استاد سید رحیم توکل از اساتید حوزه علمیه قم و عضو محترم مجلس خبرگان رهبری، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «جایگاه ولایت در عبادت» پرداخت.
/270/260/22/
اين استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: خداوند متعال ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺍﻣﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﻋﺒﺎﺩﺗﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪهيم و ﺑﻪ ﺑﺮﮐﺖ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺭﺷﺪ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﻢ. با اين حال این عبادت کردن ها باید به جایی متصل باشد. و الا این عبادت خالی ما را رشد نخواهد داد.
استاد توکل اظهار داشت: ﻧﻬﺮﻭﺍﻧﯽﻫﺎ ﺩﺭ ﻟﺸﮑﺮ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ علیه السلام ﺑﻮﺩ و به همراه حضرت علیه السلام ﻣﯽ ﺟﻨﮕﯿﺪﻧﺪ. ﺍﻣﺎ سرانجام کار آنها را می بینیم. با وجود اینکه واقعا اهل عبادت بودند و سجده های طولانی داشتند؛ به گونه ای که پیشانی آنها پینه برداشته بود و بعد از مدتی، این پینه ها را می تراشیدند؛ رکوع کردن های طولانی آنها مَثَل بود؛ ﺑﻌﻀﺎ ﺣﺎﻓﻆ ﮐﻞ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ؛ ﺭﻭﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺴﺘﺤﺒﯽ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ؛ ﺍﻫﻞ ﺍﻋﺘﮑﺎﻑ ﺑﻮﺩﻧﺪ. می بینیم که نهروانی ها انسان هایی عادی با عبادت هایی عادی نبودند؛ بلکه اهل شب زنده داری ها بودند و ناله ها و راز و نیازها و اشک و آه ها داشتند.
وی افزود: ﺟﻨﺎﺏ ﮐﻤﯿﻞ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺳﺮّ و ﺑﺎ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ علیه السلام ﻣﺤﺸﻮﺭ ﺑﻮد، ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﻠﯽ امیر مؤمنان علیه السلام ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ، ﺯﺟﻪ ﻫﺎﯼ حضرت علیه السلام ﺭﺍ ﺷﻨﯿﺪﻩ بود؛ یعنی انسانی نیست که شخص عابد را و ناله ها و سوز و آه ها را نشنیده باشد و بلکه خود، اهل این امور بود؛ با این حال سخن می گفت که ﺷﺒﯽ ﺑﺎ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ علیه السلام ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﮐﻮﻓﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ. از پنجره منزلی که درِ آن به خیابان باز بود، صدای اشک و آه و ناله یک نفر به گوش می رسید که در دل شب نماز شب می خواند؛ آنگونه ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﻤﯿﻞ ﺳﺴﺖ ﺷﺪ. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود چرا نمی آیی. عرض کرد به این ناله ها نگاه کنید که نماز شب را به چه ناله ای می خواند. حضرت علیه السلام آنچنان التفات نفرمود. چند روز بعد در نهروان حضرت امیر علیه السلام از بین کشته های نهروانی ها، یکی را به کمیل نشان داد؛ همان شخصی که صدای آه و ناله شبانه اش، کمیل را حیرت زده کرده بود؛ ﺍﻣﺎ الآﻥ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪه بود؛ و در راه کشتن امام عصر خود، کشته شده بود.
وی افزود: عبادت ها اگرچه زیاد باشد، اما عبادت بدون ولایت، نهروانی درست می کند. یکی از کسانی که از نهروان فرار کردند، ابن ملجم ملعون بود که بعدها فرق حضرت امیر علیه السلام را دو نیم کرد، با اینکه عبادت های آنچنانی و تقوای ظاهری اینچنینی داشت؛ اما عبادت های بی ولایت، ابن ملجم درست می کند.
استاد توکل تصریح نمود: اگر ﻭﻻﯾﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﻮﺭ ﺭﺍ ﻧﻮﺭ ﻣﯽﺑﯿﻨد ﻭ ﻇﻠﻤﺖ ﺭﺍ ﻇﻠﻤﺖ ﻣﯽﺑﯿﻨد. به یاری نور، و به جنگ ظلمت می رود. اما اگر ولایت نباشد، نور را ظلمت و ظلمت را نور می بیند. مثال واضح آن، ابن ملجم مرادی است که سینه بر کعبه می چسباند و به خدای کعبه قسم یاد می کند که برای نجات قرآن، تاعلی را نکشد، آرام نمی گیرد. یعنی نجات قرآن را در کشتن علی می بیند. چرا به اینجا رسید و چرا نور خدا را ظلمت و به این نکبت رسید. چون ولایت نداشت. ﻭﻻﯾﺖ ﺭﮐﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﺎﺳﺖ.