استاد مهدوی:

بشر حتي تاب ورق زدن کتاب فضائل امیر المومنین را ندارد

آقا رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «اگر درختان قلم شوند بحار و دریاها جوهر شوند و جن و ملک نویسنده شوند باز هم نمی توانند فضائل امیر المومنین علیه السلام را بشمارند» یک قطره از دریای این فضائل در یک شب در کنار چاه های بدر به ایشان داده شد که سه هزار منقبت در این شب بر ایشان نازل شده است.

 

استاد محسن مهدوی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: در باره شخصیت امیر المومنین علی علیه السلام حقیقت این است که امثال ما اصلا صحبتی نباید کنیم، مَثَل ما نسبت به آقا امیر المومنین علیه السلام، مثل کسی است که در کنار یک اقیانوس ایستاده است یا کسی که اقیانوسی را با زیبایی ها و شکوه و عظمت آن تصور می کند اما توان داخل شدن در آن اقیانوس و غوص و غور در آن اقیانوس را ندارد.

 

وی افزود: واقعا اگر کسی بخواهد در بحر آقا امیر المومنین علیه السلام داخل شود به لحاظ این که فهم و درک انسان ها معمولا قاصر از رسیدن به عمق وجود و حقیقت ایشان است به جز غرق شدن و به هلاکت رسیدن چیزی نصیبش نمی شود این است که واقعا بهترین سخن و بهترین کلام در مورد امیر المومنین علیه السلام، اظهار عجز نسبت به درک مقام ایشان است و از هر حیث که بنگریم ما نسبت به مقام شامخ ایشان گرفتار تقصیر و قصور هستیم.

 

استاد حوزه علمیه قم گفت: امیر المومنین علیه السلام نسبت به مطلق بشریت هم در تکوین و هم در تشریع حق دارند و تکوین و تشریع بشریت مدیون ایشان است، تبعا نسبت به این شخصیت اگر کل بشر هم پشت به پشت هم دهند تا بتوانند حقشان را ادا کنند، واضح و مبرهن است که نمی توانند، به قول استاد ما حضرت آیت الله وحید خراسانی «قیاساتها معها» و این یعنی ادا کردن این حق توسط بشریت محال است.

 

وی ادامه داد: اولین و آخرین سخن در مورد امیر المومنین علیه السلام همین اظهار عجز است که بیان کنیم ما نمی توانیم در مورد ایشان چیزی بیان کنیم اگر چیزی هم در این مورد بیان می شود، این تعریف و تمجید و تحسین ما در حقیقت عین تنقیص ایشان است چرا که «لا یمسه الا المطهرون»، در جایی که عقاب پر بریزد     از پشه لاغری چه خیزد.

 

استاد مهدوی در ادامه سخنانش بیان داشت: اگر ما سرآمد فضائل بشر که به مقیاس آنها به بشر رتبه داده می شود را نگاه کنیم می توانیم شجاعت، علم و زهد را نام بریم، اینها سرآمد فضائل یک بشر و انسان است که با داشتن هر کدام از اینها به قله های کمال نزدیک تر می شود، آقا امیر المومنین علیه السلام در این فضائل در اوج قرار دارند، وقتی صحبت از شجاعت و پهلوانی امیر المومنین علیه السلام می شود او در قله قرار دارد ما کی می توانیم آن قله را درک و تصور کنیم.

 

وی افزود: اگر انسانی تمام داستان های پهلوان ها و مردان حقیقی عالم را مطالعه کند، وقتی به داستان پهلوانی علی علیه السلام می رسد، می بیند این جا چیزهای تازه ای است که هرگز هیچ پهلوانی برایش قابل تصور هم نبوده است، این که زره علی علیه السلام پشت نداشته است، این که در جهاد و جنگ مرکب تیزرو سوار نمی شده اند، این که هرگز پشت به دشمن نکرده اند و این که علی علیه السلام هرگز از مرگ نهراسیده است.

 

استاد حوزه علمیه قم گفت: حضرت علی علیه السلام شخصیتی است که حتی اگر دشمنشان در میدان جنگ شمشیرشان را از ایشان  طلب می کرده است دریغ نمی کردند و به او کرامت و مرحمت می فرمودند. پهلوانی که فاتح خیبر است، قاتل عبدود است، صاحب ذوالفقار است، پهلوانی که مدالی دارد که بر همه مدال های پهلوان ها غلبه دارد بلکه اصلا با آنها قابل مقایسه هم نیست، مدال «لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» مختص چنین پهلوانی است. اگر شجاعت علی علیه السلام این گونه است ما چگونه می توانیم این شخصی که در این قله از شجاعت و پهلوانی است را معرفی کنیم.

