استاد فخار طوسی:

درس ها باید به کارگاه آموزشی یعنی محلی برای یک ارتباط دو طرفه تبدیل شود

درس ها باید از این حالت خارج شود درس ها باید تبدیل شود به یک کارگاه آموزشی یعنی محلی برای یک ارتباط دو طرفه، بخشی از فعالیت ها و عملیات درس را باید طلبه ها انجام دهند، بخشی یا همه کلاس به شیوه بحث آزاد پیش برود.

 

استاد جواد فخار طوسی در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید درباره ارتباط علمی و اخلاقی با طلاب مطالبی را بدین شرح بیان کرد: حوزه های قدیم حوزه های کوچکی بود هم اساتید محدود و معدود بودند؛ یعنی شاخص و شناخته شده بودند هم طلبه ها محدود و معدود بودند خب به طور طبیعی اتفاقی که می افتاد این بود که طلبه تحت نظارت علمی استاد قرار می گرفت یعنی به طور طبیعی وقتی که در حوزه ای که مرحوم استاد ما رضوان الله علیه می فرمود: زمان حاج شیخ کل طلبه های حوزه حدود ششصد نفر بودند در حوزه ششصد نفری عده ای به عنوان استاد شاخص می شوند هم اساتید برجسته اند هم طلبه ها محدودند.

 

مراوده بین استاد و طلبه ها شکل می گرفت رفت و آمد شکل می گرفت در واقع ارتباطات قوی شکل می گرفت حتی گاهی ارتباطات حتی بعد از پایان دوره تلمذ یک طلبه ای نزد یک استادی تبدیل به یک رفاقت دیرپا می شد یعنی ارتباط استمرار پیدا می کرد بعد جلسات پرسش و پاسخ باز به شکل طبیعی بین استاد و طلبه به خاطر همان مراودات برقرار می شد باز به خاطر همین مراودات استفاده های علمی در مجالس غیر درسی متداول بود یعنی گاهی طلبه ها نگاه می کردند می دیدند استفاده ای که از استادشان در مجالس دیگر در مهمانی ها در رفت و آمد ها در معاشرت ها می کنند به مراتب بیش از استفاده ای است که در سر درس رسمی صورت می گیرد. این طبیعت حوزه قدیم و حوزه کوچک و حوزه محدود دیروز بود وقتی که حوزه بزرگ شد یکی از لوازم طبیعی آن این بود که این مراودات یا به کلی از بین رفت یا خیلی محدود شد یعنی وقتی یک حوزه ششصد نفری زمان حاج شیخ تبدیل شود به حوزه چند ده هزار نفری بعد در حوزه چند ده هزار طلاب هزار و پانصد نفر استاد مشغول تدریسند هم در سطوح عالی هم در دوره خارج طبیعتا آن مراودات خیلی دشوار و کم رنگ است یعنی آن روش طبیعی ارتباط علمی بین طلبه ها و استادها بطور عملی یا منتفی شده یا خیلی کم رنگ شده است در همچنین وضعیتی باید چکار کرد؟

 

حوزه بزرگ شده است طلبه ها زیادند اساتید هم در واقع در آن وضعیت گذشته که مثلا ده نفر پانزده نفر در حوزه به عنوان شاخص و برجسته معمم می شدند و مورد توجه طلبه ها قرار می گرفتند نیستند. در این وضعیت به عقیده من طبیعی است که برویم به سمت راه های جایگزین راه هایی که تقویت کند این ارتباط را راه هایی که به شکل طبیعی امکان پذیر نیست لا اقل به شکل قالب دهی شده به شکل سامان دهی شده این ارتباط را ما در واقع یا ایجاد کنیم یا تقویت کنیم راهش چیست؟ راهش این است که فرض کنید ما یک ساعاتی را از استاد بخواهیم که در خارج از ساعت درسی اش در اختیار طلبه ها باشد مثلا جلسات پرسش و پاسخ داشته باشیم طلبه ها به آن  استاد برای کارهایشان مراجعه کنند.  

 

به عقیده من این راه خیلی راه دقیقی نیست در واقع حل این مشکل به این نیست حل مشکل به این است که استاد وارد زندگی علمی طلبه شود یعنی مرجعیت علمی برای طلبه پیدا کند این چه جوری امکان پذیر است این وقتی امکان خواهد داشت که ارتباط علمی استاد و طلبه به عقیده من باز تعریف شود.

