خطبه حضرت در یک سطح است و خطابه ایشان در یک سطح دیگر معمولا خطبه های ائمه علیهم السلام اینگونه اند آنها در خطبه با خدای خود سخن می گویند، مساله توحید و وحی و نبوت و رسالت را در خطبه ذکر می کنند چون خیلی عمیق است اما خطابه که با مردم حرف می زنند، یک سطح متوسطی دارد.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی در ادامه درس اخلاق خود که پنج شنبه ها بعد از نماز ظهر و عصر در موسسه علوم وحیانی اسراء بعد از قرائت آیاتی از قرآن مجید برگزار می شود، بیانات زیر را ایراد نمودند:
می بینید که برخی افراد مشتاقانه به دنبال نماز اول وقت هستند و از کار خیر لذت می برند و از گناه منزجرند و بوی بد گناه آنها را آزار می دهد، پیامبر اسلام صلی الله و علیه و آله و سلم در بیانی نورانی فرمود: «تعطّروا بالاستغفار، لا تفضحكم روائح الذنوب» خود را با استغفار معطر کنید بوی بد گناه را از خود دور کنید این استغفار فقط عطر حسی نیست بلکه عطر معنوی هم هست. این در مورد خواندن قرآن هم هست، بارزترین مصداق قرائت قرآن همین نماز است. فرمود: «طَهِّروا أفواهَكُم» این غیر از مسواک کردن دندان است، مسواک کردن دندان یک سنت اسلامی است که آثار بهداشتی دارد اما در این حدیث حضرت می فرماید که دهان را پاک کنید نه دندان را. «طَهِّروا أسنانکم» جدا است. فرمود «طَهِّروا أفواهَكُم» باید دهان را و زبان را طاهر کرد، نه غذای شبهه ناک خورد و نه حرف شبهه ناک از این فضا بیرون داد. این دهان را تطهیر کنید زیرا از راههای قرآن است. «فَإِنَّهَا طُرُقُ الْقُرْآنِ» اگر بخواهد اثر بخش باشد باید از یک مسیر طیب و طاهر بگذرد. چون راه عبور قرآن است نه غذای مشتبه وارد شود نه حرف شبهه ناک صادر شود «طَيِّبُوا أَفْوَاهَكُمْ بِالسِّوَاكِ ، فَإِنَّهَا طُرُقُ الْقُرْآنِ» بنابرین ما «أمارة بالسوء» نداریم این ماییم که می توانیم «أمارة بالحسن» باشیم یا «أمارة بالسوء»
اینکه وجود مبارک پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم وقتی وقت نماز ظهر می شد می گفتند: «ارحنا يا بلال» اذان بگو تا خستگی ما کم شود از این جهت است. گفتار با خدا باعث می شود تا همه خستگی های دنیا از بین برود. مستحضرید که خدای سبحان سیب را در درون خود سالم آفریده است ولی اگر به موقع سمپاشی نشود و به آن رسیدگی نشود، کرم در درون او ایجاد می شود. اساس دشمن ما در درون ما است. دشمن بیگانه مثل ریزگرد هایی است که سیب را آسیب می رساند، ولی مشکل اساسی این سیب کرمو همان کرم درون او است، آن ریزگرد ۱۰ درصد آسیب می رساند اما نود درصد بقیه برای کرم درونی است. این دشمن درونی آن را می پوشاند و از پا در می آورد «انّ اعدی عدوّک نفسک الّتی بین جنبیک» این دشمن درونی با دشمن بیرونی هماهنگ می شود، بنابرین در ساختار ما جز حسن و زیبایی نیست و اگر نقصی هم پیدا شود در اثر خود ما است. در جهاد اکبر اگر ما شکست خوردیم در جهاد اصغر هم شکست خواهیم خورد.