 

وی ادامه داد: وقتی صحبت از علم حضرت می شود فقه اصغر و فقه اکبر که امروز همه علما و حوزه و دانشمندان با همه زحماتی که کشیده اند بعد از هزار و چهارصد سال در فقه اصغرش هم مانده اند و هنوز نتوانسته اند به اقصی و اکنای آن برسند و تمام و کمال به نهایت برسانندش آقا امیر المومنین علیه السلام این فقه اصغر و فقه اکبر نمی از یم بحار مخزون در سینه نورانیشان است.

 

استاد مهدوی بیان داشت: اگر از فقه اکبر هم بگذریم، سایر علومی که در سینه آقا امیر المومنین علیه السلام است هم به همین صورت است به عنوان مثال در مورد علوم غیبیه آسمانی ایشان چه کسی غیر از علی علیه السلام می تواند بگوید: «سلونی قبل أن تفقدونی فإنی أعلم بطرق السماء من طرق الارض» آن آقایی که عالم به ما کان و ما یکون و ما هو کائن است، وقتی که خطبه می خواند کلمات حکمت و قصارش «کلامه فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق»، وقتی قضاوت می کنند انگار دادگاه قیامت برقرار شده است، تا حدی که حضرت داوود علی نبینا و آله و علیه السلام باید شاگردی ایشان را کنند.

 

وی افزود: آن آقایی که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود مدینه علم من هستم و علی باب این مدینه است یعنی ایشان باب مدینه علم الله هستند، امیر المومنینی که معلم جبریل امین هم هستند.

 

استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: وقتی صحبت از زهد و بی رغبتی به دنیا می شود که دلربایی خاصی دارد و کمتر کسی توانسته است در مقابل دنیا طاقت آورد، دنیا جایی است که تقریبا کمیت همه در مقابلش لنگ شده است و یا مردود شده اند و اندک افرادی بوده اند که توانسته اند یک مرتبه ای در آن پیدا کنند و تا حدی توانسته اند در این مقام پیش روند اما امیر المومنین علیه السلام تا بی نهایت زهد و بی رغبتی به دنیا پیش رفته اند؛ چون دنیا در چند جا خیلی دلربایی می کند، یکی آن جایی است که صحبت از قدرت و مکنت و حکومت است، آقا امیر المومنین علیه السلام فرمود و حق هم فرمود که این حکومت در دنیا برای من از آب بینی بزی کمتر است.

 

وی ادامه داد: دوم این که دنیا آن جایی دلربایی می کند و خودش را نشان می دهد که مسئله شهوت و زن باشد، وقتی دنیا در چهره زنی برای آقا امیر المومنین علیه السلام جلوه کرد فرمودند: «غرّی غیری»  برو و دیگران را فریب ده، من تو را سه طلاقه کرده ام.

 

استاد مهدوی بیان داشت: سومین جلوه ای که دنیا با ن آن انسان را می فریبد شکم است که غالب مردم عمرشان را به پای آن می گذارند این جا هم آقا امیر المومنین علیه السلام به نان جویی قناعت می کند و همچون فقرا بر سفره فقیرانه ای می نشیند، این هم زهد آقا امیرالمومنین علیه السلام است، حقیقتا زهد و علم و شجاعت آقا امیر المومنین علیه السلام در این اوج قرار دارد.

 

وی افزود: وقتی سراغ بقیه فضائل هم می رویم به همین ترتیب وقتی صحبت از تقوا و عبادت و کرامات و معجزات می شود صحبت از رحم، عطوفت و ایثار می شود، صحبت از صدق و وفای به عهد می شود، صحبت از ذاکر و شکور بودن هم می شود، باز به همین ترتیب تا حدی که حتی تاب ورق زدن کتاب فضائل امیرالمومنین علیه السلام را هم نداریم آقا رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «اگر درختان قلم شوند بحار و دریاها جوهر شوند و جن و ملک نویسنده شوند باز هم نمی توانند فضائل امیر المومنین علیه السلام را بشمارند» یک قطره از دریای این فضائل در یک شب در کنار چاه های بدر به ایشان داده شد که سه هزار منقبت در این شب بر ایشان نازل شده است.

استاد مهدوی در پایان سخنان خود ابیاتی که در مدح امیر المومنین علیه السلام سروده بود را بیان کرد:

ای ازلی شرط حصین چون حصین             رمز گشای دل قرآن یسین

بی تو به وحدت نتوان راه یافت               بی تو به الا نتواند گفت دین

هست هویدا ز جهان آفرین                      قدمت نورت ز نگار و جبین (منظور از قدمت در این بیت قدمت عرضی است نه قدمت ذاتی که مخصوص ذات پروردگار است)

ای زحیاتی تو به جسم و به جان                   آیه نحیی و امام مبین

تا چه شود درگذرد مقدمت                    بر سر و رویم به دم واپسین

/260/21/20

 

چ, 02/01/1395 - 20:36

دیدگاه جدیدی بگذارید