استاد محسنی مطرح کرد؛

نگاهی به زندگی پیامبر گرامی اسلام در گذر زمان و حقیقت وجودی ایشان

رفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر می گردد به منش و اخلاقیات بسیار کریمانه حضرت، دین اسلام، دین اخلاق حسنه است، دین فضایل و مناقب و مکارم است.

 

استاد علی محسنی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: با توجه به ایام مبعث به نظر بنده مناسب ترین مطلب این است که نگاهی به زندگی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در گذر زمان و حقیقت وجودی ایشان کنیم. علاوه بر روایات شیعه از طریق اهل سنت هم در روایات بسیاری آمده است که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مولا امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: «یا علی أنا و أنت نور من نور الله» روایات و احادیث نور بخشی از روایاتی است که در رابطه با حقیقت وجودی پیغمبر خدا صلی الله علیه و اله و حضرت مولی علی امیرالمومنین علیه السلام بلکه در مورد حضرات معصومین علیهم السلام و حتی حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها آمده است و بیان می دارد که حقیقت وجودی اینها نوری از «نور الله» است.

 

وی افزود: از طرف دیگر روایات طینت را که از روایات بسیار مشکل هستند را هم داریم و بزرگان ما اعتراف دارند که تفسیر روایات طینت بسیار سخت است. بخشی از روایات ما که در رابطه با پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و مولی علی امیرالمومنین علیه السلام و دیگر معصومین علیهم السلام آمده است بیان می دارد که از طینت آنها بقیه مخلوقات آفریده شده اند و نهایتا طینتشان هم از اعلی علیین است و یک طینت معمولی نیست.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: صحبت در این جا است که با ملاحظه این که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نوری است از نور خدا کما اینکه در برخی روایات این تعبیر وجود دارد که از این نور جدا شده اند و از آن طرف روایات طینت را داریم که مقتضای جمع بین این دو دست از روایات با ملاحظه طایفه دیگری از روایات که در روایات خود ما آمده است و در روایات اهل سنت چنین چیزی را نداریم این است که واقعا پیغمبر خدا صلی الله علیه و اله و علی مرتضی سلام الله علیه و ائمه معصومین علیهم السلام به یک نحو و شکل و صنف خاصی از وجود موجود هستند یعنی مثل بقیه موجودات عالم نیستند.

 

وی اضافه کرد: برای حقیقت وجودی پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و مولی علی علیه السلام می شود دو اعتبار قائل شد به یک اعتبار آن حضرات از طینت هستند، طینتی از اعلی علیین و از حیث دیگر پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امیر المومنین علیه السلام یک عنصر جسمانی و یک حقیقت جسمانی و ترابی هستند مثل بقیه موجودات عالم هستی منتهی با توجه به آن مرتبه اعلای موجودیت آنها که از اعلی علیین است.

 

استاد محسنی گفت: از طرفی از آن حیث که روایات نور با صراحت لهجه می گوید که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و علی مرتضی علیه السلام و بقیه ائمه علیهم السلام نوری از نور خدا هستند که نشان می دهد که واقعیت و حقیقت این صفات مقدسه غیر از آن چیزی است که ما می بینیم و می شنویم و یک حقیقت دیگری دارند. حقیقت نوریه ای هستند از نور خدا پس مقتضای جمع بین این طینت و نور بر می گردد به این که اینها یک موجودی در وسط بین ذات باری تعالی و بین بقیه مخلوقات عالم هستند.

 

