روایتی است که شیعه و سنی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند که حضرت فرموده اند که همانطور که مسکرات عادت می آورد، انجام کار خیر هم عادت می آورد. این زمینه در انسان وجود دارد که اگر در راه خیری قدم نهاد خدا کمک می کند تا آن را تکرار کند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، درس هفتگی اخلاق آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، شب پنجشنبه در دفتر مقام معظم رهبری در قم برگزار شد.
متن بیانات این استاد برجسته اخلاق حوزه که پس از قرائت آیاتی از قرآن ایراد شد به شرح زیر است:
در ابتدا یک فهرستی از مطالبی که در جلسات اخیر ذکر کردیم را عرض می کنم. خدای متعال که عالم را با این همه موجودات و گیاهان آفرید، موجودی می خواست که از راه اختیار بتواند به بالاترین درجات برسد و در نقطه مقابل آن اگر نخواست بتواند به بدترین درکات تنزل پیدا کند و بر این اساس انسان آفریده شد.
انسان برای اینکه به این شرایط برسد، اولاً باید بداند که برای چه خلق شده است و هدف از خلقت و آفرینش او چه جیزی است. بعد از اینکه هدف را شناخت باید به دنبال این باشد که چه چیزی او را به آن هدف و کمال می رساند. انسان باید برای رسیدن به این شناخت از عقل و وحی استفاده کند.
در دنیا اینطور است که ما تاثیر کارهایمان را می بینیم. یا کاری را خودمان انجام می دهیم و تاثیر آن را مشاهده می کنیم و یا اینکه می بینیم که در دیگران چه تاثیری دارد. اما ما نمی دانیم که کارهای ما چه تاثیری در ابدیت و سعادت ابدی ما دارد. این جا است که پای دین باز می شود.
البته هم شناخت هدف و هم شناخت راه مراتب مختلفی دارد، شناخت ما کجا و شناخت امیر المومنین علیه السلام کجا. در فقه هم همینطور است، نازلترین مرتبه فقه در رساله های عملیه آمده است تا برسد به سطوح بالاتر مثل شیخ انصاری.
ما الان در خودمان می بینیم که علم به خیلی چیزها داریم و خیلی چیزها را می دانیم. خیلی چیزهای خوب را می دانیم که باید عمل کنیم و خیلی چیزهای بد را می دانیم که نباید انجام دهیم. اما بعضی وقت ها می بینیم که کانّه اختیاری از خود نداریم و دربست در اختیار شیطان هستیم. خیلی از جوانان سوال می کنند که چه کنیم که دست از گناه بکشیم با اینکه می دانیم گناه است باز انجام می دهیم. پس غیر از دانش یک میل و اراده و علاقه هم لازم است.
خداوند در ما یک انگیزه فطری برای حرکت به سوی خیر قرار داده است و عواملی قرار داده تا ما به دنبال کمال باشیم. اینکه وقتی به کسی می گوییم جاهل بدش می آید علاقه فطری انسان به دانایی را نشان می دهد. البته ما از اول همه امیال را نداشتیم و بسیاری از میال برای ما به تدریج شکل گرفت. ما از اول طفولیت یک سری میل ها را مثل میل جنسی نداشتیم. از این جا این سوال مطرح می شود که آیا امکان دارد یک میل های دیگری هم باشد که ما بعدا به آن ها خواهیم رسید و عواملی وجود دارند که باید تقویت شوند؟
باید ببینیم که چه کنیم که میل های متعالی در ما شکوفا شود و این علاقه در ما پیدا بشود. چیزهایی که در ما الان نیست ولی می بینیم که وجود دارد. برخی بزرگان گفته اند که از نماز لذتی می برده اند که از هیج کار دیگری آن لذت را نمی بردند. در قرآن کریم هم خداوند می فرماید که «فَلَا تَعْلَم نَفْس مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّة أَعْيُن» هیچ کس نمی داند که خداوند برای سحرخیزان چه نور چشمی را قرار داده است.
خداوند به ما استعداد هایی داده است تا به طرف خوبی ها برویم. اما اینجا سوالی مطرح می شود که چرا خداوند انگیزه های بسیار قوی در ما قرار نداده که فقط به دنبال خوبی ها برویم و از اول دنبال راه خدا باشیم. جوابی که می شود داد این است که خداوند موجودی می خواست که با خواسته های خودش به سمت خدا برود. اگر ما فقط دنبال خدا بودیم نهایتا موجودی مثل ملائکه می شدیم. اما انسان باید به جایی برسد که ملائکه خادمش بشوند. انسان موجودی مختار است که رفتارش می تواند دو سویه باشد به همین دلیل بهشت و جهنم ساخته شده است. البته جهنم اراده بالعرض است و اراده اصلی خداوند به بهشت است. البته خداوند انسان را کمک می کند. خداوند فرموده که هر کس یک قدم به سمت من بیاید من دو قدم به سمت او خواهم رفت. در مقام پاداش هم خداوند پاداش چند برابر برای حسنات به انسان می دهد. «مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا»
برای اینکه اینگونه باشیم، باید از سنت هایی که خداوند در زندگی ما انسان ها قرار داده است پیروی کنیم. اگر ما کاری را تکرار کنیم، کم کم به آن عادت می کنیم و نمی توانیم آن را ترک کنیم. روایتی است که شیعه و سنی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند که حضرت فرموده اند که همانطور که مسکرات عادت می آورد، انجام کار خیر هم عادت می آورد. این زمینه در انسان وجود دارد که اگر در راه خیری قدم نهاد خدا کمک می کند تا آن را تکرار کند.
یک سری کارهایی وجود دارند که انجام آنها خودش کارهای خیر دیگری را به دنبال دارد. البته در مورد گناهان هم همین گونه است. در قرآن واژه اثم را داریم که مفسران گفته اند گناهی است که گناهان دیگر را به دنبال می آورد. تربیت همین است. مربی می آید و بین دستورات یک سری کارهای سبک که نقش کلیدی دارد را انتخاب می کند که اگر فرد انجام داد، زمینه برای انجام کارهای دیگر پیدا می شود مثل انتخاب رفیق خوب، یا مثل دائم الوضو بودن.
خداوند در قرآن کریم می فرماید «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ آن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ آن هُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ وَأَنِ اعْبُدُونِي هَـٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ» مگر به شما تذکر ندادیم که به دنبال شیاطین نروید، مگر نمی بینید که کسانی که به دنبال شیطان رفتند به چه بدبختی دچار شدند./250/31/20
دیدگاه جدیدی بگذارید