آیت الله محمد تقی مصباح یزدی:

مرحوم آیت الله خوشوقت از لحاظ علم و تقوا و بصیرت اجتماعی و تربیت شاگردان کم نظیر بود

نسبت دنیا به آخرت نسبت ماشینی است که باید سوار شوند تا به مقصد برسند البته ماشین باید سالم باشد تا به مقصد برسد، باید این را هم سالم نگه داشت، البته نه اینکه همه اش به فکر آن باشیم.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، درس اخلاق هفتگی آیت الله محمد تقی مصباح یزدی به همراه سومین سالگرد درگذشت عالم فرزانه مرحوم آیت الله خوشوقت، چهارشنبه شب در دفتر مقام معظم رهبری در قم برگزار شد.

 

در این جلسه بعد از قرائت آیاتی از قرآن مجید، از سوی استاد برجسته اخلاق حوزه علمیه بیانات زیر ایراد شد:

 

ایام سوگواری صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها را به پیشگاه مقدس ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه دوست داران اهل بیت علیهم السلام تسلیت عرض می کنم.

 

قبل از شروع بحث هفتگی خودمان برای اطاعت امر مقام معظم رهبری عرض می کنم که روز سرنوشت سازی در پیش داریم که وظیفه شرعی و عقلی همه ما است که در انتخابات شرکت کنیم و به کسانی که برای اسلام و مسلمین نافع تر هستند رای دهیم. از خدای متعال درخواست می کنیم به برکت حضرت زهرا سلام الله علیها این انتخابات را برای جامعه ما مبارک قرار دهد و کسانی انتخاب شوند که میراث شهدای ما را نگهبانی کنند و وظایف خودشان را نسبت به اسلام و مسلمین به نحو احسن انجام دهند.

 

نکته دیگر این است که در سومین سالگرد عروج ملکوتی عالم جلیل القدر مرحوم آیت الله خوشوقت هستیم که یکی از علمایی بودند که هم از لحاظ علم و هم از لحاظ تقوا و هم از لحاظ بصیرت اجتماعی و تربیت شاگردان کمتر نظیرشان را سراغ داریم. عاجزانه از خدای متعال درخواست می کنیم که روحشان را با اولیاء الله محشور گرداند و جای خالی ایشان را پر بفرماید و به همه ما توفیق قدردانی از این شخصیت را عطا بفرماید.

 

در هفته گذشته به اینجا رسیدیم که دومین عاملی که باعث سقوط انسان می شود دنیا است. در جلسه قبل توضیحی در مورد مفهوم دنیا و علت نکوهش آن عرض کردیم. گفتیم که نکوهش دنیا به خاطر مخالفتی است که با سعادت های برتر دارد وگرنه خود وجود دنیا خود به خود مذمتی ندارد بلکه وسیله تکامل بزرگان بوده است. دو نکته در جلسه قبل عرض کردیم یکی در مورد مدت استفاده از نعمت ها در دنیا در مقابل مدت آن در آخرت بود. تعلق به دنیا است که ما را از رسیدن به ثوابهای بی شمار اخروی منع می کند، این جهت دنیا مذموم است. نکته دیگری در این مورد این بود که نعمت های اخروی از لحاظ کیفیت و شدت لذت و شعف آن با لذت های دنیا قابل مقایسه نیستند. لذت های دنیا اکثرا با حیوانات مشترک است همه لذت های دنیا در مقابل لذت های اخروی از لحاظ کیفیت بسیار ناچیز است. این دو نکته ای است که در آیه «وَالآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى» به آن اشاره شده است.

 

ولی برتری آخرت به دنیا تنها به این دو عامل نیست. این دو تا عامل عوامل ساده است که همه می فهمند. فرق سوم هم نسبتا برای همه قابل فهم است برای همه. اگر دقت کرده باشید نعمت هایی که ما در این دنیا داریم همه اینها مخلوط با رنج ها و گرفتاری ها و سختی ها است در واقع ما نعمت خالص نداریم. «قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ» نعمت های خالص در قیامت است. نعمت های این دنیا توام است با رنج ها و قصه ها. برای تهیه یک غذایی که مالک مواد اولیه اش هم هستیم، باید آنها را بشوییم و خیس کنیم و شیوه پختن را یاد بگیریم اگر بلد نیستیم چقدر وقت صرف کنیم تا غذایی درست کنیم که در چند دقیقه آن را بخوریم و لذت ببریم. تازه این برای وقتی است که همه چیز را در خانه داریم، اگر نبود باید برویم کار کنیم، پول به دست بیاوریم و بعد بخریم. این تازه چیزی است که ما همه درگیر آن هستیم.

