آن فکری مورد توصیه است که این لحظه شب شما را به نماز شب وادارد نه آن که شما را بازدارد آن درسی که موقع اذان طلبه را به مسجد ببرد آن درسی که موقع اذان طلبه را به سمت جماعت بکشد آن درسی که محصولش این شود که باید به نوافلش بیشتر اهمیت بدهد تا عمرش برکت پیدا کند.
استاد ابراهیم کفیل در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: رسالتی که برای اساتید در رابطه با محورهایی که موضوع اجلاسیه قرار گرفته است؛ قهرا در راستای رسالت اصلی ای است که برای خود حوزه تعریف می شود. یعنی اگر بپذیریم که حوزه علمیه پشتوانه تشکیلش آیه نفر است آیه 122 سوره مبارکه توبه، بعد می پذیریم که طلبه هایی که در حوزه هستند همان طایفه ای هستند که «لولا نفر» خدا را لبیک گفتند؛ آمدند حوزه تا دین را به خوبی بفهمند تفقه در دین داشته باشند و آن تفقه بتواند منجر به انذار شود و قصدشان هم این باشد که نهایتا یک جامعه خداترسی را شاهد باشند. اگر این را ما بپذیریم خروجی حوزه یک ویژگی هایی را باید داشته باشد که رسالت اساتید هم در رابطه با آن ویژگی ها رغم می خورد و دیگر استادی نمی تواند فقط دغدغه انتقال آن یک صفحه خاص و آن درس خاص را داشته باشد آن درس در مجموع با توجه به آن هدف باید دیده شود و اگر خدای نکرده به آن هدف آسیب برساند درس مطلوبی نخواهد بود و اگر در مجموع طلبه با حضور سر این درس نخواهد یک نیروی تربیت یافته ای شود که رسالت آیه نفر را به دوش بکشد این درس در راستای اهداف اصلی حوزه نیست و باید در آن تجدید نظر کرد؛ به عبارت دیگر خروجی حوزه باید آخوند به معنای خاصش باشد. آخوند به معنای کسی است که دین را عمیقا می شناسد لیتفقهوا فی الدین برایش حاصل شده است ملتزم به این چنین دینی است که این تفقه باید بتواند انذار را به دنبال خود داشته باشد. عبارت آیه «لیتفقهوا» است «و لیعلم» نیست. لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم است؛ وقتی انذار می خواهد محقق شود آن انذاری که نهایتا «لعلهم یحذرون» جامعه خداترس را محقق می کند.
وی ادامه داد: انذار و شناخت عمیق دین و تفقه حتما باید التزام به دین هم همراهش باشد. بهترین شخص باید تعلق خاطر عمیق نسبت به دین هم داشته باشد یعنی دین برایش واقعا عزیز باشد. با توجه به آیه نفر باید این شخص بصورت لا بشرط حاضر باشد. بدون هیچ توقعی برای ترویج دین، تبیین دین، تبلیغ و گسترش دین، دفاع از دین، پیاده کردن احکام دین برای این امور تلاش کند ضرورت اساسی که باید در اساتید باشد این است که اولا باید این مسائل را باور داشته باشند و بعد به لوازمش هم ملتزم باشند. اگر به این باور برسد آن موقع حتما در ارتباط علمی، ارتباط اخلاقی، ارتباط معنوی و همچنین در رفع مشکلات با مشاوره دادن حتما فعالیت خواهد کرد.
این استاد حوزه های علمیه در ادامه افزود: هم اکنون در عرصه علمی با آفت هایی مواجه هستیم که حالا من با محوریت اساتید عرض می کنم. گرچه یک بخشی از آن هم ممکن است مستقیم مربوط به استاد نشود. لکن راه حلش قطعا دست اساتید است یکی از آفات عمده ای که وجود دارد این است که برخی از درس هایی که الان در حوزه مطرح می شود مثل اینکه از سر بی دردی مطرح می شود. یعنی انگار که مساله ای است که اصلا مساله نیست یا قرار نیست که مشکلی در راستای تفقه در دین با این مساله حل شود. بخش هایی از این مباحث که در درس ها مطرح می شود اگر به خود استاد هم بگویید اگر این بحث نباشد چه می شود؟ استاد راحت پاسخ می دهد چیزی نمی شود، تاثیری هم ندارد. طلبه هم انگیزه ای برای مطالعه و مباحثه و پیگیری کردن چنین بحثی ندارد اگر چنین مباحثی تکرار شود یک بخش عظیمی را به خودش اختصاص می دهد و باعث می شود که افت تحصیلی و سرخوردگی به همراه داشته باشد.
