استاد علیدوست:

کسی که هم نور ولایت و هم نور امامت و هم نور نبوت و هم نور حجیت را دارد فقط فاطمه است

 

یکی از حرکاتی که بعد از انقلاب انجام شد و خیلی هم دشمن را عصبانی کرد همین ایام فاطمیه است، مخصوصا وقتی که از سوی نظام روز سوم جمادی الثانی به عنوان تعطیل رسمی اعلام شد، هر دو فاطمیه را باید بزرگ داشت.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد ابوالقاسم علیدوست، در جلسه ای با حضور اساتید و طلاب که به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها برگزار شده بود، بیانات زیر را ایراد نمودند: قال رسول الله صلی الله و علیه و آله: «ان اول شخص يدخل الجنة فاطمة» جلسه به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها تشکیل شده است و جمع هم جمع فرهیخته ای است. در مورد تاریخ شهادت حضرت اقوال مختلفی وجود دارد، برخی که این اقوال را جمع کرده اند، تا شش نظر و روایت را رسانده اند. ولی روایت هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله و علیه و آله هم سند خوبی دارد و هم در کتاب معتبر کافی نقل شده است. بسیاری از عالمان نفس نقل یک روایت در کتاب کافی را برای اعتبار آن کافی می دانند، فارغ از اینکه سند دارد یا نه. نقل های دیگری به 95 روز و حتی 40 و تا شش ماه داریم اما معمولا از گذشته ها و در بین عالمان، مخصوصا در نجف بین 75 روز و 95 روز مردد بوده و مراسم در دو دهه گرفته می شده است.

 

شاید به ذهن برسد که کاش ائمه علیهم السلام این موضوع را روشن می کردند و این تردید جالب نیست، ولی من به شما عرض کنم که گویا ائمه علیهم السلام اصراری به روشن کردن این موضوع نداشتند بلکه اصرار داشتند تا مبهم بماند. زمانی خدمت آقای مقتدایی بودیم ایشان نقل می کرد که سال 1350 شمسی، مکه مشرف شده بودم و در مکه، شیخ علی کاشف الغطا را دیدم، ایشان که از علمای برجسته و روشن نجف در دوران خودش است، به من گفت که زمانی جد ایشان شیخ جعفر کاشف الغطا از علمای درجه اول نجف دیده بود که جالب نیست تا شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها مردد باشد زیرا زمانی که دو فاطمیه داریم جلسات عزا رونق ندارد، لذا تصمیم گرفتم آن را روشن کنم و بک فاطمیه در نجف اعلان رسمی کنم، لذا کتاب ها را جمع کردم و شب ها تا صبح کار می کردم، یکی از شب ها که مشغول مطالعه بودم دیدم که نزدیک های سحر مادرم به سراغم آمد، دیدم که خیلی ناراحت است، مادرم پرسید چه کار می کنی؟ گفتم که یک کار علمی می کنم، مادرم گفت که تو کار خطایی می کنی، من امشب صدیقه طاهره سلام الله علیها را به خواب دیدم، ایشان را از دست تو ناراحت دیدم، پرسیدم چرا؟ حضرت فرمودند که پسرت می خواهد ایام عزاداری شهادت من را کم کند. مرحوم کاشف الغطا گفته بود که تا این را دیدم تمام کتاب ها را جمع کردم.   

 

چون مخاطبان جلسه بیشتر اساتید و طلاب هستند مطلبی را عرض کنم، من با توسعه عزاداری یا با درست کردن دهه های مختلف خیلی موافق نیستم و فضا را خوش عاقبت نمی بینم، اما آن عزاداری هایی که تاریخ دارد مثل همین ایام فاطمیه سلام الله علیها فرق دارد. یکی از حرکاتی که بعد از انقلاب انجام شد و خیلی هم دشمن را عصبانی کرد همین ایام فاطمیه است، مخصوصا وقتی که از سوی نظام روز سوم جمادی الثانی به عنوان تعطیل رسمی اعلام شد.