 

یک کسی به یک پست مملکتی علاقه مند شود و می خواهد در انتخابات برنده شود و نماینده فلان شهر شود. کسانی هستند که از سال ها قبل از یک طرف پول تهیه می کنند، حالا پول از کجا تهیه شود، حلال باشد یا حرام باشد، سالها این پول ها اندوخته شود برای روز مبادا. چه کسی را استخدام کند، چقدر پول دهد که عکس ها و پوستر ها را تهیه کنند و نصب کنند، باید تظاهر کند و این را تخریب کند و آن را تکذیب کند، باید شب و روز در ایام انتخابات نداشته باشد، آخرش که چی؟ حالا اینها که نماینده مجلس هستند چی دارند؟ حال فرض کنیم که همه اش هم حق باشد، آیا می ارزد؟ یک سری تکالیف سنگینی بر دوش انسان قرار می گیرد که باید با آنها دست و پنجه نرم کند.

 

یا انسان وقتی می خواهد همسر بگیرد، کسانی هستند که از اول بلوغشان فکر می کنند که با کی ازدواج کنند؟ برای اینکه این دختر را به ما بدهند چه قدر باید هزینه کنیم و چه کارها باید انجام دهیم تازه آیا بپذیرند یا نه، بعد با هم بسازند یا نه؟ فرض کنید این ها همه اش حلال باشد و هیچ چیز خلاف شرع نباشد، اما ببینید که چه اندازه زحمت دارد چقدر باید بی خوابی بکشد و فکر کند و تملق گوید؟ البته وقتی حکم شرعی رویش می آید یک حساب دیگری روی آن باز می کنند، اگر برای اطاعت خدا شد همه چیز عوض می شود. این واضح است که نعمت های دنیا توام با رنج ها و غصه ها و دردها است تازه اگر کار حرامی نکنیم.

 

اما ثواب آخرت خیلی فرق دارد یک لبخند به روی مومنی که دلش را شاد کنیم از اینکه هفتاد سال عبادت کنیم ثوابش بیشتر است. یک کمک به دوستی یا همسایه ای می تواند ثواب یک عمر عبادت را داشته باشد. ثواب آخرت خیلی فرق دارد، زحمت کم و سود فراوان. ولی در دنیا باید زحمت بکشیم و خون دل بخوریم تا بلکه چند ساعتی لذت ببریم. در لذت های دنیا اگر یک لذتی برای ما میسر است که با یک هزینه کمی می توانیم از آن لذت زیادی ببریم، از طرف دیگر لذتی داریم که ارزش آن کمتر است باید هزینه زیاد تری نیز بپردازیم. کدام عاقلی است که آن لذتی که طولانی تر است و هزینه کمتری دارد را انتخاب نکند.

 

لذت دنیا همیشه محدود است شما در نظر بگیر که آخرش صد سال که البته لذت های دنیا چند دقیقه بیشتر نیست در مقابل آن کاری است که هزاران و میلیون ها سال خوشی دارد، کدام را باید انتخاب کرد؟ این همین است که می گوییم که نباید فریب دنیا را بخوریم و دل به این لذت کوتاه دهیم و از لذت طولانی و برتر باز بمانیم. این چیزی که مذمت دارد، دل بستن به دنیا است. سه جهت طولانی بودن و با کیفیت بودن و خالص بودن را عرض کردیم برای این ها است که نباید فریب دنیا را بخوریم.

