قرب ایشان به پروردگار و درجه محبوبیت ایشان در نزد اولیاء خدا از نامه ای که حضرت اباعبدالله سیدالشهدا علیه السلام خطاب به اهل کوفه نوشتند مشخص می شود.
استاد رضا معدنی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: صحبت کردن راجع به حضرت مسلم بن عقیل یعنی صحبت کردن از بالاترین فضایل اخلاقی که می توان راجع به یک شخصیت انسانی بیان داشت. اگر کسی بخواهد جناب مسلم بن عقیل را بشناسد باید رجوع کند به فضایلی که علمای اخلاق برای هر کدام از آن فضیلت ها کتاب مفصلی نوشتند مثل تقوا و شجاعت و علم و مروت که اگر در مورد همه اینها بخواهیم صحبت کنیم به طول می انجامد.
وی افزود: حضرت مسلم یک مجسمه تمام عیار از این صفات بارز اخلاقی و الهی بودند چه در میدان علم و چه در میدان تقوا و چه در ناحیه ورع و چه از حیث شجاعت و چه در مورد مروت که ایشان همه اینها را در مرتبه اعلی دارا بودند و به منصه ظهور رساندند اما قرب ایشان به پروردگار و درجه محبوبیت ایشان در نزد اولیاء خدا از نامه ای که حضرت اباعبدالله سیدالشهدا علیه السلام خطاب به اهل کوفه نوشتند مشخص می شود.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: عبارتی که امام حسین علیه السلام خطاب به اهل کوفه نوشتند بدین مضمون است: «من الحسین بن علی الی الملاء من المومنین و المسلمین اما بعد... و انا باعث الیکم أخی و ابن عمی و ثقتی من اهل بیتی مسلم بن عقیل» عبارت می فرماید ولو این که ایشان از ارحام سیدالشهدا بودند، پسر عموی سید الشهدا علیه السلام و مفتخر به دامادی امیرالمومنین علی علیه السلام و همسر حضرت رقیه بنت امیرالمومنین بودند ولی ائمه هر کسی را شایسته ثقتیت خودشان نمی دانند.
وی اضافه کرد: ممکن است انسان داماد یک خانواده ای باشد اما از حیث افکار و آراء و اندیشه با آن خانواده آن هم خانواده عصمت و رسالت و خلافت اللهی، قرابت و همخوانی نداشته باشد اما می بینیم دامادشان هم به فضل پروردگار این چنین بوده است که مازاد بر همخونی با آنها هم خوانی هم داشته اند که حضرت سید الشهدا علیه السلام در موردشان می فرمایند: «أنا باعث الیکم اخی» در حالی که حضرت مسلم بن عقیل برادر رحمی امام حسین علیه السلام نبودند بلکه پسر عموی ایشان بودند اما این عبارت نشانگر این است که امام حسین علیه السلام ایشان را از لحاظ نزدیکی روحی و فکری برادر خود می پنداشتند.
استاد معدنی بیان داشت: در ادامه این نامه حضرت سیدالشهدا علیه السلام می فرمایند: «و ثقتی من اهل بیتی» اگر کسی بخواهد شخصیتی را به سمت شهر و جمعیتی گسیل بدارد، آن هم شهر کوفه که دارای قبایل و عشایر مختلف و متعدد بودند و هر قبیله ای هم دارای فکر و عقیده ای خاص بودند ولو این که اکثرشان شیعه بودند اما خیلی از آنها هم از اهل خلاف و تابعین معاویه بودند با وجود این شرایط باید یک شخصیت با همه ابعاد سفارت چه از جنبه علمیت و چه از جنبه مدیریت و چه از جنبه شجاعت به سمت آن شهر گسیل می دادند.
