تمام یاران امام حسین علیه السلام با همین روش های قشنگ و زیبایی که قرآن کریم فرموده است با آن حضرت همراه شدند و این یاران این قدر بزرگ بودند که در شب عاشورا آن حضرت به آنها فرمودند بین دو انگشت مرا نگاه کنید و جایگاه هر کدام از آنها را در بهشت به آنها نشان دادند و بعد فرمودند هیچ اصحابی نزد من عزیزتر از شما یاران نیستید.
استاد حسین فلاح مبارکه در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: روش های تبلیغی چند گونه است وقتی به آموزه های دینی و خصوصا قرآن کریم نگاه می کنیم، می بینیم سه روش برای تبلیغ دین بیان کرده اند که وقتی به این سه روش نگاه می کنیم، می بینیم سیدالشهدا علیه السلام در مسیر حرکتشان از همین طریق به تبلیغ پرداختند قرآن کریم در آیه 125 سوره نحل می فرماید: «أدع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسن إن ربک هو أعلم بمن ضل عن سبیله و هو أعلم بالمهتدین» خداوند سبحان در این آیه می فرمایند مردم را با حکمت و موعظه نیکو و جدال نیکوتر به دین خدا دعوت کن همانا خداوند به کسی که از مسیر حق گمراه شده است و کسانی که هدایت شده اند داناتر است.
وی افزود: قرآن کریم به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید که این سه طریق را در تبلیغ دین استفاده کن اول حکمت و برهان عقلی که می بینیم که امام حسین علیه السلام هم از همین گزاره استفاده کردند، امام حسین علیه السلام می فرمایند: «بنی امیه قومی هستند که پیروی از شیطان را برگزیدند و از اطاعت خداوند سرباز زده اند و فساد را در زمین آشکار ساختند و حدود و احکام الهی را تعطیل نمودند، حلال خدا را حرام و حرام او را حلال کردند و من به جهت نزدیکیم به رسول خدا برای مبارزه با اینها سزاوارترم.» در این کلام می بینیم یک دلیل منطقی و محکم و یک برهان عقلی هدف سید الشهدا علیه السلام از قیام را بیان می کند.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: فرق حکمت و موعظه این است که در موعظه از بعد عاطفی هم استفاده می شود و می بینیم که امام حسین علیه السلام از بعد عاطفی هم کلمات زیادی را بیان فرمودند از جمله پس از این که لشکر حر بن یزید ریاحی از حرکت امام حسین علیه السلام ممانعت کرد و سد راه امام حسین علیه السلام شد ایشان به اصحابشان دلداری دادند و فرمودند: «إنه قد نزل بنا من الأمر ما قد ترون و إن الدنیا قد تغیرت و تنکرت و أدبر معروفها و استمرت ألا ترون أن الحق لا یعمل به و أن الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المومن فی لقا الله محقاً و إنی لا أری الموت إلا السعادة و لا الحیاة مع الظالمین إلا برما.»
وی در بیان معنای این سخن امام حسین علیه السلام بیان داشت: شما آن چه بر سر ما می آید را می بینید راه و رسم روزگار عوض شده است و روی زشت آن آشکار شده است و از خوبی جز مقدار اندکی به جا نمانده است آیا نمی بینید کسی به حق عمل نمی کند و باطل حد و نهایتی ندارد و در چنین وضعیتی مومن خواستار شهادت در راه حق است و به یقین لقا پروردگار را آرزو می کند و من در چنین شرایطی مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز ذلت و ننگ نمی بینم.
استاد فلاح مبارکه گفت: امام حسین علیه السلام با بیان این نکات درست نقطه عاطفی اصحابش را در نظر گرفته است و از این طریق شوری حماسی در آنها ایجاد می کند همان طوری که وقتی به گریه بر امام حسین نگاه می کنیم می بینیم این گریستن هم از بعد عاطفی نشات می گیرد و منشا خیرات کثیری می شود؛ مرحوم امام می فرمودند: «این خون سیدالشهدا است که خون های ملت های اسلامی را به جوش آورده است» یا در جایی دیگر می فرمایند: «این گریه بر امام حسین علیه السلام است که نهضت را زنده نگه داشته است.»
