آیت الله العظمی وحید خراسانی:

کل نفس بما کسبت رهینه؛ هرنفسی به آنچه کرده در رهن است بعد که حسابش را پس داد از گرو آزاد می شود

هر نفسی صورتی دارد، همانطوری که این بدن صورت دارد، آن روح هم چهره ای دارد، خَلق صورت بدن، خُلق صورت روح، قهرا صور مختلف است، محال است صورت روحی یک عالم با چهره نفسانی یک جاهل یکسان باشد.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره‌ای اساتید، حضرت آیت الله وحید خراسانی امروز چهارشنبه در مسجد اعظم قم به ادامه درس تفسیر خود پیرامون آیه 45 سوره مبارکه یس پرداختند که به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بحث ما در این آیه کریمه بود: «وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّقُوا ما بَيْنَ أَيْديكُمْ وَ ما خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون‏» اگر دو مطلب مد نظر باشد، یکی جلو رو، یکی پشت سر کار تمام است، «ما بین ایدیهم» گناهان است، «ما خلفهم» برزخ است و قیامت کبری، بحث در ما خلفهم بود. اول مرگ است و قبر و برزخ، «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون»‏

 

اما قبر مختصری گفته شد «فَأَسْلَمُوهُ فِيهِ إِلَى عَمَلِهِ وَ انْقَطَعُوا عَنْ زَوْرَتِه‏» برزخ سه امر دارد وحشت، وحدت، قربت،

«وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون‏»

 

منتهی الیه یوم البعث است، باید دانست خدا دو رحمت دارد، یک رحمت مطلقه، یک رحمت خاصه، ذات قدوس او هم، دو اسم دارد، اول الرحمن و دوم الرحیم در بسم الله از هزار اسم خدا، فقط سه اسم ذکر شده است، اول الله دوم رحمان سوم رحیم.  اما رحمت عامه لابشرط است، «اللَّهُمَ‏ إِنْ كَانَ ذَنْبِي‏ عِنْدَكَ عَظِيماً فَعَفْوُكَ‏ أَعْظَمُ مِنْ ذَنْبِي‏»

 

بعد منتهی الیه مطلب این است رحمت تو ارجی از عمل من است، دلیل این رجا چیست؟ «لانها وسعت کل شیء» آن رحمت عامه وسعت کل شیء او لابشرط است «یا مبتدءا بالنعم قبل استحقاقها» همه نطفه ای بودند هم قذره، هم نجس، هم فقیر، چه کسی داد این نعم را، این اعضا را، این جوارح را؟ همه بلاشرط عطا شد این رحمت واسعه است اما رحمت خاصه مشروط است، این لا بشرط آن به شرط، شرط در قرآن در سوره یاسین است: «وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّقُوا ما بَيْنَ أَيْديكُمْ وَ ما خَلْفَكُمْ»

 

بعد که این دو با هم حاصل شد «لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون» آن رحمت که گفتنی نیست، در این رحمت کمیت علمای بشر لنگ است، در تشریح این بدن چندین هزار سال بحث شده است، هنوز اسرار پیاز مو که بر سر من و تو می روید، روزی سیاه، روزی سپید کسی سر در نیاورده است. اگر این رحمت این چنین است آن رحمت چگونه است؟

 

اکسیر اعظم که یک قطره اش قنطار را منقلب می کند در موی سر انسان است، این نمونه این رحمت است که امام ششم به جابر بن حیان این رمز را یاد داد و جابر رسید به این حقیقت که از تار موی سر اکسیر اعظم مهیا کند. آیا آن رحمتی که مشروط است و خاص است که بعد از لعل است چه رحمتی است؟ «لاتدرک و لا توسع»

 

«وَ رَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون‏»

 

اما ما خلف چه خبر است؟ آیا ما همه نهایت کارمان چه خواهد شد؟ مرجع کتاب است و سنت.

ما خبری  از قیامت شنیدیم، خبر  اولاً «علمها عند ربی» به قدری امر مهم است که احدی حتی عقل کل مدینه علم و حکمت از آن روز و ساعت و هنگام بروز و ظهور بی خبر است.

 

«إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِه  الا هو» آن روز به قدری مهم است، قرآن بخوانید قرآن بفهمید. «مالک یوم الدین»، «ملک یوم الدی »، «لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار».

 

اما طلیعه آن روز چه جور است؟ مرجع خود قرآن است، مرجع کلید قفل خود قرآن است، اما در قرآن دو تعبیر است یکی تعبیر عظیم، یکی تعبیر کبیر. آن ذات قدوسی که همه چیز در مقابل او حقیر است و هر بزرگی و عظیمی در نظر او صغیر است تعبیرش از آن روز این است. این کلمه، کلمه چه کسی است؟ کلمه طراز اول انسانیت است.

