شاگردان علی بن جعفر به ایشان اعتراض کردند که شما با این سن پیری و محاسن سفید نباید در برابر کودکی که هنوز به سن تکلیف نرسیده است این گونه رفتار کنید و خود را کوچک و حقیر نمایید، علی بن جعفر علیهما السلام با آن درایتی که داشتند، فرمودند: خاموش باشید خداوند عزوجل این ریش سفید من را سزاوار امامت ندانست و این کودک را سزوار امامت دانست.
استاد مهدی مسجد جامعی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: «اللهم صل و سلم و زد و بارک علی السید العادل العامل الفاضل الباذل الکامل العادل الاجود الجواد العارف بأسرار المبدأ و المعاد.» «السلام علیک یا أباجعفر یا محمد بن علی أیها التقی الجواد یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا إنا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله بحقک و بحق جدک و آبائک و أبنائک الطاهرین.»
وی افزود: در کتاب شریف اصول کافی جلد یک صفحه 321 حدیث شریفی را امام رضا علیه السلام بیان فرمودند که پر برکت تر از امام جواد علیه السلام در اسلام متولد نشده است. نام آن حضرت محمد و برای لقب ایشان نام های تقی و جواد نقل شده است و کنیه معروف امام جواد علیه السلام «ابوجعفرٍ الثانی» است، ایشان فرزند امام رضا علیه السلام و مادرشان خیزران هستند، زمان و مکان ولادت حضرت دهم ماه رجب در سال 190 هجری قمری در مدینه نقل شده است و زمان و مکان شهادت حضرت روز آخر ذی القعده سال 220 هجری قمری در بغداد نقل شده است. زمان آغاز امامت حضرت از سن 8 سالگی بوده است و مدت امامت حضرت 17 سال طول کشیده است و عمر مبارک حضرت بیست و پنج سال بوده است که در این سن ایشان را به شهادت رساندند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: علت شهادت حضرت هم مسمومیت ایشان توسط معتصم عباسی بوده است که حضرت را مسموم کردند و مزار مطهر حضرت هم قبرستان قریش در کاظمیه که اطراف بغداد است که امروزه متصل به بغداد است و یکی از محله های بغداد به شمار می رود. طاغوت معاصر زمان امام جواد علیه السلام، هفتمین و هشتمین خلیفه عباسی یعنی مامون عباسی و معتصم عباسی برادر مامون بوده اند.
وی اضافه کرد: یکی از شبهاتی که مخالفین مطرح می کنند در مورد به امامت رسیدن حضرت در سن کودکی است، نظیر این مورد در قرآن کریم درباره حضرت عیسی و حضرت یحیای پیامبر علیهما السلام بیان شده است که در سوره مبارکه مریم آیه دوازده این مساله ذکر شده است، «و آتیناه الحکم صبیا»، و ما آن حضرت را در حالی که صبی بود به پیامبری مبعوث کردیم و کمی و زیادی سن ملاک برگزیده شدن از جانب خداوند نمی باشد بلکه ملاک قابلیت و توانایی امام علیه السلام است.
استاد مسجد جامعی بیان داشت: علی بن جعفر که مرقدشان در شهر قم در کنار گلزار شهدا است که پیرمردی محاسن سفید و عالم و مرد بسیار بزرگواری بودند وقتی که امام جواد علیه السلام را که کودکی بودند، مشاهده می کردند، تمام قد قیام کردند و به طرف حضرت رفتند، نقل شده است یک بار علی بن جعفر علیه السلام مشغول تدریس بودند و شاگردان هم پای درس ایشان بودند وقتی از دور امام جواد علیه السلام را دیدند پا برهنه به سوی آن حضرت رفتند و دست امام جواد علیه السلام را بوسیدند و به ایشان بسیار احترام کردند و امام جواد علیه السلام به ایشان خطاب کردند: بفرمایید بنشینید اما علی بن جعفر فرمود: چگونه من بنشینم در حالی که امام من ایستاده اند.
