انسان آن قدرت را دارد که گذشته از اینکه خود را نورانی می کند، زمان و زمین خود را هم نورانی کند، اینطور نیست که انسان تابع زمان و تابع سرزمین خود باشد.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی در ادامه درس اخلاق خود که پنج شنبه ها بعد از نماز ظهر و عصر در موسسه علوم وحیانی اسراء بعد قرائت آیاتی از قرآن مجید برگزار می شود، بیانات زیر را ایراد نمودند:
افراد عادی در هر زمینی که زندگی می کنند، اینها زمینی زندگی می کنند و فکر می کنند، تابع سنت آن سرزمین اند و یا در هر عصر و زمانی که به سر می برند، در رهن همان زمان اند. اما افراد میانی و برجسته اینها می توانند، آن زمین خودشان را نورانی کنند، چه خانه چه محله و چه روستا و شهرشان و چه کشورشان. و اگر در یک زمانی و عصری به سر می برد، افراد عادی تابع سنت آن عصر اند، اما مردان میانی و مردان اوحدی می توانند عصر خودشان را نورانی کنند. یک بیانی از وجود پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم رسیده است که فرمود شما بکوشید خانه خودتان را نورانی کنید. «نوّروا بیوتکم بتلاوة القرآن». زمین و زمان، در برابر انسان اصل نیست. این متمکن است که مکان را شرف می دهد و این متزمن است که زمان را حیثیت می بخشد. فرمود شما می توانید خانه خود را روشن کنید.
اصل این مطلب در سوره مبارکه نور آمده است. در این سوره بعد از اینکه گفت: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» فرمود شما رابطه تان با نور الله بسیار دشوار است. این نور یک نور دیگری دارد. «مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ» مثل نور خدا این است. آن وقت این نور «فی بیوت اذن الله ان ترفع» در جاهایی مثل مسجد و حرم است. این نور نور در مراکز خاص است. به چه مناسبت مسجد و حرم مقدس است؟ برای اینکه «فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ» چون نمازگزارها به مسجد می آیند و نماز می خوانند مسجد قداست پیدا کرده است. چون معصوم علیه السلام در حرم آرمیده است، حرم شرف دارد. اینطور نیست که مسجد ذاتا تقدس داشته باشد. اگر نمازگزاری نباشد و نمازی نباشد، قداستی برای مسجد نیست. وقتی از مکه نام می برد می فرماید: «لا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ» اگر سوگند به مکه است به احترام پیغمبری است که در مکه به سر می برد. این انسان است که مکانی را نورانی می کند، همانطور که هر انسان می تواند عصر و زمان و زمانه خود را نورانی کند. اگر گفته اند عصر نبوت یا عصر ظهور، یکی از مصادیق «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْر»ٍ است، به همین مناسبت است. عصری که نبی ظهور می کند قابل سوگند است و عصری که امامت ظهور می کند قابل سوگند است.
این انسان است که می تواند محل زیست خود را روشن کند. پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: «نوّرُوا بُیُوتَکُمْ بِتِلَاوَهِ الْقُرْآنِ» یعنی اگر در خانه ای قرآن خوانده نشود و آیات الهی تلاوت نشود این یک مقبره خانودگی است. چند تا مرده در آن هستند منتها مرده ای که حرف می زنند. فرمود خانه هایتان را قبرستان قرار ندهید. یک بیان نورانی از امام علی علیه السلام هست که می فرماید: «الصورة صورة انسان و القلب قلب حيوان لا يعرف باب الهدى فيتبعه و لا باب العمى فيصد عنه فذلك ميت الاحياء» برخی یک جنازه عمودی اند بعد می شوند جنازه افقی. برخی ها یک مرده متحرک اند. پیامبر فرمود: «لا تجعلوا بيوتكم قبورا»
پس انسان می تواند خانه خود را نورانی کند. فرمود یهودی ها تازه آنها که اهل عبادت بودند عبادتشان را در کلیسا و کنیسه انجام می دادند، خانه شان را محل عبادت قرار ندادند. مردان الهی اند که با عبادتشان محل زیستشان را برکت می دهند، در مکه هم همینطور است. این انسان است که می تواند شرف بدهد.
خداوند تنظیم امور روزگار را مرهون عبادت عابدان دانست و فرمود: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ» فرمود شما می توانید با عبادت هایتان با صداقت و امنیت خود طرزی زندگی کنید که همه نیازهای شما برطرف شود. آسمان و زمین مرکز روزی اند و مخزن الهی اند، کلید این مخزن به دست خداوند است. «لَهُ مَقالِیدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» کلید به دست خداست، اگر شما بی راهه نرفتید و راه دیگران را هم نبستید، اگر نگفتید کار چیز بدْی است و اگر نگفتید مگر من می توانم کارگری کنم، اگر نگفتید تولید چیز بدی است و اگر سعی کردید از بیگانه و کفار بی نیاز شوید، خداوند شما ر ا کمک می کند.
