استاد محمدی قائینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید با ابراز نگرانی شدید از روند آموزش در برخی مراکز دانشگاهی، نسبت به «بیمهری مسئولان به صیانت از باورهای دینی جوانان» هشدار داد.
/270/260/22/
ماجرای یک استاد منحرف در دانشگاه ادیان
این استاد حوزه با اشاره به واقعهای اخیر در یکی از دانشگاهها اظهار داشت: اخیراً در دانشگاه ادیان و مذاهب، فردی با عنوان هیئت علمی و با ظاهری روحانی، در کلاس درس خود، سخنان انحرافی و بیاساسی را مطرح کرده است. از جمله، با تفسیری غیرعلمی و عاری از حقیقت، ادعا کرده که حدیث غدیر ربطی به ولایت حضرت علی (ع) ندارد و "مولا" تنها به معنای دوست است. این در حالی است که این ادعاها، همان شبهات کهنهای است که سالهاست پاسخ داده شده.
وی افزود: این شخص با گستاخی تمام، تمام علمای شیعه را «مبلّغ» و نه «عالم» خوانده و حتی بزرگی مانند شیخ مفید را استثنا نکرده است. او خود را «عالِم» میداند زیرا مدعی است دین را از موضع تاریخی و از «خارج دین» بررسی میکند!
استاد قائینی تصریح کرد: جالب آنکه وقتی یکی از دانشجویان از او پرسید مبنای تاریخیات چیست؟ گفت: تاریخ طبری. دانشجو پاسخ داد که طبری و امثال او که دشمن مذهب ما هستند! پس چگونه سخن آنان مبنا قرار میگیرد، ولی علمای معتمد و فقیه ما مثل شیخ مفید، مبلّغ خوانده میشوند؟!
اخراج؛ راه حل مقطعی و بیاثر
وی با بیان اینکه «شنیده شده این فرد از دانشگاه اخراج شده» تأکید کرد: اما مسئله اصلی این است. چگونه یک فرد با چنین عقاید انحرافی، از ابتدا به عنوان عضو هیئت علمی و استاد جوانان انتخاب شده است؟ آیا بررسی صلاحیت اعتقادی و علمی انجام میشود؟ اخراج فرد، پایان ماجرا نیست. او میرود و در جای دیگری همان سخنان را تکرار میکند. مسئولیت اصلی بر عهده کسانی است که چنین افرادی را گزینش و انتخاب میکنند. وزیر علوم در قبال چنین حوادثی باید پاسخگو باشد.
سوءاستفاده از مفاهیمی مانند «آزاداندیشی»
این استاد حوزه، با بیان اینکه گاهی از مفاهیمی مانند «کرسی آزاداندیشی» سوءاستفاده میشود، هشدار داد: آزاداندیشی به معنای آوردن یک فرد منحرف در مقابل دانشجویانی که هنوز پایههای اعتقادی محکمی ندارند، نیست. این مانند آوردن یک یهودی متخصص در مقابل یک دانشجوی تازهمسلمان است تا شبهه ایجاد کند. این، آزاداندیشی نیست؛ اغفال و خالی کردن دل جوانان است.
وی ادامه داد: اگر قرار است استادی از مذهب دیگری بیاید، باید در کلاسهای تخصصی مربوط به آن مذهب تدریس کند، نه اینکه به عنوان استاد «دین» برای دانشجویان شیعه بیاید و عقاید آنان را هدف قرار دهد. یک استاد فیزیک یا شیمی، اگرچه ممکن است سنی یا یهودی باشد، تنها باید در تخصص خود تدریس کند. اگر از چهارچوب تخصص خارج شود و به ترویج عقاید خود بپردازد، باید با او برخورد قانونی شود.
سکوت نگرانکننده مراجع و دغدغهی معیشتی حکومت
استاد محمدی قائینی به سکوت نسبی در برابر اینگونه انحرافات اشاره و تأکید کرد: متأسفانه به نظر میرسد حکومت به دلیل گرفتاریهای معیشتی و سایر مشکلات، نسبت به مسائل اعتقادی بیخیال شده است. همچنین برخی از مراجع بزرگوار به دلیل کهولت سن یا وضعیت مزاجی، یا از عمق فاجعه مطلع نیستند یا اطلاعات کامل به ایشان نمیرسد. گاهی هم نزدیکان، انتقال این اخبار را به صلاح نمیدانند و میگویند "نباید بزرگ شود". اما اگر در نطفه خفه نشود، بزرگ که میشود چه باید کرد؟
ضرورت ایجاد «هزینه» برای مروجان انحراف
وی با تأکید بر لزوم پاسخگویی و ایجاد هزینه برای افرادی که شبهه پراکنی می کنند، تصریح کرد: وقتی فرد ببیند برای حرف مفتی که میزند، مسئولیت و مجازات دارد، حسابشده عمل میکند. اما الان حس میکنند هزینهای ندارد. در عربستان سعودی، آیا اجازه میدهند یک معلم شیعه در کلاس، بر ضد وهابیت تبلیغ کند؟ پس چرا در کشور ما باید چنین بیمبالاتیای وجود داشته باشد؟
نقل خاطرهای از برخورد قاطع حوزه نجف
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به برخورد قاطع حوزه نجف در گذشته با یک منحرف، خاطرنشان کرد: در زمان حکومت صدام، فردی با عقاید انحرافی در نجف شروع به سخنرانی کرد. دولت عراق هیئتی را برای بررسی علمی سخنان او فرستاد. پس از بررسی، حکم به اخراج او از عراق دادند. جالب است که حوزه نجف به این اقدام صدام اعتراضی نکرد، زیرا میدید سخنان آن فرد خلاف موازین علمی است. حال سؤال اینجاست: وقتی آن فرد پس از اخراج از نجف به قم آمد، آیا مجاز بود همان سخنان را اینجا تکرار کند؟