 

«قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيم» این یک جا، جای دیگر «وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبير»

 

این روز عند الله عظیم است، عند الله کبیر است این عظمت باز بیان شده است در خود قرآن

«يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظيم‏»

 

خود زلزله او که فاتحه روز قیامت است شیء عظیم است. بعد نوبت می رسد به خود آن روز، روز چه روزی است؟

 

«یوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَت‏» کل از ادات عموم است این کلام الله است.

 

«یوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَت»‏ مادر شیرده چه تعلقی به بچه اش دارد یک بچه آهو را بگیر ببین مادرش چه می کند اگر این است در حیوان در انسان چه خبر است؟

 

آن مادری که جانش را فدای این بچه می کند روز قیامت «تذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَت‏» آن بچه را فراموش می کند.

 

این شدت آن روز است بعد خواهد آمد «يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُون‏»

 

آن روز این دست من آن چه را خود کرده است بیان می کند، آن پا به هرجا رفته باید خود آن پا بگوید، آن چشم به هر جا نگاه کرده خود آن دیده باید شرح دهد.

 

«الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْديهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُون‏»

دهان ها مهر می شود این روزگار من و توست. خوابیم همه خوابیم.

 

«الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْديهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُون‏»

 

بعد که مهر کردند زبان، دست و پا و چشم و گوش همه شاهد اعمال خودم، بعد تنها کار به این جا تمام نمی شود، «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَة» کل نفس، استثنا ندارد، کل نه اطلاق است بر سر نفس وارد شده «بما کسبت رهینه»

 

کتاب الرهن را در فقه بخوان! رهن یعنی چه؟ لغت، فقها ، وثیقه دین است، تا دین ادا نشود آن رهن آزاد نمی شود.  هر نفسی به آنچه کرده است نه یک کار، به هر چه کرده است، چون مطلق است، اعم از «ما» پیدا نمی کنی «کل نفس بما کسبت رهینه» هر نفسی رهن است در مقابل «ما کسب» تا آن «ماکسب» حل نشود آن نفس از گرو در نخواهد آمد، اینچنین روزی است.

 

این است قرآن.

«وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّقُوا ما بَيْنَ أَيْديكُمْ وَ ما خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون‏»

 

بعد باز در سوره زلزال آنچه سربسته گفته شده باز شده:

«يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُم‏»

 

افسوس که قرآن را نفهمیدیم، این همه تفسیر نوشته شده، اما کجا در این بحر غواصی شده است؟

 

کلمه« یصدر» سری دارد «یصدر الناس اشتاتا»

«الناس» صادر می شوند  اما «اشتات»، پراکنده، این «اشتات» بحثی دارد الان فرصت نیست.

هرکسی صدورش مخصوص خودش  است چرا ؟ سرش این است «یصدر الناس اشتاتا»

 

چون هر نفسی صورتی دارد، همانطوری که این بدن صورت دارد، آن روح هم چهره ای دارد، خَلق صورت بدن، خُلق صورت روح، قهرا صور مختلف است، محال است صورت روحی یک عالم با چهره نفسانی یک جاهل یکسان باشد، ممکن نیست صورت ذاکر با تارک الصلوة برابر باشد، صفات صور ارواح هستند، خُلق و چهره روح اصحاب اخلاق مختلف هستند، این است که «یصدر الناس اشتاتا» به یک صورت هم نیستند و در یک صورتی پس از صورتی بعد «يُرَوْا أَعْمالَهُم»‏

قرآن را دقت کنید نه سزای اعمال، خود عمل را باید ببینید بعد باز تفصیل می دهد.

 

«فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ‏ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه‏»

 

«من» اطلاق عمومی دارد نسبت به کل ذوی العقول، مثقال ذره چه قدر است، ذره به قدری بی وزن است که در هوا منبث است جاذبه زمین نمی تواند آن را جذب کند، این نص قرآن است.

 

هرکس «یعمل» به قدر سنگینی ذره ای خیر، همان خیر را باید ببیند، نقطه مقابل به قدر نقطه ثقل یک ذره شر، باید ببیند، بعد که دید حسابش را پس داد از گرو آزاد می شود.

 

هر نفسی «بما کسبت رهینه» بعد باید ببیند بعد باید حساب پس بدهد، بعد این وثیقه ادا شود./240/30/20

 

چ, 01/19/1394 - 21:31

دیدگاه جدیدی بگذارید