آیت الله العظمی مظاهری:

خدا اعمال آدم با تقوا را قبول می‌کند/ روزه تشریع شده برای اینکه متّقی شویم

اعمالی قبول است که آن اعمال از متّقی سرچشمه گرفته باشد. خدا اعمال آدم با تقوا را قبول می‌کند، نماز باشد یا روزه یا حج یا کربلا باشد و یا واجب یا مستحب باشد. لذا ما باید در ماه مبارک رمضان متقی شویم. قرآن هم می‌فرماید اصلاً روزه تشریع شده برای اینکه متّقی شویم.

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله مظاهری، متن درس اخلاق معظم له که روز اول ماه مبارک رمضان بیان شده به این شرح است:

 

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الحمدلله ربّ العالمین و الصلاة و السّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علي آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

 

اظهار ارادت کنید خدمت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» با سه صلوات.

 

امیدوارم این ماه مبارک رمضان توفیق عبادت و بندگی و ترک معصیت داشته باشید و ان‌شاء‌الله این ماه مبارک رمضان برای همه خوش مقدّر شود، اظهار ارادت کنید خدمت امیرالمؤمنین علی«سلام‌الله‌علیه» با سه صلوات.

 

بحث امسال ما ادامۀ بحث سال گذشته است و بهترین بحث‌ها از نظر بزرگان و علمای علم اخلاق و عرفا و بالاترین بحث‌ها، معرفت نفس، انسان‌شناسی و خودشناسی است.

 

سال گذشته هشت فصل از این بحث را عنوان کردم. وعده دارم که بعد از ماه مبارک رمضان در شب‌های جمعه دربارۀ آن صحبت کنم و در ایام سال دو سه فصلی از این بحث را صحبت کردم. بحث ناقص مانده است و امسال ماه مبارک رمضان ما هم راجع به همان بحث خودشناسی و انسان‌شناسی و به قول بزرگان بحث معرفة‌النفس است. بحثی خیلی عالیست و امیدوارم برای من و برای شما مفید باشد، ان‌شاء‌الله.

 

و اما امروز دربارۀ ماه مبارک رمضان مقداری صحبت کنم. شب جمعۀ گذشته در همین مسجد مقدس مقداری صحبت کردم و ناقص ماند و امروز که ماه مبارک رمضان است لازم است مقداری شناخت راجع به وظایف ماه مبارک رمضان داشته باشیم. شب جمعۀ گذشته گفتم اول وظیفه که بالاترین وظیفه‌هاست اجتناب از گناه است. یعنی روزه بگیریم نه تنها روزۀ صحیح، بلکه روزۀ قبول.

 

روزۀ صحیح را همه می‌گیرند و کسانی که اهل روزه هستند، روزۀ صحیح می‌گیرند. یعنی از آن چیزهایی که در رسالۀ مراجع تقلید گفته شده پرهیز می‌کنند و روزه صحیح می‌شود. اما روزۀ مقبول که خداوند قبول کند، روزه‌ای است که علاوه بر مفطرات، گناه هم در این یک ماه نداشته باشد، چه روزها و چه شب‌ها؛ که پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» روی این پافشاری داشته است. امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» پرسیدند:

 

«مَا أَفْضَلُ‏ الْأَعْمَالِ‏ فِي‏ هَذَا الشَّهْرِ»

 

فرمودند:

 

«الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ»[1]

 

ماه مبارک رمضان بگذرد و این گناه نکند. به این روزۀ مقبول می‌گویند.

 

روزۀ دیگری هم داریم و آن روزۀ مبرور است. اینکه خدا در روز عید فطر به او بگوید بارک الله و آفرین به این روزه گرفتن و به این شناخت وظیفه و عمل کردن به وظیفه‌ات. به این روزۀ مبرور می‌گویند.

 

شب جمعه گذشته گفتم که هر سه روزه در روز عید پاداش دارد و از طرف خدا عیدی دارد. روزه صحیح که عموم مردم می‌گیرند آمرزش گناهان و عاقبت‌به‌خیری دارد. روزه مقبول، آرام گرفتن دل دارد و بالاخره یک زندگی منهای غم و غصه و دلهره و اضطراب خاطر و نگرانی دادن. روزۀ مبرور که خدا آفرین می‌گوید، عیدی آن خود خداست و حکومت خدا بر دل است.

