آیت الله العظمی وحید خراسانی:

علاج تمام امراض فردی و اجتماعی در دو آیه قرآن معین شده است

در دو آیه علاج تمام امراض فردی و اجتماعی معین شده است، وقتی اغنیا از انفاق مال بر فقرا، اقویا از انفاق قدرت بر ضعفا، علما از انفاق علم و حکمت بر جهال سر باز زنند ریشه حیات بشر متزلزل می شود.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره‌ای اساتید، حضرت آیت الله وحید خراسانی چهارشنبه در مسجد اعظم قم به ادامه درس تفسیر خود پرداختند این درس بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد از آنی که از این آیه فارغ شدیم دو آیه ذکر شد که علاج تمام عقبات قبر و قیامت در این دو آیه است: «وَ ما تَأْتيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كانُوا عَنْها مُعْرِضين‏» این آیه اولی بیان وظیفه علمی انسان است، آیه دوم «وَ إِذا قيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لِلَّذينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ في‏ ضَلالٍ مُبين‏» این هم آیه دوم علاج عملی بشریت اما آیه اولی: انسان موجودی است مؤلّف، مرکب در هریک از ما هم عالم جماد است و هم عالم نبات هم شهوت بهائم است هم غضب درندگان ولی انسان، انسان است به عقل، این آیه اولی راه تکامل بشر است آن راه این است سراسر عالم منقسم به دو قسم است، قسم اول آیات تکوینی، قسم دوم آیات تدوینی و تشریعی اگر عقل در مقابل اتیان این دو سلسله آیات مستعد باشد برای رسیدن به غرض و غایت القصوی از این آیات قهراً کمال عقلی در این انسان بالضروره محقق است، اما بیان قرآن این است، «وَ ما تَأْتيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كانُوا عَنْها مُعْرِضين‏» انحطاط عقلی بشر در  این آیه و ارتقا علمی او هم در آیه است اما آیه دوم: «وَ إِذا قيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لِلَّذينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ في‏ ضَلالٍ مُبين‏» ما ابداً این دین را نشناختیم اگر همین دو آیه در زندگی هر انسانی عملی بشود آدم به کمال انسانیت و غایت خلقت نائل می شود.

 

«وَ إِذا قيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لِلَّذينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ في‏ ضَلالٍ مُبين‏»

 

اول باید دید و فهمید رزق یعنی چه؟ بعد انفاقِ «مما رزقناهم» یعنی چه؟ انسان چون انسان است دو رزق دارد، یک رزق مادی و یک رزق معنوی. ارزاق که به عالم قسمت شده است سه قسم است: علم، قدرت، ثروت. در قبال طوائف بشر قسمی جهال هستند قسمی ضعفا هستند قسمی فقرا هستند این هم انقسام ثلاثه . اگر بفهمیم قرآن را «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ» آنچه دارید رزق خداست یعنی ثروتمند مالک مال نیست، رزق خداست که نزد اوست. این است جوهره آیه، عالِم مالک علمی نیست، قدرتمند مالک قدرتی نیست. هم علم رزق است هم قدرت، شاهدش چه است؟ شاهدش چُرتی است که عارض می شود، به یک چُرت قدرتمندان عالم قدرتشان را از دست می دهند، تمام دانشمندان علومشان را می بازند کسی مالک نیست، همه غرق خیالیم، افضل آیات قرآن آیت الکرسی است، این آیه گنجینه علوم است علامه دهر کسی است که آیه الکرسی را بفهمد. «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّوم‏» غوغایی است واقعاً محشر است «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّوم‏» دو اسم خدا که اسم اعظم است در این آیه است اما دوم «لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْم‏» او را نه چرت می گیرد نه خواب، در این آیه غوغا است از علم، «تاخذه» همه را اخذ می کند، او غالب است همه مغلوب، او قاهر است همه مقهور، چرت آخِذ است، گیرنده است؟ چرا می گیرد قدرت از هر قدرتمندی علم از هر دانشمندی، فقط یک جا عاجز است «لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْم‏» اگر ما بفهمیم آیه الکرسی را بعد می فهمیم «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ» یعنی چه؟ نه من مالک علم هستم نه او مالک مال است، همه رزق او است نه آن قدرتمند مالک قدرت است، همه رزق است، بعد امت منقسم شده است، در مقابل اغنیا، فقرا در مقابل اقویا، ضعفا در مقابل علما، جهال، اگر این سه طائفه «مما رزقناهم»، عالم از رزق علم، قوی از رزق قدرت، غنی از رزق ثروت، به جهال انفاق کنند، به فقرا انفاق کنند آیا مشکلی در دنیا باقی خواهد ماند؟ این است اسلام این است عظمت اعجاز آیات قرآن، در دو آیه علاج تمام امراض فردی و اجتماعی معین شده است، وقتی اغنیا از انفاق مال بر فقرا، اقویا از انفاق قدرت بر ضعفا، علما از انفاق علم و حکمت بر جهال سر باز زنند ریشه حیات بشر متزلزل می شود.

