کدام عاقلی است که اگر هدف مهمی نباشد مردمی را که خسته، گرسنه، پیر و فرسوده هستند را در یک بیابان 48 ساعت نگه دارد که چه بگوید، حتی بر خلاف انصاف است که عدهای می گویند «من کنت مولاه» یعنی من دوستش هستم.
استاد سید هاشم بطحائی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، به مناسبت عید سعید غدیر خم گفت: ما دو نشست در آغاز اسلام داشتیم یک نشست راستین که در حقیقت راه را غیر مستقیم به بشریت منتقل می کرد و آن مسئله غدیر بود که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم از اول ماموریتش برای اسلام مامور شد که برای خودش وزیر و جانشین تعیین کند منتهی جمعیت حجاز با توجه به سوابق بت پرستی و جاهلیتشان و اقشار مختلف جاهلی که حتی حاضر نبودند دست از بتهایشان بردارند و به خدای یگانه بگرایند زمینهای فراهم نبود که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در همان روزهای آغازین هجرت مسئله جانشینی علی بن ابی طالب علیه السلام را به مردم معرفی و بیان کند.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ادامه داد: زیرا خوف این بود که تفرقه و پراکندگی در بین مسلمانان شکل بگیرد، چون مسئله حفظ وحدت نه تنها در اسلام بلکه اصولا در مکتب توحیدی یک مسئله بسیار مهم و قابل ملاحظه است، وقتی حضرت موسی علیه السلام به کوه طور می رود در غیابش سامری باعث پراکندی و تشتت بنی اسرائیل می گردد و آنها را به جای پرستش خدای یکتا به پرستش گوساله دعوت می کند حتی آنانی را که قبل از آن فرعون پرست بودند گوساله پرست کرده بود، هارون علیه السلام دست روی دست گذاشت و اقدام نکرد، حضرت موسی علیه السلام وقتی آمد اعتراض کرد «قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي» می گوید من اولویت را در این دیدم که لااقل وحدت را حفظ کنم چون دیدم اگر بخواهم اقدام کنم باعث پراکندگی می شود و از کل هدف باز می مانیم لذا دیدم از باب «اهمُّ فالاهم» یا دفع افسد به فاسد مصلحت در این بود که وحدت را حفظ کنم.
استاد حوزه و خطیب توانا اظهار داشت: پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم برای حفظ وحدت دست نگه داشتند تا اینکه در سال آخر عمر شریفشان در حجی که مشرف شدند دستور اکید آمد که «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّـهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ» دیگر دستور آمد، دستور تضمینی آمد یعنی اگر حتی بخواهند موضع بگیرند، مخالفت هم بکنند، رو در روی تو هم بایستند «وَاللَّـهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» خود خدا عاصمیت به وجود خواهد آورد و یک دژی به وجود می آورد که تو در امان خواهی ماند.
وی خاطرنشان کرد: دیگر حجت بر پیغمبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم تمام شد، در غدیر خم که در نزدیکی جحفه است در یک نقطهای از یک بیابان دستور توقف دادند تا آنانکه جلو هستند برگردند و آنهایی که عقب هستند برسند، که واقعا این مسئله نیاز به پژوهش و مطالعه و دقت ژرفایی و دقت انصافی دارد، دیروز که مانند امروز نبود که با وسائل امروزی و امکانات مسافرتی از مکه به جده و جحفه بیایند، پای پیاده، لب تشنه، هوای گرم، خسته، پشت سر گذاشتن مراسم طاقت فرسای حج، عده کثیری را در یک بیابان بدون امکانات در عرض 48 ساعت جمع بدارد تا همه برسند و آنگاه آنجا این ماموریت را اعلام کند که ایها الناس «من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره» و آن بیاناتی که ایراد کردند.
وی در ادامه با جواب دادن عقلی به تفاسیر غلط متعصبین که ولایت را دوستی معنا کردهاند و در صدد بی اهمیت نمودن واقعه تاریخی غدیر خم برآمدهاند، گفت: کدام عاقلی است که اگر هدف مهمی نباشد مردمی را که خسته، گرسنه، پیر و فرسوده هستند اینها را در یک بیابان 48 ساعت نگه بدارد که چه بگوید، حتی بر خلاف انصاف است که عدهای می گویند «من کنت مولاه» یعنی من دوستش هستم، اولا دوستی سفارشی نیست، از نظر روانشناسی دوستی سفارش بردار نیست، کسی به کسی بگوید آقا شما پسر من را دوستش بدار، این برادر من را دوستش بدار، منصور دوانیقی ملعون به حاجب و نگهبانش گفت: ربیع تو به ما خیلی خدمت کردی می خواهم پاداش کلانی به تو بدهم چه چیزی می خواهی، گفت: این پسرم محمد را دوستش بدار، گفت: آخر دیوانه دوستی که سفارشی نیست دوستی که توصیه بردار نیست باید پسر تو یک کاری کند که من او را دوست بدارم.
