استاد بطحایی:

حضرت امام سجاد با وارد کردن دعا به عرصه زندگی، زمینه مکتب جعفری را آماده کردند/ زنده ماندن حضرت از مواهب و آیات الهی است

بشر یک موجود احساسی است بهترین سیاست را امام سجاد علیه السلام انتخاب کردند و آن همین که دعا را وارد عرصه زندگی کردند و از این طریق خودشان ماندند و مکتب را ماندگار کردند.

 

استاد سید هاشم بطحایی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به مناسبت شهادت امام سجاد علیه السلام گفت: یکی از مواهب و آیات الهی این است که امامت و ولایت پایدار بماند اینکه امام سجاد علیه السلام به فضل الهی و در صحرای کربلا به یک بیماری پاگیری مبتلا شود و از آسیب دشمن جرار، بی رحم و گرگ صفت حفظ شود، به گونه ای که این وحشیان حتی به خیمه ها و اطفال هم رحم نکردند، حتی به بچه های صغیر هم رحم نکردند، حتی وقتی که می آمدند بچه های صغیر اباعبدالله علیه السلام را غارت کنند، به جای اینکه گوشواره ها را باز کنند با دست پاچگی می کشیدند و گوشها پاره می شد و کودکان گریه می کردند و آن غاصب هم اشک می ریخت، به او می گفتند چرا گریه می کنی؟ جواب داد برای اینکه از گوش نوادگان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گوشواره را می برم، گفتند نبر، گفت نبرم کس دیگری می برد این صحنه بوده است.

 

استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ادامه داد: در این عرصه و در میان این مردمان گرگ صفتی که به هیچ کس و به هیچ چیز رحم نمی کنند برای اینکه رشته امامت و سلسله ولایت پایدار بماند حضرت سجاد علیه السلام به یک بیماری مبتلا می گردد که دشمن از کشتن او منصرف می شود و این فضل الهی است، وقتی خدای متعال بنایش بر این است که فضلش را شامل قومی کند به طرق مختلف عنایتش را  اظهار می کند والا قاعدتا ایشان بایستی به میدان می رفتند و قاعدتا وارد رزم و کارزار می گردیدند زیرا حضرت از حضرت علی اکبر علیه السلام بزرگتر بودند و امام باقر علیه السلام چهار ساله بوده است، در جواب کسانی که می‌گویند چرا همه به جهاد رفتند و حضرت امام سجاد علیه السلام چرا نرفت؟ علت نرفتن ایشان بیماری حضرت بود و این بیماری لطفی بود از طرف خداوند متعال تا ولایت پایدار و باقی بماند.

 

وی اظهار داشت: بعد مسأله اسارت پیش آمد اینها را با یک وضع دلخراشی حرکت دادند حضرت سجاد علیه السلام را با آن بیماری و وضعیت بر روی شتر بی جهاز بستند، وسائل آن زمان هم که مانند وسائل امروزی نبود بسیار سواری آن سخت بود آن هم شتر بی جهاز و شخص بیمار، برای انسان عادی هم سواری با شتر با امکانات آن سخت است چه رسد به اینکه انسان بیمار باشد و شتر بی جهاز باشد به همین جهت پای مبارک حضرت را زیر شتر بسته بودند و در این مسیر طولانی و مسیری که همه تبلیغات علیه اینها برقرار می شد حرکت می دادند، در کوفه آن وضعیت دلخراشی که اگر خطبه های روشنگر و بیانگر واقعیت حضرت زینب سلام الله علیها نبود مردم کوفه در همان نادانی مطلق به سر می بردند، در حقیقت طلسم جهل را حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه شکست.

