چندین کار باید صورت بگیرد؛ تثبیت مرجعیت، تثبیت تقلید، نفی همه کشیشی، مثلا یک مداح ما در برابر یک مرجع تقلید به راحتی موضع می گیرد هیچ ناهنجار و منکر هم به حساب نمی آید، اصل و ناب ها را باید از بدل ها جدا کرد، ترویج عقل مفسر دین، القای یک نگاه تمدنی به روایات نه نگاه موردی و مقطعی، در طلبه و روحانی امروز باید یک نگاه تمدنی البته برخواسته از قرآن و روایات باشد به طوری که مجموعه اخبار را به عنوان یک راهبرد کلان نگاه کند.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد ابوالقاسم علیدوست در اجلاسیه عمومی نشست دوره ای اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم با موضوع «ضرورت توسعه مباحث مهدویت در حوزه و پاسخگویی به شبهات در این زمینه» که چهارشنبه شب در دفتر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی برگزار شد به ایراد سخن پرداخت و بیانات زیر را ایراد نمود.
جلسه ای که خداوند بزرگ توفیق داده است من خدمتگذار شما باشم یک استثنا است، حضور مرجع بزرگوار آیت الله العظمی صافی گلپایگانی شخصیتی که موضوع جلسه امشب در ارتباط و پیوند با او است و اثری جاودان و خالد در این زمینه دارد، بیت محترمی است که خاطراتی از این بیت هست که به یک مرجع بزرگ حضرت آیت الله العظمی سید محمد رضا گلپایگانی قدس سره انتصاب دارد و جلسه ای که با حضور صدها استاد سطح عالی و خارج حوزه برگزار شده است و بالاخره موضوع جلسه، موضوعی است که نه شیعی است، نه اسلامی است و نه به ادیان توحیدی اختصاص دارد بلکه دین واره های ساخته شده توسط دست بشر هم در این زمینه حرف و سخن دارند از این جهت بحثی که مطرح می شود باید بحثی باشد که در خور این موضوع فخیم و فاخر باشد.
با سلام و درود بر ارواح همه عالمان دین و مراجعی که در این کوچه تاریخی می زیستهاند علمای بزرگی همچون آیت الله العظمی حائری، آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی و آروزی سلامتی برای مراجع و حضرت آیت الله صافی گلپایگانی و رهبری معظم انقلاب بحث کوتاهی را خدمت شما مطرح می کنم.
همان طور که اشاره فرمودند عنوان جلسه «ضرورت توسعه مباحث مهدویت در حوزه و پاسخگویی به شبهات در این زمینه» است بنده سؤالی دارم که در درون این سؤال نقدی هم نهفته است، یادتان باشد حدود ۱۹ ماه قبل مشابه همین جلسه در همین مکان محترم در تاریخ ۲۶ رجب ۱۴۳۵ جلسه ای برگزار شد و بحثی با عنوان «نقش اساتید در ارتقای آموزش اعتقادات با محوریت امامت و ولایت» مطرح شد، بحث هایی مطرح شد پیشنهادهایی داده شد، خوب چه کاری صورت گرفت؟ چون مسلما نشست دورهای اساتید به ما هو هو موضوعیت چندانی ندارد، نشست دورهای اساتید برای آن است که مباحثی مطرح شود و پی گیری شود اگر مباحث پی گیری شده است، مناسب بود گزارشی ارائه می شد و اگر پی گیری نشده است نباید حداقل جلسه امشب را به سرنوشت آن جلسه مبتلا کرد به هر حال آنچه که مهم است این می باشد که ما در زمینه موضوع سخن تقصیر داریم؛ یک تقصیر در معرفت، دو تقصیر در برنامه ریزی، سه تقصیر در تبلیغ.
اگر بخواهم در مورد نکته سوم اشارتی داشته باشم اینکه ببینید در خطبه های ما، سخنرانی های ما، نماز جمعه ها، محرم، صفر، ماه مبارک رمضان چقدر فنی، منضبط و نهادینه شده با آغاز و انجامی روشن به موضوع پرداخته می شود البته نمی توان تلاشهایی را که می شود نادیده گرفت، بعضی از مراکز تخصصی دارند کار می کنند و شاید هم خوب بود که آنها هم گزارشی از کارها میدادند اما این باعث نمی شود که بگوییم تقصیری در کار صورت نگرفته است؛ شما اگر قبل از انقلاب را در نظر بگیرید یک انجمنی بود به نام انجمن حجتیه و این انجمن عهده دار مباحث مهدویت در قبل از انقلاب بود، در واقع این انجمن دو کار می کرد یکی کار اثباتی که به بحث های مهدویت می رسید و دیگر کار سلبی که مبارزه با بهائیت بود بعد از انقلاب برای این جریان مشکلاتی پیش می آید ابهاماتی است، سؤالاتی است، پرسشهایی است که باعث می شود این انجمن آرام آرام از صحنه سیاسی، اجتماعی، دینی کشور نمی گویم صد درصد ولی کنار میرود.