 

این سه نکته را کسانی که اهل فکر و محاسبه نیستند هم می فهمند اما نکته ای که کمی بالاتر است این است که ما وقتی این مقایسه ها را می کنیم، یک پیش فرضی داریم که ما زندگی مان دو بخش است، یک بخش زندگی مان این زندگی دنیا است و یک بخش طولانی تری چیزی است که در زندگی آخرت در پیش داریم. «خالدین فیها أبدا» اما زندگی دو بخش دارد. اما نکته چهارم می گوید که اشتباه می کنید، اصلا این زندگی ما در اینجا اقامت نیست، بلکه سفر است ما نباید این را جزء زندگی اصلی حساب کنیم، ما داریم راه می رویم که به خانه برسیم، زندگی ما از آن وقتی شروع می شود که در خانه اقامت کنیم. زندگی حقیقی ما از آن جایی است که استقرار پیدا کنیم. آنجا «دارالقرار» است و اینجا «دار المجاز» است، پل است. کسی که می خواهد به شهری برود و باید از مسیری عبور کند، آنها را جزء اقامت در آن خانه حساب می کنید، اینها که ما می رویم همه اش سفر است، ما برای اینجا خلق نشده ایم، این راهی است که باید بگذریم تا به جایی که برای آنجا خلق شده ایم برسیم. امیر المومنین علیه السلام در خطبه ۱۷۳ نهج البلاغه می فرماید: « أَلَا وَ إِنَّ هَذِهِ الدُّنْيَا الَّتِي أَصْبَحْتُمْ تَتَمَنَّوْنَهَا وَ تَرْغَبُونَ فِيهَا وَ أَصْبَحَتْ تُغْضِبُكُمْ وَ تُرْضِيكُمْ لَيْسَتْ بِدَارِكُمْ وَ لَا مَنْزِلِكُمُ الَّذِي خُلِقْتُمْ لَهُ وَ لَا الَّذِي دُعِيتُمْ إِلَيْهِ » این دنیایی که آرزوی رسیدن به خوشی هایش را دارید و آرزو دارید که بیشتر از آن متنعم باشید و رغبت شما در این است، اما این دنیا همیشه شما را خوشنود نمی کند بلکه برخی اوقات هم شما را ناخوشنود می کند، این دنیا خانه شما نیست. یک جاده ای است که شما باید از آن عبور کنید. این دنیا جایی نیست که شما برای آن خلق شده اید و حتی جایی نیست که شما را به آن دعوت کرده باشند، فقط جای عبوری است.

 

حضرت در خطبه ۱۳۲ می فرماید: «فَإِنَّ الدُّنْيَا لَمْ تُخْلَقْ لَكُمْ دَارَ مُقَامٍ بَلْ خُلِقَتْ لَكُمْ مَجَازاً لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا الْأَعْمَالَ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ » دنیا جای اقامت شما نیست، جایی نیست که در آن جا ساکن شوید، شما در آنجایی که خانه اصلی شما است، چیزهایی را احتیاج دارید که باید از اینجا تهیه کنید تا وقتی به آنجا می روید استفاده کنید. اینجا جای اقامت شما نیست. اینجا معبری است، فروشگاهی است، اینجا باید توشه بردارید، اسباب راحتی آنجا  را باید اینجا تهیه کنید، شما را به اینجا نیاورده اند تا بمانید. آمده اید. برای اینکه این اسباب را تهیه کنید باید زنده باشید و به همین اندازه هم گفته اند که غذایی بخورید تا بتوانید که وظیفه تان را انجام دهید. در یک کلمه زندگی دنیا بخش اصیلی از زندگی انسان نیست، یک وسیله است نه هدف. وقتی به خانه رسیدیم دیگر نمی شود برگردیم و دوباره تهیه کنیم.

 

