قهرا ما نمی توانیم شرایطی را که در سن پنجاه، شصت سالگی داریم را به طلبه ها تحمیل کنیم تا برای آنها مفید باشد لذا بنده عقیده ام این است که بزرگان ما باید با طلبه ها بنشینند و حرف دلشان را بدون ترس بشنوند که طلبه ها چه دیدگاه هایی نسبت به تحصیلشان در حوزه دارند.
استاد مصطفی هروی در گفتگو باخبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: بنده در نجف اشرف از سال 58 تا 64 تحصیل و تدریس داشتم و بعد از آن هم که به ایران آمدم، لمعه و اصول مظفر و منطق را می گفتم بعد از آن هم شروع به تدریس رسائل و مکاسب و کفایه کردم و درس خارج را هم به صورت خصوصی تدریس می کنم اما تدریس درس خارج عمومی را قبول نکردم.
وی افزود: در عرض این هفت، هشت سال دو تغییر اساسی برای طلبه ها ایجاد شده است یکی مربوط به بعد معنوی آنها است و مساله دیگری که باعث این تغییر شده است هم در مورد شرایطی است که مرکز مدیریت برای آنها ایجاد کرده است که سبب بروز این مشکلات برای طلاب شده است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در بعد معنوی سابقا وقتی طلبه وارد حوزه می شد به این مطلب عنایت داشت که آن چه را مطلوب و مورد رضایت خدا است، کسب کند و هر چه در توان دارد برای خدمت به جامعه مصروف کند، مقید به مسائل مادی نبود و همچنین مردد بین شهر خودش و محل تحصیلش نبود، درس را زیبا می خواند و حضور در کلاسش هم بسیار خوب بود.
وی اضافه کرد: وقتی گذشته را به یاد می آورم، می بینم که طلبه ها در آن زمان درس می خواندند و با جدیت به مسائل گوش می دادند، اشکالاتی که می گرفتند، نشان می داد که قبلا حاشیه ها را مشاهده کردند که بنده ناگزیر بودم که حواشی متعددی را مشاهده کنم تا جواب طلبه ها را بدهم اما متاسفانه در این هفت، هشت سال اخیر طلبه ها سوالات خیلی کمی می کنند وقتی هم که سوال می کنند، سوالاتی برای فهم مطالب دارند نه اینکه مطلب را فهمیده باشند و اشکال بگیرند.
وی افزود: از کجا این بعد معنوی از طلبه ها سلب شده است؟ جهات متعددی را بنده در نظر دارم که در مورد آنها فکر کردم و با طلبه های مختلفی مشورت کردم، می بینم نوعا دیدگاه این طلبه ها از این که برای خدا درس بخوانند و بعد هم به خلق خدا خدمت کنند منصرف گشته است یا این که لااقل این دیدگاه در طلبه ها ضعیف شده است.
استاد هروی بیان داشت: زمانی که ما به شرایط فعلی که در کشور ایجاد شده است، نگاه می کنیم، می بینیم قاضی دادگاه مدنی که تازه لمعتین را تمام کرده است و به دستگاه قضا پیوسته است، سه میلیون تومان حقوق می گیرد، در ابتدایی که مرکز مدیریت مدرک دکترا می داد، در اعطای این مدرک خیلی ساده گرفته بود و لذا خیلی از رفقای ما طی سال های 71 تا 73 سریعا دکترای خود را گرفتند و الان هم در ادارات مشغولند و حقوق ثابتی تا حد شش، هفت میلیون تومان می گیرند. این طلبه وقتی وارد حوزه می شود آن دید معنوی خودش را در مقایسه با زندگی بزرگترها از دست می دهد.
وی اضافه کرد: طلبه ها می بینند برخی از روحانیون و بزرگان حوزه زندگی آن چنانی دارند و حال آن که اگر او بخواهد ازدواج کند حتی نمی تواند خانه ای اجاره کند و وقتی همسر اختیار می کند، نمی تواند تامینش کند این مطالب باعث شده که طلبه ها آن اعتقادی که برای ورود به حوزه داشته اند را از دست بدهند.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: آن زمانی که در نجف بودیم یا در سال 64 که به ایران آمدم، می دیدم نوع زندگی ها در یک سطح بود اما وقتی بنده بعد از سقوط صدام به نجف رفتم و حوزه علمیه نجف را بررسی کردم، گرچه آیت الله صدر خیلی از طلبه ها را جمع کرده بود اما اغلب طلبه هایی که جمع کرده بود که از مدرسه آیت الله قزوینی و مدرسه آقای بروجردی و مدرسه آقای بخارایی و مدرسه سید کاظم یزدی و مدرسه آخوند خراسانی بودند بنده دیدم اغلب این طلاب افکارشان منحرف شده بود؛ سر این مطلب را هم در این دیدم که عده ای از روحانیون آن جا وضعشان بسیار عالی بود اما عده دیگری وضع بسیار بدی داشتند.