 

روزۀ سوم مشکل است و توقع هم نیست از عموم مردم که روزۀ سوّم را داشته باشند، البته اگر بتواند پاداش آن خیلی بالاست و خدا خودش را عیدی می‌دهد:

 

«الصَّومُ‏ لِى‏ وَ انَا اجزى بِهِ»[2]

 

اما روزۀ مقبول را جداً می‌خواهند، لذا ما در روایات زیاد داریم که دروغ گفتن روزه را باطل می‌کند، نه به این معنا که باید قضا کند یا کفّاره دهد، بلکه معنایش اینست که روزه صحیح است، اما مورد قبول خدا نیست.

 

کسی در ماه مبارک رمضان غیبت کند و تهمت بزند و شایعه‌پراکنی کند و اختلاف ایجاد کند، در روایات زیاد داریم که روزه‌اش باطل می‌شود و پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» روی این پافشاری داشتند و حتّی دستور می‌دادند که همه روزۀ مستحبی بگیرید و اجازه بگیرید تا من اجازه دهم و افطار کنید. لذا روزه گرفته بودند و خدمت پیغمبر آمده بودند و پیغمبر اجازه می‌داد که افطار کنند و یک پیرمردی آمد و گفت یا رسول الله! دو دختر هم دارم که عفیف و نجیبند و خجالت کشیدند پیش شما بیایند و از شما اجازه می‌خواهند که افطار کنند. من روزه بودم و آن دو دختر هم روزه بودند. حضرت فرمودند تو روزه بودی و اما دو دخترت روزه نبودند. گفت یا رسول الله! این دو دختر مقدسند و حرف شنو و به راستی ارادتمند به شما هستند. فرمودند به این دو دختر بگو استفراغ کنید. این پیرمرد به این دو دختر گفت استفراغ کنید و آنها حال استفراغ پیدا کردند و دو لخته گوشت از دهان آنها بیرون ریخت. برگشت خدمت رسول گرامی و گفت یا رسول الله! اینها در سحر گوشت نخورده بودند و این گوشت چیست که از دهان آنها بیرون آمد؟ پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» فرمودند قرآن می‌گوید هرکه غیبت کند، گوشت مرده خورده است:

 

«وَ لا يَغْتَبْ‏ بَعْضُكُمْ‏ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ»[3]

 

آیا می‌خواهی گوشت مرده بخوری، مثلاً قبر را بشکافی و ران مرده را ببری و کباب کنی و بخوری؟ قرآن می‌فرماید اگر نمی‌خواهی پس غیبت نکن و غیبت کردن مانند گوشت مرده خوردن است.

 

اگر غیبت کند روزه صحیح است، یعنی کفاره و قضا ندارد، اما مقبول نیست و خدا این روزه را قبول نمی‌کند. در روزه باید چشم و گوش و زبانش هم روزه باشند. باید گناه در زندگیش نباشد. مخصوصاً غیبت و تهمت و شایعه و تخریب و توهین و امثال اینها که حسابی روزه را له می‌کند. و نظیر این باز از پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» نقل شده و منحصر به غیبت هم نیست، بلکه راجع به غیبت و تهمت و شایعه پراکنی و تخریب و توهین و اختلاف هم هست و در روایات داریم همۀ اینها روزه را باطل می‌کند یعنی پروردگار عالم این روزه را قبول نمی‌کند؛ لذا «الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ»؛ همینطور که فقها در رساله‌ها می‌نویسند اگر کسی دروغ به خدا و پیغمبر و ائمّۀ طاهرین بگوید روزه‌اش باطل است و آن برمی‌گردد به اینکه آن روزه قضا و کفاره دارد. اما گناه روزه را فاسد نمی‌کند، اما گردوی پوچ می‌کند و پروردگار عالم از این روزه خوشش نمی‌آید. قرآن هم با تاکید فراوان دارد که:

 

«إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ»[4]

 

اعمالی قبول است که آن اعمال از متّقی سرچشمه گرفته باشد. خدا اعمال آدم با تقوا را قبول می‌کند، نماز باشد یا روزه یا حج یا کربلا باشد و یا واجب یا مستحب باشد. لذا ما باید در ماه مبارک رمضان متقی شویم. قرآن هم می‌فرماید اصلاً روزه تشریع شده برای اینکه متّقی شویم:

 

