استاد خیبری مطرح کرد؛

عبارات موجز و غامض کتب درسی یکی از سدهای خیلی محکمی شده که طلبه نمی تواند به مغز مطلب و جان کلام برسد

زمانی که قانون مجازات اسلامی در کشور خودمان می خواست تغییر کند به اساتید حقوق نامه نوشته شد که کتاب قبلی چه ایرادهایی داشته است مشکلاتش را بگویید و پیشنهادهای خود را در مورد کتاب جدید که می خواهیم تدوین کنیم بیان کنید جمع این نظریات و انتقادها و پیشنهادها کتاب قانون مجازات اسلامی جدید شد که صددرصد از کتاب قبلی با توجه به این که با خرد جمعی نوشته شده است بهتر است.

 

استاد رضا خیبری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: بحثی که مناسب است بیان شود بحث تحول در نظام آموزشی حوزه است البته تحول در نظام آموزشی، حوزه های مختلفی دارد، بنده می خواهم به بحث تغییر در کتب درسی اشاره کنم کتب درسی ما چند اشکال عمده دارد یکی از این اشکالات این است که عبارات موجز و غامض هستند که یکی از سدهای خیلی محکمی شده است که طلبه نمی تواند به مغز مطلب و جان کلام برسد.

 

وی افزود: ما تمام توان خودمان را در کتاب های درسی استفاده می کنیم تا به مغز مطلب رسیم ولی هیچ وقت این هدف حاصل نمی شود چون عبارت ها به اندازه ای دشوار است و بعضا این قدر رمز آلود است که خود اساتید هم بعضا اختلاف نظر دارند که مرحوم آخوند در اینجا مثلا نظرش چیست؟ وقتی این چنین است ما چه چیزی را می خواهیم به طلبه برسانیم و عبارت را چگونه می توانیم برای طلاب بازگو کنیم.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: دومین اشکالی که در این زمینه به نظر می رسد طرح مطالب بعضا بی فایده و یا کم فایده است مثل بحث طلب و اراده در کفایه که یک بحث تقریبا فلسفی و کلامی است که شاید اساتید یک ماه در کفایه به بحث طلب و اراده می پردازند که مطلب خاصی عاید طلبه ها نمی شود، مرحوم آخوند در بحث طلب و اراده متاسفانه یکی از اشتباهات فاحش را مرتکب شده اند و نظری داده اند.

 

وی اضافه کرد: اکثر اساتید که به بحث طلب و اراده رسیده اند نظر آخوند را خیلی دور از منطق می دانند و این عبارت فارسی را به کار می برند: «قلم چون به این جا رسید سر بشکست»، اساتید می گویند که ای کاش اصلا آخوند وارد بحث طلب و اراده نمی شد و این حرف را این جا نمی زد چرا که اولا بحث در این جا اصولی نیست بلکه کلامی و فلسفی است ای کاش اگر وارد می شدند و نظرشان خاص بود مطرح نمی کردند یا بحث عبد و امه در شرح لمعه که الحمدلله اساتید دیدند که الان خیلی کاربرد ندارد و آن را کنار گذاشته اند ولی هنوز در متن درسی وجود دارد.

 

استاد خیبری افزود: سومین مشکلی که در کتب درسی وجود دارد، مناسب نبودن سبک تالیف کتب درسی است یک کتاب آموزشی مناسب باید یک سری ویژگی ها را مثل دسته بندی منسجم داشته باشد ما دسته بندی منسجم در طول یک دوره آموزشی نداریم، مثلا تبویب کتاب کفایه با تبویب کتاب رسائل فرق می کند، طلبه که وارد کتاب رسائل می شود اصول را با یک نگاه یاد می گیرد و سال بعد کفایه را با یک نگاه جدید شروع می کند، این تغییر در دسته بندی مطالب باعث می شود که طلبه گیج شود و نداند این اصول فقهی که دارد آموزش می بیند، سبک و روشش چگونه است.