وی اضافه کرد: باید گفت که معصومین علیهم السلام یک صنف از وجود یا یک نوع از موجود و نهایتا یک موجود متوسط یعنی ما بین واجب الوجود به معنای واجب وجود مطلق و ممکن الوجود هستند یک موجودی هستند با خصوصیات و خواص مخصوص به خود و با شرایط و صفات خود لذا با عطف به این نکته که این موجود وسط موجودی است که هم از خدا دارد به اعتبار این که نوری از نور ذات باری تعالی هستند از یک طرف هم به حسب ظاهر امر طینتشان از اعلی علیین است و هم بهره ای از ممکنات دارند و از این جهت با بقیه مردم که در حدی پایین تر از آنها هستند در ارتباط هستند البته این بحث یک جنبه فلسفی دارد و به این شکل عنوان نشده است بر حسب آن چه از اخبار استفاده کردیم، این مطلب را به این صورت برداشت کرده ام.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: بعد از این که خدای متعال حضرت آدم را خلق فرمود این نور را در بعضی از تعبیرات دارد «افرغ» ریخت به سلب آدم علیه السلام و در بعضی از تعابیر دارد «جعل فی سلبه» این نور را در سلب حضرت آدم علیه السلام قرار داد و این نور از سلب ایشان تا سلب حضرت عبدالمطلب آمد؛ در روایات اهل سنت است که «کان ینتقل من سلب الی سلب» یا «من سلب الی رحم» یا «من سلب شامخ الی رحم مطهر» یا «طاهر مطهر» که این روایات تعبیرات خیلی مختلفی دارند تا این که این نور در سلب حضرت عبدالمطلب قرار گرفت.

 

وی خاطرنشان کرد: حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند بعد از حضرت عبدالمطلب خدای متعال این نور را دو قسم فرمود قسمی در عبدالله و قسمی در ابیطالب و مرا از سلب جناب عبدالله و علی علیه السلام را از سلب جناب ابیطالب آفرید و «جعلنی نبیا و جعلک خلیفة» یا در عبارتی «فیّ النبوة و فیک الخلافة» یا در بعضی از تعبیرات دارند که «فیک الامامة» اینها تعبیرات مختلفی است و روایاتی عجیب و با مضامین بسیار بلند که علما و محدثین اهل سنت در کتاب های معتبرشان مثل ابن عساکر و حمزینی، ابن مغازلی و خوارزمی و ابن جوزی و بسیاری دیگر از آنها دارند و به این روایات اشاره فرمودند.

 

استاد محسنی گفت: بنابر همین روایات حقیقت وجودی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک حقیقت معمولی نیست، حقیقتی نوری است آن هم از نور خدا و اگر حقیقت وجود ایشان نور باشد طبیعتا خواص نور هم در آن حضرت خواهد بود در زیارت پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می خوانید و در روایات عدیده هم همین مضمون وارد شده است که می فرماید «أشهد أنك كنت‏ نورا في‏ الأصلاب‏ الشامخة و الأرحام الطاهرة لم تنجسك الجاهلية بأنجاسها و لم تلبسك المدلهمات من ثيابها» یا این که خداوند در قرآن کریم در در سوره شعرا در این باره می فرمایند که «و تقلّبک فی الساجدین» یعنی ایشان نوری هستند که به حسب باطن نور و به حسب ظاهر یک عنصر جسمانی هستند در نتیجه در وجود ایشان بین خواص ممکن به حسب ظاهر و خواص واجب الوجود به حسب باطن جمع شده است.

 

وی در ادامه سخنانش بیان داشت: پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این باره می فرمایند دو هزار سال قبل از خلقت آدم و در بعضی از تعبیرات تا دوازده هزار سال هم آمده است که این نور خلق شده است در بعضی از روایات آمده است که دو هزار سال قبل از خلقت سماوات و ارض و بهشت و جهنم این نور خلق شده است البته در بعضی از روایات تا چهل هزار سال هم برای این مطلب نقل شده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: در روایتی که مرحوم صدوق در خصال و همین طور در أمالی دارد نقل می کنند که سفیان ثوری از امام صادق و ایشان از مولی علی علیه السلام نقل می کنند که فرمودند: «إن‏ الله‏ تبارك‏ و تعالى‏ خلق‏ نور محمد قبل أن خلق السماوات و الأرض و العرش و الكرسي و اللوح و القلم و الجنة و النار و قبل أن خلق آدم و نوحا و إبراهيم و إسماعيل و إسحاق و يعقوب و موسى و عيسى و داود و سليمان و كل من قال الله عز و جل في قوله‏ و وهبنا له إسحاق و يعقوب‏ إلى قوله‏ و هديناهم إلى صراط مستقيم‏ و قبل أن خلق الأنبياء كلهم بأربعمائة ألف و أربع و عشرين ألف سنة» چهارصد هزار و بیست و چهار هزار سال قبل از این که سماوات و أرضین و همه موجودات عالم از آدم گرفته تا بقیه انبیا، خدای متعال نور آن حضرت را آفرید و بعد خلق بقیه عوالم و از جمله عرش خدا را شروع فرمود و بعد از آن که این نور مقدس را با بقیه انوار مقدسه خلق کرد که مخصوصا در روایات بیشتر به خمسه و یا آل عبا اشاره شده است اینها را در حول عرش قرار داد.

