ما دشمنان فراوانی داریم که این مباهله را انکار می کنند، مباهله تنها این نیست که ما روزه بگیریم و دعا بخوانیم، کنگره ای باید برای مباهله گرفته شود تا روشن شود که اینها به چه معنا است.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی در ادامه درس اخلاق خود که پنج شنبه ها بعد از نماز ظهر و عصر در موسسه علوم وحیانی اسراء برگزار می شود، بعد قرائت آیاتی از قرآن، بیانات زیر را ایراد نمودند:
روز پر برکت مباهله و خاتم بخشی علی ابن ابی طالب علیه السلام را تبریک عرض می نمایم. در امروز هم روزه گرفتن مستحب است و هم خواندن دعای مباهله. این دعا مانند دعای سحرهای ماه مبارک رمضان است منتها از آن دعا یک مقداری بیشتر است و یک ترجیع بند بسیار ظریف دارد که در دعای سحر نیست.
اصل مباهله به معنای تضرع و زاری و ناله کردن در دستگاه خداوند است برای انجام کاری. آن کار یک زمانی فصل خصمت بین حق و باطل و صدق و کذب و خیر و شر و حسن و قبیح است چون ذات اقدس اله هم خیر الناصحین است. اگر تشخیص مطلبی دشوار بود خدای سبحان با برهان و دلیل آن مطلب را حل می کند، اگر کسی نفهمید آن را بازگومی کند و تبیین می کند و شرح می دهد تا برای او روشن بشود ولی اگر کسی فهمید ولی عامدا بی راهه می رود، راه مباهله را باز گذاشته اند. راه مباهله این است که انسان از خدای سبحان با تضرع و ناله بخواهد که این امر را با نازل کردن عذاب الهی فیصله بدهد که دامنگیر آن انسان تباه کار منکر بشود و انسان وارسته را امتیاز بدهد این اصل معنای اجمالی مباهله است.
وقتی اسلام از مکه به مدینه آمد و وضعش روشن تر شد، در این فرصت مساله مباهله مطرح شد. پیغمبر در همان آغاز نبوت و رسالتش جهانی بود ولی عملیاتی کردن و اجرایی شدن آن تدریجی بود. اول محلی و ملی بعد منطقه ای و بعد جهانی. اول در حوزه مسلمانان و بعد درد حوزه موحدان و بعد در حوزه جهانی. زمانی که اسلام از مکه به مدینه آمد مسیحی های مجاور را دعوت کردند به بحث، آنها مشکل جدیشان نشناختن توحید بود. آنها می گفتند که وجود مبارک عیسی مسیح علیه السلام از آن جهت که پدر ندارد و پیدایش انسان بدون پدر ممکن نیست، معاذ الله ابن الله است و خدا پدر اوست. این تفکر تجسمی باطل در محدوده مسیحیت وجود داشت و وقتی سخن از خدا و عیسی و روح القدس می شد، می شود تثلیث.
وقتی وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم دعوتی از مسیحیان نجران انجام داد، آنها برای احتجاج آمدند و گفتند که عیسی ابن الله است و ممکن نیست کسی بدون پدر به دنیا بیاید. ذات اقدس اله برای آنها دلیل آورد و پیغمبر آن دلیل را برای ایشان روشن کرد، اما وقتی عامدا مطلب برای انها روشن نشد، جریان مباهله پیش آمد. در سوره مبارکه آل عمران فرمود اگر مسیحیان آمد به آنها بگو: «انَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ» شما جریان حضرت آدم علیه السلام را که قبول دارید که بدون پدر و مادر به دنیا آمده است و مخلوق خداست. چرا در مورد حضرت آدم نمی گویید که آدم ابن الله است؟ اینجا آن مطلبی که بارها به عرضتان رسید جای خود را پیدا می کند که انسان دو بخش دارد، یک بخش مربوط به بدن اوست که مشترکات فراوانی با حیوان دارد. در این مورد سالانه وزارت محترم بهداشت و یا مراکز علمی دیگر چند بار همایش برای تشخیص بیماری های مشترک بین انسان و دان برگزار می کنند. انیها کارهای علمی خوبی است اما از حوزه موشو غیر موش بیرون نمی رود، این کار لازم است اما کافی نیست. چیزی که مشکل جامعه را حل می کند چیز دیگری است. ما از آنجا که بدن داریم مشترکاتی با دام داریم اما ما تنها این نیستیم. ما مشترکات فراوانی هم با ملائکه داریم. مشترکات انسان و فرشته زیاد است. یک همایش هایی لازم است تا مشخص شود که آیات قرآنی و روایاتی که از اهل بیت علیهم السلام رسیده است و مشترکات انسان و فرشته را بازگو می کند. حکیم سنایی می گوید: تو فرشته شوی ار جهد کنی از پی آنک/برگ توتست که گشتست به تدریج اطلس. برگ توت اگر مدرسه برود می شود پرنیان. ادم عائی اگر حوزه برود می شود مرجع و اگر دانشگاه برود می شود استاد. ما این همایش مشترک بین انسان و فرشته را کم داریم.