وی افزود: اداراتی هم هستند که طلبه ها را جذب می کنند که با کیفیت های بالایی طلبه ها را جذب می کنند، طلبه فاضلی بود که شاگرد کفایه بنده بود و این کتاب را هم خیلی خوب خوانده بود اما به درس خارج نمی آمد روزی او را دیدم و به او گفتم: «چه می کنی؟ چرا در درس خارج شرکت نمی کنی؟» به بنده گفت: «چرا شرکت کنم وقتی می بینم فلان قاضی، فلان آقا و خیلی ها وقتی وارد خانه شان می شوم زندگی آن چنانی دارند چه فرقی بین من و آنها وجود دارد.» این طلبه نگاه می کند می بیند دیگران یا از راه مشروع این زندگی را به دست آورده اند یا از راه غیر مشروع. اگر تحصیل آن مال از راه مشروع بوده است این طلبه احساس می کند که آنها هم زمانی طلبه بوده اند و چیزی نداشته اند و اگر هم از راه غیر مشروع این زندگی را به دست آورده اند باز هم هدف های معنوی طلاب را تحت الشعاع قرار می دهد.
استاد هروی گفت: طلبه ای که می آید و زندگی آن چنانی بعضی از روحانیون را در حوزه می بیند چه احساسی به او دست می دهد. آن فردی هم که از شاگرد کفایه خوان بنده امتحان می گرفت، گریه می کرد و به او می گفت: «حق با تو است ما غافل شدیم که طلبه های فاضل و متدینی مثل شما و کسانی که خوب درس خواندند و در آینده حداقل یکی از اساتید بسیار خوب حوزه می شوند را تدارک کنیم تا از حوزه نروند.» شاگرد بنده هم به او گفته بود که از طرف خانواده و همسر و فرزندانم تحت فشار هستم و به همین خاطر می خواهم در جایی مشغول به کار شوم.
وی خاطرنشان کرد: بنده خودم وقتی به زندگی ام نگاه می کنم، می بینم زندگی متوسطی دارم با این وجود حتی یکی از فرزندان من حاضر نشدند که طلبه شوند و به دانشگاه رفتند و در بهترین دانشگاه های کشور هم قبول شدند حتی به آنها گفتم که تمام زندگی شما را تامین می کنم اما قبول نکردند چرا که فضای طلبگی را احساس می کنند و می خواهند بر روی پای خود بایستند متاسفانه امروزه در جامعه ما مسائل مادی حرف بسیار بالایی را می زند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: بنده برای یکی از شاگردان خودم به خواستگاری رفتم آن روحانی به طلبه گفت: «شما در زندگیتان چه دارید؟» بنده به او گفتم: «شما خودتان در زمان طلبگیتان چه داشتید که این حرف را می زنید؟» به بنده گفت: «آن زمان دیگر گذشته است الان دخترم هم مانتویی است و حتی مقید هم نیست که با چادر باشد.» وای به حال ما طلبه ها که وضع زندگی ما جوری شده است که دختران ما این قدر از لحاظ اخلاقی تغییر کرده اند.
وی افزود: الان دخترهای بازاری ها بهتر از دختران اکثر طلبه ها تربیت می شوند، آنها حاضرند با طلبه ها بسازند که بعضی هایشان برای خدا این کار را می کنند اما بعضی از آنها هم می گویند که پدرمان پول دار است و ما را تامین می کنند و ما هم دوست داریم که همسر طلبه شویم تا عاقبت به خیر شویم اما نوعا دخترهای طلبه حاضر نیستند که همسر طلبه شوند مگر این که پدران آنها خیلی خوب آنها را تربیت کرده باشند.
استاد هروی اضافه کرد: بنده فکر می کنم مسئولین حوزه کمتر در جامعه می آیند و با طلبه ها کمتر برخورد می کنند وقتی برخوردشان کم باشد طبیعتا نمی توانند زمینه ای که برای طلبه های تازه وارد یا طلبه هایی که کفایه می خوانند یا آنهایی که تازه وارد رسائل مکاسب می شوند را درک کنند که این طلبه ها چگونه فکر می کنند. قهرا ما نمی توانیم شرایطی را که در سن پنجاه، شصت سالگی داریم را بر طلبه ها تحمیل کنیم تا برای آنها مفید باشد لذا بنده عقیده ام این است که بزرگان ما باید با طلبه ها بنشینند و حرف دلشان را بدون ترس بشنوند که طلبه ها چه دیدگاه هایی نسبت به تحصیلشان در حوزه دارند.