 

وی افزود: پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود ما در اطراف عرش الهی طواف می کردیم و تسبیح و تقدیس و تحمید و تکبیر و تهلیل خدا را می گفتیم و بعد از این که خدا ملائکه و فرشتگان را آفرید «و أنتم تكبرون و تقدسون و تهللون و تسبحون و تمجدون فنكبر و نقدس و نهلل و نسبح و نمجد بتكبيركم و تقديسكم‏ و تهليلكم و تسبيحكم و تمجيدكم‏» ملائکه و فرشتگان خدا حمد و تقدیس و تحمید و تسبیح و تکبیر خدا را از ما یاد گرفتند؛ جالب توجه این که در این روایت دارد پنج هزار سال قبل از خلقت زمین و زمان و آسمان ها خدای متعال انوار مقدسه را آفرید و آنها در حول عرش مشغول عبادت و تهجد و تحمید و تسبیح بودند.

 

استاد محسنی بیان داشت: در یکی از روایات در کتاب شریف تأویل الآیات الظاهرة نقل شده که ایشان می فرمایند: می دانید چرا محمد و آل محمد با این که حقایق نوریه اند و ذوات مقدسشان از نور خداست به شکل هیکل انسانی در آمده اند؟ برای این که مردم آنها را مشاهده کنند و با آنها در ارتباط باشند و از وجود آنها استفاده کنند و از نور آنها استفاده کنند «أن یستضیئوا بنوره» و نور گیرند.

 

وی اضافه کرد: در روز هفده ربیع الاول سال عام الفیل همان سالی است که پادشاه حبشه به مکه حمله کرد برای تخریب کعبه و شکست خورد و با ناکامی تمام پادشاه حبشه فرار کرد و بقیه نیروها از بین رفتند و در همان سال که سال عام الفیل است در صبح جمعه هنگام طلوع فجر آن حضرت در هفدهم ربیع الاول به دنیا آمدند، در یک خاندان بسیار اصیل و پاک و مقدس که در روایات متعدد آمده است که سلسله پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم از حضرت عبدالمطلب و حتی از جناب ابیطالب گرفته تا حضرت آدم نسل به نسل یا پیغمبر و یا وصی پیغمبر بوده اند لذا دارد که «أشهد أنك كنت‏ نورا في‏ الأصلاب‏ الشامخة و الأرحام الطاهرة لم تنجسك الجاهلية بأنجاسها و لم تلبسك المدلهمات من ثيابها».

 

استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خاندانی طولانی که همه تا جناب عبدالله معصوم و طاهر و مطهر بودند به دنیا آمده اند که ایشان هم مردی مقدس و عزیزترین فرزند جناب عبدالمطلب بودند تا جایی که حتی جناب عبدالله وصی جناب عبدالمطلب بوده اند و بعضی از روایات دلالت دارد که حتی خود جناب عبدالله هم پیغمبر بوده اند روایات دیگری در مورد جناب ابیطالب هم به همین مطلب اشاره می کنندکه حتی اگر این روایات را نپذیریم آنها قطعا وصی پیامبران الهی بوده اند لذا است که آثار پیامبران و ارث پیامبران همه در محضر ابیطالب بود و ایشان آنها را تقدیم پیامبر بزرگوار اسلام  صلی الله علیه و آله و سلم کرد و نکته قابل توجه این است که این آثار نبوت و رسالت را مرد بسیار بزرگی که آقازاده ای چون مولا علی علیه السلام از ایشان متولد شد به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم تحویل دادند.

 

وی خاطرنشان کرد: در آن ایامی که پادشاه حبشه در سال عام الفیل به مکه حمله کرد، رئیس قریش و کلیددار کعبه جناب عبدالمطلب بود و از شرافت و عظمت و موقعیت اجتماعی فوق العاده ای برخوردار بودند. پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نور است و در سلسه ای از انوار خود این سلسله به حسب ظاهر یک خاندان شریف و مقدس تا حضرت آدم علیه السلام بودند که همگی آنها از انبیا و اوصیاء الهی بوده اند لذا آیه «و تقلبک فی الساجدین» را هم به این مطلب تفسیر فرمودند که «اشهد أنک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارواح المطهره».