 

استاد تفسیر حوزه علمیه خاطرنشان کرد: در تاریخ نداریم که امام سجاد علیه السلام در مسیر سخنی داشته باشند بلکه با همان وضعیت بیماری جسمانی و کسالت روحی و با آن همه صحنه دلخراش و حوادث کوفه به طرف شام حرکتشان دادند، با همین وضعیت زمانی که وارد شام شدند با غل و زنجیر وارد شدند، انسان وحشت می کند مگر می شود ملت مسلمان که با پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم انس داشته اند با جد ایشان حضرت علی علیه السلام در همین کوفه متنعم شدند، آیا می شود ملتی به یک باره 180 درجه تغییر جهت دهد و به جای محبت و دوستی که سفارش قرآن است «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوده فی القربی» بر خلاف نص صریح قرآن این گونه عمل کنند.

 

وی اضافه کرد: شتر بی جهاز و بستن پاها در زیر شکم شتر به علاوه غل و زنجیر که یک وسیله آهنی آزار دهنده ای است که بر گردن حضرت تا شام آویخته بودند انسان وقتی این مطالب را می خواند و یا می شنود در شگفت می شود که اگر نبود فضل الهی در بقای این حجت الهی از نظر معمولی نباید حضرت جان سالم به در می بردند، حتی وقتی که وارد شام شدند حضرت ام‌الکثوم سلام الله علیها به شخصی پولی دادند و گفتند برو پارچه ای تهیه کن و زیر حضرت بینداز، آن شخص رفت و پارچه را آورد وقتی زنجیر را بلند کردند تا پارچه را بیندازند از زیر آن خون بیرون زد. جز با فضل الهی نمی توان حیات حضرت سجاد علیه السلام را که حجت الله است  توجیه کرد ایشان باید بمانند تا اینکه صحنه را برگردانند و راه و رسم و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باقی بماند.

 

استاد حوزه علمیه اشاره کرد: کاروان اسرا هنگامی که وارد شام شدند نمک های زیادتری بر زخم این عزیزان پاشیدند و آن جراحات را چندین برابر کردند، شهر را چراغانی کرده بودند، کف می زدند و هلهله می کشیدند، زنان آرایش کرده بودند، گاهی انسان احساس می کند این چوبی که عراقی ها و شامی ها می خورند نتیجه همان‌ها است، البته در نجف امام جمعه آن چندی پیش بانگش بلند شد که کتابهای درسی هنوز هم فرهنگ بنی امیه و آل مروان و معاویه را ترویج و تعریف می کند و فرهنگ اموی است و از اهل بیت علیهم السلام خبری نیست، این مربوط به زمان ما است معلوم می شود آن طرز فکر هنوز هم در این دو کشور رایج است که این فتنه نمی خوابد.

 

استاد سطح عالی حوزه علمیه ابراز کرد: در شام اینها را در ساختمان مخروبه ای نزدیک کاخ یزید مستقر کردند حال چگونه با اینها رفتار کردند بماند، وضعیت امام در حدی بهبود یافته بود که وقتی یزید می خواست کاری کند که در حقیقت کارش را در نظر مردم شام موجه جلوه دهد مردم را در مسجد اموی جمع کرد و خطیبی را هم فرستاد و بنا کرد نسبت به حضرت علی علیه السلام و آل علی علیهم السلام بد و بیراه گفتن و مردم را وارونه توجیه کردن و جریان را برای یزید موجه کردن، وقتی رسید به آن جایی که جسارت ها را به حد اعلی رساند بعد از او حضرت سجاد علیه السلام درخواست سخنرانی کرد، خوب یزید مخالف بود چون آنان به حقانیت علی علیه السلام و آل علی علیهم السلام اعتراف داشتند و به اینکه سخنرانی ها و علم و بیانات آنها حق است اعتراف داشتند، ولی مردم اصرار کردند یزید گفت که مصلحت نیست، مردم گفتند حضرت اینقدر کسالت روحی و جسمی دیده است که توانایی اینکه بخواهد شما را مفتضح کند نیست.

