حضرت آیت الله جوادی آملی:

مساله اخلاق پیچیده ترین و اولین مساله ما است

به مفهوم بسنده نکنیم بلکه به مشهود برسیم به برهان حصولی بسنده نکنیم به برهان شهودی راه یابیم که آن اثر فراوانی دارد.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی در ادامه درس اخلاق خود که پنج شنبه ها بعد از نماز ظهر و عصر در موسسه علوم وحیانی اسراء بعد از قرائت آیاتی از قرآن مجید برگزار می شود، بیانات زیر را ایراد نمودند:

 

در آستانه ماه رجب المرجب هستیم از خدای سبحان مسالت می کنیم توفیق بهره وری صحیح از این ماه پر برکت را به همه ما عطا نماید. در ادامه بحث های اخلاقی عنایت فرمودید که موعظه غیر از علم اخلاق است. موعظه علم نیست و یک سری سفارشات کلی است که آدم خوبی باشید و منزه باشید. اینها سفارشات توده مردم است، اما اخلاق علم است، موضوع و محمول و دلیل دارد و جزء علوم بسیار پیچیده است و اگر کسی بخواهد متخلق بشود باید مظهر هو الخالق شود که خود را بسازد. افراد در قیامت به دو صورت در می آیند، یا صورت زیبا دارند و یا صورت زشت. «يوم تسود فيه وجوه وتبيض فيه وجوه» انسان باید بداند چه کاری انجام دهد که در قیامت سفید روی باشد و چه کارهای انسان را سیه روی می کند. ما باید طرزی رفتار کنیم که خودمان را زیبا بسازیم، این به دست خود ما است. اینکه در هنگام وضو در هنگام شستن صورت گفته اند که بگوییم: «اللّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهيَ يَوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجوُهُ وَلا تُسَوِّدْ وَجْهيَ» برای این است که انسان مظهر هو الخالق شود. این درون را طرزی بسازد که وقتی این درون بیرون آمد، انسان زیبا شود.

 

هم جوهره اخلاق با موعظه فرق دارد و هم رهاوردش با آن تفاوت دارد، این علم اگر از فقه و اصول مشکل تر و علمی تر نباشد، حداقل در حد همین کفایه و رسائل و مکاسب است. روح و تجرد آن را ثابت کردن، شوون او و سود و زیان آن را ثابت کردن و ابدی بودن آن را اثبات نمودن کار آسانی نیست. یکی از چیزهایی که معصومین علیهم السلام فرمودند این است که «جاهدوا أهواءكم كما تجاهدوا أعداءكم» همانطور که با دشمن بیرونی می جنگید، باید با دشمن درونی که هوی و هوس است نیز بجنگید.

 

مطلب بعدی بیان نورانی از پیامبر اسلام صلی الله و علیه و آله و سلم است که فرمود: «انّ اعدی عدوّک نفسک الّتی بین جنبیک» ما دشمن های بیرونی فراوانی داریم اما دشمن ترین دشمن ها همین هوای نفس است. چون دشمن بیرونی چه غربی و چه شرقی یا از ما نفت و گاز می خواهد یا آب و خاک می خواهد یا حداقل جان می خواهد، از دشمن بیرونی غیر از این ساخته نیست. دشمن بیرونی یا مال می خواهد یا تن، اما این هوا و هوس از ما نه مال می خواهد و نه تن، از ما دین می خواهد. لذا فرمود: «انّ اعدی عدوّک نفسک الّتی بین جنبیک» شیطان با نفت و گاز ما کار ندارد با آب و خاک و بدن ما کاری ندارد، شیطان فققط اسیر می خواهد یعنی انسان کاملا تحت ولایت شیطان قرار بگیرد و مشرک شود. در هر عصر و زمانی که سلسله جلیله انبیا حضور داشتند، یک عده ای داعیه نبوت داشتند و داعیه امامت داشتند، آمار متنبیان کمتر از آمار انبیا نیست. سقیفه کمتر از غدیر نبود. کار متنبیان مساله آب و خاک نیست، هدف آنها باختن دین است و بعد امور دیگر بعد از آن می آید.

 

انسان اگر با دشمن بیرونی بجنگد، جهاد اصغر است و اگر با دشمن درونی بجنگد، جهاد اکبر است. اکبر بودن و اصغر بودن جهاد به اکبر بودن و اصغر بودن عداوت و مبارزه است. چون دشمن درون ضرر سنگین تری دارد و مبارزه با او هم دشوار تر است، اکبر نامیده شده است. با آهن جنگیدن کار هر کسی است، الان برخی از کارخانه های تولید سلاح شبانه روزی کار می کنند، آهن سازی کار آسانی است. اما در مبارزه با نفس سلاح چیز دیگری است. «وَ سِلاحُهُ الْبُکاءُ» آه پیدا کرن کار هر کسی نیست، آهن ساختن آسان است. یک دل مطمئنی می خواهد تا انسان این هوا و هوس را رام کند، آن آهن است که فراوان است نه آه. لذا فرمود: «انّ اعدی عدوّک نفسک الّتی بین جنبیک» اینکه سرایندگان فارسی زبان ما گفته اند: «گر شود دشمن درونی نیست/ باکی از دشمن برونی نیست» همین را استفاده کرده اند. این دفاع مقدس هشت ساله را آن آه پیش برد نه آهن، چون بر نفس خودشان مسلط بودند و در راه دین از چیزی مضایقه نکردند، پیروز شدند. ما با دشمن بزرگ و کوچک روبرو هستیم اگر ما دشمن درونی را ناتوان کردیم بر دشمن بیرونی مسلط خواهیم شد.