بنده فکر می کنم همان موقع این اشتباه استراتژیک رخ داد که بدل تعیین نشد یعنی همزمان با کنار رفتن آن دیگری جایگزین نشد چون فضای قبل از انقلاب این است که این کار مال آن انجمن است یعنی برندش آن است و با آن پیوند می خورد آن هنگام وقتی کنار می رود این مباحث کنار می رود در حالی که می بایست همزمان که به هر دلیل آن جریان کنار می رود یک جریان قوی این جریان را هم در بحث اثباتی و هم در بحث سلبی عهده دار شود ولی در این مدت طولانی به محاق می رود البته آرام آرام بعدها مراکزی تأسیس می شود، کتابهایی نوشته می شود، بحث هایی می شود ولی تناسبی بین احتیاج و فعالیت وجود ندارد یعنی به محاق رفتن یک محور و نیامدن یک بدل باعث بروز مشکلاتی می شود و از طرف دیگر انقلاب می شود و بحث تشیع مطرح می شود و بحث مهدویت در کنار تشیع مطرح می شود.
در سال ۲۰۰۳ صد و ده تئوری پرداز یهود دور هم جمع می شوند و کنفرانسی به عنوان کنفرانس تلاویو دارند این همایش کمیسیونی تحت عنوان «ماهیت جنبش های شیعی در خاورمیانه» دارد برون داد و خروجی این همایش عظیم این است که تشیع دو محور دارد «عاشورای سرخ و مهدویت سبز» یعنی به تعبیر خودشان یک هلالی که از سرخ شروع می شود و به سبز تمام می شود، ببینید وقتی اینها یک نقطه کانونی به حساب می آوردند برایشان اهمیت دارد.
شما اگر کتاب «برخورد تمدن ها» از ساموئل هانتینگتون را ببینید یا کتاب «آینده جهان» از آلوین تافلر را ببینید وقتی مطرح می کند که ما در آینده جنگ سه تمدن داریم تمدن غرب به رهبری آمریکا، تمدن کنفوسیوس به رهبری چین و تمدن اسلام به رهبری تشیع را داریم به اصطلاح خودشان لیدر این جریان اسلامی تشیع است آنها اهل سنت را یک دره هولناکی می دانند مخصوصا الان در این وضعیتی که به وجود آمده خودشان به «دره توحش و خشونت» تعبیر می کنند این آخرین تعبیری است که در روزهای اخیر از آنها صادر شده است، اینها بحث مهدویت و تشیع را هم به عنوان یک تهدید و هم به عنوان یک ظرفیت نگاه می کنند یعنی اگر بخواهند مبارزه هم کنند دوست دارند با تشیع مبارزه کنند.
می گویند ما که اسلام را نمی توانیم فاکتور بگیریم و اسلام هم با تشیع، آن هم با جنبه تعقلش معنا می شود آن چه بیشتر روی آن تمرکز دارند بحث تعقلش است و حتی امامت را هم در راستای تعقل شیعه می دانند که استاد نظری منفرد به نوعی به آن اشاره کردند و لذا می گویند در آینده جنگ سه تمدن است همین جناب آقای هانتینگتون می گوید ما با چین مشکل نخواهیم داشت چون جنگ ما با آنها جنگ اقتصادی است اما جنگ اعتقادی و جنگ باور با تشیع است توجه کنید وقتی اینها این گونه نگاه می کنند باز برنامه ریزی می کنند الان گزارشی که بنده از کسانی که در این زمینه مطالعه دارند گرفتم سه نظر تا امروز در بحث مهدویت در غرب مطرح است یک نظر مانند مانگا ریوس و دیگران است که می گویند مهدویت یک افسانه است یک تراثی از یهود و مسیحیت و گاهی هم اضافه می کنند از زرتشت که به شیعه وارد شده است و الا مهدی وجود ندارد معاذ الله.
