استاد روشن بین مطرح کرد؛

مسیرهای مورد نیاز برای رسیدن به قله اجتهاد

افراط در اصول خوانی ضربه مهلکی به شخص می زند و سبب عقب ماندگی حوزه می شود و این نکته را هم باید در نظر داشته باشیم که بین اصول و فقه، فقه اصل است نه اصول. متاسفانه اصول در حوزه متورم شده است اما در مورد فقه باید بگوییم که گسترده شده است. ما هر چه فقه جدید و پویا را مطابق با زمان و مکان گسترده کنیم و موضوعات جدید و کاربردی به آن اضافه کنیم بهتر است.

 

استاد حمیدرضا روشن بین در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: تلقین منفی که طلاب دارند مانع از رسیدن به اجتهاد است وقتی در مورد اجتهاد تحقیقات میدانی انجام می دهیم، می بینیم شصت، هفتاد درصد از طلاب می گویند که امکان پذیر نیست. تلقین منفی مانع اولی است که قدرت شخص را به تحلیل می برد و تضعیف می کند. ما باید این تلقین منفی را به تلقین مثبت تبدیل کنیم و توانایی رسیدن به این هدف را در خود بیابیم.

 

وی افزود: مانع دومی که در این جا اهمیت دارد مساله هدف است یعنی از قبل باید یک هدف مشخص و معینی برای بسیاری از طلاب ترسیم و تعریف شده باشد، در این زمینه شاید مقصر اصلی مسئولین باشند. هدف را می شود به سه بخش تقسیم کرد. اول هدف ابتدایی، دوم هدف میانی و سوم هدف نهایی، هدف نهایی رسیدن به سعادت ابدی و بالاترین درجات مقربین است، هدف ابتدایی هم در واقع همان شغل و راهی است که فرد انتخاب می کند که ما باید بیشتر در این مورد بحث کنیم که هدف ابتدایی از خواندن این متون علمی چیست؟

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: هدف میانی به دو بخش تقسیم می شود اول خودسازی است و دوم خدمت به جامعه یعنی دیگرسازی. این دو بخش برای رسیدن به سعادت ابدی انجام می شود. اما در انتخاب هدف ابتدایی متأسفانه بسیاری از افراد با مانع و ابهام مواجه هستند و نمی دانند که چه کاری را می خواهند انجام دهند لذا بسیاری از طلابی که وارد سطح عالی می شوند باید از پایه چهار به بالا هدف ابتداییشان را مشخص کنند. ما به دوستان در طی این 24 سال که تجربه کرده ایم می گوییم که هدف ابتداییتان را از پایه چهارم مشخص کنید که شما می خواهید مرجع شوید یا استاد دانشگاه و یا مبلغ چون برنامه ای که در آینده ترسیم می شود باید بر طبق این هدف باشد.

 

وی اضافه کرد: در بخش هدف ابتدایی بحث انتخاب رشته هم مطرح است. در این بحث می گوییم اول استعداد و علاقه باید وجود داشته باشد و در وهله دوم باید نیاز جامعه سنجیده شود. ما فرض می کنیم در هدف ابتدایی فقه و اصول را انتخاب کردیم و بیان کردیم که علاقه ما و نیاز جامعه مان فقه و اصول است اما باید مشخص کنیم  که در حد مرجعیت می خواهیم درس بخوانیم یا در حد همین فقه و اصول که در متون درسی داریم و همین شیوه کلاسیک را می خواهیم ادامه دهیم.

 

استاد روشن بین افزود: تاکید بنده این است که طلاب اجتهاد را از دست ندهند اگر چه منظور ما تجلی اجتهاد است اگرچه در سطحی نباشند که بخواهند مرجع شوند لذا است که تاکید داریم که هدف ابتدایی را  باید مشخص کنند. بر فرض که ما در هدف ابتدایی بنابر فقه و اصول، اجتهاد را در نظر بگیریم و کسی که می گوید می خواهم به اجتهاد برسم را حدوسط و کسی که می گوید می خواهم مرجع تقلید شوم را حداکثر بگیریم اما بین این دو اجتهاد تفاوت است برای حدوسط شخص باید حداقل قدرت استنباط را به دست آورد و مجتهد متجزّی شود یعنی همین چیزی که الان خبرگان نیاز دارد و نسبت به آن امتحان می گیرد و بر همین اساس جلو رود.

