همه آنچه از جانب خداوند متعال به پیامبران علیهم السلام میرسد حق محض است و چون آنها برخوردار از معارف و حقایق ناب و صددرصد قابل اطمینان هستند رسالت تبلیغ بر عهده آنها گذاشته شده است، بنابراین مسأله تبلیغ کار دست دوم یا کاری از روی بیکاری نیست بلکه اصلی ترین کار است.
استاد مصطفی ابراهیمی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، درباره امر مهم تبلیغ گفت: درباره تبلیغ به خصوص زمانیکه ایام تبلیغ فرا میرسد در حوزههای علمیه و مراکز پرورش عالمان و فاضلان و مبلغّان دینی این امر به عنوان یک امر مهم مورد توجه قرار میگیرد و این توجه هم در حقیقت برخواسته از همان رسالتی هست که روحانیون و طالبان علوم دینی به خاطر تربیتی که در مکتب قرآن و مکتب اهل بیت علیهم السلام شدند به آن رسیدهاند.
وی بیان داشت: شاید یکی از روشنترین آیاتی که درباره تبلیغ میتوانیم مطرح کنیم و یکی از اصلیترین کار پیامبران نیز هست آیه شریفهای است که در سوره احزاب آمده است «الذين يبلغون رسالات الله ويخشونه ولا يخشون أحدا إلا الله وكفى بالله حسيبا» که رسالات الهی را ابلاغ کنند و به مردم برسانند و این کار تبلیغ در بسیاری از آیات به عنوان کار پیامبران شمرده شده است.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ادامه داد: اگر چه این آیه هم به گونهای مربوط به پیامبران میشود اما در بعضی از آیات به صورت مشخص از پیامبران نام میبرد از جمله حضرت نوح علیه السلام که به امتش اعلام میکند «أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي» من برای رسالات رب آمدم و کار من تبلیغ است، همین طور در مورد حضرت هود علیه السلام است «ابلغکم رسالات ربی و انا لکم ناصح امین» من رسالتم تبلیغ است این کار اصلی پیامبران است.
وی اظهار نمود: در بعضی از آیات هم علت مبلّغ بودن پیامبران را عالم بودن آنها ذکر کرده است چون حقائق را به طور مستقیم از منبع الهی دریافت میکنند، منبعی که «لاریب فیه» است، منبعی که «لا يأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه» است، همه آنچه از جانب خداوند متعال به پیامبران میرسد حق محض است و چون آنها برخوردار از این معارف و حقائق ناب و صد در صد قابل اطمینان هستند رسالت تبلیغ بر عهده آنها گذاشته شده است، بنابراین مسئله تبلیغ کار دست دوم یا کاری از روی بیکاری نیست بلکه اصلی ترین کار است.
وی خاطر نشان کرد: تأسیس حوزههای علمیه نیز بر اساس همین منظور است «لِّیَتَفَقَّهُواْ فِى الدِّینِ وَلِیُنْذِرُواْ قَوْمَهُمْ» این انذار اگر تفقه باشد دانشمند و علامه دهر باشد ولی لینذروا نباشد فایدهای ندارد، آن مقدمه است برای این، کاری نیست که کار دست دوم یا چندم علماء باشد یا بزرگواران فکر کنند مثلاً در شأن آنها نیست این کار پیامبران است و کار اصلی آنان هم است در روایات هم فراوان به این مسأله پرداخته شده است.
استاد حوزه علمیه درباره اهمیت و ارزش تبلیغ در روایات، گفت: از جمله روایتی که از امام باقر علیه السلام در باب فضل العلم از کتاب کافی شریف آمده است که ابی الحمزه از امام باقر علیه السلام نقل میکند «عالم يُنتفع بعلمه أفضل من سبعين ألف عابد» عالمی که از علمش استفاده شود و بهره ببرند از هفتاد هزار عابد بهتر است، یا تعبیری که از امام رضا علیه السلام هست که افراد علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام را فرا بگیرند، اسلامی که به زبان اهل بیت علیهم السلام بیان میشود حقیقت اسلام است و بعد بروند و به مردم بگویند چون «ان الناس لو علموا محاسن كلامنا لتبعونا».
وی اضافه کرد: چه کسی میتواند این زیباییها را به مردم بفهماند کسی که خودش این زیباییها را فهمیده و معارف اهل بیت علیهم السلام را دریافت کرده باشد تا بتواند به مردم منتقل کند، اگر کسی تسلط و اشراف بر حقائق دین نداشته باشد چگونه میتواند آنرا به مردم دیگر منتقل کند، بنابراین مسئله تبلیغ کار اصلی حوزه است و همه امور دیگر مقدمه است تا حقائق به مردم برسد.
استاد ابراهیمی بیان کرد: خود پیامبر اسلام، خاتم الانبیاء صلیاللهعلیهوآلهوسلم، قرآن از آن جهت بر ایشان نازل شد که به مردم برساند «لتبين للناس ما نزل إليهم» اگر بنا بود که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم این حقائق را در سینه خودش حبس کند وجهی نبود که برای مردم به عنوان پیامبر انتخاب شود، از این جهت مسیر تبلیغ اساسیترین کار و مقدمه است از عالی تا دانی از عالیترین مراتب حوزوی تا سطوح پایینتر هر کس به اندازه توان خودش و به هر اندازه توشهای برداشته از این معارف قرآن و عترت باید به وظیفه خودش عمل کند، ولی طبیعتاً مانند هر کار دیگری شرایط و صفاتی لازم دارد.