وی خاطرنشان کرد: در اطراف حضرت اباعبدالله علیه السلام اشخاصی بودند که از حیث سنی و سابقه در اسلام با سابقه تر از حضرت مسلم بن عقیل بودند اما امام حسین علیه السلام ایشان را انتخاب کردند حتی در بعضی از مقاتل و تواریخ دارد که حضرت مسلم بن عقیل یا از باب تطیر به شر و فال بد یا از هر جهت دیگر وقتی خواستند مقداری از این حکم عقب بنشینند، حضرت اباعبدالله علیه السلام فرمودند: «فامض الی ما وجّهتک الیه» نه همان کاری را که من به شما امر کردم انجام بده در حالی که اگر در مورد شخص دیگری بود حضرت می فرمودند: «اگر نمی خواهی بروی نرو» که موید این مطلب برداشتن بیعت در شب عاشورا بود با وجود این که در آن لحظه حساس انسان به اعوان و انصار بیشتری نیاز دارد مشاهده می کنیم که حضرت بیعت خود را برداشتند.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: این مساله دلالت بر این دارد که آن ثبات قدمی که حضرت در جناب مسلم بن عقیل می دیدند و آن تقوا و شجاعت و علمیتی که در ایشان وجود داشت سبب این انتخاب شد که عبارت «و ثقتی من اهل بیتی» به صورت خیلی زیبایی این مطلب را نشان می دهد. آن کسی که من از اهل بیت خودم به او اطمینان دارم و ثقه من است به این معنا که هر چه او بگوید من قبول دارم و دروغ در کلام و گفتار و کردار این شخص وجود ندارد، در ادامه این نامه حضرت می فرمایند «فإن كتب إلي أنه قد أجمع رأي أجلائكم و ذوي الحجى و الفضل منكم على مثل ما قدمت به رسلكم و قرأت كتبكم قدمت عليكم» یعنی اگر جناب مسلم بن عقیل «فإن کتب إلی» برای من بنویسد، هر چه او بگوید من قبول دارم.
وی اضافه کرد: حجت خدا و کسی که ثقة الله است در مورد شخصی مثل حضرت مسلم بن عقیل تعبیر ثقتی دارند، سالها تلاش نیاز است که کسی به این مرحله رسد ما از این تعابیر راجع به افراد کم داریم و افراد انگشت شماری هستند که ائمه معصومین علیهم السلام در مورد آنها بیان کنند که این شخص ثقه من است، مگر در بین اصحاب هر امامی چند ثقه وجود دارد؟ در بین اصحاب سیدالشهدا علیه السلام یکی از این افراد حضرت مسلم است که ثقه ایشان است و آن هم از میان اهل بیت ایشان که این همه نسبت به امام حسین علیه السلام ایثار و فداکاری داشتند با این وجود آن حضرت ایشان را نسبت به این کار مقدم می کنند.
استاد معدنی بیان داشت: از لحاظ جنبه علمیت همین بس که حضرت ایشان را برای سفارت در یک شهری گسیل داشتند که از انواع و اقسام افکار و آرا و عشایر در آن جا حضور داشتند و شخصی باید بر آنها سفارت می داشت که عالم به کتاب و سنت باشد و به تعبیر امروزی که مصطلحا می گویند، باید یک مجتهد تمام عیار باشد، اگر جناب مسلم بن عقیل در زمان ما بود قطعا ایشان از اعلم صاحبین فتوا بودند چون قطعا مردمی که جناب مسلم به سمت آنها فرستاده شدند، مسائل شرعی را از حضرت آموزش می دیدند و جناب مسلم بن عقیل هم برای احیای دین که متشکل از عقاید و احکام و مسائل شرعی است از طرف اباعبدالله الحسین علیه السلام به سمت کوفه رفتند که در این زمینه ها لازم است کسی گسیل داشته شود که عالم به تمام این جهات باشد چه در اصول عقاید و چه در مسائل شرعی و غیر ذلک.
