القَلْبِ شَدِيدَ الضَّرْبِ، فَأَهْوَى لَهُ بِسَيْفِهِ فَاخْتَلَى قُحْفَ رَأْسِهِ عَلَى أُمِّ دِمَاغِهِ، فَحُدتُ عَنْهُ وَ جَعَلْتُ أَرْمُقُهُ وَ هُوَ لاَ يَقُصُدُ رَكَاكَةً، وَ لا يَؤُمُّ إلاّ صَنَادِيدَ الرِّجَالِ، لاَ يَدْنُو مِنْ رَجُلٍ إلاّ قَتَلَهُ، وَ كَانَ الدَّائِرَةُ لِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه وآله وسلم عَلَيْنَا فَأَسْلَمْتُ بَعْدَ ذَلِكَ فَتَعَرَّفْتُ الرَّجُلَ فَإذَا هُوَ عَلِيٌّ بن أبي طَالِبٍ عليه السلام وَ تَاللهِ لَقَدْ رَأَيْتُ زِنْدَهُ فَخِلْتُهُ أَرْبَعَ أَصَابِعَ، وَ إِنَّ أَوَّلَ خُنْصُرِهِ كَآخِرِ مَفْصَلٍ مِنْ مِرْفَقِهِ» (تیسیر المطالب فی امالی ابی طالب، ص 95)

 

وی افزود: در ترجمه روایت می گوییم عبیدالله بن معلا از المنتجع بن قارط نهدی روایت کرده که پدرش (که در دوران جاهلیت می‌زیسته) برایش حکایت کرد: "من در جنگ هوازن [حنین] حاضر بودم و مردی دلاور بودم که قبیله‌ام مرا به فرماندهی برگزیده بودند.

با رسول خدا (ص) روبرو شدیم و در لشکر او مردی دیدم که هیچ حریفی با او روبرو نمی ‌شد، مگر آنکه او را در هم می ‌کوبید، و هیچ شجاعی به مقابله با او برنمی‌خاست مگر اینکه او را از پای در می ‌آورد.

جلْمُوز بن قریع - که به خدا سوگند او را مردی دلاور و ضربتی کوبنده می‌ دانستم -  به سوی او حمله کرد. آن مرد شمشیرش را بر جلوذ فرود آورد، به گونه ‌ای که جمجمه سرش از مغزش جدا شد.

من کنار رفتم و او را زیر نظر گرفتم. او به افراد ضعیف حمله نمی ‌کرد و تنها به سران و دلاوران حمله می‌برد، به هیچ مردی نزدیک نمی ‌شد مگر اینکه او را می‌کشت.

پیروزی برای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در برابر ما بود و من پس از آن اسلام آوردم. آن مرد را شناختم، دیدم او علی بن ابی ‌طالب (علیه السلام) است.

به خدا سوگند بازوی او را دیدم که گمان کردم پهنی آن به اندازه چهار انگشت است، و بند اول انگشت کوچکش مانند آخرین مفصل آرنجش بود."

پ, 08/01/1404 - 16:00