 

خود این ارتباطی که الان بین اساتید و طلبه ها وجود دارد خود دارای اشکال است. یعنی اگر قرار باشد تحولی صورت بگیرد به عقیده من یکی از اولین قدم هایی که باید برداشته شود این است که خود ماهیت این ارتباط بازنگری شود و متحول شود. الان ارتباطی که طلبه ها با اساتیدی که در درس هایشان حاضر می شوند این است که طلبه وارد یک درسی می شود پای درس استادی می نشیند و آن استاد در واقع یک سخنگویی است که در جلسه درس جلسه را اداره می کند و غالبا هم متاسفانه جلسات در مقطع درس خارج به این شکل است. غالبا محتوای درس ها گزارشی است که استاد از مطالعات خودش دارد به طلبه ها می دهد؛ در مساله ای چهار تا پنج تا شش تا منبع را مطالعه کرده آثار بزرگان را دیده ماحصل آن چیزی که برداشت کرده و دریافت کرده است، نظر خودش به همراه دلیلی که خودش برای آن نظرش اختیار کرده این را مثلا می آید به طلبه ها گزارش می دهد. این ارتباط علمیی است که فعلا در وضعیت فعلی حوزه ما در درس خارج همین ارتباط را داریم در سطوح عالی هم همین ارتباط را داریم در مقاطع پایین تر هم همین ارتباط است. اگر بخواهیم در واقع باز تعریف کنیم یا تحولی در این ارتباط ایجاد شود قدم اول این است که عرض کردم این ارتباط متحول شود چه طور متحول شود؟ استاد از حالت سخنگو باید خارج شود از حالت گزارش دهنده محتوا و مطالب خارج شود یعنی درس ها از یک ارتباط یک طرفه که فقط فرض بفرمایید یک عده ای پای منبری شرکت کردند یک کسی می آید از روی متن یا حافظه مطالبی را القا می کند و عده ای هم مثل خبرنگار یا می نویسند یا همین طور گوش می دهند.

  

درس ها باید از این حالت خارج شود درس ها باید تبدیل شود به یک کارگاه آموزشی یعنی محلی برای یک ارتباط دو طرفه تا وقتی که این ارتباط با این شکل مونولوگ و یک طرفه دارد برگزار می شود اصلا این ارتباط علمی اسمش نیست. اقتضای یک کارگاه آموزشی یعنی اگر قرار باشد درس ها به این سمت برود و به خصوص باید در مقطع درس خارج این اتفاق بیفتد اگر بخواهد به این سمت برود یک سری اقتضائات دارد مثلا یکی از اقتضائاتش این است که بخشی از بار کلاس به دوش طلبه باشد یعنی بخشی از درس باید فعالیت ها و عملیاتش را باید طلبه ها انجام دهند این یک اقتضاء. اقتضاء دومش این است که در بخشی از وقت کلاس یا همه کلاس اگر بشود به شیوه بحث آزاد پیش برود یعنی کلاس یک جریان باشد نه یک سخنرانی. یک روندی باشد که از یک نقطه ای آغاز می شود و به یک نقطه ای ختم شود و طی این جریان بخشی از بار به دوش طلبه ها باشد یعنی بخشی از عملیاتش را آن ها انجام دهند.

 

اقتضاء سومش این است که طبیعتا باید بخشی از وقت کلاس ها در اختیار طلبه ها قرار بگیرد این که استادی فرض بفرمایید نیم ساعت چهل دقیقه چهل و پنج دقیقه در درس خارج مثلا می نشیند چهل و پنج دقیقه نیم ساعت صحبت می کند این خیلی به عقیده من مفید نیست شاید استفاده بهینه از وقت این است که استاد نیم ساعت مثلا فرض کنید نظارت خودش را بر روند و جریان کلاس اعمال کند. یک ربع، بیست دقیقه وقت کلاس را در اختیار طلبه ها قرار بدهد.

 

اقتضاء چهارم به عقیده من این است که نقش استاد باید تبدیل شود به نظارت علمی نقش استاد باید متحول شود تبدیل شود به نظارت بر روند کلاس نه سخنگوی کلاس نه در واقع منبری کلاس. اگر چنین اتفاقی بیفتد یعنی ارتباط علمی که بین طلبه ها و استاد ها وجود دارد اگر باز تعریف شود متحول شود و در چنین ارتباطی طلبه ها خودشان را نیازمند به نظارت استاد و نیازمند مدیریت استاد ببینند؛ نقش استاد آن موقع دیگر مدیریت یک جریان علمی است در این صورت است که  استاد وارد زندگی علمی طلبه ها می شود و  نقش مرجعیت در زندگی علمی طلبه ها پیدا می کند.

 

در بحث ارتباط علمی اساتید با طلاب مهم ترین مطلب این است که باید ارتباط علمی طلبه ها و اساتید در گام اول تعریف شود؛ بازنگری شود و متناسب با مقتضیات اصلی متحول شود و در این زمان است که می توان از رسالت علمی اساتید در این ارتباطی که حتما هم باید دو طرفه باشد سخن گفت. تا وقتی که این اتفاق نیفتاده باشد به عقیده من سخن گفتن راجع به همچنین محوری راه به جایی نمی برد.

 

ارتباط اخلاقی اساتید با طلاب

 

به عقیده من اخلاق در حوزه ها و در میان طلبه ها متاسفانه ضعیف است معمولا بزرگان در مورد مسایل اخلاقی و معنویت صحبت می کنند من یک گام می خواهم به عقب برگردم از این بحث ها یعنی می خواهم بگویم ما از این بحث ها افول کردیم قبل از این مشکل جدی تری بوجود آمده باید به آن سمت ها منتقل شویم و آن بحث آداب اجتماعی است که به عقیده من گام اول برای ورود به بحث های معنوی و اخلاقی این است که انسان به آن مقتضیات و التزامات آداب اجتماعی پایبند شود. من متاسفانه به حسب عمر زیادی که در میان طلبه ها زندگی کردم مشاهداتی که خودم داشتم خیال   می کنم که طلبه ها از جهت آداب اجتماعی این ضعف را دارند.