 

وی اضافه کرد: چند نکته بسیار مهم در این رابطه وجود دارد. نکته اول این است که اصلا اگر مباحثه بر روی متن عربی نباشد می شود گفت که 90 درصد اجتهاد منتفی است. حتما چه در پایه چهار تا شش و چه در پایه هفت تا ده که به آن سطح عالی می گوییم حتما باید مباحثه شود. متاسفانه چیزی که در این سالهای تدریس دیده ام این است که طلاب و محصلین اصلا به مباحثه اعتنایی نمی کنند و انتظار دارند که با پنج سال فقه خواندن به اجتهاد برسند لذا حتما باید مباحثه بر روی متن عربی انجام شود و به شدت از کتاب هایی که متون علمی را ترجمه می کنند باید پرهیز کنند. اصلا در شأن محقق فقه و اصول نیست که ترجمه لمعه و مکاسب را به دست بگیرد و این مساله واقعا مصیبتی در حوزه علمیه است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مساله مهم دیگری که در این جا مطرح است مساله کتب است. بنده کتب را به چهار بخش تقسیم می کنم که برای یک جویای اجتهاد خیلی نیاز هستند. اول کتب متمم، دوم کتب اصطلاحات، سوم کتب تاریخچه و چهارم کتب نموداری است. کتب متمم کتاب هایی است که در کنار هر کتابی بالاخره باید خوانده شود و من قائلم صرف کتاب هایی که در کنار متن های آموزشی خوانده می شوند کافی نیستند. مثلا برای اصول فقه، اصول استنباط لازم است و در کنارش حلقات لازم است و «محاضرات» آقای خویی لازم می باشد یا حداقل خلاصه محاضرات که در هر بحثی مطرح می کنند باید خوانده شود یا در مورد «شرح لمعه» حواشی سلطان، حواشی آقا جمال و اگر بتوانند کتاب «تحریر الوسیله» مرحوم امام  یا کتاب «عروة الوثقی» خوانده شود باید به این کتب در هر بحثی متناسب با همان بحث مراجعه شود و نسبت به آنها احاطه داشته باشند.

 

وی خاطرنشان کرد: کتب اصطلاحات هم بسیار مهم هستند واقعا بدون این کتب کار لنگ می شود و نمی توان جلو رفت. در اصول حتما باید به «اصطلاحات الاصول» مرحوم مشکینی رجوع کنند و در فقه هم «مصطلحات فقه» آقای مشکینی را باید ببینند که کتاب کاربردی خوبی است و رجوع به دائره المعارف ها هم در سطح درس خارج نیاز است.

 

وی افزود: سومین قسمت از کتب، کتب تاریخچه است کسانی که به قصد اجتهاد وارد حوزه می شوند از تاریخچه علمی که کار می کنند نباید غافل باشند. ابتدایی ترین این کتاب ها فقه و اصول شهید مطهری در بخش کلیات علوم اسلامی است یا مقدمه شرح مرحوم کلانتر بر لمعه که در آن جا هم یک تاریخچه ای از فقه گفته شده است و کتاب بسیار ارزشمند دیگر در این زمینه کتاب دکتر فیاض است. در این زمینه کتابی است به نام «شرح اصول فقه» آقای احمد امینی نجفی که در مقدمه این کتاب تاریخچه ای از اصول  و ادوار اصول را آورده اند لذا کسی که وارد فقه و اصول می شود حتما باید نسبت به کتب تاریخچه احاطه و اشراف پیدا کند و مراحل تکامل آن علم را پیدا کند تا از مبانی دانشمندان آن علم مطلع شود.

 

استاد روشن بین بیان داشت: بخش چهارم از کتب، کتاب های نموداری است که برخی از آنها فقط متن کتاب ها را به صورت جدول درآورده اند که به نظر بنده مردودند ولی کتاب هایی در فقه و اصول داریم که جدول ها، نمودارها و تقسیمات کاربردی ای دارند. بنده در این زمینه نوشته ای دارم به نام «پایه». این نوشته شامل پنجاه جدول و نمودار و تقسیم های کاربردی در این زمینه است، تقسیم ها و جدول هایی که به راحتی از متن کتاب ها استخراج نمی شده است در این کتاب گردآوری شده است و ما به جای این که بیاییم در سر کلاس ها از خارج توضیح دهیم مثلا با جداول دوازده صورته یا بیست و دو صورته که صور مختلف را به صورت کاربردی بیان کرده است و موضوع و حکم مسائل هم در آنها بیان شده، مسائل مختلف را مطرح می کنیم که چند صورت از این صورت ها در کتاب ها وجود دارد و چند صورت هم از خارج به آنها اضافه شده است.