مسیحیان بعد از شنیدن برهان خداوند قانع نشدند. آیه بعد نازل شد که: «من حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم» بعد از اینکه مساله برهانی شد اگر کسی کسی اصرار بیجا می ورزد، شما آنها را به مباهله دعوت کنید. «فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين» شما با تضرع از من بخواهید من این کار ار فیصله می دهم تا روشن شود که حق کدام است و باطل کدام است. این پیشنهاد را حضرت رسول بعداز نازل شدن این آیه به آنها داد. در زمان مشخص شده، دیدند که وجود مبارک پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم و امیر المونین و فاطمه زهرا و حسن و حسین علیهم السلام آمدند. برخی از آنها که ذائقه روحانیت داشتند گفتند اگر این ذوات قدسی به کوه نفرین کنند، کوه متلاشی خواهد شد و از مباهله کردن صرف نظر کردند و حاضر شدند که جزیه بدهند.
چند نکته در مورد آیه مباهله وجود دارد. نکته اول این است که در اینجا ما نمی گوییم که خدایا آنها را از بین ببر، وقتی ما بالا آمدیم، به اذن خدا، خود ما لعنت می فرستیم. قرآن می فرماید «فنجعل لعنة الله على الكاذبين» نه اینکه بگوید ندعوا الله ان یجعلهم. نمی گوید که اللهم العنهم. اینکه در زیارت عاشورا است از ما هم برمی آید سخن در این نیست که ما آنها را لعنت کنیم سخن در این است که ما مظهر جاعلیت ذات اقدس اله بشویم.
نکته دیگر آن است که وجود مقدس پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم که در صحنه حاضر شد، همراهانی داشتند که حسنین و حضرت زهرا و حضرت علی علیهم السلام بودند، فرمود یا ما کاذبیم یا شما. کاذب به کسی می گویند که گزارشگر باشد و خبری را بدهد، کسانی که در یک صحنه تماشاچی اند نه صادق اند و نه کاذب، چون کسی که ساکت نشسته است که صدق و کذب ندارد. این ذوات قدسی همراه پیامبر نبودند بلکه همکار پیامبر بودند. گزارش می دادند از توحید الهی، گزارش می دادند که عیسی ابن الله نیست، چون گزارش می دادند باید یا صادق باشند و یا کاذب. اینها تماشاچی نیستند، اینها یامده اند تا من دعا کنم و آنها آمین بگویند، اینها مستمع نیستند بلکه خودشان صاحب بیان اند.