وی گفت: برخی از مباحث هست که این ها می توانند با مسایل واقعی گره بخورند اما به هیچ وجه ناظر به آنها مطرح نمی شود و با واقعیت گره نمی خورد الان بسیاری از دروس فقهی که مطرح می شود مثلا مکاسب یا متاجر مطرح می شود ابواب اجاره مطرح می شود بحث مضاربه مطرح می شود، شرکت مطرح می شود از باب های مختلف مکاسب تا آن جایی که هست معاملات بصورت کلی اینها وقتی مطرح می شود طلبه نسبت به وضعیت بازار نسبت به قانون کار نسبت به قوانین بانکی که با همین ها تدوین شده حساسیتی پیدا نمی کند اصلا دغدغه پیدا نمی کند. یکی از عوامل ایجاد این حساسیت خود استاد است که متاسفانه در ارتباط علمی که با طلبه نمی تواند ارتباط برقرار کند چون وقتی با واقعیت گره نمی خورد دیگر انگیزه ای برای دنبال کردنش نیست.
استاد کفیل خاطرنشان کرد: یک مشکل دیگری که باز در عرصه تدریس وجود دارد و این را خود اساتید باید همت کنند و خود نشست باید برنامه ریزی کند که اساتید نسبت به آن بحث دغدغه مند شوند این است که کتاب ها با هدف گذاری مشخص تدریس نمی شود مکاسب، رسائل و کفایه تدریس می شود. باید هدف گذاری شود که بعد از این سه سال مکاسب در پایه هفت، پایه هشت و پایه نه چه اهدافی دنبال می شده است. این جور نباشد که چون حجمش زیاد بوده خواندنش را سه سال کردند و در هر پایه هدفی دنبال نشود.
وی ابراز داشت: مباحث خیلی محدود و فرسایشی و قطره چکانی مطرح می شود و در نهایت اگر طلبه مباحث را خوب دنبال کند می تواند مکاسب را بیان کند و ترجمه و توضیح دهد اما مبانی به دستش نمی آید و روند اجتهاد را فرا نمی گیرد ما هدف گذاری نمی کنیم که در سال اول مثلا با نقل اقوال آشنا شود سال دومش با مبانی مرحوم شیخ آشنا شود با نحوه اجتهاد مرحوم شیخ آشنا شود. اینها با این که مثل قواعد فقهی یا اصولی استناد شد مانند قواعد رجالی، اما متاسفانه این هدف گذاری نیست و این را نباید از کسی جز اساتید انتظار داشت. در مورد ارتباط علمی منظور این نیست که استاد یک وقتی را بگذارد و اشکالی را که طلبه در متن دارد حل کند گرچه آن هم لازم است. لکن اصل ارتباط وقتی شکل می گیرد که یک هدفگذاری شده باشد بعد طلبه با ذوق و شوق احساس کند که دارد به این هدف نزدیک می شود در این صورت است که ارزیابی امکان پذیر می شود.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم گفت: برخی اساتید تواضع می کنند و می گویند ما در این جایگاه نیستیم، و می گویند اگر بتوانیم همان فقهمان را بگوییم خیلی هنر کرده ایم. گاهی هم وقتی برای پاسخ گویی ندارند و به صورت مطلوب نمی توانند برای دغدغه های طلبه ها وقت بگذارند؛ چه در مسائل آموزشی چه در مسائل معنوی و اخلاقی. به نظر من گاهی این تواضع کردن ها منشأش این است که عمق مشکل درک نشده است؛ عمق مشکل این است که گاهی ما در مسایل اولی دین و التزامات اولیه یک مقداری دچار مشکل هستیم و اگر برای این فکری نکنیم اگر تذکر نباشد توجه نباشد و فقط درسی گفته شود و تمام شود به آن رسالت عمل نشده است بسیاری از مسایل اخلاقی و معنوی هم در این قسمت قرار می گیرد.
