استاد علی احمدپور، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به تشریح ابعاد معرفتی و کاربردی حکمت شماره 444 نهج البلاغه پرداخت. این حکمت که توسط امامزاده ابومحمد ناصرالحق (از راویان معتبر نهج البلاغه) نقل شده، محور اصلی این مصاحبه بود.
/270/260/21/
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ابراز داشت: در حکمت 444 از امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده است: «قَلِیلٌ مُدُومٌ عَلَیْهِ خَیْرٌ مِنْ کَثِیرٍ مَمْلُولٍ مِنْه؛ کار اندک اما پیوسته ای که از آن خسته نشوی، بهتر از کار بسیار اما ملال آوری است که از آن بیزاری.»
بخش اول: جایگاه حکمتهای نهجالبلاغه به عنوان «طبّ روحانی»
استاد احمدپور با تقسیمبندی نیازهای انسان به دو حوزه «جسمانی» و «روحانی»، به جایگاه اهلبیت (ع) به عنوان طبیبان حقیقی بشریت اشاره کرد: انسان برای سلامت جسم، به پزشک و داروی مادی نیاز دارد. اما دردهای اصلی او، دردهای روحی و معنوی است: درد غفلت، حیرت، وابستگی به فانی، و دوری از کمال مطلق. درمان این دردها، تنها در مکتب انبیا و اولیای الهی، خصوصاً در کلمات گوهربار مولی الموحدین، امام امیرالمؤمنین علی (ع) یافت می شود.
وی تأکید کرد: بیان اهل بیت (ع)، دارو و درمان است و حکمت های نهجالبلاغه، نسخه های شفابخشی هستند که برای درمان دردهای همیشگی بشر در همه اعصار تجویز شده اند.
بخش دوم: تحلیل سهگانه حکمت 444: کمیت، کیفیت، و تداوم
استاد حوزه علمیه قم در تحلیل این حکمت، یک چارچوب سه بُعدی ارائه داد:
1. نقد کمّیت محوری صرف: نگاه رایج در دنیای مادی، نگاه کمی است: بیشتر داشته باش، بیشتر مصرف کن، بیشتر به دست آور. اما امام امیرالمؤمنین (ع) با این حکمت، اساس این نگاه را به چالش می کشند. ایشان می فرمایند معیار برتری، کمیت محض نیست. بسیاری داشته ها و کارهای زیاد، اگر موجب ملالت، خستگی روحی، و حتی گناه شوند، نه تنها خیر نیستند، بلکه وبال و حسرتی بر دوش انسان خواهند بود.
2. کیفیّت و جهت گیری عمل: معیار اصلی، کیفیّت و جهت گیری عمل است. عملی که هرچند اندک، اما در مسیر حق و برای رضای خدا باشد، چون به امر ابدی (ذات الهی) متصل شده است، خود رنگ ابدیت می گیرد و ارزشی بی نهایت پیدا می کند. در مقابل، عملی که انبوه است اما انگیزه اش نفسانی، دنیوی یا برای ریا باشد، هر چند در ظاهر بزرگ جلوه کند، در واقع فانی و بی ارزش است. اینجا است که مفهوم «باقیات الصالحات» در قرآن کریم خود را نشان می دهد.
3. تداوم و استمرار، رمز تأثیرگذاری: کلید واژه این حکمت، «مُدُومٌ عَلَیْهِ» است. استمرار و پیوستگی، معجزه میآفریند. قطره آبی که پیوسته بر سنگی بچکد، آن را سوراخ می کند. رابطه اندک اما مستمر با خداوند (مثلاً با یک ذکر روزانه، یا یک عمل خیر جاری)، تأثیرش عمیقتر و پایدارتر از رابطههای مقطعی و پرحجم اما بیثبات است. این تداوم است که ملکه نفسانی میسازد و شخصیت انسان را پایدار و بیمه میکند.»
بخش سوم: مصادیق عینی حکمت در سبک زندگی
این استاد حوزه، برای عینیتر شدن بحث، به مصادیقی پرداخت:
. در عبادت: نماز شبِ مستمر، حتی اگر دو رکعت باشد، به دلیل پیوند با خدا و ایجاد نورانیت دائمی در قلب، از صد رکعت نمازِ بیروح و بدون حضور قلب، برتر است. روزه مستمره (مثل روزههای سهروزه هر ماه) از انباشت روزه های پراکنده اما بینظم، اثر معنوی بیشتری دارد.
. در معیشت و اقتصاد: درآمد متوسطی که از راه حلال، با آرامش خاطر و قناعت به دست آید و انسان را از یاد خدا غافل نکند، به مراتب از ثروت انبوهی که با حرص، اضطراب، ظلم و غفلت از خدا همراه است، بهتر و سعادتمندانه تر است. گاهی ثروت زیاد، دام انسان را بیشتر می گیرد و او را به ملامت می کشاند.