 

هر دو فاطمیه را باید بزرگ داشت اولا چون سند دارد، مثل بعضی از این هفته ها و دهه ها نیست که تاریخش به فلان مداح در فلان حسینیه برگردد، ثانیا مطلب اهمیت دارد، امروزه جهان اهل تسنن که مدافع حوادث بعد از رحلت پیامبر هستند، مقابل این سوال عاجزند که چرا نباید روز شهادت و قبر حضرت زهرا سلام الله علیها معلوم باشد؟ یک دختر بچه می میرد قبرش مشخص است و سنگ قبر دارد، اما کسی که «ان اول شخص يدخل الجنة» هیچ اثری ندارد. این از چیزهایی است که ائمه علیهم السلام خواسته اند مخفی بماند تا پیام داشته باشد. لذا اهمیت فاطمیه را باید درک کرد، کسانی که می توانند تبلیغ بروند یا مراسم بگیرند، باید فعال باشند. نکته سوم این است که این مطلب باعث عصبانی شدن دشمن می شود، شما اگر ببینید که شاگردان سقیفه بنی صاعده چقدر از این جریان عصبانی اند. چه داخل و چه خارج از کشور. باید بگوییم که از این جریان عصبانی باشید و از این عصبانیت بمیرید.

 

روحانیت باید نسبت به این پدیده ها، راهبر باشد و نه رهرو،  هادی باشد نه پیرو، مدیریت کند و نه اینکه مدیریتش کنند. نکته ای که گاهی انسان به عنوان یک خطر تلقی می کند این است که بعضی از مبلغان و روحانیون رهرو اند و دیگران آنها را می برند، یک مداح اینها را راهنمایی می کند. در هیچ روایتی نگفتند که شما پیرو دیگران باشید، البته غیر از پیرو اهل بیت علیهم السلام و بزرگان دین بودن. باید نظام تبلیغ را دست گرفت و مدیریت کرد. اولا اینکه ما به دور خودمان حصار بکشیم غلط است، ما باید جوابگو باشیم. فردای قیامت که کسانی را می آورند از آنها می پرسند: «هلا عملت» چرا عمل نکردی، می گوید: «نمی دانستم» می گویند: «هلا علمت» چرا یاد نگرفتی، می گوید به من نگفتند، دست من را نگرفتند، آخوندها و روحانیون نگفتند. بعد می گویند که شما از کدام شهر هستی، می گوید که مثلا تهران. چه سالی؟ مثلا دهه 90، می بینند که آخوندهای آن شهر در آن زمان چه کسانی بودند و تک تک آن ها را می آورند، از آیت الله تا حجت الاسلام تا ثقة الاسلام، اگر بگوییم که ما گفتیم یا کار مهمتری مشغول بودیم، عذر موجه است، اما اگر نتوانستیم چیزی جواب دهیم چه کار باید بکنیم؟ لذا باید رفت، منتها وقتی آدم می رود، زاد و توشه حلال ببرد، غذای بهداشتی ببرد، به تعبیر قرآن «طیبات» ببرد، نه سم و غذاهای بی خاصیت. برخی از معارف ناب است و بسیار مفید، برخی قصه است نه ضرر دارد و نه فایده و برخی دیگر سم است.

 

رفتارهایی که اهل بیت علیهم السلام و علما، با مبلغان داشتند عجیب است. میرزای شیرازی دست مبلغ و روضه خوان را می بوسید آقا سید عبدالهادی شیرازی نقل می کند که یک شب خواب دیدم که امام حسین علیه السلام و خصرت ابوالفضل علیه السلام به بیرونی خانه ما تشریف آورده اند. دو صندلی در آنجا بود که روی آنها نشستند. دفتری در دست حضرت ابوالفضل علیه السلام بود و  حضرت امام حسین علیه السلام هم فرمان می دادند که اسم فلانی را خط بزن و اسم سید جعفر را بنویس. آقا سید جعفر برادر خانم آقا سید عبدالهادی بوده است که در بیت آقا سید عبدالهادی رفت وآمد می کرده است. عظمت خواب، آقا سید عبدالهادی را بیدار می کند و دیگر خوابش نمی برد. صبح زود آقا سید جعفر شیرازی به خانه آقا سید عبدالهادی می آید، آقا سید عبدالهادی می پرسد که دیشب من خوابی در مورد تو دیدم، تو چه کرده ای؟ گفت من کاری انجام نداه ام، فقط دیشب که شب اول محرم بود از حرم حضرت امیر علیه السلام که بیرون آمدم خیلی دلم گرفته بود، با خودم گفتم که من در روضه سید الشهدا علیه السلام خیلی گریه کرده ام اما کسی را نگریانده ام. به خانه برخی از رفقا رفتم و کتاب «جلاء العیون» مجلسی را گرفتم و به خانه رفتم به زن و بچه ام گفتم بنشینید تا من برای شما روضه بخوانم، روضه خواندم و خودم و بچه ها گریه کردیم. این جوری مزد می دهند، گاهی برای یک کار کسی را خط می زنند و کسی را وارد می کنند. باید رفت و با زاد و توشه حلال هم رفت.