وی افزود: روش دیگری که قرآن برای تبلیغ معرفی می کند مناظره است «جادلهم بالتی هی أحسن» جدال به معنای سخن گفتن از طریق نزاع و غلبه جویی است، هدف یک مناظره این است که خصم را ساکت کنیم خصمی که حرف منطقی به گوشش نمی رود با جدال احسن باید حرف او را کنار بزنیم. امام حسین علیه السلام از همین جدال أحسن استفاده می کنند و در جاهای مختلفی با اهل کوفه مجادله می کنند و برای گرفتن اقرار از آنها با این روش یعنی روش مجادله سخن می گویند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در کتاب احقاق الحق و ازهاق الباطل مرحوم شوشتری جلد 11 صفحه 317 از امام حسین علیه السلام نقل است که ایشان می فرمایند: «الست انا ابن بنت نبیکم و ابن اول المومنین ایمانا و المصدق لله و رسوله، ألیس حمزة سید الشهدا عمّی و ألیس جعفر الطیار فی الجنان عمی، ألیس قال جدی صلی الله علیه و آله و سلم إن هذین ولدای سیدا شباب اهل الجنة من الخلق أجمعین» ای اهل کوفه آیا من فرزند دختر پیامبرتان و فرزند اولین ایمان آورنده و تصدیق کننده رسول خدا نیستم، آیا حمزه سیدالشهدا عمویم نیست، آیا جعفر بن ابیطالب که به او عشق می ورزید و در بهشت پرواز می کند عمویم نیست مگر نشنیدید که جدم رسول خدا فرمودند این دو یعنی حسن و حسین آقایان تمام جوانان اهل بهشت هستند.
وی اضافه کرد: طرق دیگری هم برای تبلیغ وجود دارد که قرآن در جاهای دیگری بیان می کند که یکی از آنها تبشیر و انذار است که خدای متعال می فرماید: «ای پیغمبر ما تو را به عنوان بشیر و نذیر فرستادیم» امام حسین علیه السلام هم از این مقوله استفاده کردند، امام علی علیه السلام در کتاب نهج البلاغه کلمات قصار شماره 90 می فرمایند: «الفقیه کل الفقیه من لم یقنط الناس من رحمة الله و لم یؤیسهم من روح الله و لم یومنهم من مکر الله» فقیه و عالم کامل کسی است که مردم را از رحمت خدا ناامید نکند و از لطف و مهر خدا آنها را مایوس نگرداند و آنها را از مجازات غافلگیرانه خدا نیز ایمن نسازد. طلبه ها نباید به گونه ای باشند که این قدر از شفاعت امام حسین علیه السلام بگویند که مردم بر گناه جری شوند و یا از آن طرف این قدر تنگ بگیرند که مردم ناامید شوند این کلام امیرالمومنین علیه السلام است که مردم را بین تبشیر و انذار قرار دهیم.
استاد فلاح مبارکه بیان داشت: یکی از طرق دیگر تبلیغ یادآوری نعمت هایی است که خدا به ما داده است ما باید مردم را از ناامیدی در آوریم نعمت هایی که کتمان می کنیم و قرآن در سوره الرحمن 31 بار تکرار فرموده است: «فبای آلاء ربکما تکذبان» را آشکار کنیم در سوره نحل هم وقتی چهل نعمت را می شمارد می فرماید: «إن تعدوا نعمة الله لا تحصوها» نعمت های خدای سبحان قابل شمارش نیست وقتی مشکل کوچکی در زندگی ما پیش می آید نباید ناامید شویم بلکه باید از نعمت هایی که خدا به ما داده است، قدردانی کنیم؛ قرآن کریم در این باره به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سفارش می فرماید: «و أما بنعمة ربک فحدث».