استاد کفیل در ادامه افزود: نکته دیگر اینکه توجه دادن به محوریت قرآن خیلی مهم است اگر فکر را این چنین تعریف می کنیم: حرکت ذهن بین معلوم و مجهول؛ و توقعمان این است که طلبه بعد از مدتی که در حوزه ماند؛ اسلامی و دینی فکر کند معلومات و محفوظات او افکارش را تشکیل می دهد اگر در این معلومات و محفوظات قرآن، ادعیه و روایات معصومین علیهم السلام بصورت چشم گیر حضور نداشته باشد محصول آن فکر دینی نمی شود لذا این در کنار همه درس ها در کنار همه دروس سطح حتی مقدمات و درس خارج باید توجه داده شود که ما می خواهیم خروجی بحث مان نهایتا انذار شود. خداوند متعال قرآن را که دست پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داده فرموده است که با این قرآن مردم را انذار کن. باید بخشی از روایات و ادعیه معصومین علیهم السلام حفظ شود یعنی طلبه باید یک نسابی نسبت به ادعیه و آیات داشته باشد. خدای نکرده نباید استادی آنها را از حفظ کردن آیات و روایات بر حذر بدارد.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ابراز داشت: حفظ فنی مثلا از اول سوره تا آخر سوره با شماره آیه مورد نظر نیست لکن بخشی از آیات، حداقل بخشی از موضوعات، آیاتش حفظ شده باشد طلبه وقتی می خواهد به موضوعی فکر کند حداقل در آن موضوع یکی دو تا چهار تا آیه هم داشته باشد. فرازهایی از ادعیه و بخشی از روایات را باید حفظ کنند چرا که همیشه استاد با طلبه نیست ائمه علیهم السلام و قرآن می توانند همیشه با طلبه باشد؛ یعنی اگر بر ارتباط با قرآن، ارتباط با روایات ارتباط با ادعیه ترغیب شود در عرصه های مختلف دست طلبه را می گیرد. لذا در این قسمت حتما باید همه این اهتمام را داشته باشیم که افراد خاصی فقط نباشند که توانایی صحبت در این زمینه را داشته باشند در این عرصه ها طلبه آن استادی را که در فقه اش توانایی دارد در اصول توانمند می بینند و دارند استفاده می کنند در منشش و در توصیه هایش هم مورد نظر قرار بدهند که نورانیت از قرآن است و همه مباحث در راستای اهداف قرآن و ادعیه و روایات باید مورد استفاده قرار بگیرد.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: توجه دادن به امام زمان علیه السلام هم نکته مهمی است. در مسایل معنوی بدانند توجه دادن به حجت خدا و کسی که همه ما معتقدیم که حوزه تحت اشراف ایشان است و عنایات ایشان تا حوزه، حوزه باشد باید باشد و همه ما امیدمان این است که حداقل مشمول دعای حضرت و عنایت حضرت باشیم. این هم باید توجه داده شود که حوزه، حوزه مهدوی هم باشد یعنی در بحث ارتباط معنوی، ارتباط معنوی فقط به این نیست که یک حدیثی بخوانیم و یک توصیه ای داشته باشیم. باید استاد بصورت ریشه ای توجه بدهد که ما در حالات مختلف نیاز داریم به توجه امام زمان علیه السلام و متذکر این مطلب شود که بزرگان چه طور به حضرت توجه داشتند.
استاد کفیل گفت: توجه دادن به بخشی از عبادات مثل نماز خیلی مهم است ممکن است بگوییم که در حوزه همه نماز می خوانند ولی گاهی مشاهده می شود نزدیک نماز درسی تعطیل شده لکن افراد آن جدیت را ندارند که در همان مسجدی که در مدرسه هست حضور پیدا کنند. و وقتی زمان اذان شده به نماز جای دیگری هم نمی رسند باید در همان مسجد مدرسه بیایند و زمانی که مردم هم به مسجد مدرسه می آیند طلاب از مدرسه می روند.