وی افزود: علی بن جعفر بعد از این که حضرت خواستند تشریف ببرند کفش های امام جواد علیه السلام را جفت کردند و به ایشان خیلی احترام گذاشتند و ایشان را بدرقه کردند و بعد هم به مجلس درس خودشان برگشتند و درس خودشان را ادامه دادند، شاگردان علی بن جعفر به ایشان اعتراض کردند که شما با این سن پیری و محاسن سفید نباید در برابر کودکی که هنوز به سن تکلیف نرسیده است این گونه رفتار کنید و خود را کوچک و حقیر نمایید، علی بن جعفر علیه السلام با آن درایتی که داشتند، فرمودند: خاموش باشید خداوند عزوجل این ریش سفید من را سزاوار امامت ندانست و این کودک را سزوار امامت دانست و به او چنین مقامی داد و آن فضیلت را من ندارم و به خدا پناه می برم از این سخنی که شما نسبت به من روا می دارید، امام جواد علیه السلام چنین جایگاه عظیمی را داشتند.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: ایشان حتی در سنین کودکی دنبال کارهای کودکانه و بازی های بچه گانه نمی رفتند و دارای وقار عجیبی بودند، نقل شده است که خلیفه عباسی وقتی عبور می کردند از یک محلی همه متوجه او شدند و دست از کار کشیدند بچه ها همه متوجه آن خلیفه شدند اما امام علیه السلام در سن کودکی هیچ اعتنایی به خلیفه عباسی نکردند، خلیفه عباسی خدمت امام علیه السلام رسید و علت بی اعتنایی را پرسید، حضرت فرمودند که من سرم به کار خودم بود و متوجه کار خودم بودم و لازم نبود که کارم را رها کنم و متوجه شما شوم و به هیچ وجه هیبت سلاطین آن حضرت را نگرفت و آن حضرت بی اعتنا به کارهای خودشان ادامه می دادند.
وی اضافه کرد: نقل شده است که خصوصیتی که در امام جواد علیه السلام است که به خاطر آن به حضرت «اعظم برکة» اطلاق شده است به خاطر این است که امام رضا علیه السلام تا سن چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده بودند و مخالفان هم امامت ایشان را و هم امامت بعد از امام رضا علیه السلام را زیر سوال می بردند و با به دنیا آمدن امام جواد علیه السلام همه این فتنه گری ها نقش بر آب شد.
استاد مسجد جامعی بیان داشت: خصوصیت دیگری که از حالات امام جواد علیه السلام نقل شده است، این است که حضرت خیلی وقت ها یاد مادرشان می کردند و یاد مظلومیت فاطمه زهرا سلام الله علیها می افتادند، در بحارالانوار جلد پنجاه صفحه 59 نقل شده است که حضرت در مواردی دست به زمین می زدند و سر مبارک را به آسمان بلند می کردند و مقدار زیادی به فکر فرو می رفتند و وقتی از حضرت سوال می شد که به چه جهت به این ترتیب دست به زمین زدید و سر را به جانب آسمان بلند کردید، حضرت می فرمودند به یاد مظلومیت مادرم افتادم و مصیبت هایی که بر مادرم سلام الله علیها وارد شد.
وی افزود: باز در احوالات امام جواد علیه السلام نقل شده است که وقتی امام رضا علیه السلام در آخرین سفری بودند که به زیارت خانه خدا و عمره مشرف شده بودند در کنار حجر اسماعیل امام رضا علیه السلام خیلی گریه کردند و امام جواد علیه السلام هم بعد از پدرشان شروع به گریه کردند، امام رضا علیه السلام نتوانستند ایشان را آرام کنند بعد از اینکه امام رضا علیه السلام علت گریه ایشان را پرسیدند با این که ایشان حدودا چهار ساله بودند، فرمودند که من دیدم شما به گونه ای زیارت کردید و وداع کردید که دیگر خانه خدا را نخواهید دید و متوجه شدم که این آخرین سفر شما برای زیارت خانه خدا است و به خاطر این بود که من زیاد گریستم.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: باز هم از خصوصیات امام جواد علیه السلام نقل شده است که وقتی که این مقام علمی و دانایی امام جواد علیه السلام را خلفای عباسی متوجه شدند، امام جواد علیه السلام را از مدینه به بغداد احضار کردند، سفری که امام جواد علیه السلام نمی توانستند از آن سفر سرپیچی کنند اما به صورت ظاهری نسبت به ایشان ملاطفت نشان می دادند ولی در باطن بغض و دشمنی ایشان را در دل می پروراندند و در سن کودکی پیشنهاد ازدواج دختر مامون ام الفضل را به امام علیه السلام دادند، پیشنهادی که امام علیه السلام قادر به رد کردن آن نبودند، در حالی که امام علیه السلام هنوز به سن تکلیف نرسیده بودند و مجلس جشنی آراستند و بزرگان قوم را دعوت کردند و مامون دختر خود ام الفضل را به ازدواج امام علیه السلام در آورد.
