وقتی امام رضا علیه السلام از مامون پلید دستگیری می کنند ما هم امیدواریم که ایشان با ما هم چنین معامله ای کنند و رفع غم دنیا و عقبای ما را کنند و آتش جهنم را هم از ما دور کنند همان طور که آتش دنیا را از مامون و دشمنان خودشان دور کردند.
استاد رضا معدنی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: القاب امام رضا علیه السلام زیاد است اما آن چه که بین عامه و خاصه معروف است و اکثر مردم هم به آن توسل می کنند لقب مبارک رضا است حتی برخی گمان می کنند که نام خود حضرت هم رضا است و به ایشان رضا می گویند در حالی که نام حضرت که علی بن موسی علیه السلام است را نمی دانند.
وی افزود: رضا لقب خاص حضرت علی بن موسی علیه السلام است لذا راجع به آن توضیح مختصری می دهم چند وجه برای این مطلب وجود دارد که چرا حضرت را رضا لقب داده اند برخی از این وجوه از روایات به دست می آید که چون حضرت رضا علیه السلام به ولایت عهدی مامون راضی شدند ایشان را رضا گفته اند بنده حتی دیده ام که بعضی از متدینین هم به این حرف معتقد هستند در حالی که این حرف صحت ندارد و علت اصلی این مطلب که حضرت رضا سلام الله علیه را به این نام ملقب فرموده اند آن روایتی است که در عیون و علل و معانی الاخبار مرحوم شیخ صدوق ذکر شده است که خداوند سبحان و رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام از حضرت راضی بودند فلذا حضرت را رضا لقب داده اند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: روایتی که ذکر شد از جناب احمد بن ابی نصر بزنطی این گونه روایت شده است که خدمت حضرت جواد علیه السلام عرض کردند: «جمعی از مخالفین را چنان عقیده می باشد که پدر شما را مامون به رضا ملقب گردانیده است چون راضی به ولایت عهد شد» فرمود: «دروغ گفتند به خدا و به علت این دروغ فاسق شدند» پس مشخص می شود این که بعضی از مردم ما چنین اعتقادی دارند اعتقاد صحیحی نیست.
وی اضافه کرد: حضرت جواد علیه السلام می فرمایند این مطلب را مخالفین ما گفته اند و در خیلی از مسائل هم انسان وقتی به شیعه ها مراجعه می کند اعتقاداتی دارند که اصلا اصل و اساسش از اعدا و دشمنان شیعه بوده است و بعد کم کم این مطلب رنگ و لعابش را از دست داده است و شیعیان به آن مطلب معتقد شده اند، انسان با مراجعه به اخبار صحیح السند که از ائمه معصومین علیهم السلام در دسترس است، می تواند این شبهات را حل کند و یا این که می تواند در رابطه با این مسائل از علما و بزرگان سوال کند.
استاد معدنی بیان داشت: امام جواد علیه السلام در ادامه روایت می فرمایند: «بلکه حق تعالی ایشان را رضا نامیدند چون خدا در آسمان و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام بعد از آن در زمین از او راضی بودند» اگر علت فقط این باشد کبرایی است که برای همه ائمه علیهم السلام صادق است حضرت جواد علیه السلام سر این راز را بیان می فرمایند.
راوی از حضرت جواد علیه السلام این گونه سوال کرد: «هر یک از پدران تو چنین بودند و این اختصاص به پدرت ندارد.» فرمود: «بلی در مورد سایر پدران من موافقان و دوستان به امامتشان راضی بودند اما دشمنان و معاندان نسبت به امامت آنها راضی نبودند اما در مورد پدر من همه به امامت او راضی شدند و اقرار به جلالت و بزرگی او از موافق و مخالف و دوست و دشمن کردند و این نشد مگر از برای پدرم.»
وی خاطرنشان کرد: یکی از بزرگان در این مورد استکشافی کرده است و بیانی را در ذیل این روایت آورده است که از این بیان امام عزیز سر تلقب پدر بزرگوارشان به رضا از جانب خداوند دنیا و عقبی به واسطه این است که ایشان کمال رضا را بر تقدیرات الهیه داشتند و این مستلزم رضایت دشمن و دوست از ایشان بود چه آن که از برای هیچ یک از ائمه اطیاب در تمکن از خلافت و ریاست مثل ایشان اسباب فراهم نشد.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: یعنی علت آن راضی شدن دوست و دشمن این بوده است که ایشان بر تقدیرات الهیه کمال رضا را داشتند به این معنا که این اسباب برای باقی ائمه علیهم السلام فراهم نشده بود که از خلافت و ریاست مثل حضرت متمکن شوند و چند حصر برای این مطلب بیان می کنند که رضایت دوست و دشمن منحصر به ایشان بوده است.