 

ذکر سه مساله در آداب اجتماعی: مساله اول برخورد با مردم است ببینید ما در واقع مبلغین دین خدا هستیم، روحانی انسانی است با گرایش های معطوف به عوالم روحانی و معنوی می خواهیم از این موضع با مردم حرف بزنیم می خواهیم مردم را جذب به دین کنیم. طبیعتا برخورد با مردم اولین قدم برای ورود به این عرصه است. اگر ما در برخورد با مردم ادب حرف زدن با مردم را بلد نباشیم، اگر طرز معاشرت با مردم را بلد نباشیم، اگر ندانیم با مردم چطور باید صحبت کرد. یکی از ابزارهای موثر در موفقیت انبیاء و اولیاء همین بوده است در برخورد با مردم این ها جذاب، مهربان و از موضع رحمت از موضع بزرگتر از موضع در واقع پدری از موضع برادر بزرگتری از موضع عطوفت با مردم رفتار می کردند به عقیده من حتما باید در این زمینه کلاس هایی داشته باشیم یعنی طلبه ای که اول وارد حوزه می شود چه اشکالی دارد برایش دوره هایی در کنار همه دوره هایی که می گذارند یک دوره آداب اجتماعی برخورد با مردم آداب معاشرت که یک روحانی یک اخلاق حرفه ای هم دارد به غیر از اخلاق عمومی.

 

اخلاق حرفه ای یک آخوند یک روحانی یک طلبه در معاشرت با مردم در برخورد با مردم در مجالس نشست و برخواست های طلبه و روحانی با یک بازاری با یک کسی که شغل آزاد دارد متفاوت است. یعنی اقتضایی که برخورد این دارد با اقتضای برخوردی که آن آدم دارد خیلی متفاوت است این ها را باید حتما باید با طلبه ها یک دوره هایی داشته باشیم. در واقع روش برخورد با مردم را باید به طلبه ها  آموخت. در ابتدای ورود به حوزه باید با طلاب کار کرد.

 

نکته دوم بحث ظاهر و آراستگی است. که این هم در واقع نقطه ضعفی است در میان بعضی از طلبه ها این که می گویند طلبه ها یعنی بعضی از طلبه ها. این که ظاهر ما در واقع در مباحث عقاید آن اوایل که مثلا کتاب های قدیمی که می خواندیم یک چیزی هایی که آن موقع ها به ما می گفتند؛ این بود که در انبیاء و اولیاء می خواهند شریعتی را عرضه کنند. ما چه طور از یک مبلغ دین از یک کسی که مدعی تبلیغ و جذب به دین است این ظاهر ناپسند و ناآراسته را می توانیم بپذیریم. این بسیار مهم است و اساتید در این زمینه خیلی می توانند در واقع نقش الگویی داشته باشند. استادی که در میان طلبه هایش حاضر می شود وقتی طلبه ها به او نگاه می کنند او را یک آدم آراسته بداند. آدمی که در واقع معطر است. و با ظاهر قابل قبول باشد. طبیعتا طلبه به این تاسی می کند این هم در میان مردم همین جور رفتار می کند و ظاهر می شود که این ها هم خیلی موثر است.

 

نکته سوم که باید در حوزه کار شود و اساتید در این زمینه ها یعنی در این سه مساله حالا بحث های اخلاقی و معنوی که مال بزرگان و اهل اخلاق و آن هایی که این مراتب را طی کردند. نکته سومی که اساتید باید روی آن متمرکز شوند در واقع در ارتباط با طلبه ها بحث جلوگیری یا خودداری از رفتار خارج از متعارف است ببینید رفتار غیر متعارف که در ذهن بیننده بزند در واقع دید دیگران را مساله دار کند این مذموم است. از هر کسی که بخواهد صادر شود به عقیده من این هم یکی از آن مسایلی است که بعضی از طلبه ها مبتلا هستند. ما رفتارمان باید در کنار این کارها خوب و جذاب و دارای ظاهر آراسته باشد باید رفتارمان متعارف باشد یعنی جوری نباشد که ارزش های اجتماعی آن شهری که زندگی می کنیم ارزش های اجتماعی آن ملتی که در آن زندگی می کنیم. آن ها را برنتابد آن ها را ناهنجار بداند یا انگشت نما بشویم به خاطر رفتاری که خارج از متعارف انجام می دهیم در وسایل نقلیه عمومی در ماشین ها در خیابان ها در مجالس رفتاری که ما را انگشت نما کند و باعث شود که دیگران نگاه خاصی به ما پیدا کنند این ها به عقیده من یک چیز مذمومی است./260/31/20

 

د, 03/11/1394 - 19:13

دیدگاه جدیدی بگذارید