چیزهای زیادی در قرآن وجود دارد که باید درس خواند و یاد گرفت. هرگز به این درسهای عادی که زیر دست و پای خیلی ها ریخته است اکتفا نکنید، تا نفس می کشید باید سواد بیاموزید. چرا ابوریحان بیرونی ها با اینکه سالها پیش بوده اند اما هنوز هستند. بارها عرض کرده ام که ابوریحان بیرونی معاصر ابن سینا است. آن روزها که وسایل سوخت و سوز و گاز نبود، و با براده های هیزم کارهای خود را انجام می دادند جناب ابوریحان بیرونی رضوان الله علیه وصیت کرد که وقتی می خواهید که آب گرم کنید تا بدن مرا بعد از مرگ بشویید، با این براده هایی که من در انبار ذخیره کرده ام، آب را گرم کنید، عرض کردند که هیزم به مقدار لازم وجود دارد. ایشان گفت نه، من در تمام مدت عمر خیلی قلم زدم و قلم تراشیده ام، آن براده های قلم را که با آنها این همه کتابها را نوشته ام در یک جا ذخیره کرده ام که با آن براده ها آب گرم کنید تا بدن مرا بشویید هم طلب مغفرت برای من بشود و هم به طلاب حوزه ها و دانشجویان دانشگاهها بگویم تا نفس می کشید در راه کسب سواد باشید. ما این چنین علمایی داشته ایم. هر کس دهان باز کرد و گفت من فارغ التحصیل شدم چه حوزوی و چه دانشگاهی «مَنْ تَرَكَ قَوْلَ لَا أَدْرِي أُصِيبَتْ مَقَاتِلُه» یعنی عمر را دارد هدر می دهد اما چیزی نمی گیرد. این کار نه برای حوزوی رواست و نه برای دانشگاهی.
ما دشمنان فراوانی داریم که این مباهله را انکار می کنند، مباهله تنها این نیست که ما روزه بگیریم و دعا بخوانیم، کنگره ای باید برای مباهله گرفته بشود تا روشن بشود که اینها به چه معنا است. بنابر این وظیفه ما در این روزها احیای امامت و احیای ولایت است، آن مساله وحدت سرجایش محفوظ است اما حق علی و اولاد علی باید محفوظ بماند. حشر محبان علی با علـی/حشر غلامان دگر با دگر. ما کاری به قیامت نداریم، دستگاه قیامت بر عهده الله است، ما تا زنده ایم باید این نام و این یاد و این آیات و این قضایا را عالما تبیین کنیم، حالا هر کس قبول میکند و هر کس قبول نمی کند.
سید مرتضی که حشرش با انبیا و اولیا الهی باشد چهار جلد کتاب به نام الشافی فی الامامه نوشته است که بعدها شاگردش شیخ طوسی آن را به نام امالی خلاصه کرده است، مرحوم سید مرتضی می فرماید که علی علیه السلام را شما نمی شناسید. در یک مجلس پیامبر اسلام اصرار دارد که علی ابن ابیطالب را به اندازه جان خود بداند. وقتی آیه نازل شده که «وأنفسنا وأنفسكم» پیامبر سعی می کرد که نام علی علیه السلام را با دیگران نبرد، هر وقت نام علی آمد در کنار نام خودش ذکر کند. مرحوم سید مرتضی نقل می کند که در یم جلسه رسمی از وجود مبارک پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم سوال شد که نظر شما در مورد اصحاب چیست. حضرت در مورد اصحاب مانند سلمان و اباذر صحبت کرد. بعد سائل عرض کرد که چرا در مورد علی ابن ابیطالب چیزی نفرمودید. پیامبر فرمود که تو از اصحاب سوال کردی و نگفتی آن کسی که به منزله جان خودت است را معرفی کن.
ما می توانیم راه سید مرتضی را برویم و دیگران هم همانطور که برای سید مرتضی سلام می فرستند برای ما هم بفرستند. چون خداوند فرمود: «إن الله وملائكته يصلون على النبي يا أيها الذين آمنوا صلوا عليه وسلموا تسليما» در همان سوربه ما هم سلام فرستاد. « هوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» چرا ما به آنجا نرسیم که خداوند به ما صلوات بفرستد. اینجا قرینه مشترک انسان و فرشته مشخص می شود. اگر ما از این مرحله پایین تر بیاییم باخته ایم، این ها گوشه ای از مباحث مباهله است./250/30/20
دیدگاه جدیدی بگذارید