چون ایام فاطمیه است یک مقداری در مورد خطبه نورانی صدیقه کبری سلام الله علیها که در مورد جریان سقیفه و غصب خلافت است گوشه ای هم اشاره کنیم. وجود مبارک صدیقه کبری سلام الله علیها اسراری را در این خطبه بیان کرده اند. خود حضرت زهرا سلام الله علیها و سیزده معصوم دیگر عِدل قرآن کریم هستند و اگر عدل قرآن کریم است، «لَنْ یفْتَرِقا حتّی یرِدا عَلَی الْحوَض» پس این ابدی خواهد بود و ماندنی است. دوم اینکه همه مطالب این خطبه نورانی بلاواسطه یا مع الواسطه پشتوانه قرآنی دارد و از آیات قرآن در آن استفاده شده است. این خطبه، غدیر را زنده کرد و سقیفه را نابود کرد. فدک را غصب دانست و استرداد فدک را لازم دانست. وقتی صدیقه کبری سلام الله علیها شروع به صحبت کرد، خطبه حضرت در یک سطح دیگر است و خطابه ایشان در یک سطح دیگر. معمولا خطبه های ائمه علیهم السلام اینگونه اند. آنها در خطبه با خدای خود سخن می گویند، مساله توحید و وحی و نبوت و رسالت را در خطبه ذکر می کنند چون خیلی عمیق است. اما خطابه که با مردم حرف می زنند، یک سطح متوسطی دارد، در خطبه های حضرت امیر علیه السلام، آنجایی که با خدا صحبت می کند، مثل مکاسب و کفایه نیست، حواستان جمع باشد، این گوی و این میدان. ممکن نیست انسان بدون سی الی چهل سال زحمت بفهمد که خطبه یعنی چی؟ در خطبه دستور اخلاقی می دهند و موعظه می کنند. سالهای متمادی است که شراح نهج البلاغه آمده اند، این جمله را شرح دهند که «كمال الاخلاص له نفي الصفات عنه» یعنی چه؟ نتوانسته اند.
اینها زمانی که با خدا سخن می گویند علمشان می جوشد و بحر مواج است، اما وقتی با افراد عادی خطابه می کند سطحش پایین تر است. وجود مبارک صدیقه کبری سلام الله علیها نیز همین است. یک خطبه چند سطری دارد که معادل قوی ترین خطبه های نهج البلاغه است. مرحوم کلینی در جلد اول کافی خطبه نورانی حضرت امیر علیه السلام را نقل می کند که مربوط به زمانی است که حضرت افراد را برای نبرد در صفین جمع کرد و در ذیل آن می نویسد که اگر جن و انس غیر از انبیا علیهم السلام جمع شوند نمی توانند مثل حضرت علی علیه السلام صحبت کنند. مرحوم صدرالمتالهین در مورد این بخش از اصول کافی می فرماید هر پیغمبری نمی تواند مثل علی علیه السلام سخن بگوید. آن پیامبران عظیم الهی اگر نباشند، سایر انبیا اگر باشند نمی توانند مثل حضرت علی علیه السلام صحبت کنند. چون در قرآن آمده است که «و لقد فضلنا بعض النبيين على بعض» و «تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض» انبیا و اوصیا متفاوت اند. جمله ای که مرحوم کلینی را وادار کرد تا آن حرف را بزند این است که ملحدان شبهه ای دارند که معاذ الله خدا خالق همه نیست چرا؟ چون خدا جهان را از چه خلق کرد؟ یا «من شیء» خلق کرد یا «من لا شیء» خلق کرد. خدا بخواهد جهان را «من شیء» خلق کند، محال است زیرا معلوم می شود که موادی ازلی وجود داشته است و خدا خالق کل نیست و اینکه قرآن می فرماید: «ذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» معاذ الله درست نیست. اگر از «لا شیء» خلق کرده باشد، آن که عدم است و نمی توان از عدم چیزی ساخت، پس اصل خلقت محال است. این شبهه ملحدان است. اما بیان نورانی حضرت امیر علیه السلام این است که نقیض «من شیء»، «من لا شیء» نیست، نقیض آن «لا من شیء» است. حضرت امیر می فرماید که خداوند جهان را «لا من شیء» خلق کرد. یعنی او نوآور است او «بدیع السموات و الارض» است. او آسمان و زمین را با ماده و صورت آفرید. این دقت حضرت امیر در نهج البلاغه است.