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ‏ عَلَيْكُمُ‏ الصِّيامُ‏ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»[5]

 

واجب مؤکد شده و روزه منحصر به مسلمان‌ها هم نیست، بلکه قرآن می‌فرماید در ادیان سابقه هم روزه بوده است. این روزه برای این تشریع شده که خدا دوست دارد متّقی باشی، پس روزه بگیر تا متّقی شوی و مؤمن حسابی شوی؛ آنگاه اعمالت قبول می‌شود. لذا این ماه مبارک رمضان باید یک معلم اخلاق برای همۀ ما باشد. می‌توانید آخر ماه مبارک رمضان متّقی و مؤمن خالص شوید و مؤمنی که امام زمان بگوید بارک الله با این ایمانت. البته مواظبت و کار می‌خواهد و توسّل به اهل‌بیت می‌خواهد و انس با قرآن می‌خواهد و اینکه جداً در دل شب از خدا بخواهید این ماه مبارک رمضان شما را متّقی کند. این معلم اخلاق شما را به جایی برساند.

 

دوّم چیزی که همیشه اهمیّت دارد، اما در ماه مبارک رمضان اهمیتش بیشتر است، خواندن قرآن است. انس با قرآن خیلی مهم است. این نیز معلم اخلاق است. انس با قرآن سازندگی عجیبی دارد. مراتبی هم دارد. گاهی قرآن را از رو یا از بر یا در راه یا نشسته و ایستاده یا در وقتی که کار می‌کنید، می‌خوانید و همۀ اینها خواندن قرآن است و سازندگی دارد و به‌طور ناخودآگاه قرآن شما را می‌سازد و شما را متّقی می‌کند. لذا قرآن این را جداً می‌خواهد:

 

«فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ‏»[6]

 

شب جمعۀ گذشته گفتم یک آیه در قرآن هست که از نظر تاکید منحصر به فرد است و آن خواندن قرآن است. لذا همیشه قرآن بخوانید. وقتی سر کار هستید و کار می‌کنید؛ مثلاً خانم کار خانه می‌کند و شما کار خارج خانه می‌کنید و یا در هنگامی که راه می‌روید یا رانندگی می‌کنید، قران بخوانید. معلوم است از رو و در مقابل قرآن و احترام کردن بهتر است. قرآن زنده است و می‌فهمد و می‌بیند. ماه رمضان هم زنده است و اعمال و کردار و رفتار ما را می‌بیند. لذا قرآن زیاد بخوانید. این جلسات قرآن سابقاً خیلی بود، اما کم شده است. لذا تقاضا دارم این جلسات قرآن را زیاد کنید. بعد از بحث من جلسه قرآن است و همه بنشینید. نیم ساعت از عمر را صرف قرآن کردن، آنگاه خدا برکت به مال و اولادتان می‌دهد و عاقبت‌به‌خیری به شما می‌دهد. همیشه جلسه قرآن داشته باشید، اما در ماه مبارک رمضان خواندن قرآن باشد. خانم‌ها و آقایان تصمیم بگیرند در این ماه مبارک رمضان یک جلد از تفسیر که ذوقشان بگیرد، بخوانند و تدبّر در قرآن کنند که این تدبّر در قرآن خیلی سازندگی دارد و قران به اندازه‌ای روی آن اهمیّت می‌دهد که می‌فرماید اگر تدبّر در قرآن نداشته باشید، شقی هستید. اگر تدبر در قرآن نداشته باشید، دل ناپاک دارید:

 

«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ‏ الْقُرْآنَ‏ أَمْ‏ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها»[7]

 

مگر قفل بدبختی بر دلت هست که تدبر در قرآن نداری!

 

همۀ شما باید تدبّر در قرآن داشته باشید و تفسیر قران بخوانید. الحمدلله تفسیر زیاد نوشته شده است. تفسیری که ذوق شما بگیرد، بخوانید. آن وقتها مجالس تفسیر در شب‌ها زیاد بود. علمای اصفهان می‌آمدند و جلسه خیلی جمعیّت داشت و تفسیر می‌گفتند اما الان کم شده است و من از همه تقاضا دارم همیشه و اما ماه مبارک رمضان خیلی سر و کار با قرآن داشته باشید و تفسیر قرآن داشته باشید.

