استاد ملکی دیزیچه:

اگر امیرالمومنین برای احقاق حقشان اقدام می کردند بیم ارتداد امت وجود داشت

مخالفت با آن حضرت امری ریشه دار بوده است که از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشته است اگر مخالفان نمی توانستند در مقابل خود حضرت مخالفت هایشان را نسبت به جانشین بر حق ایشان ابراز کنند بعد از وفات حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم علنا آن اهدافی که داشتند را دنبال کردند و به آن نتیجه ای که می خواستند رسیدند

 

استاد سعید ملکی دیزیچه در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: شهادت آقا امیرالمومنین علیه السلام در سال چهلم هجری واقع شده است و پس از آن چه بعد از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در جامعه اسلامی پیش آمد و انحراف هایی که جامعه اسلامی را از جاده مستقیم منحرف کرد و نتوانستند شخصیت امیرالمومنین علیه السلام و اهداف ایشان را تحمل کنند و وجود فیزیکی حضرت را هم مانع دیدند، ایشان را به شهادت رساندند.

 

وی افزود: مخالفت با آن حضرت امری ریشه دار بوده است که از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشته است اگر مخالفان نمی توانستند در مقابل خود حضرت مخالفت هایشان را نسبت به جانشین بر حق ایشان ابراز کنند بعد از وفات حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم علنا آن اهدافی که داشتند را دنبال کردند و به آن نتیجه ای که می خواستند رسیدند و جامعه اسلامی را از مسیر صحیح خودش منحرف کردند.

 

استاد ملکی دیزیچه در ادامه سخنانش گفت: البته نکته ای در این جا وجود دارد که طبق آن چه در احوالات امیرالمومنین علیه السلام وارد شده است، حضرت در قبال رفتاری که آنها داشتند، مامور به صبر بودند و در کلمات حضرت هم این مطلب وجود دارد که اگر حضرت اقدامی نسبت به آن چه آنها انجام دادند، می کردند بیم ارتداد امت و این که امت اسلامی از آن مسیری که دارد خارج شود می رفته است و برای همین مطلب است که حضرت صبر کردند و مامور به صبر بودند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: روایاتی که در کتب روایی شیعه و کتب روایی اهل سنت در مورد فضائل و مناقب آن حضرت است در حد بسیار بالایی است از آن میان روایتی است که هم در کتب اهل سنت آمده است و هم در کتاب شریف بحار مرحوم مجلسی که مضمون روایت این است که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت می فرمایند: «اگر بیم آن نبود که آن چه نصارا در مورد عیسی علیه السلام پنداشتند _ منظور همان فکر و عقیده آنها در مورد خدا دانستن حضرت عیسی علیه السلام است_ چنان عقیده ای در مورد شما پیدا کنند و امت به آن جا کشیده شود در مورد شما فضائل و مناقبی را بیان می کردم که از هر راهی که عبور کنید مردم خاک کف پای شما را تبرکا بردارند.»

 

وی در ادامه سخنانش گفت: با این که بر طبق این روایت حضرت این فضایل و مناقب را بیان نکرده اند اما در عین حال می بینیم که فضایل و مناقب حضرت آن قدر بوده است که بعضی ها باز هم بر طبق این مطلب به انحراف کشیده شده اند و حضرت را در حد خدا بالا برده اند و قائل به خدا بودن حضرت شدند.

 

استاد ملکی دیزیچه در انتهای سخنانش بیان داشت: بنده فکر می کنم این طور هم نیست که خود مخالفین هم واقعا این فضایل و مناقب را ندانند بلکه این تعبیری که در کتاب های ادبی ما که در اوایل طلبگی خوانده می شد وجود دارد که «لولا علی لهلک عمر» که خلیفه دوم ظاهرا در هفتاد جا این حرف را زده است، بازگشت این حرف به آن احکام نادرستی بوده است که در زمانی که حق امیرالمومنین علیه السلام را غصب کرده و بر مسند خلافت بوده صادر کرده بوده است اما این احکام بعدا به گوش امیرالمومنین علیه السلام می رسیده است و حضرت حکم صحیح آن احکام را بیان می کرده اند این سخن بدین معنا است که اگر علی علیه السلام نبود خلیفه دوم با این احکام اشتباهی که به خورد جامعه اسلامی داده بود هلاک شده بود./260/22/20

 

ي, 04/06/1395 - 20:30

دیدگاه جدیدی بگذارید