استاد منافی:

طلبه ای که با مشاوره بزرگان طبق استعدادش هدف خود را تعیین نموده در این راه طولانی هرگز خسته و سرافکنده نمی شود

شیخ انصاری و آخوند خراسانی کسانی هستند که به صورت قیراطی می نویسند نه گتره ای. یعنی حتی برای انتخاب فاء و واوهای کتابشان هم تأمل می کنند. آخوند خراسانی در اواخر عمرش می فرماید: «اکنون که به اواخر عمرم رسیدم، افتخار می کنم که رسائل شیخ را می فهمم».

 

استاد سید حسین منافی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: طلاب سطوح عالی با مشاوره گرفتن از اساتید رشته های مختلف می توانند استعداد خود را شناسایی کنند و به مقامات عالیه برسند. طلبه مطابق با استعدادی که برای خواندن دروس سطح عالی دارد، می تواند برنامه ریزی مناسبی داشته باشد و متناسب با یکی از استعداد هایش به هدفش دست پیدا کند به عنوان مثال به اجتهاد در فقه و اصول رسد شخصی که برای هدف اجتهاد درس می خواند باید ممحض تر از اشخاص دیگر به دروس سطح عالی همت گمارد.

 

وی افزود: یکی از فواید دیگر تعیین استعداد این است که مانع از سردرگمی و هدر رفت تلاش ها می شود و در طلبه انگیزه ایجاد می کند. طلبه ای که با مشاوره بزرگان طبق استعدادش هدف خود را تعیین نموده است در این راه طولانی هرگز خسته و سرافکنده نمی شود. مطلب دیگر شرکت در کلاس های حضوری و پرهیز از طی کردن کلاس ها به صورت مجازی به صورت گوش دادن به فایل صوتی و خواندن شرح است باید تنها در مواقع ضروری از این روش استفاده نمود نکته بعد مجالست با استاد عالم متقی است که آثار بسیاری دارد و شاگرد باید با استاد اشکال و جواب کند تا بدین وسیله تکامل پیدا کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: نکته بعدی ممارست طلبه نسبت به حضور در کلاس ها و خسته نشدن از حضور مستمر در کلاس ها است، جدیت در گوش دادن به کلام استاد و یادداشت کردن نکاتی که استاد بیان می کند هم برای رسیدن به موفقیت سودمند است. داشتن مباحثه قوی و منظم هم بسیار مهم است چون بدون آن مباحث کتاب به خوبی هضم و حلاجی نمی گردد. طلبه سطح عالی باید کتاب محور درس بخواند و از رجوع زیاد به حواشی مانند طلبه درس خارج پرهیز کند.

 

وی اضافه کرد: سه روش برای درس خواندن وجود دارد که از این میان تنها روش دوم صحیح است. روش اول متن محور بودن و عدم دقت به دقایق و لطایف متنی و محتوایی است، روش دوم متن محور بودن همراه با دقت به دقایق متنی و محتوایی و روش سوم فرامتنی بودن است به این صورت که حاشیه ها و مطالب دیگر از کلمات بزرگان را در حین تحصیل بررسی کنند. در روش دوم طلبه با ممارست، دقت در فهم متون و محتوا را به خوبی تجربه می کند و این دقت ملکه او می گردد و زمانی که وارد درس خارج شد در فهم آیات و روایات و فهم کلمات فقها از این دقت استفاده می کند.

 

استاد منافی افزود: شیخ انصاری و آخوند خراسانی کسانی هستند که به صورت قیراطی می نویسند نه گتره ای. یعنی حتی برای انتخاب فاء و واوهای کتابشان هم تأمل می کنند. آخوند خراسانی در اواخر عمرش می فرماید: «اکنون که به اواخر عمرم رسیدم، افتخار می کنم که رسائل شیخ را می فهمم» وقتی کتاب رسائل آن قدر دقیق است که مثل مرحوم آخوند اعتراف می کند تا اواسط عمرش دقایق آن را نمی فهمد، نباید کتبی که با این دقت نگاشته شده اند به صورت سرسری خوانده شوند چون طلبه از آن دقایقی که مورد نظر مؤلف بوده است محروم می گردد و آن هدف عالی از خواندن این کتب برای او حاصل نمی گردد.

 

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: اگر فردی با این شیوه درس خواند زمانی که به حواشی مراجعه می کند، می بیند بسیاری از نکاتی که با فکرش به دست آورده است در حواشی نیز وجود دارد و گاهی حواشی به عمق فکر او نیز نرسیده اند و لذا به تدریج به اجتهاد و فهم عمیق مطالب نزدیک می شود و از حفظ و لقلقه زبان کردن مطالب فاصله می گیرد. ما در برخی از اساتید تفاوت این دو شیوه را شاهد هستیم. عده ای از اساتید محفوظات زیادی دارند ولی مطالب را خوب هضم نکرده اند برای مثال می دانند در هر مسأله ای ده قول یا بیست قول وجود دارد و قائل هر یک چه کسی است ولی هیچ یک از این اقوال را هضم نکرده اند. در مقابل برخی محفوظات خوبی ندارند ولی مطالب را به خوبی هضم و حلاجی کرده اند./20/22/260

 

ي, 04/11/1396 - 19:41

دیدگاه جدیدی بگذارید