 

بیان امام علیه السلام در آیه دوم سوره بقره این است «الف لام میم، ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين‏، الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون‏» بعد تعبیر حجت خدا این است «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون‏» امام فرمودند « قَالَ مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ‏ يُنْبِئُون‏» اگر ما یک آیه را  عمل می کردیم آیا در این مملکت جاهلی می ماند؟ آیا در این کشور فقیری می ماند؟ «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون‏» اما نسبت به انفاق مال شدت امر در خود قرآن باید روشن شود.

 

«وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لِلَّهِ ميراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبير» اغنیائی که ثروتشان را از فقرا به بخل امساک کردند، علمایی که علمشان را به بخل از جهال امساک کردند، «سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ» این آیه در سوره آل عمران است.

 

در سوره برائت «الَّذينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليم‏» باز در سوره ابراهیم «قُلْ لِعِبادِيَ الَّذينَ آمَنُوا يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُم‏» این شدت عقل است.

 

خدا بر اغنیا میثاق گرفت عهدی که خدا با آنها بست این است که همان طوری که نماز بر خلق واجب است زکات هم برای خلق من واجب است، قرآن را بخوان همه جا اقامه صلاه و ایتاء زکات مقرون است، او رابطه با خالق، این رابطه با خلق، هرچه هست در این دو ربط است. بعد خدا عهد گرفت از علما، میثاق علما چیست؟ میثاقی که علما با خدا بستند این است؛ تحکیم عقاید، تذهیب اخلاق، تعلیم احکام. آیه نفر را بخوان «لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِم‏» وای برآن قلیلی که بمیرد و ثروتش را از فقرا دریغ بدارد وای بر آن عالمی که بمیرد و از علمش جهال ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله بهره ای نبرده باشند، این دو آیه اگر اجرا شود آیا در مملکت جاهلی ضعیفی فقیری خواهد ماند یا نه؟ این است که ما یک عمر سوره یاسین خواندیم اما نفهمیدیم در این سوره چه ها است، به یک آیه حفظ نظام مادی و معنوی بشریت وابسته است.

 

موسی بن عمران مبعوث شد با نُه آیه، بنی اسرائیل آزمایش شدند ابتلاء این است با وجود آیات تسعه موسی علیه السلام، سامری پیدا شد در مقابل نه آیه، «عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوار» یک گوساله را به راه انداخت همه امت را الا قلیلا منهم گمراه کرد چه گمراهی! خدا را به گوساله فروختند این کار سامری بود موسی بن عمران کلیم الله «وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا» بعد که ظفری به سامری یافت، تصمیم گرفت سامری را بکشد تا خواست شمشیر را فرو بیاورد جبرئیل نازل شد گفت یا کلیم الله خدا به تو امر می کند سامری نبایدکشته شود گفت پروردگارا با این فتنه چگونه ام الفساد را از زمین بر ندارم جبرئیل گفت، خدا می فرماید سامری مردم را گمراه کرد اما یک صفت دارد من آن صفت را دوست دارم، سامری باید در این حیات بماند، آن صفت این است که به فقرا احسان می کند این است دین، این است آیین.

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وقتی از یمن آمد، یک نفر رأس و رئیس  این طائفه بود در مقابل رسول خدا لب به ناسزا گشود تا آنجا که توانست به خاتم انبیا جسارت کرد پیغمبری که «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین» حضرت به قدری غضبناک شد که عرق بر جبینش نشست وقتی تصمیم گرفت که شمشیر به روی آن یمنی بکشد جبرئیل امین نازل شد و گفت یا رسول الله خدا به تو سلام می رساند می فرماید مبادا خون این مرد ریخته شود پرسید چرا؟ این مرد یمنی از جسارت فروگذار نکرد نه به من بلکه به پروردگار من، من برای خودم غضب نکردم بلکه برای جسارت او به ذات قدوس حق عرق کردم و این جور برآشفتم، گفت یا رسول الله باز هم خدا می فرماید مبادا خون این یمنی ریخته شود، پرسید چرا؟ جبرئیل گفت یا رسول الله این مرد مشرک است اما یک صفت دارد، آن صفت محبوب است و آن این است که سخی است و هیچ وقت بر سر سفره ای ننشسته که فقرا محروم از آن طعام باشند بعد عاقبت این است پیغمبر او را خواست، وقتی جلو آمد فرمود، من شمشیر از غلاف کشیدم جبرئیل از جانب پروردگار دست مرا گرفت که مبادا خون تو ریخته شود، گفت چرا؟ فرمود این مرد سخی است فقرا بر سر سفره او می نشینند باید زنده بماند تا این را شنید گفت اشهد ان لا اله الله و اشهد ان محمدا رسول الله./240/31/20

 

 

س, 03/05/1394 - 12:52

دیدگاه جدیدی بگذارید