استاد حریزاوی مطرح کرد؛

قیصر شاعری برای معنای حرکت بود

قیصر امین‌پور به‌ عنوان شاعری برجسته و برخوردار از مراتب حکمت و معرفت در ادبیات معاصر ایران، به ‌ویژه در حوزه شعر انقلاب، جایگاهی ویژه دارد؛ شاعری که توانست زبان شعر را نه فقط به بیان احساسات و عواطف محدود کند، بلکه آن را به ابزاری برای بازنمایی اندیشه‌ های فلسفی و انسانی تبدیل نماید.

/270/260/21/

استاد روح الله حریزاوی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به این موضوع پرداخت: «قیصر شاعری برای معنای حرکت بود»

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: قیصر امین‌ پور به‌عنوان شاعری برجسته و برخوردار از مراتب حکمت و معرفت در ادبیات معاصر ایران به ‌ویژه در حوزه شعر انقلاب، جایگاهی ویژه دارد؛ شاعری که توانست زبان شعر را نه فقط به بیان احساسات و عواطف محدود کند، بلکه آن را به ابزاری برای بازنمایی اندیشه ‌های فلسفی و انسانی تبدیل کند.

 

استاد حریزاوی اظهار داشت: او در سراسر زندگی و آثار خود بر پویایی، حرکت و تحول تأکید داشت و به نوعی این ویژگی را اساس نگاه خود به انسان و جهان قرار داد. اصالت حرکت و معنای زمان در اندیشه مترقی علامه طباطبایی رضوان الله علیه و شاگردان برجسته ایشان مانند شهید مطهری به‌ وضوح تبیین شده و منطبق بر مبانی فلسفه مشاء و نیز حکمت متعالیه است.

 

وی افزود: ملاصدرا به‌عنوان قهرمان اصالت وجود و علامه طباطبایی به‌عنوان قهرمان اصالت واقعیت، جهان و انسان را موجوداتی در حال شدن می‌ دانند و سکون را مغایر با ذات هستی می‌ پندارند و تفاوت سکون و ثبات را به‌عنوان راز پیوستگی حقایق عالم وجود معرفی می ‌کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: قیصر امین‌پور در شعرهایش به این حقیقت اشاره دارد که انسان حتی در حال شک و تردید، به سوی حقیقت حرکت می‌ کند و ایستایی، حتی در ظاهر ایمان، می‌ تواند زمینه ‌ساز انحراف باشد. نکته‌ای که استاد شهید مرتضی مطهری در سطور آغازین کتاب گران‌سنگ عدل الهی بیان کرده است: «شک مسیر رسیدن به یقین است. شکل گذرگاه خوبی است، اما توقف‌گاه خوبی نیست.» مرحوم صفایی حائری نیز گفته است: «کفر متحرک، به اسلام می‌رسد، ولی اسلام راکد پدر بزرگ کفر است. سلمان‌ها در حالی که کافر بودند، حرکتشان آن‌ها را به رسول منتهی کرد و زبیرها در حالی که با رسول بودند، رکودشان آن‌ها را به کفر پیوند زد.» قیصر نیز همین اصل را در شعر خود تکرار می‌کند و انسان را موجودی می‌داند که در حرکت و جست‌وجو، حقیقت را می‌یابد و در سکون و ایستایی، مسیر را گم می‌کند: «موجیم و وصل ما، از خود بریدن است/ ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است»

 

وی تصریح نمود: در شعر قیصر، حرکت نه به ‌مثابه یک یک اصل فلسفی، بلکه به‌عنوان نیرویی که انسان را به کشف و شهود و تجربه نزدیک می‌کند معرفی شده است. او در «دستور زبان عشق» با زبانی شاعرانه و تصاویر ناب، حرکت را نه فقط در عالم طبیعت، بلکه در وجود انسان و در روابط انسانی نشان می‌دهد: «دنیا پرنده‌ای‌ست که در پرواز بی‌پایان، لحظه‌ای بر شانه‌ی ما می‌نشیند.»¹ در این تصویر، جهان به حرکت پیوسته، پویا و زنده معرفی می‌شود و انسان در میانه این جریان قرار دارد. رنج و فقدان نیز در شعر او پایان نیستند، بلکه گذرگاهی برای رسیدن به هسته‌ی حقیقت و تجربه‌ی عمیق انسانی‌اند. قیصر با این نگرش نشان می‌دهد که زندگی در حرکت معنا پیدا می‌کند و توقف، چه در سطح فردی و چه در سطح جمعی، می‌تواند تهدیدی برای رشد و تعالی انسان باشد.