 

وی تاکید کرد: نکته خیلی مهم دیگری که در فرآیند تحصیل اجتهاد وجود دارد دست به قلم بردن و عدم اکتفا به حافظه و نوشتن مطالب در حاشیه کتاب ها و خلاصه برداری از هر بحث است. بنده می بینم که بسیاری از طلابی که مکاسب و رسائل و کفایه می خوانند، سر کلاس ها مطلبی نمی نویسند فقط گوش می دهند و به حافظه خود اطمینان می کنند، بعضی ها به این مطالب اهمیتی نمی دهند و برخی هم هنوز هدفشان ترسیم نشده است. برای کسی که قصدش رسیدن به اجتهاد در فقه و اصول است لازم است دست به قلم ببرد و در حاشیه کتاب مطالب خود را در اشکال به مؤلف بنویسد.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: حاشینه نویسی دو فایده دارد، هم ذهن را فعال می کند و برای رسیدن به اجتهاد مقدمه سازی می کند و هم این که بعدا سیر فکری محقق دانسته می شود که مثلا در پایه چهارم چه عقیده ای داشته است و در پایه هفتم به چه سطحی از درک رسیده است. زمانی که چنین طلبه ای به درس خارج می رسد ممکن است ببیند بسیاری از نکاتی که قبلا به آنها معتقد بوده است، باطل است یا ممکن است که بیاید و آنها را تکمیل کند. این مطلب سیر تکاملی فکری محقق را نشان می دهد و ممکن است گاهی اوقات نشان دهد که این شخص در همان پایه چهار قدرت شدیدی در درک مسائل فقه و اصولی داشته است.

 

وی افزود: در تحصیل اصول و فقه حتما باید محقق هر بحثی را که تمام می کند مثلا بحث مشتق در اصول یا بحث جعاله در فقه خلاصه ای از آنها را بنویسد که این خلاصه ها یا فیش برداری ها بعدا به هم ضمیمه شود و خلاصه نویسی به حساب آید. زمانی که مشغول خواندن کتابی هستیم یا کتابی را تدریس می کنیم به شدت باید از تحقیر و بی اهمیت جلوه دادن آن کتاب پرهیز کنیم که باعث می شود انگیزه و هدف را از محقق زائل کنیم، درست است که باید نقاط ضعف آن کتاب ها را بگوییم اما نقاط قوت آنها را هم باید بیان کنیم. ما قائلیم که باید کتاب ها تحول و تکامل پیدا کنند ولی این مطلب به این معنا نیست که این کتابی که داریم می خوانیم کلا بی خود و بی فایده است.

 

استاد روشن بین گفت: بنده با برخی از افرادی که به فرهنگستان علوم اسلامی قم می روند ارتباط دارم. آنها می گویند تمام کتبی که الان خوانده می شود باید کنار گذاشته شود چون به درد زمان ما نمی خورد. ما باید آن روش سنتی و کتاب هایی که مجتهدپرور بوده است را داشته باشیم. اما در کنار این مطلب انجمن های علمی ما هم از این که برخی از مطالب زاید را حذف کنند و برخی از موضوعاتی که منقرض شده است و کم استفاده شده است را کنار بگذارند نباید غافل باشند و بر روی مسائل مستحدثه هم باید کار شود و موضوعات مستحدثه در متن کتاب های فعلی ما گنجانده شود. این مطلب خیلی مهم است که بین کتبی که الان داریم و بین کتبی که باید خوانده شود جمع کنیم. فرض کنید کتاب حلقات را باید در کنار اصول فقه بخوانیم. حلقه ثالثه را باید در کنار کفایه بخوانیم یا در فقه هم همین طور کتاب «فقه استدلالی» آیت الله ایروانی باید در کنار «لمعه» کار شود و کسی که می خواهد مجتهد شود باید بین این مطالب را جمع کند.