یک نظریه ماروین است که می گوید اتفاقا مهدویت درست است و رمز ترقی و رستگاری تشیع همین است یعنی یک نگاه مثبت دارد اما الان این دو نظر کنار رفته است و نظری که الان امثال ریچاردسون دارند مطرح است اینها مهدویت را می پذیرند نمیگویند افسانه است اما می گویند دجال ما است و حتی کتابی دارد با عنوان «ضد مسیح اسلامی» و این ضد صفت اسلام است نه صفت مسیح یعنی اینکه الان مهدویت وجود دارد افسانه نیست اما با منجی آخر الزمان که مسیح باشد مبارزه می کند و ضد مسیح اسلامی است ضد مسیح که اسلامی است و مسیح هم که ناجی است الان دارند روی این کار می کنند بنده این کتاب را تا حدودی مطالعه کردم عجیب است، متأسفانه نکته هایی در بعضی متون پیدا می کنم مانند بحثی که اشاره کردند بحث خونریزی با اینکه بحث خونریزی در روایات، تاریخ ندارد و چندین قرن بعد در بعضی از کتابها دیده شده است و ریشه هم ندارد بعد ببینید ما با چنین مسأله ای مواجه هستیم بنابراین سخنی و شکی و تردیدی در ضرورت توسعه مباحث مهدویت وجود ندارد.
بنده در قسمت دوم سخن می خواهم بگویم «ضرورت توسعه مباحث در خدمت مهدویت»، چون مباحث مهدویت یک نوع مباشرت و مستقیم است اما ببینیم که حال ما باید بحث مستقیم کنیم یا غیر مستقیم، الان در کشورمان سه جریان بابیت فعال است بنده نام نمی برم چون تا بشود نام نبرد بهتر است این سه جریان که بنده به عنوان بابیت مطرح می کنم که بابیت دوم بگوییم پنج مطلب دارند اول هدف قرار دادن مرجعیت است، هدف قرار دادن هرم تشیع الان که در عصر غیبت، مرجعیت است، یک تفکری که امروزه به «همه کشیشی» تعبیر می کنند همانی که پروتستانیسم مسیحی، پروتستانیسم اسلامی به اصطلاح یک همچنین چیزی را مطرح می کنند می گویند مرجعیت معنا ندارد، همه کشیش باشند به تعبیر مسیحی یعنی همه آخوند و روحانی و اسلام شناس باشند به تعبیر شیعی و اسلامی آن، هدف ولی مرجعیت است،کافی است شما همین کتبی که از این سه جریان منحرف وجود دارد بخوانید راحت متوجه خواهید شد. حوصله هم ندارند لا به لای حرفهایشان بگویند، همان اول مرجعیت را هدف قرار دادند.
دوم تضعیف نهادهای تابع و پشتیبان مرجعیت مثل حوزه، مثل وجوهات، مثل تقلید الان در کشور ما راحت مطرح می شود که نمی خواهد ما از مرجع زنده تقلید کنیم ما رساله علامه مجلسی را می گذاریم جلوی خودمان و تقلید می کنیم دیگری از آنها میگوید ما کتاب شرایع صاحب شرایع را تقلید می کنیم با یکی از آنها صحبت می کردم، گفتم چرا شرایع؟ گفت بر اساس خوابی که مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل می کنند که در آن خواب گفته بودند که ما کتاب شرایع را قبول داریم و یاد کردند ما بر اساس آن تقلید از شرایع می کنیم، ببینید این یک جریان ساده نیست این ابتدا مرجعیت را هدف قرار می دهد بعد نهادهای اطراف مرجعیت را هدف قرار می دهد و کار سوم آنها بدل سازی است هم برای مهدی اروحنا له الفداء و هم برای سایر ارکان و اعتقادات بدل سازی میکنند در چند سال اخیر در عربستان هشت تا مهدی سنی ظهور کرده است و این غیر از جریان های بابی و بابیت است، دیگری روحانیت یعنی برای روحانیت و برای معارف بدل درست می کنند.
حرکت چهارم عقل ستیزی است و بنده در این جلسه مهم عرض کنم یک اخباری گری خطرناک البته شاید بعضی از جریان های اخباری قابل دفاع باشند اما بعضی از جریانات اخباری گری که مخصوصا در ستیزه با عقل هستند خطرناک است لذا شما میببینید بر همین اساس سراغ قرآن می روند و قرآن را کتاب تحریف شده می دانند آیت الکرسی را که از آنها ثبت شده با آیت الکرسی ما متفاوت است می گویند بر اساس بعضی از روایات است ببینید این فعالیتها شده است ما باید مطابق فعالیت آنها کار کنیم و الا دشمن به سر می زند ما سپر به کمر بسته ایم.