وی افزود: بعضی از این صفات در همین آیهای که اشاره شد هست «الذين يبلغون رسالات الله ويخشونه ولا يخشون أحدا إلا الله وكفى بالله حسيبا» مبلّغ در هر سطحی که هست باید رسالات الهی را منتشر کند، نظر و توجهش به خدا باشد اگر اینگونه باشد در بیانش هم شجاعت، هم شهامت و هم صراحت دارد و هم خیرخواه مردم است چون برای خدا این کار را میکند و هیچ چیز دیگری هم نمیتواند او را تحت تأثیر قرار دهد.
وی اظهار داشت: در آیه دیگر «ابلغکم رسالات ربی و انا لکم ناصح امین» تبلیغ ما با این خصوصیات است که ناصح و امین هستیم یعنی خیرخواهانه نه طلبکارانه و قهارانه و از روی خیرخواهی و توجه به مردم، با آن دیدگاه رفعت و رحمتی که به مردم هست، صرفاً انسان بگوید من مطلب را منتقل میکنم چهار تا مطلب بود که باید میگفتم و گفتم نباشد، آن بُعدی که فرمود «ابلغکم رسالات ربی و انا لکم ناصح امین» هم ناصح و خیرخواه شما هستم هم امین شما هستم اینکه عالم بودن همراه با مشفق بودن، ناصح بودن و امین بودن باشد.
استاد سطح عالی حوزه تصریح کرد: درست است علماء از منبع معارف اهل بیت علیهم السلام بحمدالله سیراب شدند و در قله بالا قرار گرفتند ولی به تصریح قرآن کریم و روایات از درجات عالیه تا پایین وظیفه دارند که به تبلیغ مردم بپردازند اما باید مراعات حال مردم را نیز بکنند، این شیوه را خود روایات به ما آموختهاند که ما هر چه بلد هستیم نباید به مردم بگوییم، باید ببینیم مردم چه نیاز دارند و چه قدر درک و قدرت دریافت دارند، باید ظرفیتهای مردم را در نظر بگیریم، روایتی که از امام رضا علیه السلام در کافی شریف آمده است درباره حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم نقل میکند که «مَا كَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ» هیچگاه پیامبر در حدی که خودش میفهمید به مردم نمیگفت، چونکه مردم که در حد پیغمبر نیستند، ایشان یگانه خلقت هستند، مطلب را در سطح مردم تنزل میداد، نگاه میکرد مخاطب شناسی میکرد، سطح فهم مردم و نیاز آنها را میسنجید.
وی بیان داشت: روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده است که «إنَّا مَعَاشِرَ الانْبِيَآءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَي قَدْرِ عُقُولِهِمْ» ما مأمور و موظفیم که در حد درک و فهم و نیاز مردم مطالب را بگوییم، هم زیبا بگویید و هم زیبایی مطالب را بیان کنید، این جنبه دیگری است که باید روی آن کار کرد انسان از مجموع اندوختههای خود باید جستجو کند و یک گشتی در داشتههای خودش داشته باشد و ببیند الان چه مناسب است شرایط زمان و مکان و مخاطب را بسنجد.
استاد ابراهیمی در پایان با بیان روایت دیگری مقصود اصلی از تبلیغ را انذار و حذر مردم دانست و گفت: پس علاوه بر امانت، نصحیت گری، مشفق بودن سطح درک و فهم مردم را نیز باید لحاظ کرد، البته جنبه دیگری هم هست تبلیغ باید هدف داشته باشد یعنی صرف جلب توجه و صحبت کردن برای مردم کافی نیست، قرآن در آیه نفر میفرماید که افرادی کوچ کنند برای آموزش علوم دینی، تفقه در دین انجام بدهند بعد برگردند و انذار کنند، اما این انذار باید «لعلهم یحذرون» باشد باید دغدغه این را که سخنانشان تأثیر بگذارد را داشته باشند، آثار و تأثیراتش در جامعه ظاهر شود، اینکه ما کار خودمان را کردیم و برگردیم اینگونه نیست، شاید کسی برای یکبار به محلی برای تبلیغ برود ولی باید سخنش آنگونه باشد که مصداق «حذر» باشد یعنی مردم تحت تأثیر قرار بگیرند و به گونهای عوض شوند، این بحث «لعلهم یحذرون» و «لو علموا محاسن كلامنا لتبعونا» اینها هدف است همه آنها مقدمات لازم است و باید آثارش را در جامعه دید، در رفتار، فرهنگ، تربیت و مجموعه اینها باید این حذر و آن ترتیب اثر دادن حاصل شود و همه علماء، مبلّغان، هیئتها، مساجد و حسینهها باید در اثر بخش بودن این مهم یاری رسانند./220/21/20
دیدگاه جدیدی بگذارید