فزع یوم الدین در حدی است که ملائکه ای که گناهی ابدا در خاطر آن ها خطور نکرده، آن ها هم از شدت آن روز در ترس و وحشت هستند، بلکه شدت آن روز به حدی می رسد که هفت آسمان و کوه ها که میخ زمین هستند، به لرزه در می آیند.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، حضرت آیت الله وحید خراسانی امروز چهارشنبه در مسجد اعظم قم به ادامه درس تفسیر خود پیرامون آیه 45 سوره مبارکه یس پرداختند.
متن درس تفسیر ایشان به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث در «و ما خلفهم» بود. احدی خبر ندارد، آن روز چه خبر است. ما همگی غافلیم، یک عمر سوره حمد خواندیم، لاصلاه الا بفاتحة الکتاب، در فاتحه چه خبر است، «الحمدلله رب العالمین» در این جمله چه غوغایی است؟ آن ربانیت بالنسبه الی العالمین جمع محلی به ال، بعد نوبت می رسد به «الرحمن الرحیم»، مرحله سوم «مالک یوم الدین» این جمله یعنی چه؟ قرآن بحری است، اینجا «یوم الدین» که همان روز قیامت است که خلف من و توست ذکر شده، اما در سوره انفطار باز این عمده تا حدی حل شده، اما چه حلی؟ حلی که ینتهی الی ما لا ینحل است. این است که قرآن فهمیده نشده، سوره انفطار را بخوان! بعد خاتمه سوره خطاب به کیست؟ عقل کل، علم کل، کسی که نازل شد بر او «تبیان کل شیء» به اینچنین کسی خطاب می شود:
«وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّين» تو هم با آن علم لایتناهی در مقابل همه عالم بالنسبه به روز قیامت «و ماادراک»، این یوم الدین سوره حمد است، نه تنها این جمله را فرموده کلام خداست اعجاز در بیان و غالبیت حقائق بعد «وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّين»این ها طلسم لا ینحل است که این همه مفسرین تفسیر نوشتند، اما در شرح یوم الدین با مراعات «وَ ما أَدْراكَ»، «ثُمَّ ما أَدْراكَ» کجا توانسته کسی کشف این غنا کند؟ که حقیقت تفسیر حمد این است. بعد یک نمونه از یوم الدین ذکر می کند، آن نمونه این است، بعد که می فرماید :«وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّين»
بعد بیان می کند: «يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّه»
روزی که هیچ نفسی مالک بالنسبه به هیچ نفسی نیست، استثننا هم ندارد. از انبیاء و اولیاء علیهم السلام ابدا «يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّه» مفهومی اعم از شیء نیست بعد نهایت کار «و الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّه» ختم کلام همین است، بعد باز در جا به جای قرآن یکی از خصوصیات یوم الدین را بیان می کند، یکی این است اینها کلام خود خدا است کلام زید و عمرو نیست.
«فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شيبا»
حالا شدت در چه حدی، بچه تازه به دنیا آمده آن روز پیر صد ساله می شود، شدت تا این حد است بعد مهم این است. «يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَت»کلمه کل از اظهر الفاظ است، موضوع برای عموم است روزی که هر مادری بچه اش را فراموش می کند، مهر مادری چه قدر است؟ «يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها» هیچ بارداری نمی ماند هر بارداری در عالم در اثر فشار آن روز حمل را می گذارد، بعد مشکل شروع می شود: «يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخيه وَ أُمِّهِ وَ أَبيه وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنيه» زلزله آمده دیده اید، بلاهای متعدد، هرکسی بچه اش را در آغوش می کشد، اما آن روز شدت به حدی می رسد که پدر از پسر فرار می کند، پسر از پدر گریزان است.
«یوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخيه وَ أُمِّهِ وَ أَبيهوَ صاحِبَتِهِ وَ بَنيه»
چرا، مسأله به کجا منتهی می شود، «یومئذ»، غوغاست قرآن، خوشا به حال آنان که خواندند و فهمیدند و به کار بستند.
«يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسان» مصیبت همه اش اینجا است «يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسان» تذکر چه سودی دارد؟
بهتر بعد از کلام خدا کلام حامل علم خدا است وقتی فرستاد محمد ابن ابی بکر را به مصر نامه ای نوشت نامه این است:
«أن ما بعد القبر أشد من القبر» آن «ما خلف» از قبر شروع می شود قبر چه جایی است؟ جایی است که هرکسی از هر کسی، از هرچیزی جدا می شود. «فاطلبوه الی عمله» بعد خانه وحشت، خانه وحدت، خانه غربت، فشار قبر، ظلمت قبر، وحشت قبر، سوال ملکین ضمیمه این شدت، اشد از همه، یوم البعث.
«یوم يشيب فيه الصغير و يسكر فيه الكبير و تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ و احذروا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً ویوما كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً»
یوم الدین در قرآن آن، در کلام مفسر قرآن این «إِنَّ فَزَعَ ذَلِكَ الْيَوْمِ لَيُرْهِبُ الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ لَا ذَنْبَ لَهُمْ، وَ تُرْعَدُ مِنْهُ السَّبْعُ الشِّدَادُ، وَ الْجِبَالُ الْأَوْتَادُ، وَ الْأَرْضُ الْمِهَادُ، وَ تَنْشَقُّ السَّمَاء» فزع آن روز در حدی است که ملائکه ای که گناهی ابدا در خاطر آن ها خطور نکرده، آن ها هم، شدت آن روز به قدری است که همه در ترس و وحشت هستند، شدت نه تنها در این حد است، بلکه شدت آن روز به حدی می رسد که «ترْعَدُ مِنْهُ السَّبْعُ الشِّدَادُ » هفت آسمان به لرزه در می آیند «الْجِبَالُ الْأَوْتَادُ» آن کوه ها که میخ زمین هستند، همه می لرزند.
«الْأَرْضُ الْمِهَادُ، وَ تَنْشَقُّ السَّمَاء» غایت امر این است، جبرئیل در فزع و اضطراب، میکائیل، اسرافیل همه عرش، همه لرزان، همه ترسان، «فَكَيْفَ مَنْ عَصَى بِالسَّمْعِ وَ الْبَصَرِ وَ اللِّسَان» وای به حال ما اگر جبرئیل از شدت و فزع لرزان است، چگونه کسی با این گوش معصیت کرده، با این چشم نگاه به نامحرم کرده، « فَكَيْفَ مَنْ عَصَى بِالسَّمْعِ وَ الْبَصَرِ وَ اللِّسَان» با این زبان غیبت کرده، دروغ گفته، این ها کلمات امیر المومنین علیه السلام است، این آیه غوغایی است، بحث مفصل وقت هم نیست./240/31/20
دیدگاه جدیدی بگذارید