 

سوّم عمل به قرآن است. قرآن کتاب اخلاق و عمل است و قرآن کتاب قانون است و ما باید قانون‌شناس باشیم. باید وظیفه‌شناس باشیم، لذا عمل به قرآن داشته باشیم. چه خوبست که ما در این ماه مبارک رمضان عمل به قرآن کنیم و عمل به قرآن اینست که به همۀ واجبات اهمیّت دهیم و به همۀ مستحبّات به اندازه‌ای که می‌شود اهمیّت دهیم؛ به اجتناب از گناه و اهمیّت دهیم به کمک به خلق خدا و اگر خودتان محتاج هستید به هر اندازه می‌شود لاأقل به دیگران کمک کنید. کینه‌توزی‌ها و اختلاف‌ها و دردسرها که ایجاد می‌شود لاأقل در ماه مبارک رمضان نباشد. این ماه مبارک رمضان را برای روزه بگذارید و این اختلاف‌ها را همیشه نداشته باشید اما لاأقل برای بعد ماه رمضان بگذارید و در ماه رمضان با هم برادر و متّحد و همسو باشید. اگر دو مسلمان با هم قهر باشند، روزه‌شان قبول نیست، حتّی اگر زن و شوهر باشند. العیاذبالله پدر و پسری یا مادر و دختری با هم قهر باشند، این روزه نیست. بلکه با هم برادروار باشید و دعا به یکدیگر و خدمت به یکدیگر به هر اندازه که می‌شود و قهر و باد و بُق از مسلمان نیست، بلکه از کافران است. لذا با هم آشنا باشیم. با هم صفا و صمیمیت داشته باشید تا خدا رحمتش را بر شما نازل کند. آنگاه اگر خواندن قرآن در زندگی شما باشد و اگر تدبّر در قرآن و تفسیر باشد و اگر عمل به قرآن باشد، خدا یک عیدی در ماه رمضان به شما می‌دهد. هنوز به عید فطر نرسیده، خدا عیدی می‌دهد و آن برداشتِ از قرآن است. کم‌کم می‌رسد به آنجا که می‌توانید از قرآن برداشت کنید. وقتی تفسیر مطالعه می‌کنید، خودتان هم می‌توانید تفسیر داشته باشید. البته این مشکل است، اما نگویید که نمی‌شود و اگر بخواهید، می‌شود. نمی‌دانم و نمی‌توانم و نمی‌شود از مسلمان نیست و مسلمان هرچه بخواهد می‌تواند و هرچه بخواهد می‌داند و هرچه بخواهد می‌شود. برای اینکه ارادۀ مسلمان ارادۀ خداست. برای اینکه مسلمان تجلی خداست. برای اینکه مسلمان روح الله است، لذا هرچه بخواهد می‌شود.

 

شب جمعه تا اینجا را صحبت کرده بودم اما حال مفصل آن را گفتیم و دو سه چیزی باقی مانده است. یکی راجع به دعا و یکی هم راجع به منبرها. سال‌های گذشته در زمان طلبگی ما مسجدها پر بود و بعد از نماز ظهر و عصر یک آقا یا از اصفهان یا از خارج اصفهان می‌آمد و مسجد پر بود. نظیر مسجدهای بزرگ مثل مسجد سید از ظهر تا مغرب، سه یا چهار منبری به منبر می‌رفتند و پای منبرها شلوغ می‌شد و گوش می‌دادند و یاد می‌گرفتند و برداشت می‌کردند.

 

نسئلک اللّهم و ندعوک باسمک العظیم الأعظم الأعز الأجل الأکرم

 

بدم المظلوم، بدم المظلوم، بدم المظلوم، یا الله

 

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دینک

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

[1]. امالی الصدوق، ص 95.

 

[2]. من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 75

 

[3]. الحجرات، 12: «و بعضى از شما غيبت بعضى نكند؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ از آن كراهت داريد

 

[4]. المائده، 27: «خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد

 

[5]. البقره، 183: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند] مقرر شده بود، باشد كه پرهيزگارى كنيد

 

[6]. المزمل، 20: «[اينك‏] هر چه از قرآن ميسّر مى‏شود بخوانيد

 

[7]. محمد، 24: «آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند؟ يا [مگر] بر دل‌هايشان قفل‌هايى نهاده شده است؟»

 

/20/12/20

 

ي, 03/31/1394 - 15:34

دیدگاه جدیدی بگذارید