وی افزود: از جمله آن حصرها این چند مورد است اول این که ولی عهد بودن با عز و تمکین از برای هیچ یک از ائمه طاهرین علیهم السلام میسور نشد و تمکین نمودن تمام لشکر از آن جناب که از برای هیچ یک از ائمه علیهم السلام حاصل نشد و کفایت می کند از برای تصدیق این وجه اخیر که تمام لشکر و حتی خود مامون نیز دست به دامن حضرت شدند در این جا روایتی را ذکر می کنند که برادر فضل بن سهل که وزیر مامون بود فردی به نام حسن بن سهل بود که در فن نجوم تبحر خاصی داشت و برای برادرش نامه می نویسد که من نظر کردم در تحویل امسال و دیدم در فلان چهارشنبه در فلان ماه اذیتی از حرارت آتش و آهن به تو می رسد و تو برای این که از نحوست این چهارشنبه مخصوص در امان باشی خودت و مامون و حضرت رضا علیه السلام باید به حمام بروید و حجامت کنید و خون بریزید تا به واسطه این خون ریختن نحوست آن روز از تو دفع شود.
استاد معدنی بیان داشت: در این جا لازم است این مطلب را بگویم که چیزهایی که منجمان ذکر می کنند نمی تواند مقدرات و آن چیزهایی که در آینده است را اخبار دهد و نمی توانیم به واسطه این گفته ها احکام شرعی و مقدرات خداوند سبحان را استکشاف کنیم این روایت هم بر این مطلب صحه می گذارد، حسن بن سهل همین مطلب را به مامون نوشت و مامون هم همین مساله را خدمت حضرت رضا علیه السلام عرضه کرد، حضرت فرمودند: «من که به حمام نمی روم تو هم نرو و فضل هم نرود.» مامون به فضل جواب داد که حضرت این گونه فرموده است، فضل دوباره اصرار کرد و برای مرتبه دوم حضرت فرمودند: «من نمی روم جدم رسول خدا را در خواب دیدم که مرا از این که با شما به حمام روم نهی کرده اند و صلاح تو و فضل را هم در این نمی بینم که به حمام بروید.»
وی افزود: به هر تقدیر مامون تشکر کرد و به حمام نرفت ولی فضل به حمام رفت و کشته شد یاسر که خادم حضرت رضا علیه السلام است نقل می کند که حضرت به من فرمودند: «صبح که شد به بالای بام برو ببین خبری است یا نه؟» یاسر می گوید: «من به بالای بام رفتم و دیدم همهمه زیادی است و مامون به طرف خانه حضرت رضا علیه السلام می آید.»
این استاد حوزه علمیه قم گفت: اصحاب و خدم و حشم فضل بن سهل به در خانه مامون آمده بودند و می خواستند در خانه او را آتش بزنند چون مامون و امام رضا علیه السلام و فضل چند منزل از شهر بیرون آمده بودند و عده سربازان مامون هم کم بود خدم و حشم فضل بن سهل توانسته بودند چنین فشاری را بر مامون آورند و در این حال خلیفه ای که ادعا داشت که خلافت برای او از صدر تا ساقه فراهم شده، دستگیر به امام رضا علیه السلام شده بود و به حضرت می گفت: «دستم به دامن شما کاری بفرمایید که شر این خدم و حشم و زیردستان وزیر مقتول از من کم شود.»
وی اضافه کرد: روایت این طور بیان می کند که دیدیم حضرت سوار شدند و از خانه بیرون آمدند و دیدیم جمعیت زیادی آمده بودند و آتش هم آورده بودند که خانه مامون را آتش بزنند پس حضرت فریاد زدند و با دست خود اشاره نمودند که متفرق شوید پس متفرق شدند و به خدا قسم بر روی هم می افتادند و می گریختند و ایشان به هر کس که اشاره می کردند، می دوید و می گریخت تا آن که جمعیت بالمره متفرق شدند و یک نفر باقی نماند و از آن منزل کوچ کردیم و بعد از کشته شدن فضل بن سهل مامون خدمت حضرت آمد و گریه می کرد و می گفت: «حال زمانی است که محتاج به تو می باشم یا اباالحسن باید مرا اعانتی در امور مردم کنی.» حضرت فرمودند: «تدبیر و فکر با توست و ان شاء الله ادا کردن با ما است.»
استاد معدنی بیان داشت: در این مساله تمام اسباب ظاهریه برای حضرت در انقلاب امر و انعکاس این قضیه فراهم شده بود مع ذلک حضرت این کار را نکردند که حکومت را بگیرند و با یک اشاره حضرت همه آن جمعیت متفرق شدند به هر تقدیر نسبت به تقدیرات الهیه ایشان رضا به قضا داده بودند و شاید سر اختصاص تلقب حضرت به رضا این باشد.
وی افزود: اصل تلقب حضرت رضا علیه السلام از جانب خداوند سبحان یک امر وحیانی بوده است کما این که در لوح حضرت فاطمه سلام الله علیها هم این مطلب نوشته شده است وقتی امام رضا علیه السلام از مامون پلید دستگیری می کنند ما هم امیدواریم که ایشان با ما هم چنین معامله ای کنند و رفع غم دنیا و عقبای ما را کنند و آتش جهنم را هم از ما دور کنند همان طور که آتش دنیا را از مامون و دشمنان خودشان دور کردند.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: یکی از علما در مورد لقب ایشان که رضا است می فرمایند می دانیم که خدای سبحان هزار و یک اسم دارد و این لقب حضرت رضا علیه السلام هم به حساب جمل هزار و یک می شود و اسامی خداوند هم هزار و یک است و شاید اشاره به این باشد که هزار و یک اسم خداوند سبحان هم مظهرش رضا باشد./260/20/20
دیدگاه جدیدی بگذارید