از این جهت بنده پیشنهاد می دهم که چندین کار باید صورت بگیرد: یک تثبیت مرجعیت، تثبیت تقلید، نفی همه کشیشی اینکه هر کس از راه برسد الان شما نگاه کنید مثلا یک مداح ما در برابر یک مرجع تقلید به راحتی موضع می گیرد هیچ ناهنجار و منکر هم به حساب نمی آید؛ دوم اصل و ناب ها را باید از بدل ها جدا کرد، ترویج عقل مفسر دین، عقل به تعبیر یکی از بزرگان «عقل مصباح» عقل ابزاری که در خدمت دین قرار بگیرد، القای یک نگاه تمدنی به روایات نه نگاه موردی و مقطعی، در طلبه و روحانی امروز باید یک نگاه تمدنی البته برخواسته از قرآن و روایات باشد به طوری که مجموعه اخبار را به عنوان یک راهبرد کلان نگاه کند، قرآن باید ساحتش معلوم باشد، تراث های اسلامی نیز باید همین گونه باشند.
بنده یادم است ۱۹ ماه قبل همین جا عرض کردم ما یک سری تراث ها در اسلام داریم که «من الاسلام» است اما «للانسان» است نهج البلاغه ما «من الاسلام» است، «ولید الاسلام» است ولی «للانسان» است شما می توانید با نهج البلاغه با همه دنیا با بودیسم، هندوئیسم، ماتریالیسم ارتباط برقرار کنید، صحیفه و قرآن ما همین طور است اینها باید زنده شود البته وقتی اینها زنده شد خود به خود تلاش موهوم دشمنان فرو می ریزد، او وقتی سراغ مرجعیت می رود ما هم باید سراغ مرجعیت برویم، او وقتی تقلید را هدف قرار می دهد ما هم باید تقلید را هدف قرار دهیم، او وقتی قرآن را تحریف شده معرفی می کند ما باید از قرآن دفاع کنیم، او وقتی معارف اهل بیت علیهم السلام را با چهار تا درویش و مداح و امثالهم هدف قرار می دهد ما هم باید معارف اهل بیت علیهم السلام را هدف قرار دهیم و تبلیغ کنیم البته اگر این کار شود کار موفقی است.
آخرین عرض من این است که ببینید یک حرکت هماهنگی باید باشد خوب این جلسه بسیار ارزشمندی است بسیار گران قیمت است ثبت می شود اما به شرطی که بعدش یک اتاق فکری تشکیل شود صاحبان تفکر و اندیشه بگویند خوب بحث هایی که شد حالا چه کار باید کرد روی آن برنامه ریزی شود حتی باید در آن غیر حوزه درگیر شود، شما می دانید ما در برخورد با فرقه های مختلف قانون نداریم تا حالا سه مرتبه قانون رفته است و هر بار با یک مشکل روبرو شده است البته در همین اواخر کمیسیون مجلس دارد کار می کند یک طرحی رفته است اما گاهی اوقات دادگاه ویژه و امثال آن می گویند ما قانون نداریم و لذا افرادی را که دستگیر می کنند می برند در خط مثلا عمل منافی عفت که معمولا اینها دارند و نمی خواهند برای آنها بتراشند وجود دارد در آن خط و بخش میرود بعد هم دستگیر می شوند، یعنی قانون مستقیم نداریم باید حوزه از یک طرف، نهاد حاکمیت اعم از دولت و قوه قضائیه از طرف دیگر نقص قانون را برطرف کنند باید دانشگاه ها درگیر شوند، جامعه متدینان درگیر شوند، یک مجموعه باید دست به دست هم دهند البته کار می شود.
یکی از دوستان می گفت که ما زحمت زیادی کشیدیم و ده هزار صفحه مطلب تولید کردیم و روی سایت گذاشتیم گفت ما سه شنبه گذاشتیم شنبه بعد بهائیت اکثرش را جواب داد یعنی با چهار روز که نمی توانند جواب دهند، آماده اند یعنی شما فعالیت کنید آنها فعالیت می کنند باید شبهات را شناخت بعضی از شبهات کهن است دهها بار پاسخ داده شده است اما بحث های اساسی تر مطرح است که الان مهدی می خواهد چه کار کند؟ از کجا شروع می کند؟ چگونه شروع می کند؟ باید شبهات روز را شناخت البته پاسخ هم داد در همین حال جایگاه اصلی این کار حوزه های علمیه است./220/30/20
دیدگاه جدیدی بگذارید