وی خاطرنشان کرد: اگر ذره ای حضرت اباعبدالله می دانستند که از جنبه علمیت حضرت مسلم بن عقیل قصوری در این مرحله دارند هیچ وقت ایشان را به عنوان سفیر خود نمی فرستادند اما از جنبه ورع ایشان می دانیم وقتی که ایشان وارد کوفه شدند، چندین هزار درهم و دینار توسط ایشان برای بیت المال و تقویت لشکر سیدالشهدا علیه السلام جمع شد مع الوصف ایشان هفتصد درهم بدهی داشتند که در وقت وصیت به عمر سعد ملعون گفتند که من وصیت می کنم که این زره و اسب من را از کسانی که غصب کردند، بگیرید و بفروشید که من هفتصد درهم بدهی دارم که این نشان دهنده ورع حضرت است کما این که وقتی یک مجتهد وجوهاتی در نزدش جمع بود ولو این که می تواند از آن بردارد اما با این حال بهتر است ورع به خرج دهد و از آن مال برندارد و می بینیم که حضرت مسلم بن عقیل صاحب ورع بودند که یک مرحله ای مازاد بر تقوا است.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: این که بیان می کنم که ایشان یک مجتهد تمام عیار بودند به این خاطر است که این وجوهات در نزد ایشان بوده است اما ایشان هفتصد درهم از آن را بر نداشتند تا از بیت المال ذمه خودشان را بپردازند این مساله نشان دهنده ورع ایشان است که مشت نشان دهنده خروار است، در میدان شجاعت هم ایشان همین طور بودند، در تواریخ است که ایشان به قدری شجاعت به خرج دادند که یک مرد کامل را با یک دست می گرفتند به پشت بام پرت می کردند و این مساله بعید هم نیست در حالی که امروزه هم می بینیم که در مجامع ورزشی یک وزنه بردار وزنه های فوق العاده سنگین را به راحتی بر می دارد، اینها مسائلی نیستند که انسان آنها را استبعاد کند و بگوید جزء منکرات تاریخی و از جمله مسائل غلوآمیز هستند.
وی افزود: در آن زمان شجاعت انسان های شجاع، شگفت انگیز بود و یکی از آن نمونه ها همین مساله است که ایشان یک تنه در مقابل آن صف خبیثان از لشگر عبیدالله بن زیاد ایستادند و آنها را عاجز کردند به طوری که سردار لشگر عبیدالله بن زیاد نامه ای برای عبیدالله فرستاد بدین مضمون که: «آیا تو فکر کردی که ما را به سوی یکی از بقال های کوفه گسیل داشتی؟ ما نمی توانیم در مقابل جناب مسلم بن عقیل صف آرایی کنیم.»
استاد معدنی بیان داشت: عظمت دیگر ایشان در باب مناظره ای که با عبیدالله بن زیاد داشتند هویدا می شود ایشان در یک مناظره مختصر با این که تا زمان شهادتشان فرصت خیلی زیادی نبود اما در همین فرصت محدود عبیدالله بن زیادی که ادعا داشت تمام کوفه را در تسخیر خودش دارد و آنها را با حیله و نیرنگ عاجز کرده است با چند جمله که برگرفته از آیات و احکام و تعالیم اهل بیت علیهم السلام بود عاجز کردند و ماهیت پلید دستگاه بنی امیه را آشکار ساختند و حجت را بر آنها تمام کردند، اینها همه نمونه ها و فضایل اخلاقی ای بود که در کالبد جناب مسلم بن عقیل وجود داشت و ایشان همه اینها را به منصه ظهور رساندند.
وی در انتهای سخنانش گفت: تا تاریخ، تاریخ است و این دنیا بر جا است شخصیت حضرت مسلم بن عقیل همچون یکی از ستارگان تابناک آسمان امامت و ولایت می درخشد چرا که قدمی به سوی حرکت الله برداشتند و برای ما هم الگو هستند که انسان باید در مکتب ولایت اهل بیت علیهم السلام چگونه باشد و با جان و مال و عرض و هر آن چه که می تواند این مکتب را به پیش برد و لحظه ای فطور و قصور در این راه را روا نداند و ما در زمان خودمان به جناب مسلم بن عقیل هایی که در حوزه های علمیه برای حضرت حجت علیه السلام نقش ایفا کنند، احتیاج داریم./260/20/20
دیدگاه جدیدی بگذارید