متاسفانه نگاهی که امروز در بعضی از طلبه ها پیدا شده این است که می گویند ما نمی خواهیم به درس های فقه و اصول بپردازیم و یا گاهی می شنویم که طلبه ها می گویند: تفسیر یا عقاید را دوست داریم و مسیری را طی می کنند که نتیجه اش منجر به اجتهاد در علم اعتقادات و تفسیر نمی شود بلکه نتیجه اش این می شود که فقط آگاه به نظرات افراد مختلف در علوم مزبور شود.
استاد مجتبی اسکندری در گفت وگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید گفت: طلاب حوزه های علمیه باید متوجه باشند که وقتی وارد حوزه علمیه می شوند و در فضای طلبگی قرار می گیرند چگونه باید در درس هایشان هدف گذاری داشته باشند اما متاسفانه خیلی وقت ها این امر مهم مورد غفلت واقع می شود.
وی ادامه داد: به عنوان مقدمه عرض می کنم ساختاری که در حوزه های علمیه از قدیم الایام وجود داشته به این گونه بوده که محور اصلی در تمام مباحث علم فقه و اصول بوده گرچه سایر جنبه های علوم دینی مورد غفلت قرار نمی گرفته لکن پایه اصلی فقه و اصول بوده است در سنوات اخیر در عده ای از طلبه ها احساسی پیدا شده است که چرا باید فقه و اصول بخوانیم درحالیکه ما علاقه به رشته دیگری مثل تفسیر یا مباحث اعتقادی کلامی و یا فلسفه داریم.
استاد اسکندری در ادامه ضمن تاکید بر این نکته که باید علت محوریت علم فقه و اصول بر سایر علوم در حوزه به خوبی تشریح و تفهیم شود ابراز داشت: من معمولا با یک مثالی این مطلب را تبیین می کنم این گونه عرض می کنم در فضای حوزه وقتی نگاه می کنیم کسانی که نسبت به علم فقه آگاهی دارند و عالم هستند در سطوح مختلفی قرار دارند شما یک هرمی را تصور کنید در اوج آن هرم در قله آن هرم مراجع عظام تقلید قرار دارند یک طبقه پایین ترش مدرسین درس های خارج که مجتهد هستند اما در حد مراجع نیستند قرار دارند یک طبقه پایین ترش مدرسین درس های فقه در سطوح مختلف از لمعه تا مکاسب قرار دارند همه این ها علمای علم فقه هستند این هرم را بیاییم پایین شاید بتوان گفت در پایین ترین نقطه اش کسانی هستند که مساله گو هستند آن ها هم نسبت به فقه آگاهی و اطلاعی دارند مسایل فقهی را - بدون آگاهی و اطلاع و توجه دقیق از منابعش- خیلی خوب بلدند حتی گاهی اوقات آگاهی و حضور ذهن این آقایان مساله گو نسبت به یک مساله ای از خود آن مرجع تقلید و صاحب فتوا بیشتر است.
استاد اسکندری افزود: در ساختار فقه، ما تمام این ها را نیاز داریم نمی توانیم بگوییم ما مرجع تقلید نمی خواهیم ما مدرس درس خارج نمی خواهیم ما مدرس درس مکاسب نمی خواهیم ما مساله گو نمی خواهیم همه این ها لازم است حالا تمام این هرم از آن قله سرچشمه می گیرد به نظر من همین نکته نسبت به سایر علوم هم لازم است در جمیع علوم دینی تفسیر، عقاید، رجال، فلسفه، کلام، در هر زمینه ای از علوم دینی لازم است در حوزه های علمیه دانشمندان و علمایی در حد مراجع تقلید تربیت و پرورش یابند.
این استاد حوزه علمیه ادامه داد: تصور کنید ما باید نگاهمان در تفسیر این باشد که ما نیاز داریم به کسانی که مانند مراجع تقلید در فقه در قله بحث های تفسیری قرار بگیرند یا نیاز داریم به کسانی که مانند مراجع تقلید در فقه در قله بحث های اعتقادی - با تمام ریزه کاری ها و تخصصاتش در بحث امامتش در بحث شبهاتش- قرار بگیرند همچنانکه نیاز به درجه های پایین ترش هم داریم.همان طوری که نیاز به مساله گوی در فقه داریم نیاز به مساله گوی مباحث اعتقادی داریم احتیاج داریم به عده ای که بتوانند آراء و نظرات بزرگان را برای بقیه نقل کنند همچنین به افرادی که مساله گوی در تفسیر باشند و آراء و نظرات افراد مختلف را بتواند کنار هم بچیند احتیاج داریم مثلا بتوانند به خوبی تبیین کنند فلان مفسر این طوری گفته مفسر دوم این گونه توضیح داده، این ها را بتوانند توضیح دهند و بیان کنند به تمام این مجموعه ما نیاز داریم.