 

در جریان جهاد با بیگانه انسان سه حالت دارد یا پیروز می شود یا شهید می شود و یا اسیر. در جهاد بیرون با دشمن کوچک که احکامش روشن است. در جهاد درون هم به شرح ایضا. در جهاد اصغر دشمن جان و مال را می گیرد اما در جهاد اوسط اگر کسی اسیر شد، کل دین را باخته است و اگر شهید شد، شهید در جهاد اوسط کسی است که چهار تا تیر می زند و چهار تا تیر می خورد، اگر چهارتا نگاه حرام کرد چهار تا توبه و کار خیر هم می کند، تا سرانجام دینش را حفظ می کند و می میرد. اینکه در روایات داریم که اگر کسی محب اهل بیت علیهم السلام بود، این ولو در بستر بیماری بمیرد، شهید است برای همین است. این شهید در جهاد اوسط است. اگر توانست هوا را به اسارت بگیرد، فاتح است اما اگر اسیر شد، چیزی برای او نمی ماند. اجر فتح و پیروزی گاهی به مراتب بالاتر از اجر شهادت است.

 

جهاد اکبر که معمولا مطرح نیست چون خیلی محل ابتلا نیست، از این رو این جهاد اوسط را جهاد اکبر گفته اند. در جهاد اوسط جنگ بین عقل است و نفس بین علم است و جهل بین هوی است و تقوی. جهاد اکبر آن است که بین قلب و عقل است. سخن از نفس و معصیت و ترک اطاعت نیست، عقل می گوید من می خواهم بفهمم، قلب می گوید که فهمیدن کافی نیست، باید دید. هنر این است که انسان بهشت و جهنم را ببیند. این بیان نورانی حضرت امیر در آن خطبه معروف که متقیان را معرفی کرد «هم و الجنه کمن قد راها فهم فیها منعمون و هم و النار کما قد راها» اینها گویا بهشت و جهنم را می بینند که نمونه بارزش خود حضرت است. حضرت فرمود: «لو کشف الغطا ما ازددت یقینا»

 

اگرسرایندگان معرفت پرور ما گفته اند: «خود هنر دان، ديدن آتش عيان / ني گپ دل علي النار الدخان» همین است. یعنی قلب به عقل می گوید که تو داری گپ می زنی نه اینکه استدلال کنی. عقل می گوید که چون در جهان ظلم است باید در جهان محکمه ای باشد و قاضی عادلی باشد که پاداش و کیفر دهد. قلب می گوید که من همه اینها را قبول دارم ولی اینها حرف زدن است مثل کسی که دود را می بیند و از دود پی به آتش می برد. این حرف حقی است اما هنر نیست، هنر این است که خود آتش را ببینی. «خود هنر دان، ديدن آتش عيان ني گپ دل علي النار الدخان»

 

بیان نورانی امام رضا علیه السلام فرمود از ما نیست کسی که بگوید بهشت و جهنم الان وجود ندارد، بهشت و جهنم الان خلق شده است. قلب می گوید که هنر در این است که آدم آتش را ببیند نه که دلیل اقامه کند. به مفهوم بسنده نکنیم بلکه به مشهود برسیم به برهان حصولی بسنده نکنیم به برهان شهودی راه یابیم که آن اثر فراوانی دارد. اگر کسی در میدان جهاد اصغر شهید شد، آن همه برکات را خداوند برای او ذکر کرده است. هم فرمود: «وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ» و هم فرمود: «و لا تقولوا لمن یُقتل فی سبیل الله أموت بل أحیاء و لكن لاتشعرون» برکات فراوانی برای شهادت است. اینها برای شهدای جبهه جهاد اصغر است. اگر کسی شهید جبهه جهاد اوسط شد، او چه نشاطی و چه رزقی دارد. اگر شهید در جهاد اصغر «فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ» شد شهید در جهاد اوسط چه می شود چه برسد شهید در جهاد اکبر.

 

بیان نورانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسیده است که فرمود: «طَهِّرُوا اَفواهَکُمْ فَإنَّهَا طُرُقُ القُرآن» دهانتان را پاک کنید نه دندانتان را مسواک کنید. مسواک کردن یک سنت فقهی است که آثار بهداشتی هم دارد و ثواب هم دارد، اما حضرت فرمود دهان را پاک کنید نه دندان ها را. زیرا قرآن می خواهد از این دهان بیرون بیاید حرف بد از این دهان بیرون نیاید و غذای شبهه ناک در این دهان وارد نشود. «طَهِّرُوا اَفواهَکُمْ فَإنَّهَا طُرُقُ القُرآن» این کار جان کندن می خواهد. اگر کسی در جهاد اکبر شربت شهادت  نوشید، این چه فرح و نشاطی دارد و چه روزی دارد، هم روزی او و هم فرح او و هم نشاط او اکبر از شهید جهاد اوسط است. این وظیفه ما است که اخلاق آن را نشان می دهد.

 

حالا می فهمیم که این علم به مراتب از فقه و اصول مشکل تر است چون از جنس فهم و لغت نیست. مساله اخلاق پیچیده ترین و اولین مساله ما است. مائیم و ابدیت. با برهان هرگز کام کسی شیرین نمی شود. ممکن است استادی در کلاسی کندوی عسل و گلهای عسلی و خود عسل را تشریح کند، اما با تدریس کندوداری  کام کسی شیرین نمی شود. اخلاق برای این است که انسان بتواند هنرمندانه خود را در آن دنیا زیبا بیاورد. ما با بدنی که می سازیم محشور می شویم./250/30/20

 

د, 01/23/1395 - 15:40

دیدگاه جدیدی بگذارید