حضرت در خطبه ۲۸۷ می فرماید: «إِنَّمَا أَنْتُمْ كَرَكْبٍ وُقُوفٍ لاَ يَدْرُونَ مَتَى يُؤْمَرُونَ بِالسَّيْرِ أَلاَ فَمَا يَصْنَعُ بِالدُّنْيَا مَنْ خُلِقَ لِلْآخِرَةِ  مَا يَصْنَعُ بِالْمَالِ مَنْ عَمَّا قَلِيلٍ يُسْلَبُهُ» شما مثل یک کاروانی هستید که در یک کاروان سرایی مدتی باید استراحت کنید تا به مرکب تان برسید، خود شما نمی دانید که کی شما را از اینجا حرکت می دهند، ما را آورده اند اینجا تا بمانید تا روزی به ما بگویند که حرکت است. شما برای آن حرکت آفریده شده اید، اینجا یک توقف گاه موقتی است. کسی که اقامت گاهش جای دیگری است چطور می تواند در اینجا بماند و دل به این ببندد؟ ما کاری به اینجا داریم و همان است که زاد و توشه ای برای آن دنیا برداریم. ما قرار نیست که در آن کاروان سرا اقامت کنیم، نباید فکر کنیم که اینجا جای ما است. یک مال امانتی و عاریه ای هم به شما داده اند یا مثلا ماشین دوستتان را گرفته اید تا مسافرت بروید، چیزی که به این زودی از شما می گیرند چرا به آن دل می بندید؟ این برای شما همیشه نمی ماند و باید از آن جدا شوید، کی از این دنیا رفته و اموالش را با خودش برده؟ بیین از این مال چطور می شود برای آن حاجت ابدی استفاده کنید نه اینکه به این مال دل ببندی. ما در کارهای دنیا به چیزهایی مبتلا می شویم که هیچ وجهی ندارد.

 

این دنیا و عمر صد ساله را به ما داده اند تا برای زندگی ابدی خودمان از آن استفاده کینم، ما خیال می کنیم که زندگی ابدی همین است. «یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ» اگر هزار سال هم به ما عمر دهند می گوییم که کاش یک هزار سال دیگر هم به ما بدهند با اینکه می دانیم که این اقامت گاه ما نیست و اقامت ما در جای دیگری است. نسبت دنیا به آخرت نسبت ماشینی است که باید سوار شوند تا به مقصد برسند البته ماشین باید سالم باشد تا به مقصد برسد، باید این را هم سالم نگه داشت، البته نه اینکه همه اش به فکر آن باشیم.

 

بیان دیگری که از همه اینها رساتر است، در خطبه ۱۳۳ می باشد که حضرت می فرماید: «إنّما الدنیا مُنتهی بَصَرِ الأعمی، لا یُبصِرُ مِمّا وراءَها شیئاً و البَصیرُ یَنفُذُها بَصَرُهُ و یَعلَمُ أنّ الدارَ وراءَها، فالبصیرُ مِنها شاخِصٌ و الأعمی إلَیها شاخِصٌ و البصیرُ مِنها مُتزوِّدٌ و الأعمی لها مُتزوِّدٌ» این دنیای مذموم، غیر از آن دنیایی است که وسیله آخرت است و نظر آلی به آن داریم. اگر که به دنیا به نظر آلی نگاه کنیم اصلا اهل دنیا نیستیم. مردم به دنیا به دوگونه نگاه می کنند، یک جور نگاه کورکورانه دارند و جور دیگر با بینایی است. برخی به خود این نگاه می کنند ولی پشت آن را نمی بینند، مثل اینکه شما آینه به دست بگیرید فقط برای اینکه آینه را نگاه کنید که شکل آن چیست و طول و عرضش چیست ولی صورت خودت را در آن نمی بینی و نسبت به آن کوری. آینه را ساخته اند تا صورت ما را نشان دهد وقتی ما خودمان را در آینه می بینیم که نظر آلی به آن داشته باشیم، آن وقت صورت خودمان را می بینیم. آنهایی که کورکورانه به دنیا نگاه می کنند از آن فراتر نمی روند و فقط به خود آینه نگاه می کنند ولی عکسی که در آن افتاده را نمی بینند. کسانی هستند که دنیا را نگاه می کنند برای آنکه از این دنیا چیزهای دیگری درک  کنند تا به سعادت برسند، همه اینها ابزار است. اگر کسی بصیر بود به دنیا نگاه ابزاری دارد. یک وقتی انسان به سوود چیزی نگاه می کند و یک وقتی آن را وسیله ای برای دیدن چیز دیگری قرار می دهد. من الان قریب به یک ساعت دارم با شما صحبت می کنم و همه شما را از پشت این عینک می بینم، اما باور کنید تا همین لحظه یادم نبود که من عینک به چشم دارم برای اینکه ابزاری به آن نگاه می کردم من نیامده ام تا تماشای عینک کنم، عینک زدم تا شما را ببینم. خدا دنیا را به ما داده است تا از آن به عنوان ابزار استفاده کنیم برای دار اقامت خودمان./250/43/20

 

پ, 12/06/1394 - 16:43

دیدگاه جدیدی بگذارید