وی اضافه کرد: خصوصیت دیگری که باز در احوالات امام جواد علیه السلام نقل شده است این است که حضرت در جمع کثیری از بزرگان به مناظره فراخوانده شدند و شخصی به نام یحیی بن اکثم که از بزرگان علمی آن زمان به شمار می رفت و در فقه تبحر فوق العاده ای داشت سوالی مطرح کرد که امام علیه السلام نتواند پاسخ آن سوال را بگوید و امام علیه السلام در جمع مفتضح و تحقیر شود در حالی که همین سوال باعث بالا رفتن و بزرگ شمردن مقام امامت شد در این مجلس باشکوه یحیی بن اکثم که از بزرگان علمی آن زمان بود از امام جواد علیه السلام که در آن وقت هشت ساله بود اجازه گرفت که سوالی از ایشان بپرسد.
استاد مسجد جامعی بیان داشت: یحیی بن اکثم پرسید: اگر شخصی که محرم است حیوانی را شکار کند، تکلیفش چیست؟ امام جواد این مساله را به 24 وجه تقسیم کردند که موجب حیرت افرادی که در آن جمع بودند، شد امام فرمودند که آیا این شخصی که شکار کرده است شکار را در محدوده حرم کشته است و یا در خارج حرم به تعبیر دیگر آیا در چهار فرسخی حرم کشته است و یا در خارج از چهار فرسخی حرم، سوال دوم این که این شخص که شکار کرده است آیا عالم به حرمت شکار کردن در حال احرام بوده است و یا جاهل به حرمت بوده است.
وی خاطرنشان کرد: سوال سوم این که آیا عمدا شکار کرده است و یا این که به خطا شکار کرده است، سوال چهارم این که آیا این شخصی که شکار کرده است آزاد بوده است و یا عبد بوده است، سوال دیگر این بود که این شخص آیا صغیر بوده و به سن بلوغ نرسیده بوده است و یا این که کبیر بوده است، سوال دیگر این که آیا این اولین شکاری بوده است که مرتکب شده است یا چندمین بار است که شکار کرده است، سوال دیگر این که شکار او از پرندگان بوده است یا از غیر پرندگان و سوال دیگر این که آیا این شکار حیوان کوچکی بوده است یا بزرگ.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: امام این سوال ها را مطرح کردند و باز هم سوال کردند که آیا این شکار در شب صورت گرفته است و یا در روز، سوال دیگر این بود که آیا احرام عمره بوده است و یا احرام حج، سوال دیگر این بود که آیا انجام چنین کاری را برای دفعات بعد هم انجام خواهد داد یا از این کار خود پشیمان شده است این جا بود که یحیی بن اکثم در پاسخ به سوالات امام متحیر شد و آثار ناتوانی و زبونی در چهره اش آشکار شد و زبانش به لکنت افتاد به طوری که حضار مجلس ناتوانی یحیی بن اکثم را در مقابل حضرت دریافتند.
وی اضافه کرد: این جا بود که مامون گفت خدا را بر این نعمت سپاسگذارم که آن چه من اندیشیده بودم، همان شد و در همان مجلس عقد ازدواج دخترش با امام علیه السلام را اجرا کرد سپس به بزرگان خاندان خود گفت آیا اکنون آن چه را نمی پذیرفتید، دانستید؟ مامون رو به امام جواد علیه السلام کرد و گفت: خوب است احکام هر یک از این موارد کشتن صید در حال احرام را مطرح کنید.
استاد مسجد جامعی در ادامه بیان داشت: امام در جواب مامون فرمود: اگر شخص محرم در حل یعنی خارج از حرم شکار کند و شکارش از پرندگان بزرگ باشد، کفاره اش یک گوسفند است و اگر در حرم بکشد، کفاره اش دو برابر است و اگر جوجه پرنده ای را در بیرون حرم بکشد، کفاره اش یک بره است که تازه از شیر گرفته شده است و اگر آن را در حرم بکشد هم بره و هم قیمت آن جوجه را باید پرداخت کند و اگر شکار از حیوانات وحشی باشد چنانچه گورخر باشد، کفاره اش یک گاو است و اگر شتر مرغ باشد، کفاره اش یک شتر است و اگر آهو باشد کفاره آن یک گوسفند است.