این ماه شعبان یکی از ماههای عبادت است. به ما فرمودند برخی کلیدها را خدا به دست ما داده است. هم «مفاتح» که مخزن است مال خداست و هم «مفاتیح» که کلیدهاست، به دست اوست. خداوند به افرادی که اهل نیایش و دعا هستند این کلیدها را عطا می کند. فرمود اگر می خواهید باسواد شوید، مخزن علم، کلیدی دارد، که کلیدش سوال است. بپرسید. مستحضرید سوال علمی از هر انسانی صادر نمی شود چون «حُسْنُ السُؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ» اگر کسی شوق فهمیدن نداشته باشد به دست او کلید نخواهند داد. اگر کسی دغدغه و استعداد فهمیدن را دارد و برای فهمیدن جان می دهد، خدا به دست او کلید می دهد و اگر اهل فهمیدن اسرار الهی است، کلیدی به عنوان دعا به او عطا می کند که دعا کلید گشایش است، همانطور که عمود دین نماز است و ستون های کوچک به نام دعا دارد. از دعا به عنوان مفتاح هم تعبیر شده است. مخزن الهی پر نعمت است، کلیدش به اسم دعا به دست شماست. این ماه شعبان تمامش پیچیده به رحمت است، از هر راهی وارد شوید وارد رحمت الهی می شوید، این ماه، ماه استجابت دعاست.
به ما گفته اند که تلاوت قرآن راه تعالی درجات بهشت است، این روایت از وجود مبارک پیامبر صلی اله و علیه و آله و سلم روایت شده است که به بهشتیان می گویند :«ارق و اقرا» و نه برعکسش. به مردان بهشتی می گویند یک درجه بالا بیا و بخوان چون پایین هستی توفیق قرائت قرآن را نداری. نمی گویند قرآن بخوان تا بالا بیایی می گویند اول یک مقدار بالا بیا تا بفهمی قرآن چیست و شرایط قرائت را بخوان. این بیان نورانی حضرت است که می فرماید: «طَهِّرُوا اَفواهَکُمْ فَإنَّهَا طُرُقُ القُرآن» شما اگر بخواهی قرآن بخوانی، وضو گرفتن تنها کافی نیست، دهن را پاک کنید و نه دندان را. مگر نمی خواهید قرآن از اینجا عبور کند. از دهن آلوده که قرآن عبور کند مثل این است که آب تمیزی از یک لوله آلوده عبور کند، بالاخره آلوده می شود. دهان را پاک کنید که دروغ و حرف بد از این دهان بیرون نیاید و غذای ناپاک از این دهان فرو نرود و این غذا، عذای طیب و طاهر باشد تا قرآن تلاوت کنید.
انسان می تواند در زمان و زمین تصرف کند و جامعه و شهر خودش را نورانی کند چرا از این فرصت استفاده نکنیم. خداوند دست بگیر را دوست ندارد «الید العلیا خیر من الید السفلی» آدم اگر بتواند در شهری زندگی کند که دیگران در سایه نور او به سر ببرند چرا اینطوری نباشد. یعنی در زمانی زندگی کند که دیگران از نور او بهره مند باشند چرا ما آن شخص نباشیم. برای همه ممکن است طرزی زندگی کند که دیگران در کنار سفره او باشند. حاتم طائی شدن خیلی مهم نیست. شکم مردم را پر کردن بخشی از فضیلت را دارد اما عقل و جان و روح مردم را پر کردن خیلی بالاتر است و مهم است. آدم بتواند این خلا فکری جامعه را بر طرف کند، جامعه ای که گرفتار خلا فکری نیست، نه راه کسی را می بندد و نه بیراهه می رود. نه از تحریم می هراسد و نه از تهدید. نظام اسلامی هم همینطور است. پس راه باز است. از خانه شروع کردن و به محله رسیدن و به شهر و کشور رسیدن ممکن است. این کم مقامی نیست که حرمت مسجد به شماست. چرا این بیوت مقدس اند؟ این جواب سوال مقدر است که «رجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ».
انسان می تواند این چنین باشد. اگر یک مسافت و میدانی باشد به مساحت آسمان جایی برای تصادف و تزاحم و رقابت بیجا نیست. هر چه انسان بتواند سریعتر برود راه باز است. میدان مسابقه وسیع است. اگر ده میلیون نفر اهل یک شهر جمع شوند و همه بخواهند که متواضع باشند، هیچ زحمتی نیست. اما اگر دو نفر خواستند صدرنشین باشند تازه اول دعواست. در فضیلت هیچ تزاحمی نیست. بهشت این چنین است اما در جهنم تزاحم است چون آنها را در جای بسته و محدود مجازات می کنند. انسان که شرح صدر دارد می تواند عصر و مکان خود را بهشتی کند./250/31/20
دیدگاه جدیدی بگذارید