استاد مجتبی خندان از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «کاستیها و ضعفهای حوزههای علمیه» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: حوزه های علمیه در جمهوری اسلامی ایران، از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979، نقش کلیدی در تحولات دینی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور ایفا کرده اند. با این حال، در این مسیر، چالش ها و کاستی های مختلفی نیز وجود داشته است که گاهی مانع از تحقق کامل اهداف انقلاب و گسترش کارکردهای مؤثر این حوزه ها در جامعه شده اند. در این پاسخ، به بررسی برخی از مهمترین کاستی ها و ضعف های حوزه های علمیه در دوران پس از انقلاب اسلامی خواهیم پرداخت.
1. چالشهای آموزشی و تربیتی
الف. عدم تطابق با نیازهای جامعه مدرن
وی افزود: یکی از بزرگترین چالش های حوزههای علمیه در نظام جمهوری اسلامی، عدم تطابق کامل نظام آموزشی این حوزه ها با نیازهای آموزشی و تربیتی جامعه مدرن است. برنامه های درسی در حوزه ها بیشتر بر روی دروس کلاسیک فقه، اصول، تفسیر، و تاریخ متمرکز است و کمتر به آموزش مهارت های روزآمد، مانند علوم اجتماعی، مدیریت، روانشناسی، و حتی دانش های کاربردی نظیر فناوری اطلاعات توجه شده است. این مسئله موجب شده که بسیاری از طلاب پس از اتمام تحصیلات خود نتوانند به درستی با مسائل جدید و پیچیده جامعه مدرن ارتباط برقرار کنند.
ب. کمبود نوآوری در محتوا و روشهای تدریس
استاد خندان یادآور گردید: حوزه های علمیه در دوره های اولیه انقلاب، بیشتر به دنبال حفظ و ترویج اصول و سنت های فقهی و دینی بودند، اما با گذشت زمان، نوآوری در محتوای درسی و روش های تدریس چندان مورد توجه قرار نگرفت. این موضوع باعث شده که برخی از طلاب توانایی تحلیل مسائل جدید فقهی، اجتماعی و اقتصادی را به شکلی کارآمد نداشته باشند. به ویژه در حوزه های علمیهای که هنوز به شیوه های سنتی تدریس می کنند، روش های آموزشی همچنان کم تناسب با نیازهای علمی روز به شمار می روند.
2. چالشهای مدیریتی و ساختاری
الف. تمرکز بیش از حد در مدیریتهای مرکزی
وی ابراز داشت: یکی از مشکلات اساسی در مدیریت حوزه های علمیه، تمرکز بیش از حد بر روی مراجع و نهادهای مدیریتی مرکزی است. این تمرکز ممکن است موجب کندی در تصمیم گیری ها، محدودیت در توسعه برنامه ها و ضعف در پاسخگویی به مسائل مختلف جامعه شده باشد. نهادهایی که به طور مستقیم با حوزه ها در ارتباط هستند (مانند شورای عالی حوزههای علمیه) گاهی نتوانسته اند بهطور سریع و مؤثر به چالش ها و نیازهای روز جامعه پاسخ دهند.
ب. عدم تطابق ساختار با نیازهای روز
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه بیان کرد: با وجود تحولاتی که در سطح کشور و جامعه رخ داده است، ساختار حوزه های علمیه غالباً نتوانسته است به طور کامل با نیازهای معاصر خود را تطبیق دهد. در حالی که در دهه های اخیر، بسیاری از نهادهای دینی و آموزشی در ایران تغییرات عمده ای در ساختار و برنامه های خود ایجاد کرده اند، حوزهها هنوز در برخی از مناطق با ساختار سنتی خود اداره می شوند.
3. چالشهای اجتماعی و فرهنگی
الف. عدم توجه کافی به مسائل اجتماعی
وی اظهار داشت: حوزه های علمیه در برخی دوره ها کمتر به مسائل اجتماعی و فرهنگی روز توجه کرده اند و این امر موجب شده که برخی از طلاب نتوانند درک دقیقی از مشکلات اجتماعی معاصر پیدا کنند. مثلاً در برخی موارد، حوزه ها به موضوعات مانند فساد، عدالت اجتماعی، حقوق بشر، محیط زیست و توسعه پایدار کمتر پرداخته اند. این کمبود توجه به مسائل روز و نیازهای اجتماعی ممکن است باعث کاهش اعتبار و نفوذ حوزهها در جامعه شده باشد.
ب. افت هویت و اعتماد عمومی
استاد مجتبی خندان در ادامه بیان کرد: بسیاری از حوزه های علمیه در طول تاریخ انقلاب با چالش هایی در حفظ هویت و اعتماد عمومی مواجه بوده اند. این امر گاهی بهویژه پس از حوادث و تغییرات سیاسی خاص (مثلاً پس از انقلاب فرهنگی یا تحولات اقتصادی و اجتماعی) مشهود بوده است. در مواردی، دخالت های سیاسی در امور علمی و فقهی حوزه ها موجب کاهش استقلال و اعتبار علمی آنها شده است.