وی اضافه کرد: اگر هر یک از اینها را در حرم بکشد کفاره اش دو برابر می شود و اگر شخص محرم کاری کند که قربانی بر او واجب شود، اگر در احرام حج باشد باید قربانی را در منا ذبح کند و اگر در احرام عمره باشد باید آن را در مکه قربانی کند، کفاره شکار برای عالم و جاهل به حکم یکسان است منتهی در صورت عمد علاوه بر وجوب کفاره گناه نیز کرده است ولی در صورت خطا گناه از او برداشته شده است، کفاره شخص آزاد بر عهده خود اوست و کفاره برده بر عهده صاحب او است و بر صغیر کفاره نیست و بر کبیر کفاره واجب است و عذاب آخرت بر کسی که از کرده اش پشیمان است برداشته می شود ولی آن که پشیمان نیست، کیفر خواهد دید.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: مامون به حضرت امام جواد علیه السلام عرض کرد: احسنت یا اباجعفر خدا به تو نیکی کند، حال خوب است شما نیز از یحیی بن اکثم سوالی کنید، همان طور که او از شما سوالی پرسید در این هنگام ابوجعفر به یحیی فرمود: بپرسم، یحیی بن اکثم گفت: اختیار با شما است فدایت شوم، اگر توانستم پاسخ می گویم وگرنه از شما بهره مند می شوم، ابوجعفر فرمود: به من بگو در مورد مردی که در بامداد با زنی نکاح کرد و آن گاه نگاهی که در بامداد کرده است، حرام می شود و چون روز بالا می آید آن زن بر او حرام می شود و چون ظهر می شود، باز بر او حرام می شود و چون وقت عصر می رسد بر او حلال می گردد و چون آفتاب غروب می کند بر او حرام می شود و چون وقت عشا می شود بر او حلال می شود و چون شب به نیمه می رسد بر او حرام می شود و به هنگام طلوع فجر بر وی حلال می گردد.
وی در ادامه افزود: این چگونه زنی است و با چه چیزی حلال و با چه چیزی حرام می شود که یک زن در فاصله یک شبانه روز چندین بار بر مردی حرام و مجددا بر او حلال می شود، یحیی گفت: نه به خدا قسم من به پاسخ این پرسش راه نمی برم و نمی دانم و سبب حلال و حرام شدن آن زن را نمی دانم، اگر صلاح می دانید از جواب آن ما را مطلع سازید.
استاد مسجد جامعی در ادامه بیان داشت: ابوجعفر علیه السلام فرمودند: این زن کنیز مردی بوده است و در بامداد مرد بیگانه ای به او نگاه می کند و آن نگاه حرام است و چون روز بالا می آید کنیز را از صاحبش می خرد و بر او حلال می شود چون ظهر می شود او را آزاد می کند و بر او حرام می گردد چون عصر فرا می رسد او را به نکاح خود در می آورد و بر او حلال می شود و در هنگام غروب او را ظهار می کند و مجددا بر او حرام می شود و موقع عشا کفاره ظهار می دهد و مجددا بر او حلال می شود چون نیمی از شب می گذرد او را طلاق می دهد و بر او حرام می شود و هنگام طلوع فجر رجوع می کند و زن به او حلال می گردد.
وی افزود: در این هنگام مامون به حاضران گفت آیا در میان شما کسی هست که این گونه سوال کند و این گونه جواب دهد. آنان به اتفاق گفتند: کسی را در علم و فضل مانند ابوجعفر نمی شناسیم، مامون گفت: وای بر شما به خدا سوگند او از خاندانی است که بزرگ و کوچک در آنها یکسان است و آنها علم و کمال را از یکدیگر به ارث می برند و آخرین و اولین آنها با هم یکی هستند و مواردی از این قبیل نیز در روایات بیان شده است که مقام رفیع و جایگاه منیع امام جواد علیه السلام را بیان می فرماید.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: در مجلسی دیگر از حضرت سوالی درباره قطع دست سارق می پرسند که در قرآن کریم بیان شده است، «السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما» که از کجای دست باید قطع شود که امام علیه السلام نظر بزرگان فقهای اهل سنت را تخطئه فرمودند که تمسک کرده بودند به آیه تیمم «فامسحوا بوجوهکم و ایدیکم» که باید از مرفق قطع شود و همچنین آیه غسل و همچنین آیه ای که از مچ باید قطع شود. ایشان هم آیه غسل و هم آیه تیمم و هم آیه وضو را تخطئه فرمودند که برای سارق قابل تمسک نیستند و حکمی را با توجه به آیه «أن المساجد لله فلا تدعوا مع الله أحدا» بیان کردند.