 

استاد محسنی گفت: آن حضرت در چنین سالی متولد شد از پدری بسیار مقدس و مادر بسیار عفیفه و مکرمه و محترمه ای مثل آمنه بنت وهب سلام الله علیها که در دوران خود از شایستگی و برجستگی های بسیار بالایی برخوردار بود و مادر علی ابن ابیطالب علیه السلام هم به همین ترتیب، فاطمه بنت اسد که یکی از زنان شایست و بی نظیر آن دوران است.

 

وی ادامه داد: بعد از میلاد پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم اتفاقاتی افتاده است مانند شکسته شدن طاق کسری، خاموش شدن آتشکده فارس که مردم هزار سال به عبادت آن مشغول بودند و نظایر اینها و پادشاهانی که در آن ایام بودند از فراعنه گرفته تا ملوک و قیاصر در مورد آنها گفته شده است که این نقل معروف و معتبر هم است که در حین تولد پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و سلم همه این ملوک بلا استثناء لال شدند و نه خودشان و نه مردمشان نفهمیدند چه اتفاقی افتاده است که برای چه اینها ساکت و لال شدند و مدتی هم به همین صورت بودند و یکی از معجزه های پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله و سلم در حین ولادتشان همین معجزه است.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در دوران طفولیت پدر و مادر خود را از دست دادند و بعدا جناب ابیطالب متکفل ایشان شد. در زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از راه دور وقتی به ایشان سلام می دهیم؛ می گوییم: «السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى جَدِّكَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ عَلَى أَبِيكَ عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى أُمِّكَ آمِنَةَ بِنْتِ وَهْبٍ»  یعنی در خود زیارت پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم به آنها سلام می دهیم و از آنها به عظمت یاد می کنیم.

 

وی افزود: پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در طول این دوران مشغول تربیت بودند و در چهل سالگی در بیست و هفتم رجب المرجب به پیامبری مبعوث شدند و البته گفته می شود که ایشان در سنین جوانی مشغول عبادت و تهجد بودند و حتی بر ایشان وحی هم نازل می شده است و آثار نبوت هم در ایشان ظاهر بوده است اما ابراز نبوت و رسالتی که در آیات قرآنی برای ایشان آمده است که «و انذر عشیرتک الأقربین» بعد از سن چهل سالگی است.

 

استاد محسنی در ادامه سخنانش بیان داشت: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم سه سال در شعب ابیطالب محصور بودند؛ تحریم اقتصادی و حتی تحریم ارتباطی داشتند و اجازه نداشتند با کسی ارتباط برقرار کنند و پیروان ایشان هم نمی توانستند به جایی روند ایشان سیزده سال در مکه مکرمه بودند با آن شرایط خاص و بعد هم در پنجاه و سه سالگی به مدینه منوره هجرت فرمودند و ده سال هم در آن جا بودند که در سال یازدهم هجری در شصت و سه سالگی رحلت کردند یا به نقلی به شهادت رسیدند.

 

وی اضافه کرد: هیچ یک از ابعاد شخصیتی پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و سلم قابل وصف و توصیف و درک نیست و از عهده همه کس خارج است و باید خداوند تبارک و تعالی ایشان را به ما معرفی کند و این معرفی به عهده حضرات معصومین علیهم السلام است و از عهده انسان های عادی هر چند در هر مرتبه ای از علم و فهم باشند خارج است و ما به آن چه که در روایات نسبت به ایشان آمده است بسنده می کنیم.

 

استاد حوزه علمیه قم گفت: پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «إنما بعثت لأتمم مکارم الاخلاق» این مکارم اخلاق اصلی از اصول دعوت آن حضرت است. ایشان با قول و عمل و رفتارش مردم را به مکارم اخلاق دعوت می نمود.