. در روابط اجتماعی: دوستی و محبتی اندک اما صادقانه، عمیق و پایدار، از هزاران رابطه سطحی و مصلحتی که فردا به دشمنی می گراید، ارزشمندتر است. هنر، در عمق بخشیدن و ابدی کردن روابط است، نه گسترش کمّی آن.
بخش چهارم: پیوند حکمت با مفهوم «انسان ابدی» و «هدف آفرینش»
استاد احمدپور با تعمق فلسفی _ عرفانی، به ریشه این حکمت پرداخت: خداوند در قرآن می فرماید: «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ * وَیَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ». هر چه غیر خداست، فانی است. انسان نیز موجودی ابدی است که برای زندگی جاوید آفریده شده است. بنابراین، هر عملی که به امر فانی تعلق بگیرد، سرنوشتی جز فنا ندارد و انسان را نیز با خود به فنا می کشاند. اما هر عملی که به ذات ابدی خداوند متصل شود، خود نیز ابدی میشود و انسان را با خود به سوی بقا می برد. حکمت امام امیرالمؤمنین علی (ع) دقیقاً ناظر بر همین اصل است: دنبال «قلیل مدوم» باش، یعنی دنبال عملِ متصل به ابدیت باش، حتی اگر در چشم دنیا کوچک جلوه کند.
بخش پنجم: نقش راویان نهجالبلاغه و یادکرد امامزاده ناصرالحق
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید با اشاره به روایت شدن این کلام امیرالمؤمنین (ع) از امامزاده ناصرالحق حسن بن علی اظهار داشت: تيسير المطالب في أمالي أبي طالب؛ صفحه 527 آمده است: «وَ بِهِ قَالَ حَكَى الْقَاضِي أبو عَبْدِ الله الْوَلِيدِي فِي كِتَابِ الأَلْفَاظِ، عَنِ النَّاصِرِ لِلْحَقِّ الْحَسَنِ بن عَلِيٍّ عليه السلام، قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ عليه السلام، يَقُولُ فِي خُطْبَتِهِ: قَلِيلٌ مَدُومٌ عَلَيْهِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ مَمْلُولٌ مِنْهُ، إِذَا أَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرِيضَةِ فَارْفُضُوهَا، قَالَ: وَسَمِعْتُهُ - يَعْنِي النَّاصِرَ عليه السلام-، يَقُولُ وُ يَرَدِّدُ هَذَا كَثِيراً: مَنْ أَخَافَكَ حَتَّى يَطْرَحَكَ فِي الأَمْنِ خَيْرٌ مِمَّنْ أَمَّنَكَ حَتَّى يَطْرَحَكَ فِي الْخَوْفِ.»
وی افزود: کلام امیرالمؤمنین علی (ع) در حکمت 444 نهج البلاغه در کنار حکمت 131 و حکمت 147 و همچنین خطبه های 50 و 103 به روایت امامزاده ناصرالحق، این عالم برجسته مذهب حقّه امامیه است؛ و سید رضی (ره) که خود، از نوادگان این امامزاده واجب التعظیم است، به تألیف نهج البلاغه پرداخته است.
استاد احمدپور تأکید کرد: اعتبار یک کتاب حدیثی، به دو امر است: سند و محتوا. سید رضی (ره) در گردآوری نهج البلاغه، از راویان موثق و بزرگی بهره برده است. امامزاده ناصرالحق از جمله این چهره های مورد اعتماد است که نامش بر قطعاتی از این گنجینه جاودان، از جمله این حکمت، ثبت شده است. این امر نشان می دهد که نه تنها معصومین (ع)، بلکه پیروان راستین و عالمان عامل به سخنان آنان نیز در انتقال این میراث نورانی نقش داشته اند. گویی خود این راویان با نقل و انتشار این کلمات، در مسیر ابدیت گام نهاده و نام خود را جاودانه کردهاند. زیارت این بزرگواران و یادکرد آنها، یادآوری همین مسیر است.
بخش ششم: جمعبندی و پیام کاربردی برای جامعه امروز
استاد احمدپور در پایان گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، پیام این حکمت را برای انسان معاصر اینگونه خلاصه کرد: در دنیای پرزرق و برق و کمّیگرای امروز که ارزشها بر اساس عدد و رقم تعریف می شود، این کلام امام علی امیرالمؤمنین (ع) یک اصل حیاتی را به ما میآموزد:
الف: به جای گسترش بیرویه و سطحی، تعمق و استمرار را انتخاب کنید.
ب: به جای انباشت ثروت و مقامی که شما را اسیر خود میکند، به کفاف و قناعت روی آورید.
ج: به جای روابط پرتعداد اما بیثبات، به دوستان عمیق و وفادار بها دهید.
د: و مهمتر از همه، محور تمام اعمال خود را اتصال به خداوند ابدی قرار دهید تا زندگیتان رنگ بقا بگیرد.