وی اضافه کرد: ایشان با توجه به آیه فرمودند که کف دست و محل اتصال انگشتان باید در موقع نماز سجده گاه قرار گیرد و بر آن سجده شود و سارق هم باید سجده گاهش محفوظ بماند و باید فقط انگشتان سارق را قطع کرد و به این گونه برتری امام علیه السلام بر سایرین آشکار گردید و بزرگان اهل سنت به جایگاه رفیع علمی امام جواد علیه السلام اذعان کردند. سبط بن جوزی دانشمند مشهور سنی می گوید: «امام جواد در علم و تقوا و زهد و بخشش همچون پدرش یگانه بود.»
استاد مسجد جامعی بیان داشت: شخص دیگری که از بزرگان اهل سنت است و از سنی های متعصب است، «ابن حجر» است که راجع به امام جواد علیه السلام می نویسد مامون او را به دامادی خویش برگزید، چرا که با وجود کمی سن از نظر علم و دانش و حلم و بردباری از همه دانشمندان زمانش برتر بود. «جاهز عثمان معتضدی» که از مخالفان خاندان امیرالمومنین علیه السلام است، امام جواد علیه السلام را با اوصاف علم و زهد و عبادت و شجاعت و سخاوت و پاکی ستوده است و ایشان را از خاندانی دانسته که نظیری بر ایشان نیست و لذا مدح ایشان را بیان داشته است.
وی افزود: شخص دیگری از علمای اهل سنت گفته است که مامون پیوسته شیفته ایشان بود زیرا با وجود کمی سن، فضل و علم و کمال خودشان را نشان دادند و عظمت خودشان را نزد همگان آشکار کرده بودند چنین شخصیتی با وجود کمی سن امام شیعیان است ولی از جهت دانایی و توانایی و علم در قله رفعت است. در ثواب زیارت امام جواد علیه السلام از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که هر کس امام جواد علیه السلام را زیارت کند، مانند کسی است که پیامبر و امیرالمومنین علیهما السلام را زیارت کرده باشد و همان فضلی که برای زیارت موسی بن جعفر علیه السلام است برای امام جواد علیه السلام هم وجود دارد.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: عمر امام جواد مانند گل کوتاه بود و در همان مدت کوتاه مظلومیت و محرومیت بسیار زیادی دیدند و زجر و شکنجه و تبعید و تهدید فراوانی را چشیدند و از زندگانی خود کام و لذتی بر نگرفتند هر چند این خاندان اهل دنیا و کامیابی مادی نبودند و امام جواد علیه السلام در سال 220 هجری با دسیسه معتصم توسط همسرش ام الفضل دختر مامون یا یکی از وزیران دربار به شهادت رسیدند و در آن هنگام بیش از 25 سال نداشتند.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: احادیث گهرباری از ایشان نقل شده است از جمله این که ایشان فرمودند: «مومن احتیاج به سه خصلت دارد اول توفیق از طرف خداوند دوم وجدان بیدار؛ واعظی که از جانب خود او را پیوسته موعظه کند و سوم پذیرفتن نصیحت از کسی که او را پیوسته نصیحت می کند.» خدا به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم ما را قدردان ائمه هدی علیهم السلام و متمسک به ولایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام قرار دهد. خداوند ما را مرضی نظر امام جواد علیه السلام قرار دهد، خدا خیر دنیا و آخرت را نصیب همه ما گرداند و شر دنیا و آخرت را از شیعیان امیرالمومنین علیه السلام دور فرماید و امیدواریم که همه ما شیعیان خوبی برای آن حضرت باشیم. /260/42/20
دیدگاه جدیدی بگذارید