 

استاد محسنی افزود: قرآن کریم به صراحت به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «فبما رحمت من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک» شما با لطف و رحمت خدا این همه بر مردم نرم شدید و اگر بخواهید با مردم خشونت و سنگدلی داشته باشید اینها از دور شما پرواز می کنند لذا پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حدیث معروفی فرمودند: «ادبنی ربی فأحسن تأدیبی» از مولا علی امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه است که حضرت فرمود: «با پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرشته ای بود که این فرشته شب و روز در سفر و حضر همراه آن حضرت بود و به ایشان مکارم آداب و محاسن اخلاق را یاد می داد که کردار، گفتار، الفاظ و ارتباط ایشان با مردم چگونه باید باشد.»

 

وی تاکید کرد: آن حضرت در حد اعلای حسن خلق بودند آیه «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة» در قرآن هم به این مطلب اشاره دارد و شخصیت ایشان متاسفانه برای عده ای الگو نشده است. از آن طرف پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مقام تواضع هم بی نظیر بودند در روایات آمده است که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم وقتی می خواستند بنشینند بر زمین می نشستند و وقتی که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می خواستند طعام خورند نشسته می خوردند و بر زمین می خوابیدند و جامه های ذی قیمت نمی پوشیدند، نعلین و لباسشان خیلی ساده بود برای این که مردمی که در آن روزگار بودند نوعا از فقر و فلاکت رنج می بردند؛ پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم خود را همراه این مردم می کرد و همنشین آنها می شد که آن تازه مسلمان ها رنج نکشند و اذیت نبینند.

 

استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: از خصوصیات پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم این بود که با مردم تواضع کامل داشتند به حرف و مطالبشان گوش می دادند که اگر حرفی داشتند بیان کنند، اگر گلایه ای داشتند گلایه کنند، هر حرفی که داشتند حتی اگر حرف های بد و زشتی بود، کسی حق نداشت مردم را منع کند که شما دارید با پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم حرف می زنید و مراقب رفتار و گفتارتان باشید حتی داستانی نقل شده است در باب تحمل، صبر و شکیبایی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مواجه با مردم که برای ما بسیار ارزشمند است در خبر آمده است که آن حضرت نشسته بودند که جوانی به خدمتشان رسید عرض کرد: «یا رسول الله به من اجازه می دهید مرتکب فحشا شوم.» آنهایی که نشسته بودند خیلی خندیدند که این جوان چه می گوید.

 

وی در ادامه بیان حدیث گفت: پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود اجازه دهید حرفش را بیان کند و بعد در جواب این جوان حضرت فرمود: «شما دوست دارید کسی با مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله شما چنین عملی را مرتکب شود عرض کرد یا رسول الله نه.» حضرت فرمود: «اگر شما اجازه نمی دهید چطور انتظار دارید دیگران چنین اجازه ای به شما دهند.» بعد از این جریان حضرت با خوشرویی کامل دست به سینه آن جوان کشید و این دعا را در حق آن جوان فرمودند: «اللهم اغفر ذنبه و طهر قلبه و حصن فرجه». این جوان هم آرامش دل پیدا کرد و بعد هم انسان شایسته ای شد.

 

استاد محسنی بیان داشت: این رفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر می گردد به منش و اخلاقیات بسیار کریمانه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم، دین اسلام، دین اخلاق حسنه است، دین فضایل و مناقب و مکارم است که ما خیلی کم توانستیم از آن استفاده بریم. ما طلبه ها وظیفه داریم که با استفاده از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و آیه «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة» این منش ها را یاد بگیریم ولو اینکه این یادگیری در مرتبه خودمان باشد و آنها را در زندگی خودمان به کار بندیم و در مرحله بعد این اخلاق کریمانه را هم به مردم با خوشرویی و ملاطفت و مهربانی عرضه کنیم و اگر تندی ای هم از طرف سائلی بود تحمل کنیم.

 

وی در انتهای سخنانش افزود: پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمده است برای تمام کردن مکارم اخلاق و این را هم عملی کردند اما جامعه بشری نتوانسته است از این فرصت تا این زمان استفاده کند حتی امت اسلامی و ما شیعیان هم نتوانستیم از این فرصت استفاده کنیم و این جای تاسف دارد./260/42/20

 

 

چ, 02/15/1395 - 21:37

دیدگاه جدیدی بگذارید