 

روایتی که برایتان خواندم از رسول خدا صلی الله علیه و آله سلم بود. «ان اول شخص يدخل الجنة فاطمة» این روایت را ابوحامد اسفراینی از علمای سنی نقل کرده که سلسله سندی دارد که به ابوهریره می رسد. حرف های ابوهریره برای ما اعتبار ندارد اما وقتی برای ما از اهل بیت علیهم السلام می گوید اعتبار پیدا می کند چون اینها کسانی بودند که فضائل اهل بیت علیهم السلام را انکار کنند. ترجمه روایت خیلی ساده است، «اول کسی که وارد بهشت می شود فاطمه سلام الله علیها است» کلام روشن است ولی سوالی که پشت این است که چرا اولین شخص وارد شونده به بهشت فاطمه سلام الله علیها است، با توجه به اینکه در قیامت همه چیز حساب و کتاب دارد، باید ببینیم که چرا این طور است؟ «والوزن يومئذ الحق» قیامت این طور است.

 

نکته ای که من جایی ندیدم را عرض می کنم. مقدمه این است که ببینیم که آیا ما از جنس زنان پیغمبری داشته ایم یا نه؟ برخی گفته اند که برخی از پیامبران زن بوده اند و حتی نام هم برده اند، اما ظاهر قرآن خلاف این است، غیر از آن 25 نفری که نام برده است و همه آنها هم مرد هستند، دو جا نیز جنسیت پیامبران را مشخص کرده است. یکی در سوره انبیا آیه 7 و دیگری در سوره نحل آیه 43 بوده است. «وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ» رجال یعنی مردان. یعنی پیامبران قبل از تو مردان بودند. ولی مطلب این است که چه ما پیغمبر زن داشته باشیم یا نداشته باشیم، یا وصی پیغمبر از جنس زن داشته باشیم یا نداشته باشیم، نمی توانیم این مطلب را انکار کنیم که برخی از زنان حامل لب و روح و مغز نبوت و امامت بوده اند.

 

شاید طبق تعریف علم کلام ما پیامبر و امام از جنس زن نداشتیم، اما من می خواهم نبوت رسمی را از روح و لب نبوت جدا کنم. اعتقاد ما این است که فاطمه زهرا سلام الله علیها پیامبر و امام نبود ولی از لب نبوت و امامت و ولایت برخوردار بود. اینکه در احادیث حضرت را «محدِّثه» و «محدَّثه» نقل کرده اند شکی نیست. ایشان را «محدِثه» می گفتند چون در زمانی که مادرشان حامله بود با مادرشان صحبت می کرد و ایشان را «محدَّثه» می گفتند چون بعد از رحلت پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم جبرئیل علیه السلام مطالبی را غیر از وحی به ایشان می فرمود و ایشان به امیر المومنین علیه السلام می گفت و حضرت هم می نوشت، حاصل این تحدیث کتابی است به نام مصحف فاطمه سلام الله علیها. در این کتاب حلال و حرام نیست اما خبرهای ماکان و ماهوکائن و ما یکون است.

 

ما فاطمه سلام الله علیها را ام الائمه می دانیم. حضرت بدون تردید غیر از اینکه مادر آنها است حامل نور امامت است. کسی که هم نور ولایت و هم نور امامت و هم نور نبوت و هم نور حجیت را دارد فقط فاطمه سلام الله علیها است. نمی خواهیم بگوییم که مقام فاطمه زهرا سلام الله علیها بالاتر از مقام پیامبر است، اما به خاطر حامل بودن یکجای این نورها، اول باید این نور به داخل بهشت برود. یعنی «ان اول شخص يدخل الجنة فاطمة» نه «بما هی» فاطمه بلکه «بما هی حامل نور امامة و نبوة و ولایة و حجیة» است.

 

امیدواریم اولا این معارف را بفهمیم و ثانیا به دیگران منتقل کنیم و ثالثا استفاده کنیم و رابعا ذخیره قیامت مان باشد./250/30/20

 

ش, 12/22/1394 - 21:05

دیدگاه جدیدی بگذارید