استاد حوزه و مبلغ عالی امور دینی گفت: دل که این گونه به دست من نیست، به تعبیری دل مانند آهوی بیابان، وحشی است در اختیار کسی نیست هر کسی را بخواهد دوست می دارد و هر کسی را نخواهد دوست نمی دارد، که اگر وارد جنبه عرفان قضیه شویم «الأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ، مَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ، وَمَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ» به امام صادق علیه السلام عرض کردند آقا در خیلی موارد ما افرادی را اصلا به عمرمان ندیدیم ولی وقتی میبینیمش انگار قاتل پدرمان را دیدهایم چنان از او متنفر و بی زاریم که میخواهیم با یک جرقهای با او دعوا کنیم برعکس باز یک کس دیگری را هرگز ندیدیم ولی مثل اینکه او را سالها دیدهایم و دوستش می داریم محبتش در قلب ما هست، رمز این قضیه چیست؟ امام علیه السلام فرمودند «الأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ، مَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ، وَمَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ» ارواح آدمی قبل از اینکه در این بدن ناسوتی ما حلول کند در عالم ملکوت آنهایی را که در آنجا با هم مأنوس بودند اینجا هم دوست و رفیق هستند و آنهایی که آنجا با هم نامأنوس بودند اینجا نیز با هم نامأنوس هستند.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه افزود: دوستی سفارشی نیست پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم یک عده مردم خسته و کوفته آن هم مردمان کم حوصله را به مدت 48 ساعت در یک بیابان جمع کند، آن هم مردمی که آن قدر کم حوصله هستند که فردی با همه ارادتش وقتی پیش پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم می آید، می گوید حوصلهاش را ندارم خیلی طولش بدهی میخواهی پند بدهی خیلی خلاصهاش کن، آن وقت از مکه تا جحفه توی این راه بیابانی صعب العبور اینها را بیاوری، آنجا نگه شان بداری، اینهایی که اگر غیر از یک مسئله مهم جانشینی و ولایت و سرپرستی دنیای اسلام بود قطعا بر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم می شوریدند و به ایشان حمله می کردند که مرد حسابی ما را نگه داشتی که دوستت را معرفی کنی، خوب این را در مکه یا مدینه می گفتی که مردم علی علیه السلام دوست من است.
وی متذکر شد: مکه و مدینه هم آنوقت خیلی توسعه نداشته است که بگوییم یک شهر کلانی است، چگونه جمعیت را جمع کنیم یک جمعیت اندکی بودهاند، اگر مقصود دوست داشتن و دوستی بوده اصلا گفتن ندارد انسان تعجب می کند از این متعصبین تکفیری و بدتر از تکفیری داعشی و بدتر از همه شان آل سعود پستی که منشاء تکفیری و داعشی است و اینها دو پاهای گرگ پرور هستند، اصلا این قضیه با عقل جور درنمیآید تعصب ما نیست بلکه عقلی است.
استاد بطحائی در پایان با اشاره به مایه ننگ جهان اسلام و غده سرطانی بودن آل سعود، گفت: بنابراین عید غدیر خم یک سرنوشتی در دنیای اسلام است، همان طوری که زراره از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود «بني الاسلام علي خمس: الصلوة، الزكوة، الصوم، الحج و الولاية و لم يناد بشیء كما نودي بالولاية» ولایت است که مثل یک شبان حافظ رمه است، مانند یک نگهبان محافظ خانه و اثاث البیت است به همین جهت است که از آن وقتی که حضرت علی علیه السلام را کنار زدند دنیای اسلام دچار یک چنین تشتت، پراکندگی، خونریزی، سفاکی، هتاکی و حتی مایه ننگ اسلام و مسلمین شدند، خدا به عزت و جلالتش، به حق این خونهای مقدسی که در سرزمین منا و همینطور در مکه مکرمه ریخته شد که اینها پیوستی است به آن خونهایی که در کربلا و سایر جاها ریخته شد خدا هر چه زودتر آل سعود این غده سرطانی بدتر از صهیونیستها را، که پول اینها چون شیرینیهایی است که مگسانی را بدور خود جمع کرده است از بیخ و بن برچیند و در ظهور حضرت بقیه الله الاعظم این مایه امید بشریت تعجیل بفرماید./220/21/20
دیدگاه جدیدی بگذارید