 

وی ادامه داد: یکی دیگر از ویژگی ها مهم کتب آموزشی فصل بندی و بخش بندی هدفمند است. کتاب اصول مرحوم مظفر به روزتر و خوب تر است ولی این دو سه کتابی که حوزه بیشتر به آنها اهتمام دارد متاسفانه از نظر فصل بندی و بخش بندی خیلی ضعیف است لذا مثلا اساتید و موسسات آمده اند و فصل بندی هایی را اضافه کردند، ما باید یک کتابی تالیف کنیم که نیازی نباشد فصل بندی و بخش بندی هایمان را داخل پرانتز به طلبه یاد دهیم و اساتید بدانند که چه فصل بندی و بخش بندی ای برای این کتاب نیاز است و چگونه باید وارد مباحث شوند.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: سومین ویژگی که یک کتاب آموزشی باید داشته باشد طرح مسأله برای پیاده کردن مطالبی است که یاد گرفته اند الان در دانشگاه کل کتابشان یعنی کل مطالبی که ارائه می شود در یک ترم شانزده جلسه ای است و حجم مطالبشان چهل، پنجاه صفحه است ولی دانشگاهیان به حدی همین چهل، پنجاه صفحه را خوب کار می کنند و به اصل مطلب می پردازند و از آن طرف در پیاده کردن مطلب قوی هستند که می بینیم که مجموع مطالب آن چهل، پنجاه صفحه با کتاب کفایه ما برابری می کند.

 

وی افزود: دانشجو در چهل، پنجاه صفحه اصل مطلب را یاد می گیرد و بعد هم در پیاده کردن مطالب کار می کند البته در رشته های مختلف سبک ها متعدد است و بحث در این جا بیشتر در علوم انسانی است؛ مثلا در رشته حقوق مساله ای که به دانشجو یاد می دهند همان را در امتحان از او می خواهند بعد دانشجو آن مساله را با توجه به معلوماتش باید حل کند که ما متاسفانه در کفایه و رسائل یا حتی کتب فقهی خودمان به این جور مسائل کاری نداریم یعنی ما نمی آییم مصادیق یا مثال ها را وارد کتاب ها کنیم یا از طلبه سوالی بپرسیم و بگوییم که اگر بحث اصول عملیه را خواندی حالا اصل برائت در این مساله را چگونه می خواهی اجرا کنی، پیاده کردن احکام بر روی مصادیق خارجی هم متاسفانه در کتاب های ما وجود ندارد.

 

استاد خیبری بیان داشت: برای بهبود این مشکلات چند پیشنهاد دارم، ما باید دروس را در حوزه به دو دسته کاربردی و تخصصی تقسیم کنیم به نظر بنده اگر همین پیشنهاد در حوزه ما اعمال شود یک تغییر 180 درجه ای در حوزه اتفاق می افتد چه نیازی است که طلبه های ما بیایند و بیست، سی سال اصول را با قیل و قال هایش بررسی کنند و این قدر وارد بطن مطلب شوند و اقوال مختلف را برای آنها نقل کنیم و رد بر اقوالی که بیان شده است را برای آنها بیان می کنیم در حالی که استاد متوجه می شود که طلبه نمی داند کجای بحث است.

 

وی تاکید کرد: آیا ضرورت دارد که همه این اقوال مطرح شود، بهتر است که ما این مطالب را دو دسته کنیم، اول این که اصول کاربردی را به صورت خیلی مختصر و مفید به طلبه یاد دهیم و اقوال خیلی مهم را بیان کنیم، چون ما می خواهیم به طلبه اصول و فقه یاد بدهیم تا طلبه به مرحله اجتهاد رسد ما اگر هدف اصلیمان این بحث است باید بیاییم فقه و اصولمان را کاربردی کنیم.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: عده ای از اساتید و طلبه هایمان دوست دارند، خیلی تخصصی بر روی این مطالب کار کنند و تمام اقوال را بررسی کنند و در مورد آنها نظر دهند و اصول تخصصی را سی، چهل سال مطالعه کنند همان طور که امروزه در دانشگاه ها همین گونه است مثلا در ریاضیات مطالب را دو دسته کردند، ریاضیات کاربردی و ریاضیات محض، ریاضیات کاربردی بیشتر در حوزه عمل و استفاده در مباحث و نظریات به کار می رود و ریاضیات محض هم بحث هایی است که خیلی پیچیده است یک دانشجو وارد می شود و پنج، شش سال در آن مباحث کار می کند.