استاد اسکندری ابراز داشت: نیاز اصلی ما به همین افراد بالای قله است و متاسفانه نگاهی که امروز در بعضی از طلبه ها پیدا شده این است که می گویند ما نمی خواهیم به درس های فقه و اصول بپردازیم و یا گاها می شنویم که طلبه ها می گویند مثلا تفسیر یا عقاید را دوست داریم و مسیری را طی می کنند که نتیجه اش منجر به اجتهاد در علم اعتقادات و تفسیر نمی شود بلکه نتیجه اش این می شود که فقط آگاه به نظرات افراد مختلف در علوم مزبور شود پس این نگاه و روش، نگاه غلطی است.
استاد در ادامه افزود: ما به تمام این مجموعه نیاز داریم علت این که حوزه های علمیه در طول تاریخ تاکید بر فقه و اصول می کردند این بوده که اصول علمی است که به ما یاد می دهد از منبع دینی چگونه قضایای دینی را کشف کنیم حالا این قضیه دینی باشد، رجالی باشد، تفسیری باشد اگر من قرار باشد از منابع دینی به عنوان یک عالم دینی استنباط و کشفی داشته باشم باید علم اصول را درست یاد بگیرم اگر من می خواهم در قله تفسیر قرار بگیرم اگر می خواهم در قله اعتقادات قرار بگیرم در آن نقطه بالا قرار بگیرم باید علم اصول را دقیق بخوانم،در قدیم فقه را می خواندند به خاطر این که فقه تمرینی بوده است و تجربه ای بوده است که در طول تاریخ، فقهای ما انجام داده اند و گزاره های علم اصول را در آن تطبیق کرده اند و الا علم اصول، منطق جمیع معارف دینی هست لذا لازم هست هر کسی هر طلبه ای در هر فضایی که قرار می گیردتوجه بیشتری به این علوم داشته باشد کسی نمی گوید علوم دیگر را نخواند بلکه مراد این است فقه و اصول در کانون توجه قراربگیرد طلاب محترم باید متوجه این باشند که در طول مسیری که برای تحصیل آگاهی و معلومات نسبت به علوم مختلف طی می کنند ، قله را هیچ گاه فراموش نکنند.
استاد در ادامه گفت: طلاب نباید خودشان را محدود کنند بلکه باید با توجه به استعدادی که دارند فقه و اصول را درست بخوانند بعد از این که این ها را خوب خواندند با دقت کامل خواندند به نقطه ای می رسند که می توانند از منابع دینی کشف بکنند استنباط بکنند و در هر زمینه ای از علوم که می خواهند می توانند به راحتی قدم بردارند و کار بکنند.
این استاد در ادامه گفت و گو گفت: ما در طول تاریخ بزرگانی داشتیم مثل مرحوم علامه حلی، علامه حلی در قله عقاید قرار دارد علامه حلی در دوران خودش در قله فلسفه قرار داشته است این در قله بودن به خاطر همین است که این مسیر را خوب رفته است در قرون اخیر به عنوان نمونه در تفسیر مرحوم علامه طباطبایی در قله تفسیر قرار داشته است وی کسی بوده که با همان درس خواندن خوب با همان کار کردن درست فقه و اصول به حدی رسیده که در قله ای قرار گرفته است که امروز هر کسی که بخواهد در مباحث تفسیری کار کند نمی تواند از کنارمبانی و نظرات تفسیر المیزان رد بشود و به آن توجه نکند حوزه علمیه نیاز به چنین افرادی دارد.
استاد اسکندری در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: تلاش و هدف گذاری که طلبه ها باید بکنند همیشه همین است که درس را با دقت و نظم بخوانند و به این نکته پی ببرند که آیا می توانند به عنوان فقیه تا آخر عمر کار کنند یا نه، درست است که ممکن است به زمینه های دیگر علاقه داشته باشند ولی اوج و قله را هدف قرار بدهند نه این که به سطح پایین اکتفا کنند بنابراین عرض من این است هر طلبه ای که وارد حوزه می شود باید با این نگاه بداند و ببیند که مسیری که حوزه های علمیه در طول تاریخ قرار داده اند بی حساب نبوده است، فقهای ما با دقت تمام مسیری را طی کردند و در یک جایی انشعاباتی درست شد و به اصطلاح تخصص های مختلف شکل گرفت با این نگاه و با این دقت می توانیم به آن سمتی برویم که حوزه های علمیه قوی داشته باشیم و بتوانیم در جمیع علوم افرادی در حد مراجع تقلید و بزرگان در قله ها داشته باشیم. 260/22/30/210
دیدگاه جدیدی بگذارید