 

وی ادامه داد: اصرار مردم باعث شد امام سجاد علیه السلام خطبه ای ایراد بفرمایند، حضرت بنا کردند به معرفی خودشان «أَیُّهَا النَّاسُ أَنَا ابْنُ مَکَّةَ وَ مِنَی أَنَا ابْنُ زَمْزَمَ وَ الصَّفَا أَنَا ابْنُ مَنْ حَمَلَ الرُّکْنَ بِأَطْرَافِ الرِّدَا أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنِ ائْتَزَرَ وَ ارْتَدَی أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنِ انْتَعَلَ وَ احْتَفَی أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنْ طَافَ وَ سَعَی أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنْ حَجَّ وَ لَبَّی أَنَا ابْنُ مَنْ حُمِلَ عَلَی الْبُرَاقِ فِی الْهَوَاءِ أَنَا ابْنُ مَنْ أُسْرِیَ بِهِ مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی أَنَا ابْنُ مَنْ بَلَغَ بِهِ جَبْرَئِیلُ إِلَی سِدْرَةِ الْمُنْتَهَی أَنَا ابْنُ مَنْ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی أَنَا ابْنُ مَنْ صَلَّی بِمَلَائِکَةِ السَّمَاءِ أَنَا ابْنُ مَنْ أَوْحَی إِلَیْهِ الْجَلِیلُ مَا أَوْحَی أَنَا ابْنُ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَی أَنَا ابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَی أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ خَرَاطِیمَ الْخَلْقِ حَتَّی قَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» حضرت بنا کرد معرفی کردن و ورق را برگرداند و این را جز با معجزات الهی طور دیگری نمی توان توجیه کرد با آن وضعیت روحی و جسمی و اسارت، کسی که پدرش را جلوی چشمش سر بریدند و بر بدن مطهرش اسب تاختند به طوری که استخوان ها را خرد کردند انسان این صحنه ها را ببیند و کشته شدن و سر بریدن بستگانش را ببیند و حال این را داشته باشد که در مسجد اموی چنین خطبه ای بخواند؛ این خطبه ورق را برگرداند مردم را منقلب کرد در حقیقت انقلاب کربلا با بیان حضرت سجاد علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها روح به خودش گرفت اگر این دو  نبود یزید کار خود را تمام شده و راه علی علیه السلام را بسته شده تلقی می کرد، امام سجاد علیه السلام و همچنین حضرت زینب سلام الله علیها حق بزرگی به گردن دنیای اسلام و مسلمین دارند.

 

استاد بطحایی تصریح کرد: اگر بیانات این بزرگواران نبود، مردم توجیه شده بودند و به عنوان یک پیروزی و یک فتحی که یزید آنرا جبران جنگ بدر تلقی کرد قبول کرده بودند، یزید گفت ای کاش بزرگان ما که در جنگ بدر از دست پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم سیلی خوردند و کشته شدند بودند می دیدند که من به سر نوه اش چه آوردم و انتقام خون اشیاخمان را گرفتم و آن را یک پیروزی برای خود تلقی می کرد، اما خطبه ای که امام سجاد علیه السلام در مسجد اموی قرائت فرمود در حقیقت نقشه‌های یزید و بنی امیه را به تمام معنا نقشه بر آب کرد، حضرت زینب سلام الله علیها هم که در مجلس یزید با آن وقار و آن عزت سخن گفت که ای یزید تو دیوانه ای، تو خرفت شده ای؛ بعد هم امام سجاد علیه السلام در مسجد اموی پس از ایراد خطبه وقتی که یزید به مؤذن گفت اذان بگو می خواهیم نماز بخوانیم، مؤذن وسط اذان وقتی به اسم مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید حضرت سجاد علیه السلام از موقعیت استفاده کرد و فرمود مؤذن دست نگه دار و بنا کرد معرفی کردن خودشان و رو به یزید کرد و فرمود این نامی که برده شد جد تو است یا جد من است، اگر جد تو است که دروغ می گویی جدت ابوسفیان است و اگر جد من است چرا با نوه او چنین رفتار کردی.