 

وی افزود: دومین پیشنهاد بنده این است که کتابهای جدیدی تالیف کنیم اما خیلی بعید است که حوزه ما دست از کفایه و رسائل و کتاب هایی که جای پایشان در حوزه محکم شده است، بردارد با توجه به این مطلب برای شروع کار خوب است که این کتاب ها را اصلاح کنیم مثلا مطالب اضافی را حذف کنیم و تبویب کتاب ها را تغییر دهیم، همان طور که ما یک تجربه خیلی موفقی در بحث کتاب های درسی داشتیم، آمدیم بعضی از قسمت های مغنی اللبیب را حذف کردیم و این کتاب را به مغنی الادیب تغییر دادیم که کار بسیار خوبی بود و حرف هایی که مناسب نبود، حذف شد.

 

استاد خیبری بیان داشت: بحث دیگر هدفمند کردن دروس است ما الان در حوزه ای هستیم که به هیچ عنوان هدف را ندیدیم فقط ما کتاب هایی که تالیف شده است و سطوحی که در گذشته بوده است را معیار قرار دادیم در حالی که اگر می خواهیم در حوزه ما مجتهد زیاد شود و طلبه به مرحله اجتهاد برسد، باید ببینیم چه چیزهایی نیاز است و چه چیزهایی نیاز نیست.

 

وی افزود: یکی از بزرگترین معایب در فقه این است که قواعد فقهیه در دروس حوزه نیست در حالی که فقه استدلالی با همین سبکی که می خوانیم هیچ دردی را دوا نخواهد کرد یعنی هر استادی که در حوزه فقه کار کرده است، می داند قواعد فقهی پایه فقه است ولی چون ما هدف را ندیدیم لذا طلبه ما می آید و فقه استدلالی را می خواند و آخرش هم چیزی دستش را نمی گیرد در حالی که بسیاری از مسائل فقهی را باید با توجه به قواعد فقهی پیاده کنیم پس هدفمندی دروس به این معنا است که ببینیم آن هدف کجا است و وسیله برای رسیدن به آن هدف چگونه است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: استفاده از نظر و پیشنهاد اساتید در تدوین متون فقهی هم مطلب بعدی است مثلا از اساتید نظر بخواهیم ما می خواهیم کفایه را اصلاح کنیم این کفایه ای که می خواهیم اصلاح کنیم چگونه باید در تبویب و اصلاح عبارت هایش دست بریم یا اگر می خواهیم کتاب جدیدی چاپ کنیم اساتید نظر دهند که فصل بندی ها چگونه باشد و چه عنوان های کلی ای باید مطرح شود و چه چیزهایی مطرح نشود.

 

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: زمانی که قانون مجازات اسلامی در کشور خودمان می خواست تغییر کند به اساتید حقوق نامه نوشته شد که کتاب قبلی چه ایرادهایی داشته است مشکلاتش را بگویید و پیشنهادهای خود را در مورد کتاب جدید که می خواهیم تدوین کنیم، بیان کنید؛ جمع این نظریات و انتقادها و پیشنهادها کتاب قانون مجازات اسلامی جدید شد که صددرصد از کتاب قبلی با توجه به این که با خرد جمعی نوشته شده است بهتر است./20/20/260

 

ش, 12/21/1395 - 15:55

دیدگاه جدیدی بگذارید