وی خاطرنشان کرد: امروز امنیتی که ام القرای اسلامی و مملکت شیعه اثنی عشری دارد و این نعمت امنیت و آسایش و ولایت و دین داری و نعمت رهبری یک فقیه بزرگوار را باید به مردم بگوییم که این نعمت ولایت کم نعمتی نیست «و أما بنعمة ربک فحدث» طلبه ها خیلی خوب است که این مسائل را رعایت کنند و به مردم امید دهند و به مردم امیدواری و آسایش و نعمت ولایت را گوشزد کنند که واقعا این نعمت ولایت مخفی است و مثل ما و این نعمت ولایت مثل ماهیانی است که در دریا زندگی می کنند اما به نعمت دریا متذکر نمی شوند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: یکی دیگر از راه های تبلیغ دین تکریم شخصیت است هر جایی که می رویم باید شخصیت ها را اکرام کنیم و تکریم شخصیت خود و دیگرانی که در مسیر حق هستند را باید انجام دهیم «من کرمت علیه نفسه هانت علیه الدنیا» این قدر نفستان را بزرگ بشمارید این قدر خودتان را عزیز بشمارید که دنیا برای شما خوار شود، چیزهایی که اکثر الناس دنبالش هستند برای یک انسان مومن و با خدا خوار می شود.
وی افزود: امام زمان علیه السلام در تکریم یکی از اصحاب امام حسین علیه السلام می فرمایند: «السلام علی یزید بن ثبیت القیسی السلام علی عبدالله و عبیدالله بن یزید بن ثبیت القیسی» امام زمان علیه السلام می فرمایند: «سلام بر یزید بن ثبیت قیسی بنده خالص خداوند» که این روش پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام بوده است، امام صادق علیه السلام هم در این باره نسبت به زراره خیلی احترام می گذارند.
استاد فلاح مبارکه بیان داشت: تمام این روشهای دیگر تبلیغی هم مانند برهان و جدال احسن اثر گذار بوده است و امام حسین علیه السلام به وسیله این روش های تبلیغی یاران عزیزی را جمع کرده اند مثل زهیر بن قین و قیس بن مسهر صیداوی که حامل نامه امام به بزرگان شیعیان بصره بود که این شخصیت این قدر عزیز بود که نمی گذارد نامه به دست ماموران یزید بیفتد او کسی است که مدت زیادی نیست که همراه امام حسین علیه السلام شده است اما در همین مدت کوتاه آن قدر عزیز شده است که حاضر است خودش کشته شود اما نامه امام حسین علیه السلام به دست دشمنان نیفتد.
وی اضافه کرد: تمام یاران امام حسین علیه السلام با همین روش های قشنگ و زیبایی که قرآن کریم فرموده است با آن حضرت همراه شدند و این یاران این قدر بزرگ بودند که در شب عاشورا آن حضرت به آنها فرمودند بین دو انگشت مرا نگاه کنید و جایگاه هر کدام از آنها را در بهشت به آنها نشان دادند و بعد فرمودند هیچ اصحابی نزد من عزیزتر از شما یاران نیستید، شما کسانی هستید که در این بحبوحه که همه دشمنان دست به دست هم داده اند این گونه یار من شده اید و به یاری دین خدا برخواسته اید. به اندازه ای این خطبه دلنشین امام حسین علیه السلام در دل اصحاب اثر گذاشت که در شب عاشورا اصحاب یک به یک رجز خوانی کردند و برای امام حسین علیه السلام اظهار وفاداری کردند و زهیر بن قین بعد از این خطبه به امام حسین علیه السلام عرض کرد: «اگر من قطعه قطعه شوم و دوباره زنده شوم دست از یاری دین شما بر نخواهم داشت.»/20/20/260
دیدگاه جدیدی بگذارید