4. چالشهای اقتصادی و منابع مالی
الف. وابستگی مالی به دولت و نهادهای حکومتی
وی افزود: حوزه های علمیه، به ویژه در دوره های مختلف انقلاب، با مسئله وابستگی مالی به دولت و نهادهای حکومتی روبرو بوده اند. این وابستگی می تواند تأثیر منفی بر استقلال علمی و روحانی حوزه ها داشته باشد و زمینه ساز محدودیت در فعالیت های فکری و علمی گردد. در مواردی این وابستگی به منابع دولتی و حکومتی باعث ایجاد فشارهای سیاسی بر حوزه ها شده که ممکن است در عملکرد آنها اختلال ایجاد کند.
ب. مشکلات در تخصیص منابع بهویژه در مناطق دورافتاده
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: کمبود منابع مالی در حوزههای علمیه برخی از مناطق دورافتاده کشور موجب شده که بسیاری از طلاب از امکانات آموزشی، پژوهشی و رفاهی کافی برخوردار نباشند. این امر میتواند موجب کاهش کیفیت آموزش و پژوهش در این مناطق شود و طلاب را از رسیدن به تخصصهای لازم برای پاسخگویی به نیازهای جامعه بازدارد.
5. چالشهای فقهی و علمی
الف. سختگیری در اجتهاد و فقهگرایی
وی در ادامه بیان کرد: در برخی دورهها، برخی از حوزههای علمیه بیشتر به فقهگرایی و سختگیری در مسائل فقهی پرداختهاند تا اینکه به تجدید نظر در برخی از مسائل جدید پرداخته و با تغییرات اجتماعی و فرهنگی روز همگام شوند. این رویکرد ممکن است باعث شود که برخی از مسائل جدید و مبتلابه جامعه، از جمله مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، نتواند در فقه اسلامی بهطور شایستهای مورد بررسی قرار گیرد.
ب. کندی در پاسخ به مسائل فقهی نوظهور
این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: یکی از چالشهای بزرگ حوزههای علمیه در جمهوری اسلامی، کندی در پاسخ به مسائل فقهی نوظهور و ناتوانی در اجتهاد در زمینههای جدید است. این مسئله بهویژه در دنیای مدرن که تحولات سریع اجتماعی، علمی، و تکنولوژیکی رخ میدهد، باعث شده است که برخی از طلاب و روحانیون نتوانند بهطور مؤثر به نیازهای فقهی جدید پاسخ دهند. این موضوع همچنین ممکن است به شکافهایی بین جامعه و روحانیت منجر شود.
6. چالشهای سیاسی و تعامل با حکومت
الف. تأثیر سیاست بر استقلال حوزهها
وی در ادامه بیان کرد: یکی دیگر از مشکلاتی که حوزههای علمیه در طول انقلاب با آن مواجه بودهاند، تأثیر سیاستهای کلان حکومتی بر عملکرد آنها است. دخالتهای سیاسی در موارد مختلف، از جمله در تعیین مراجع دینی، انتصابات در نهادهای حوزوی، و جهتگیریهای فقهی، ممکن است استقلال علمی و دینی حوزهها را تحتالشعاع قرار دهد.
ب. تعارضات سیاسی در میان روحانیون
استاد خندان اظهار داشت: در برخی دورهها، وجود اختلافات سیاسی در میان روحانیون و طلاب، بهویژه در مسائل مربوط به نظارت بر امور حکومتی و دینی، منجر به شکلگیری دوقطبیها و شکافهای داخلی در حوزهها شده است. این تعارضات میتوانند باعث تضعیف وحدت روحانیون و کاهش تأثیرگذاری آنها در سطح جامعه شوند.
نتیجه گیری
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: حوزه های علمیه در جمهوری اسلامی ایران از زمان انقلاب تاکنون در کنار دستاوردهای فراوان، با چالشها و کاستیهایی روبهرو بودهاند که در برخی موارد مانع از تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامی در زمینههای علمی، اجتماعی، فرهنگی و فقهی شده است. این چالشها شامل مسائل آموزشی، مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی، فقهی و سیاسی است که نیازمند اصلاحات و نوآوریهایی در ساختار و رویکردهای حوزهها میباشد. اگر حوزهها بتوانند با تطبیق خود با نیازهای جامعه مدرن، استقلال علمی و دینی خود را حفظ کرده و بهطور مؤثر به مسائل روز پاسخ دهند، قادر خواهند بود نقشی پررنگتر و مؤثرتر در توسعه جامعه اسلامی و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی ایفا کنند.