استاد محمد حسین ملک زاده از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «الفضل ما شهدت به الاعداء» پراخت.
/270/260/22/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: نسائی محدث اهل سنتی است که به سبب نقل فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام کشته شد.
وی افزود: جناب نَسائی صاحب کتاب سنن نسائی در هشت جلد که از اهم کتب حدیثی اهل سنت است، وی از علمای بزرگ و محدثین مشهور سنی مذهب به شمار می آید. نقل شده که در سفری که به شام داشت مشاهده کرد مردم شام به شکل گسترده به امیرالمؤمنین علیه السلام توهین می کنند و ایشان را مورد سب و لعن قرار می دهند «صغیرُهم و کبیرُهم کانوا یسبّون علیاً»؛ از مسلمات است که به دستور معاویه حتی در خطبه های نماز جمعه، لعن امیرالمؤمنین جزء خطبه نماز قرار گرفت و این سنت سیئه تا پایان قرن اول هجری در سراسر جهان اسلام در زمان حکومت امویان و مروانیان ادامه داشت.
استاد ملک زاده در ادامه بیان کرد: نسائی سنی مذهب با دیدن این صحنه بسیار متعجب شد و دلش برای امام علی علیه السلام به درد آمد، چرا که او حضرت را لااقل به عنوان خلیفه چهارم قبول داشت. برای اینکه این فضا را بشکند و به اعتبار محدث بودنش وظیفۀ خود می دانست که احادیث را نقل کند، طبیعتا او تعداد زیادی از احادیث در فضائل امیرالمؤمنین را در سینه داشت و حفظ بود، لذا مردم را در میدانی جمع کرد که من محدث هستم و از حجاز آمدم و می خواهم برایتان حدیث بخوانم، مردم شام هم که برایشان جالب بود که محدثی از حجاز آمده، جمع شدند و او شروع کرد احادیث فراوانی در شأن فضیلت و مناقب و خدمات و مجاهدهای امیرالمؤمنین علی علیه السلام و نقش ایشان در پیشبرد اسلام خواند و چیزهایی که حقیقتا برای مردم شام عجیب و غریب بود و تا به حال در عمرشان چنین چیزهایی نشنیده بودند که شخصی که از نگاه آنها ملعون بود حالا این همه احادیث در فضائل و مناقب او باشد.
وی تصریح کرد: آنها از مطالبی که می شنیدند، خیلی ناراحت شدند؛ از این رو شروع به اعتراض کردند؛ که تو پشت سر هم می گویی قال رسول الله: علیٌّ کذا و علیٌ کذا، یک روایت هم در شأن معاویه بخوان. اما او هرچه فکر کرد گفت در شأن معاویه حدیثی به ذهنم نمی آید و نهایتا یک حدیث به ذهنش آمد که حدیث معروف پیامبر خدا بود که ایشان از جایی عبور می کردند دیدند معاویه در حال خوردن و بلعیدن است و پیامبر خدا به او نگاه کردند و فرمودند: «لا أشبع اللهُ بطنَک!» خدا سیرت نکند! پیامبر در حق او دعای سوء کردند که هیچ وقت سیر نشوی یعنی هیچ وقت مزه سیری را نچشی. خود معاویه هم اعتراف می کرد که من آنقدر می خورم تا دل درد می شوم اما سیر نمی شوم احساس سیری نمی کنم و مزه سیری را نمی چشم.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: آنها ناراحت شدند و گفتند تو حدیث نخواندی حالا هم که خواندی در ذم و لعن معاویه حدیث خواندی و به او حمله ور شدند و شروع کردند به کتک زدن او به حدی که وی نیمه جان شد و بدن نیمه جانش را از زیر دست و پای مردم بیرون آوردند و مردم را متفرق کردند، او که دید دارد میمیرد، گفت حالا که دارم میمیرم نمیخواهم در این شهر نحس دفن بشوم، من را از اینجا ببرید حجاز تا در آنجا دفن شوم. در تدفین او نقل ها مختلف است که آیا زنده به مکه رسید و دفن شد یا در بین راه دفن شد.