وی در ادامه افزود: حضور در مساجد از چیزهایی است که طلبه را بیمه می کند این جزء باورهای ما است که مسجد خانه خدا است «إن بيوتي في الأرض المساجد، فطوبى لمن تطهر في بيته ثمَّ زارني في بيتي، و حق للمزور أن يكرم الزائر» کسی که روزی چند بار به زیارت خداوند متعال در خانه خدا برود این از جهاتی حتما بیمه می شود. بعضی از وقت ها گفته می شود که وظیفه واجب شما این است که درس تان را خوب بخوانید نافله خواندن و نماز جماعت وقت گیر است. درس باید ما را به آن جا بکشاند که به این عبادات ملتزم شویم. معروف است آن عالمی که فرزندش را برای نماز شب بیدار می کرد فرزندش هم اطلاعات حوزویی داشت زمانی که صدایش می زد می گفت: برخیز نماز شب بخوان فرزند گفت: بیدار شدم. لحظاتی گذشت عالم دید فرزندش برنمی خیزد دوباره صدایش کرد فرزندش گفت: من دارم فکر می کنم مگر نمی گویند «تفکر ساعة خیر من عباده سنه یا عباده سبعین سنه» یک لحظه فکر کردن از آن همه عبادت کردن ارزشش بیشتر است آن عالم بزرگوار هم گفته بود؛ آن فکری مورد توصیه است که این لحظه شب شما را به نماز شب وادارد نه آن که شما را بازدارد آن درسی که موقع اذان طلبه را به مسجد ببرد آن درسی که موقع اذان طلبه را به سمت جماعت بکشد آن درسی که محصولش این شود که باید به نوافلش بیشتر اهمیت بدهد تا عمرش برکت پیدا کند مگر حضرت زهرا نفرمودند: «کسی که نسبت به نمازش تهاون داشته باشد خدا برکت را از عمرش می گیرد» برکت هم وقتی از عمر گرفته شود این همه تلاش به نتیجه ای نمی رسد.
استاد کفیل ابراز داشت: در کتاب سیمای فرزانگان در حالات شیخ انصاری نوشته شده است که مرحوم شیخ انصاری هر روز همه تعقیبات را داشتند همه نوافل را داشتند؛ زیارت عاشورا را داشتند؛ جامعه کبیره داشتند؛ نماز جعفر طیار داشتند بعد این همه برکت را داشتند رازش را آیت الله بهجت بیان کردند که وقتی آن عبادات به خوبی انجام شود بعد آن درسی که باید یک ساعت خوانده شود در ده دقیقه خوانده می شود برکت پیدا می کند. این مسائل ممکن است که در ظاهر کوچک باشد لکن خلأهای زیادی در آنها دیده می شود. وقتی انسان به مسجد یک محلی می رود صبح می بیند طلبه ها در آن محل خیلی هستند لکن تعدادشان در مسجد انگشت شمار است مردم آمدند لکن طلبه های آن محل نیامدند.
این استاد سطوح عالی حوزه های علمیه در پایان بیان کرد: مشاوره در امور اجتماعی هم خیلی مهم است اساتید هم با کردارشان هم با گفتارشان روحیه تحمل، روحیه صبر، سعه صدر خوش بینی با همه اقشار جامعه تادیبانه برخورد کردن و پرهیز از قول بدون علم، پرهیز از تکه انداختن، التزام به قول سدید، و چیزهایی که در آداب اجتماعی جزء محکمات آداب اجتماعی و ارتباطات از نگاه اهل بیت علیهم السلام است. اگر طلبه ای عصبانیت دارد، کم تحمل است، بدبین است، متوقع است، خدای نکرده متکبر است؛ علمش هم نمی تواند برای جامعه مفید باشد و خلاصه هم این که باید محصول همه فعالیت های حوزه که اساتید محور اساسیش هستند همان تربیت آخوند باشد ما الان آخوند کم داریم در جامعه آخوند یعنی یک انسان دین باور یعنی یک انسانی که در وهله اول دین شناس دین باور و بعد ملتزم به شریعت و آماده برای تلاش بی قید و شرط برای دین یک چنین نیرویی به شدت خلاش در جامعه حس می شود و ممکن است به صرف این که ما مکاسبی بگوییم برای یک شخصی رسایلی کفایه ای بگوییم درس خارجی داشته باشیم و بعد به همان بسنده کنیم این اهداف حاصل نمی شود. امیدوارم آن چه که گفتم مورد عنایت امام زمان علیه السلام و مورد رضایت خدای متعال قرار بگیرد و این اجلاسیه واقعا از آن جلساتی باشد که مورد رشک اهل آسمان قرار بگیرد آسمان رشک برد بهر زمینی که در آن دو سه یاری دو سه دم بهر خدا بنشینند، ان شاءالله که همین طور باشد.260/30/20
دیدگاه جدیدی بگذارید