 

استاد تفسیر حوزه بیان داشت: اینها باعث می شود تا انسان به امام سجاد علیه السلام و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به یک دید ژرفایی بنگرد نه به عنوان ثواب که بلکه به عنوان حجت الهی باید مورد توجه قرار گیرند، پس از اینکه حضرت انقلاب را جان داد و شکوفا کرد و بنی امیه را محکوم و منکوب و در مرکز قدرتشان آنها را خوار و ذلیل کرد سیاستی که پیش گرفت و غیر از آن مقتضی نبود آن سیاست تحریک احساسات و تحریک عواطف بود، این جا نه جای مقابله به مثل بود که بجنگد نه با آن مردم جاهل و نادان بنیه ای داشت، نیرو هم یا کم یا هیچ نبودند بنابراین مقابله به مثل وجهی نداشت، می ماند راهی دیگر که مکتبی باز کند و از طریق تعلیم و تربیت مردم را آگاه کند که زمینه آن هم نبود و هم فراهم نبود و در آخر تحریک احساسات و عواطف می ماند، صحیفه سجادیه، دعای ابوحمزه ثمالی، دعاها و نیایش هایی که دست انداخت روی چشمه های احساسات و عواطف مردم و زمینه را فراهم کرد.

 

وی افزود: باید گناه تمام وجود انسان را فرا گرفته باشد تا عاطفه و وجدان در آن کشته شود والا بشر یک موجود احساسی است بهترین سیاست را امام سجاد علیه السلام انتخاب کرد و دعا را وارد عرصه زندگی کرد و از این طریق خودش ماند و مکتب را ماندگار کرد و مردم را متوجه کرد تا زمینه ای برای فرزند دلبندش امام باقر علیه السلام فراهم شد تا زمینه ساز مکتب جعفری شود زیرا زمینه مکتب جعفری که توسط امام صادق علیه السلام بیان شد توسط پدر بزرگوارش امام باقر علیه السلام فراهم شده بود بنابراین در حقیقت امام سجاد علیه السلام در پایه ریزی مکتب تشیع و احیای راه و روش سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و جدش امیرالمؤمنین علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها نقش اساسی داشته است، حضرت همه اینها را در این دعاها آورده است.

 

استاد بطحایی در پایان ضمن اشاره به معانی و مضامین عالیه ادعیه امام سجاد علیه السلام، متذکر شد: خود این دعاها دارای آموزه هایی است و فقراتی در آن نهفته است، صحیفه سجادیه هم دعا است هم اخلاق، هم سیاست، هم تمدن و هم مدنیت است امام سجاد علیه السلام حق بزرگی به گردن مسلمین دارد متأسفانه برخی امام سجاد علیه السلام را امام زین العابدین بیمار خطاب می‌کنند این تعبیرها زشت است و مناسب شأن حضرت نیست مردی که با آن کسالت روحی و جسمی در دنیایی که طلسم جهل فراگیر بود، فهم و شعور در جا می زد، کاری کرد که تمام نقشه های بنی امیه را نقش بر آب کرد، یزید کسی است که بیاید عذرخواهی کند و عطوفت بخرج دهد و ابراز پشیمانی کند؟ کار به جایی رسیده بود که هر کسی انکار می کرد و آن را به گردن یکدیگر می انداختند، طوری شد تا در جمعی که از کربلا آمده بودند تا جایزه بگیرند هر کدام تقصیر را به گردن دیگری می انداخت، یزید گفت خدا لعنت کند ابن مرجانه را خدا لعنت کند شمر را، یکی در همان مجلس صدایش بلند شد و گفت لعن بکن به کسی که طرح و دستور و پول داد، «سبب اقوی از مباشر است» البته آنها شعور این را نداشتند که بحث حقوقی کنند، مباشر آنها بودند که در کربلا آمدند و سر بریدند و غارت کردند و اسیر کردند سبب آنی است که دستور داد، نیرو و پول فرستاد، قول و وعده و وعید داد بنابراین امام سجاد علیه السلام با یک بنیه الهی و فضل پرودگاری نقشه شوم قدرت یزیدی را در شام آن هم در بحبوحه قدرت امویان نقش بر آب کرد سلام الله علیه و علی اصحابه و انصاره و اتباعه الی یوم القیامة./220/20/20

 

ش, 08/16/1394 - 13:35

دیدگاه جدیدی بگذارید