 

وی افزود: بنده موضوع درس خارجم را «الحجاب و النظر» انتخاب کردم. نکته ای که به نظر بنده می آید این است که محققین فقه و اصول و کسانی که می خواهند به اجتهاد برسند باید در مورد موضوعات جدید حساسیت نشان دهند. مثلا معاملات اینترنتی، معاملات بانکی، فقه مواد مخدر و فقه حکومتی مسائل حکومتی را بررسی کنند چون واقعا حوزه از تکرار مکررات به جایی نمی رسد. ما باید بر روی موضوعات جدید سرمایه گذاری کنیم. به عنوان مثال آیا پول قابل فروش است یا نه یا مثلا درس خارج خون که مسائل گسترده ای دارد و مورد اهمیت است یا معاملات اشخاص حقوقی. واقعا ما مسائل زیادی در فقه و اصول داریم که بر روی آنها کار نشده است خیلی از موضوعات را هم داریم که نادر است و یا منقرض شده اند که باید کنار گذاشته شوند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: بنده به شدت معتقدم که اصول سه بخش دارد. یک سوم از آن واجب است، یک سوم مستحب و یک سومش هم حرام است. یک سوم واجب همان مسائل اساسی اصول است که واقعا مجتهد بدون آنها نمی تواند اجتهاد کند و ابزار اصلی یک مجتهد است. یک سوم اصول هم مستحب است که باید مقداری این مباحث خوانده شده را گسترش داد و مقداری هم نسبت به آراء و نظرات دیگران مطلع شد ولی یک سوم اصول واقعا حرام است که انسان بخواهد عمرش را در آن صرف کند. مثلا در بحث وضع نباید وارد مسائل ریز و جزئی شویم و نظراتی که در فرایند اجتهاد ما تاثیری ندارند را نباید بخوانیم. مطالب فرضی و مسائلی که اصول را به شدت عقلی و فلسفی می کنند باید کنار گذاشته شوند البته این مسائل را باید استاد به شاگرد بگوید و شاگرد ممکن است آنها را نداند.

 

وی اضافه کرد: افراط در اصول خوانی ضربه مهلکی به شخص می زند و سبب عقب ماندگی حوزه می شود و این نکته را هم باید در نظر داشته باشیم که بین اصول و فقه، فقه اصل است نه اصول. متاسفانه اصول در حوزه متورم شده است اما در مورد فقه باید بگوییم که گسترده شده است. ما هر چه فقه جدید و پویا را مطابق با زمان و مکان گسترده کنیم و موضوعات جدید و کاربردی به آن اضافه کنیم بهتر است. ما باید بیشتر قدرتمان را بر روی مسائل فقهی جدید گذاریم که بتوانیم پاسخگوی جامعه باشیم و بتوانیم جلوتر از جامعه حرکت کنیم. به عنوان مثال قبل از این که عقد بیمه بیاید و به انواع مختلف تقسیم شود ما باید خودمان انواع مختلفش را مطرح کنیم و آنهایی که کاربردی است و به نفع جامعه است را شناسایی کنیم.

 

استاد روشن بین گفت: نکته آخر در مورد رجال است. کسانی که قصد اجتهاد دارند حتما باید در رجال و درایه کار کنند و رجال را نباید کنار گذارند. شیوه تحقیق در رجال در قوت استنباط و اجتهاد شخص هم تاثیر دارد. این گونه نیست که بنده ده سال فقه و اصول کار کنم و مجتهد شوم بلکه باید حتما مطالعات وسیعی در این حوزه هم داشته باشیم.

 

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: هر شخصی باید سه برنامه برای خودش تنظیم کند. برنامه طولانی مدت برای چشم انداز 15 تا بیست ساله، برنامه داخلی برای طول هفته از شنبه تا ظهر پنج شنبه برای شرکت در کلاس ها، مطالعه و مباحثه و پرداختن به امور خانوادگی و شخصی و برنامه ای هم برای تعطیلات و پنج شنبه، جمعه ها داشته باشد. با بی نظمی و بی برنامگی حتی با گذشت سالیان دراز هم به جایی نمی رسیم./20/43/260

 

ج, 01/20/1395 - 20:58

دیدگاه جدیدی بگذارید