حضرت زهرا سلام الله علیها در آن خطبه بعد از خواندن حمد و ثنای الهی فرمود: «خلق الاشیا لامن شیء» یعنی او نوآور است. این است که ائمه علیهم السلام فرموده اند که اگر حضرت امیر علیه السلام نبود، حضرت صدیقه سلام الله علیها همتایی نداشت. کلینی در کتاب کافی از معصوم سلام الله علیه به صورت فعل ماضی مستمر نقل می کند که «و كان جبرئیل یاتیها» یعنی در این ۷۵ روز جبریل به صورت مستمر به حضور صدیقه کبری سلام الله علیها مشرف می شد و اخبار الهی را به آن حضرت گزارش می داد و وجود مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها بیان می فرمود و علی ابن ابیطالب علیه السلام ثبت می کرد. این خطبه برای ابد ماندنی است و سخنانش ریشه قرآنی دارد. خطابه آن هم به همین شرح ایضا. بعد از این است که حضرت اخلاص و رسالت و وحی و نبوت و غیره را معرفی می کند. وجود مبارک حضرت امیر علیه السلام بیانی در نهج البلاغه دارد که جهان را در عصر بعثت تبیین می کند، ۲۵ سال قبل از اینکه وجود مبارک حضرت امیر آن خطبه را بخواند، صدیقه کبری سلام الله علیها اصل بعثت را تبیین می کند که وقتی خداوند پدرم را فرستاد، جهان از یک سو شرک و کفر بود، از سوی دیگر بهداشت و امنیت و امانت و عفت نداشتید در چنین وضعی پدرم آمد و جهان را روشن کرد.
بعد می فرماید که نماز و روزه و حج و زکات و اینها چیست و خصوصیات همه اینها را فرموده و یک دوره دایرة المعارف اجمالی را بیان کرده و بعد وارد مسأله خلافت می شود، بعد وارد مسأله فدک می شود و می فرماید که آیا در کتاب خدا آیه ای هست که شما می فهمید و ما نمی فهمیم؟ آیا شما از پدرانتان ارث می برید ولی من ارث نمی برم.
خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها تقریبا یک جزء قرآن است. به دوستانی که حافظه شان قوی است ، توصیه می کنم که این خطبه نورانی را حفظ کنند. خطبه غدیر را به شکر خدا برخی حفظ کرده اند و مراسمی هم برای آن گرفتند، باید شکر کرد، این خطبه نیز شایسته است که حفظ شود زیرا این در متن دین ما است، این در متن مذهب ما است، این جلال و عظمت صدیقه کبری سلام الله علیها را نشان می دهد، این کار کوچکی نیست که جبرئیل به آن حضرت مرتبا نازل شود و اسرار عالم را به ایشان بگوید. اینها این مسائل توحید را و شبهه ازلیت را حل کردند. اینها می توانند طوری ما را تربیت کنند که نفس ما «أمارة بالحسن» باشد. برخی از کار و فکر بد منزجر اند، اینها «جَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ» در دنیا کسانی هستند که منش و رفتار و گفتار آنها آموزنده است، این طوری نیست که انسان باید حتما وارد صحنه قیامت شود تا نورانیت برخی افراد مشخص شود، در دنیا هم همین طور است. ما باید مواظب باشیم و نگذاریم که در درون ما «أمارة بالسوء» پیدا شود، حضرت زهرا سلام الله علیها به همین خاطر فرمود: «سَوَّلَتْ لَکُمْ اَنْفُسُکُمْ» حضرت یعقوب به فرزندانش فرمود: «سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ» اینکه برادر را به چاه انداختید و فریب کاری کردید و دروغ گفتید به دلیل همین نفس مسوله بود. این بیانات نورانی را حضرت صدیقه در همین خطبه فرمود. اگر مقدورتان است این خطبه را حفظ کنید و اگر مقدور نیست، این خطبه را مباحثه کنید، که این خطبه یک درس رسمی حوزه باشد./250/30/20
دیدگاه جدیدی بگذارید