وی ادامه داد: در سال گذشته چون عازم حج بودم درس های سال گذشته را زودتر برای ثبت تحویل دادم اما به سبب فراموشی مسئولین درس ها وارد نشده بود، باعث شد در درس های سال گذشته هم بنده و هم شاگردانم ضربه ببینند چون پس از بازگشتم دیدم درس ها در موعد مقرر در سایت قرار نگرفته است و لذا طلابی که شاگرد درس های بنده بودند به کلاس های دیگر رفته بودند و برای حضور و غیاب مجبور بودند که در آن کلاس ها باقی بمانند.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: بنده عقیده ام این است که شورای مدیریت نباید شرایط را خیلی سخت گیرد و از طرفی هم نباید شرایط را خیلی آسان گیرد بنده که بررسی می کردم، دیدم که عده ای که برای ثبت نام حوزه به قم می آیند، اگر تاریخ ثبت نام گذشته باشد، آنها را قبول نمی کنند در صورتی که اگر در مدارس جای خالی وجود داشته باشد، باید برای این طلبه ها شرایط را آسان گرفت و آنها را پذیرفت اما برای کسانی که از قبل به حوزه آمده اند باید شرایط را سخت تر گرفت.
وی خاطرنشان کرد: مسئولین باید آراء خودشان را با طرز تفکری که طلبه ها دارند، تنظیم کنند نه این که با طرز تفکری که خود مسئولین در شورای مدیریت دارند، تنظیم کنند چون اوضاع زمانه در شرایط تاثیرگذار است لذا است که باید این مطلب برای ما اهمیت ویژه ای داشته باشد. اگر ما توانستیم شرایط را متناسب با وضع طلاب تنظیم کنیم، بسیار نتیجه بخش است اما اگر نتوانستیم حوزه هر سال ضعیف تر می شود.
وی افزود: بنده در بحث های مختلف به این نتیجه رسیدم که حضور و غیاب هیچ نتیجه ای ندارد، شاگردان ده دقیقه قبل از تمام شدن درس ها برای حضور و غیاب سر کلاس حاضر می شوند. جهت دوم این که گفته شده است که در هفته چهار مرتبه به صورت لا علی التعیین باید حضور و غیاب شود، طلبه هم می گوید: «خوب من یک روزش را نمی آیم.» مشکل اصلی این جا است که اگر آن ایده اولی معنوی ایجاد نشود با این ضوابط ما نمی توانیم طلبه را مقید کنیم. باید برای طلبه این مساله درونی شود که درس را در محضر استاد درک کند که نوعا هم این حالت برای طلبه های ما ایجاد نمی شود وقتی این حالت میسر نشد، فایل صوتی گوش می دهند، اگر این هم نشد، امتحان می دهند و اگر قبول نشدند، دوباره شهریور امتحان می دهند.
استاد هروی بیان داشت: مشکل بعدی این است که با این تعطیلات گسترده ای که ما در حوزه داریم، نمی شود درس ها را تمام کرد. بنده از روز اول برای اتمام محدوده برنامه دارم فرقی هم نمی کند که شاگردان زیادی سر درس حاضر شوند یا نشوند و در هر روز درسی برای کامل کردن محدوده برنامه مشخصی دارم اما چون روزهای درسی بسیار کم شده است، مجبور می شوم که مطالب بیشتری را در مدت زمان محدود بگویم که باعث می شود که شاگردان از درس فرار کنند چون طلبه ها دنبال این نیستند که مطالب را بفهمند دنبال این هستند که سریع سال تحصیلی را بدون این که مطالب را کامل بخوانند، تمام کنند.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: باید به گونه ای برنامه ریزی کنیم که کل مکاسب خوانده شود اگر کلام مکاسب قدیمی است باید کتاب را خلاصه کنیم تا همه اقوال خوانده نشود اما متاسفانه حوزه ما گرفتار تنبلی شده است و این تنبلی به طلبه ها هم سرایت کرده است. باید از پایه های پایین تر به این فکر باشیم که طرز تفکر شاگردان را از نزدیک مورد بررسی قرار دهیم و کارهای آماری در این مورد بر روی آنها انجام دهیم تا بتوانیم برنامه صحیح تر و بهتری برای آنها تدارک ببینیم و وضع زندگی و معیشت آنها را تامین کنیم./20/43/260
دیدگاه جدیدی بگذارید