 

استاد حریزاوی تأکید کرد: قیصر امین‌پور با توجه به آموزه‌ های دینی و تجربه زیستی خود، در شعرهایش به نقد ایمان‌های ایستا و بدون تحول می ‌پردازد. در برخی از شعرهای پایانی عمر او، تصویر ایمانی که از حرکت تهی شده است، با تلخی بازنمایی می‌شود: «ما به قبله خو کرده‌ایم، بی‌آن که قبله را بدانیم.»² در این مصرع، ایستایی و عادت جایگزین حرکت و جست‌وجو شده و شاعر به‌طور غیرمستقیم خطر رکود ایمان را یادآوری می‌کند. از سوی دیگر، حرکت در اشعار قیصر صرفاً به بعد فردی محدود نمی‌شود؛ بلکه ابعاد تاریخی و اجتماعی نیز در آن بازتاب دارد. شعرهای او در دهه شصت با شور انقلابی همراه بودند، در دهه هفتاد به نقد و پرسش‌گری اجتماعی می‌پرداختند. آثار وی در دهه هشتاد هم به تأمل درونی و فلسفی متمایل شد و این سیر نشان می‌دهد که خود شاعر نیز در مسیر پویایی و تحول بوده است و شعر او به‌عنوان آینه‌ای از حرکت انسانی و تاریخی عمل می‌کند.

 

وی اظهار داشت: قیصر در آثار خود با ترکیب عناصر فلسفی و عاطفی، حرکت را نه به‌عنوان مفهوم مجرد، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای زیسته و واقعی به تصویر می‌کشد. او می‌گوید: «گاهی شک، ایمان بی‌پناهی‌ست که به کوچه‌های بی‌انتها می‌گریزد.»³ این جمله نشان می‌دهد شک و پرسش نه پایان ایمان، بلکه مرحله‌ای از حرکت و جست‌وجوی حقیقت است. این نگرش باعث می‌شود که شعر قیصر فراتر از بیان احساسات فردی، پیام تربیتی و انسانی نیز داشته باشد و خواننده را به حرکت و تأمل وا دارد.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: با نگرش به پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از درگذشت قیصر امین‌پور، جایگاه وی در ادبیات انقلاب و جامعه مشخص می ‌شود. رهبر انقلاب با اشاره به خلاقیت و برجستگی قیصر در شعر انقلاب، او را شاعری می‌داند که مسیر نوینی در شعر معاصر گشود و جوانان را به تفکر و حرکت در مسیر ارزش‌ها و حقیقت فراخواند. این پیام، تأکیدی است بر هم‌راستایی حرکت فکری و اخلاقی قیصر با اصول تربیتی و اجتماعی انقلاب اسلامی که اهمیت حرکت، جست‌وجو و تحول را در زندگی انسان برجسته می‌سازد.

 

وی افزود: قیصر امین‌پور نه تنها شاعری احساس‌ گرا و عاشقانه، بلکه متفکری اصیل است که با زبان شعر، مفاهیم فلسفی و انسانی عمیق را به تجربه‌های زندگی واقعی و ملموس پیوند می‌دهد. شعر او یادآور این است که حرکت، شرط حیات و عامل رشد انسان است و سکون و رکود، در هر سطحی، انسان را از مسیر حقیقت دور می‌کند. این نگرش فلسفی و انسانی، نقطه مشترک میان اندیشه‌های ملاصدرا، آموزه‌های علاوه طباطبایی و شعر قیصر امین‌پور است و نشان می‌دهد که شعر او به‌واقع آینه‌ای از فلسفه، عرفان، و معنای حیات انسان در حرکت است و خواننده را به استمرار تلاش، جست‌وجو و تحول فرا می‌خواند.

 

استاد حریزاوی خاطرنشان کرد: در جهانی که سراسر شدن و شدن‌های پیوسته است، قیصر امین‌پور با شعر خود یادآور می‌شود که تنها آنان زنده‌اند که می‌پویند و ایستایی، آغاز مرگ است. این اصل، اساس تفکر فلسفی و انسانی اوست و تمام آثارش را می‌توان در پرتو آن تحلیل و فهمید، از عشق و ایمان گرفته تا زندگی اجتماعی و فرهنگی. شعر قیصر، نمونه‌ای ناب از پیوند حرکت فلسفی با تکیه بر معنای صیرورت انسان و بیان زیبای هنری است که همچنان الهام‌بخش نسل‌های بعدی خواهد بود. ان‌شاءالله

 

د, 08/12/1404 - 11:41